احمد* ۲۴ ساله یکی از معترضان شهر هرات است. سمیه* خواهر احمد در جریان هفته گذشته توسط امر بالمعروف بازداشت و زندانی شده بود. احمد با دیدن وضعیت دشوار خواهرش دو شب اصلا خواب نرفت. او میگوید:«شب همه بیدار بودیم و اصلا چشممان بسته نمیشد، فیسبوک را باز کردم دیدم که یک اعلامیه نشر شده بود که ساعت هشت در منطقهی «باهار» همه حضور به هم برسانید تا علیه این وضعیت اعتراض کنیم. من گفتم حتی اگر به قیمت جانم هم تمام شود، میروم و از حق خواهرم و از همه زنها دفاع میکنم، حتی اگر گلوله به جانم اصابت بکند.»
سمیه ۱۸ ساله به جرم پوشیدن مانتو و نپوشیدن چادر سیاه هراتی که حجاب مورد نظر طالبان است، بازداشت شد. او همراه با دوستش برای خرید رفته بودند. آنها التماس و گریه کردند و حتی مردم وساطت کردند که بگذارد بروند، اما گروه امر بالمعروف او را به زور سوار موتر نمودند، ابتدا به ریاست امر بالمعروف و بعد به محبس هرات بردند.
احمد میگوید ساعت ۱ بعد از ظهر خبر شد که خواهرش بازداشت شده است. او همراه با برادران و پدرش، هراسان به دنبال موترهای گشت امر به معروف میگشتند تا خواهرشان را پیدا کنند. آنها به ریاست امر به معروف رفتند، اما او را آنجا نیافتند.
«نزدیکای شام از یک شماره ناشناس زنگ آمد و اسمم را پرسید. از من خواست که به آنجا بروم. به آنجا رفتم. آنجا سوال کردم که باید خواهرم را ببینم. به من گفتند که به هیچ عنوان اجازه داده نخواهد شد. وسایل، کیف و مبایلاش را ضبط کرده بودند.»
احمد پریشان به محبس هرات رفت، جایی که در شام تاریک خانوادههای زیادی منتظر بودند، اما طالبان هیچ کسی را اجازه نمیداد که دخترش، خانمش و خواهرش را ببیند. طالبان از احمد خواستند که وسایل خواهرش را تحویل بگیرد و تعهد نامه را امضا کند. احمد میگوید که در تعهدنامه نوشته شده بود که خواهرم در صورتی آزاد خواهد شد که من آن نامه را امضا و شصت نمایم و تعهد بدهم که خواهرم را نخواهم گذاشت که با مانتو بیرون شود. احمد میگوید که سلولها از زنها پر بود، مردها پریشان، خسته و عصبانی بودند. « دخترهای جوان را زندانی میکنند، این کار در طول تاریخ افغانستان سابقه نداشته که یک گروه حاکم دخترهای جوان را ببرد به محبس و بندی کند.»
احمد میگوید وقتی در تعهدنامه دید که قرار است خواهرش شب را در محبس هرات بماند، به شدت متاثر شد. میگوید اصلا نمیتوانست به طالبان اعتماد نماید و بگذارد که خواهرش شب در آنجا بماند. او میگوید که طالبان بعد از گرفتن امضا و شصت، دستکول خواهرش را دادند و گفتند برو فردا بعد از ۲۴ ساعت بیا و خواهرت را ببر. «خانه رفتم و وقتی مادرم وسایل را به دستم دید، تصور کرد که جنازه خواهرم را به خانه برده باشیم.»
صبح روز بعد احمد بعد از خواندن نماز صبح، سمت محبس هرات رفت و آنجا با مردان دیگر منتظر شروع رسمیات اداری بود تا خواهرش را به خانه ببرد. او میگوید که خواهرش در وضعیتی بسیار بد از زندان بیرون شد و میگفت هرچه زودتر باید از آنجا برویم.
«میگفت در و دروازهها را ببند. از خانه بیرون نشو. از بس حالش بد بود، نشد که شفاخانه ببریم. می گفت همه جا را ببندید و بیرون نشوید. از وقتی که محبس رفته و تا امروز هیچ چیز نخورده و ننوشیده، وضعیت خودش، وضعیت پدر و مادر همه خراب است. از خودش هیچ نپرسیدم که آنجا چه گذشته چون حالش بد است.»
احمد میگوید که دیدن این وضعیت باعث شد که او با وجود خطر جانی به جمع معترضین بپیوندد.
او صبح روز سهشنبه خود را به محل تعیینشده در منطقه جبرئیل شهر هرات رساند. چهارراهی «بهار زندگی» در داخل بازار جبرئیل، محلی بود که معترضان برای تجمع انتخاب کرده بودند. زمانی که احمد به آنجا رسید، شماری از زنان و مردان نیز جمع شده بودند. آنها با شعار «کار، تحصیل و آزادی» راهپیمایی خود را آغاز کردند.
احمد میگوید: «تقریباً بیش از صد نفر بودیم. میگفتیم اگر طالبان بیایند، ما به صورت مسالمتآمیز به اعتراض خود ادامه میدهیم. اما طالبان با کمال بیشرمی با تفنگ، چوب و سنگ حملهور شدند و شروع کردند به زدن مردم.»
او میگوید هنگام سر دادن شعارها بغض کرده بود و در حال راه رفتن بود که یکی از طالبان با چوبی محکم به بدنش ضربه زد.
احمد میگوید مقابل چشمانش طالبان یک پسر جوان را آنقدر لتوکوب کردند که از هوش رفت و شماری از مردم او را به شفاخانه انتقال دادند.
به گفته او، طالبان با شلیک گلوله، پرتاب سنگ، لتوکوب مردم با چوبهای بلند و شلیک مستقیم به سمت معترضان، تلاش میکردند تظاهرات را پراکنده کنند. اما معترضان از طریق پسکوچهها پراکنده شده و بار دیگر در نقاط دیگر بازار جبرئیل تجمع میکردند و شعار سر میدادند.
احمد آن روز ساعت پنج عصر، در حالی که زخمی شده بود، به خانه بازگشت. «وقتی به خانه رسیدم، گفتند طالبان خانهبهخانه جستوجو را آغاز کردهاند تا معترضان را پیدا کنند.»
روز جمعه، ۵ جون، طالبان پس از نماز جمعه در شهر هرات اعلامیهای درباره حجاب زنان توزیع کردند. در این اعلامیه هشدار داده شده بود که در صورت رعایت نکردن حجاب اسلامی از سوی زنان، آنان توسط نیروهای امر به معروف بازداشت خواهند شد.
عصر همان روز، در نقاط مهم شهر هرات، از جمله چهارراهی مستوفیت، شهر نو، محله حاجیعباس و جبرئیل، کارمندان امر به معروف ایستهای بازرسی را بهصورت گستردهتری فعال کردند. روز شنبه، ۶ جون، دهها زن در مناطق مختلف شهر هرات، بهویژه در درب ملک، شهر نو، آببرده، جبرئیل و محله حاجیعباس، از سوی طالبان بازداشت شدند.
این بازداشتها و توزیع اعلامیه پس از نشست نوراحمد اسلامجار، والی هرات، با محتسبان در ۴ جون صورت گرفت. رئیس اداره امر به معروف در سفر حج به سر میبرد و به گفته منابع، والی هرات شخصاً در ایجاد این موج سرکوب زنان در هرات نقش داشته است. در این نشست، والی هرات تأکید ویژهای بر مناطق شیعهنشین کرده بود. بازداشت زنان در مناطقی چون جبرئیل، که از مناطق عمدتاً شیعهنشین هرات به شمار میرود، خشم گسترده مردم را برانگیخت.
در تظاهراتی که در واکنش به این بازداشتها برگزار شد، زنان و مردان حضور داشتند، اما تجمع در همان ساعات نخست با شلیک مستقیم طالبان به سوی مردم سرکوب شد. در این تظاهرات دو نفر، شامل یک پسر ۱۲ ساله و یک زن، کشته شدند. دهها نفر دیگر زخمی و شمار زیادی از زنان و مردان نیز بازداشت و به مکانهای نامعلومی منتقل شدند.
فرشته عباسی، پژوهشگر افغانستان در دیدهبان حقوق بشر، میگوید: «مقامات طالبان از هرگونه مخالفت هراس دارند و به همین دلیل سرکوب آزادی بیان و سایر حقوق اساسی را تشدید میکنند. مقامات باید این حملات را متوقف کنند و اطمینان حاصل کنند که افغانها میتوانند بدون ترس از خشونت یا بازداشت، به صورت مسالمتآمیز اعتراض کنند.»
صدور این اعلامیه، سرکوب زنان به دلیل نوع پوشش و بازداشت و زندانی کردن آنان، پدیده تازهای نیست. در ماه جنوری سال جاری نیز نیروهای امر به معروف طالبان در شهر هرات با ایجاد ایستهای بازرسی جداگانه، زنان و دخترانی را که مانتو پوشیده بودند بازداشت کردند.
مانتو از پوششهای رایج زنان در هرات است و لباسی منظم و متعارف به شمار میرود، اما طالبان زنان را به دلیل نپوشیدن برقع و چادری بازداشت کردند. در آن دوره، دختران ۱۲ ساله تا زنان ۷۰ ساله نیز در میان بازداشتشدگان قرار داشتند.
از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ به اینسو، وضعیت پوشش زنان در افغانستان دستخوش تغییرات گستردهای شده است. در ابتدا، طالبان با «توصیه» آغاز کردند و میگفتند زنان باید پوشیده باشند و بدون محرم رفتوآمد نکنند. اما در ماه می ۲۰۲۲، برای نخستینبار فرمان رهبر طالبان صادر شد که چادری یا برقع را «بهترین نوع پوشش» برای زنان معرفی میکرد.
در اگست ۲۰۲۴، رهبر طالبان با توشیح قانون امر به معروف و نهی از منکر، موضوع حجاب زنان را وارد مرحله سختگیرانهتری کرد و اجرای آن را در سراسر کشور الزامی دانست.
مأموران امر به معروف در نومبر ۲۰۲۵ موج تازهای از محدودیتها علیه زنان را از هرات آغاز کردند. آنان در گام نخست، داکتران و کارمندان صحی زن را هدف قرار دادند و اعلام کردند هیچ زنی بدون پوشیدن برقع اجازه ورود به شفاخانه را ندارد.
سیما*، ۲۰ ساله، از جمله زنانی است که در تظاهرات روز سهشنبه شرکت کرده بود. او میگوید زمانی که طالبان به قدرت رسیدند، تازه صنف هشتم مکتب را به پایان رسانده بود. به گفته او، با حاکمیت طالبان حتی فرصت تکمیل مکتب را پیدا نکرد، چه رسد به اینکه به دانشگاه برود یا شغلی داشته باشد.
«یک روز پیش از اعتراضات، از طریق فضای مجازی متوجه شدم که قرار است تجمعی برگزار شود. تصمیم گرفتم در آن شرکت کنم. خانوادهام هیچ اطلاعی نداشتند و پس از بازگشتم از موضوع باخبر شدند.»
به گفته سیما، در آغاز حدود ۲۰ زن و ۸۰ تا ۹۰ مرد در محل حضور داشتند. همه در کنار یکدیگر ایستاده بودند و با شعارهای مسالمتآمیز «تحصیل، کار، آزادی» راهپیمایی خود را آغاز کردند.
«هدف از اعتراض، لغو قوانین وضعشده طالبان بود. ما در شعارهای خود هیچ چیزی علیه طالبان نگفتیم. همانطور که شاید در شبکههای اجتماعی نیز دیده باشید، تنها شعاری که زنان و مردان سر میدادند “تحصیل، کار، آزادی” بود. هیچ شعاری علیه طالبان نداشتیم.»
سیما میگوید تا حدود ساعت ۸:۱۵ صبح، افراد حاضر تنها تجمع کرده بودند و هنوز شعاری داده نشده بود. پس از آن، زنان شروع به شعار دادن کردند و مردان نیز به آنان پیوستند.
به گفته او، در آغاز سه عضو طالبان با لباس نظامی و چند نفر دیگر با لباس شخصی تجمع را زیر نظر داشتند. اما با آغاز شعارها و راهپیمایی، به سمت معترضان هجوم بردند و شروع به لتوکوب و پراکنده کردن جمعیت کردند.
«من خیلی به طالبان نزدیک نشدم، اما از دور میدیدم که مردم را لتوکوب میکنند. ما هنوز به سمت آنها پیش میرفتیم که طالبان شروع به شلیک هوایی کردند. با این حال، عقبنشینی نکردیم و به اعتراض ادامه دادیم. تقریباً میتوانم بگویم که در همان لحظه تعداد طالبان بیشتر شد.»
سیما میگوید طالبان در ابتدا، علاوه بر لتوکوب، تلاش داشتند با مردم گفتوگو کنند، اما معترضان به حرکت خود ادامه میدادند و متوقف نمیشدند. دو دختر که با طالبان وارد بحث شده بودند، در همان محل بازداشت و منتقل شدند.
به گفته او، زمانی که طالبان دیدند مردم متوقف نمیشوند، ابتدا شلیکهای هوایی انجام دادند و سپس به سمت مردم تیراندازی کردند. این وضعیت باعث شد تجمع پراکنده شود و معترضان به کوچههای فرعی پناه ببرند.
«وقتی دوباره جمع شدیم تا به سمت طالبان برویم، آنها بار دیگر سلاحهای خود را به طرف مردم گرفتند. در همان زمان با استخبارات تماس گرفتند و موترهای استخبارات طالبان به منطقه آمدند. حدود ۲۰ موتر یا بیشتر در جبرئیل گشتزنی میکردند تا معترضان را بازداشت کنند.»
سیما میگوید او و دوستانش دختری را که بر اثر ضربه قنداق تفنگ طالبان بیهوش شده بود، به یکی از کوچههای فرعی بردند و از نخستین دروازه بازی که دیدند وارد یک خانه شدند. آنها بر صورت دختر آب پاشیدند و او پس از بههوش آمدن گفت میخواهد به خانه برود.
سیما و دوستانش از مسیر کوچههای فرعی، پیاده به سمت خانههای خود رفتند؛ در حالی که طالبان همچنان با سلاح در کوچهها گشتزنی میکردند.
نسرین*، ۲۲ ساله، یکی دیگر از زنان معترض، میگوید: «اولین واکنش طالبان در برابر تجمع ما این بود که زنان را به زور کشانکشان سوار موترهای خود میکردند و میگفتند بازداشت هستید. پس از آن، مردان معترض خشمگین شدند و با سنگ و چوب واکنش نشان دادند. همین موضوع باعث شد طالبان مستقیماً به سوی مردم شلیک کنند.»
او میافزاید: «یک کودک ۱۲ ساله زخمی شد که من شاهد زخمی شدنش بودم. خون آن کودک روی جاده ریخته بود و آن صحنه هرگز از ذهنم پاک نمیشود.»
برخی از زنان بازداشتشده در هفته گذشته سرانجام آزاد شدند. اما همانگونه که یوناما در بیانیه خود اشاره کرده است، آزادی لزوماً به معنای امنیت برای زنان افغان نیست.
جورجت گانیون، معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در افغانستان، گفته است: «بازداشت یک زن در افغانستان میتواند انگ و بدنامی اجتماعی شدیدی به همراه داشته باشد؛ موضوعی که حتی پس از آزادی نیز زنان را در معرض خشونت و انزوای بیشتر در خانواده و جامعه قرار میدهد.»
نیلاب*، ۲۶ ساله، در آخرین سال دانشگاه تحصیل میکرد که طالبان دانشگاهها را به روی زنان بستند. او میگوید از زمان انتشار اعلامیه اخیر طالبان، وضعیت روحی و روانیاش بهشدت آسیب دیده است.
نیلاب میگوید روزانه به یک کورس مخفی زبان انگلیسی میرود و پوشیدن چادر سیاه و برقع در روزهای گرم ماه جوزا برایش بسیار دشوار است، اما ترس از بازداشت شدن باعث شده این وضعیت را بپذیرد.
«بازداشت شدن توسط گروهی که نه عقل دارد و نه منطق، نهتنها از لحاظ روحی آزاردهنده است، بلکه به آبرو و حیثیت انسان نیز آسیب میزند. جامعه ما بسیار سنتی و محدود است. حتی بسیاری از مردان خانوادهها به زنان و دختران خود میگویند اگر از خانه بیرون شوید و توسط طالبان بازداشت شوید، ما حاضر نیستیم برای آزاد کردن شما با این گروه درگیر شویم.»
انجلا* از جمله زنانی است که روز شنبه همراه با خواهرش در منطقه جاده لیلامی شهر هرات بازداشت شد. او میگوید طالبان در طول ۲۴ ساعت بازداشت، رفتار بسیار نامناسبی با او و خواهرش داشتند.
انجلا که بهتازگی همراه خانوادهاش از ایران به افغانستان بازگشته بود و از شرایط جدید هرات اطلاعی نداشت، ناچار شد چندین ساعت را در بازداشت طالبان سپری کند.
او و خواهرش ساعت ۹ شب شنبه، پس از پرداخت ۱۳ هزار افغانی رشوه و با ضمانت مردان خانواده، از ریاست امر به معروف آزاد شدند.
انجلا میگوید: «گوشی مرا گرفتند. عکسهای شخصی ما را یکییکی میدیدند و به دیگران نشان میدادند. میگفتند: “واه، واه! اینها را ببینید. اینها خراب هستند.” یکی از اعضای طالبان حتی میخواست مرا به زور به نکاح خود درآورد. مدام میگفت: “بیا با من نکاح کن. چه میکنی شوهرت را؟”»
نامها به دلایل امنیتی تغییر داده شده است.
گوهرشاد* در تهیهی این گزارش همکاری نموده است.
راد رادان و آیدا عثمانی اسمهای مستعار خبرنگارن آزاد است.


