زهرا*، دختر ۱۸ سالهی ساکن شهر هرات، روز چهارشنبه ۲۴ جدی، صبحِ وقت برای رفتن به مدرسه مذهبی که در آن قرآن تدریس میکند، آماده میشد. او یک مانتوی دراز سیاه به تن کرد، هدبند سیاه را روی پیشانیاش کشید تا موهایش کاملاً پنهان شود. شال سیاهی را هم روی سرش و بالاتر از هدبند پوشید تا شانههایش را نیز بپوشاند. سپس بالاپوش خاکستریِ دراز خود را روی مانتو به تن کرد، ماسک سیاهاش را به صورت زد و رأس ساعت هشت صبح از خانه بیرون رفت.
آن روز صبح، زهرا با ظاهر معمول خود از خانه خارج شده بود. او در جریان چهار سال حکومت طالبان، همواره با همین ظاهر از خانه بیرون میرفت؛ تنها تغییری که پس از آمدن طالبان در پوشش او ایجاد شده بود، درازتر شدن اندازهی مانتو و تیرهتر شدن رنگ لباسهایش بود.
زهرا کنار سرک منتظر تکسی ایستاده بود که با گروهی از ماموران امر بالمعروف طالبان مواجه شد. او میگوید: «یک رنجر طالبان که سه نفر سفیدپوشِ مسلح داخل آن بودند، کنارم ایستاد. اول پرسیدند:« منتظر کی هستی؟ چرا تنها هستی؟ بعد پرسیدند کجا میروی؟ و در آخر پرسیدند محرمات کجاست؟»
زهرا شروع کرد به توضیح دادن، اینکه او معلم است و باید سروقت به صنفاش برسد، پدر و برادرش سر کار هستند و او هر روز این مسیر را به تنهایی طی میکند. اما طالبان به او اجازه ندادند که بیشتر صحبت کند. آنها سر تا پای زهرا را برانداز کردند و گفتند: «لباس تو اصلاً مطابق شریعت نیست. زن نباید بالاپوش بپوشد.»
طالبان با توهین و دشنام زهرا را متوقف کرده و از او خواستند که یا سوار رنجر شود تا او را به ادارهی امر بالمعروف ببرند، یا به پدرش زنگ بزند. زهرا میگوید که دستوپایش میلرزید و از ترس نمیدانست چه کار کند. به گفتهی او، مردم با دیدن این وضعیت، بیتفاوت از کنارش میگذشتند و حتی سعی میکردند نگاه نکنند تا خودشان دچار دردسر نشوند. زهرا به پدرش زنگ زد و پدرش خود را رساند. او میگوید: «پدرم مرض شکر دارد. عصبی شده بود و مثل من دستوپایش میلرزید.»
طالبان از پدر زهرا بازخواست کردند که چرا به دخترش اجازه داده است با پوششی غیراسلامی و آنهم به تنهایی از خانه بیرون بیاید. زهرا میگوید: «یک نفرشان به پدرم گفت: تو اگر یک مرمی به سر این دخترت میزدی، بهتر از این بود که او با این حالت از خانه بیرون شود.» طالبان پدر زهرا را به دلیل اجازهدادن به دخترش برای خروج با چنین سرووضعی، کافر و خدانشناس خواندند.
ماموران امر بالمعروف طالبان در روزهای ۲۴ و ۲۵ جدی ۱۴۰۴ (مصادف با جنوری ۲۰۲۶)، با برپایی ایستهای بازرسی در نقاط مزدحم شهر هرات، از جمله چوک گلها و پل رنگینه، موج تازهای از سرکوب و خشونت علیه زنان را به راه انداختهاند. طالبان پوشیدن «مانتو» را که حجاب سنتی و رایج بسیاری از زنان هراتی است، ممنوع کرده و با توقف اجباری وسایط نقلیه، زنان و دخترانی را که چادری (برقع) یا چادرنماز ندارند، با توهین و خشونت از موترها پایین میکنند. این بازجوییهای خیابانی حتی از کودکان ۱۲ ساله و زنان ۷۰ ساله نیز انجام شده است.
این کارزار سرکوبگرانه، فراتر از مسالهی پوشش، حق گشتوگذار و دسترسی زنان به خدمات حیاتی را هدف قرار داده است؛ بهطوریکه محتسبان حتا از رفتن زنان مریض با پوشش مانتو به شفاخانهها جلوگیری کرده و رانندگان متخلف را در محضر عام لتوکوب میکنند.
طالبان زهرا و پدرش را به پشت رنجر انداخته و به ریاست امر بالمعروف بردند. زهرا میگوید: «یک جای بسیار کثیف بود. تازه رسمیات شروع شده بود و ما اولین افراد گناهکار بودیم. چند نفر بودند که به یکدیگر مولوی صاحب میگفتند. یکی از آنها به پدرم گفت: دختر مثل چاکلیت است، اگر بیحجاب بیرون شود، مردم از شیرینی او میخورند.»
زهرا و پدرش چهار ساعت در نظارتخانه ماندند و طالبان در این مدت، به بهانهی ارشاد، آنها را توهین و تحقیر کردند. زهرا میافزاید: «از پدرم پرسیدند شیعه هستی؟ گفتند تو هم مثل ایرانیها بیغیرت هستی که دخترت همیطو (به این شکل) بیرون میشه.» آنها از پدر زهرا قولنامهی کتبی گرفتند و امضایش را ثبت کردند تا دیگر به دخترش اجازه ندهد با حجاب غیراسلامی و «غیرامارتی» از خانه خارج شود. زهرا میگوید: «به من میگفتند چرا اصلاح نمیشوی؟»
حوالی ساعت ۱۲:۳۰ همان روز، زهرا با وضعیت بسیار بد به خانه بازگشت و پدرش با سرِ خمیده و دلی شکسته به سوی کارش رفت.
از پانزدهم اگست ۲۰۲۱ به اینسو و با رویکارآمدن طالبان، وضعیت پوشش زنان در افغانستان دچار تغییرات گستردهای شد. در اوایل، طالبان با «توصیه» آغاز کردند و میگفتند که زنان باید پوشیده باشند و بدون محرم گشتوگذار نکنند. اما در ماه می سال ۲۰۲۲، برای اولینبار فرمان رهبر طالبان صادر شد که چادری یا برقع را بهعنوان «بهترین نوع پوشش» برای زنان معرفی کرد. این فرمان، ولی یا سرپرستِ زن (شوهر، پدر و برادر) را مسئول قرار داد و مقرر کرد که در صورت سرپیچی زنان، ولیِ آنها مجازات خواهد شد.
در اگست ۲۰۲۴، رهبر طالبان با توشیح قانون امر بالمعروف و نهی عنالمنکر، مسالهی حجاب زنان را وارد مرحلهی سختگیرانهتری کرد و تطبیق آن را در سرتاسر کشور الزامی و قطعی اعلام کرد. این قانون نه تنها پوشش خاصی را برای زنان اجباری دانست، بلکه صدای آنان را نیز «عورت» خواند و اختلاط در اماکن عمومی، خواندن آواز و حتا تلاوت قرآن با صدای بلند توسط زنان را ممنوع اعلام کرد.
ماموران امر بالمعروف در ماه نومبر ۲۰۲۵، موج تازهای از سرکوب زنان را از هرات آغاز کردند. آنها در ابتدا داکتران و کارمندان صحی زن را هدف قرار داده و اعلام کردند که هیچ زنی بدون پوشیدن برقع، اجازهی ورود به شفاخانه را ندارد. آنها مانع ورود زنان مریض و داکتران به شفاخانهها شدند و حتا یک داکتر زن به نام «شبنم فضلی» را به خاطر نپوشیدن چادری دستگیر کردند. در ادامهی این روند، اجبارِ پوشیدن چادری شامل حال معلمان زن شد که در مکاتب ابتداییه تدریس میکردند.
سکینه*، زن ۳۸ سالهی ساکن شهر هرات، میگوید که بیش از ۲۰ سال است معلمی میکند، اما طالبان او را مجبور ساختهاند تا برای ادامهی کارش چادری/برقع بپوشد. او میگوید: «یک هفته برقع را داخل بَیک مکتب خود میآوردم و دلم نمیشد به سر خود بکشم.»
سکینه توضیح میدهد که در گذشته با پوشیدن لباس ماشیرنگ معلمی، از سوی جامعه مورد احترام قرار میگرفت، اما حالا با پوشیدن چادری، از سوی همان جامعه تمسخر میشود. او میافزاید: «در طول راه که میروم و چادری را به سر میکشم، راه را دیده نمیتوانم. یکبار دیدم یک دستفروش که تبنگ به دست دارد، به سوی من میخندد. از خودم خجالت کشیدم.»
سکینه با اندوه میگوید: «دعا میکنم که خداوند برایم دختر ندهد؛ دختر در افغانستان یک برده است.» به گفتهی او، طالبان زنان معلم را تهدید کردهاند که در صورت نپوشیدن برقع، از کارشان برکنار خواهند شد.
حفیظ*، خبرنگار ۴۴ سالهی ساکن هرات، به زنتایمز میگوید: «ادارهی امر بالمعروف طالبان در هرات طوری عمل میکند که گویا یک پلان از قبل طرحریزیشده از سوی رهبر طالبان به آنها داده شده است.» او میافزاید که آنها معمولاً در هر دوره، قشر خاصی از جامعه را در شهر هرات زیر نظر گرفته و محدودیتهایشان را وضع میکنند.
به گفتهی حفیظ، هرچند ممنوعیتهای طالبان از قبل هم وجود داشت، اما در جریان دو ماه گذشته تشدید یافته است. آنها ابتدا با بازداشت و اذیتوآزار آرایشگران مرد به دلیل کوتاه کردن ریش مردان آغاز کردند. سپس به سراغ رستورانتها رفتند و به زنان اجازه ندادند که به تنهایی وارد شوند. در مرحلهی بعد، به سراغ تلویزیونها رفته و نشر تصاویر زندهجان را ممنوع کردند و در نهایت، مورد آخر تشدید سختگیریها بر سر حجاب زنان بود.
«عزیزالرحمن مهاجر» در نومبر ۲۰۲۱ از سوی خالد حنفی، وزیر امر بالمعروف این گروه، در هرات منصوب شد و تاکنون در این سمت باقی مانده است. او در ساختمان سابق «ریاست امور زنان» مستقر شده و از همانجا به آزار واذیت زنان این شهر میپردازد. حفیظ توضیح میدهد: «عزیزالرحمن مهاجر با این کارها میخواهد خود را به هیبتالله نزدیکتر کند تا مقاماش بالاتر برود. از اینرو، چنین رفتارهای وحشتناکی را روی مردم بیچاره پیاده میکند تا از سوی رهبر تشویق شود.»
با اینحال، این محدودیتها و سرکوبهای امر بالمعروف تنها به هرات محدود نمیشود، بلکه آنها در سرتاسر افغانستان زنان را به خاطر نوع پوشششان مورد اذیتوآزار قرار میدهند.
هفتهی گذشته، ماموران امر بالمعروف در تالقان طی نامهای از وزارت داخلهی طالبان خواستار اعزام نیروهای تازهنفس شدند تا «زنان سرکش» را در این شهر سرکوب کنند. نعیمه*، دختر ۲۷ سالهی ساکن شهر تالقان، میگوید: «زنان در تخار مقاومت کردند. چهار سال است که ماموران امر بالمعروف با تفنگ به دست، از زنها میخواهند روبند بپوشند، اما حالا اکثر زنها فقط با یک ماسک از خانه بیرون میشوند.» نعیمه چپن سیاه دراز میپوشد و روبند سیاه میبندد. او میگوید با دیدن زنانی که آرایش دارند و از امر بالمعروف نمیترسند، خوشحال میشود. درخواست کمک امر بالمعروف از وزارت داخله، به این دلیل است که زنان در شهر تالقان اخیراً کمتر از افراد این گروه پروا میکردند.
سمیه*، دختر ۲۴ ساله از شهر کندهار، میگوید که او با چپن سیاه، چادر سیاه، روبند، هدبند سیاه و دستکشهای سیاه زمستانی از خانه بیرون میشود، اما با این وجود باز هم از سوی ماموران امر بالمعروف تهدید میشود. او میگوید: «امر بالمعروف در کندهار میخواهد که همهی زنان چادری آبی بپوشند.»
لیلا*، زن ۲۶ سالهی ساکن پنجشیر، میگوید که در آنجا همهی زنان چادری، چپن، روبند و حجاب میپوشند. او توضیح میدهد: «من خودم شخصاً خیلی احتیاط میکنم؛ روبند میزنم. بعضی اوقات که خیلی دور نروم ماسک سیاه میپوشم و همیشه هم چپن سیاه به تن دارم.» با این حال، طالبان در ماه اسد سال جاری در پنجشیر نیز زنان را به خاطر نپوشیدن چادری مورد آزارواذیت قرار دادند.
ذکیه*، ۳۲ ساله از غزنی، میگوید که او معلم است و به خاطر از دست ندادن کارش، مجبور است حجاب مورد تایید طالبان را رعایت کند. او میگوید: «چپن سیاه دراز، دستکش و روبند میپوشم و حتا یک لایهی چادر اضافه روی شانههایم میاندازم تا حرفی نزنند.»
در چهار سال گذشته، طالبان پوشش و ظاهر زنان را به ابزاری برای کنترل تبدیل کردهاند. محتسبین در شهرهای بزرگ بدون وقفه در حال گشتزنی هستند و در صورت مشاهدهی زنانی بدون چادری، چادرنماز یا روبند، و یا حتا زنانی که پوشش مرتبتر و شیکتری داشته باشند، به اذیتوآزار آنان میپردازند.
اسمها به دلایل امنیتی تغییر داده شدهاند.


