این گزارش بهگونهی مشترک با More to Her Story نشر شده است.
پیراهنش تا سر انگشتان پایش دراز است. چادر بزرگ دور خودش پیچانده است. حلقههای نامنظم موهایش از چادر بیرون زده است. لبخند بر لب دارد. نوریه* کتابهایش را جمع میکند و به آرامترین گوشه خانهاش میرود؛ اتاقی کوچک که دود تنور نانپزی دیوارهایش را سیاه کرده است. فرش سرخ و کهنهای را پهن میکند، روی آن مینشیند و رادیوی کوچکش را روشن میسازد.
برنامه با صدای خشخش آغاز میشود و لحظاتی بعد به درس ریاضی صنف نهم تبدیل میشود. استاد میگوید:
«۳۳ کارخانگی را بررسی کردهام، اما هنوز نصف صنف کارخانگیشان را نفرستادهاند.»
نوریه ۱۵ ساله باشنده یکی از ولسوالیهای خوست در شرق افغانستان است. با وجود ممنوعیت کامل طالبان برای آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، او در سه سال گذشته درسهایش را از طریق برنامههای آموزشی رادیو ادامه داده است. با لبخند میگوید: «هیچگاهی کارخانگیام را دیر نفرستادهام.»
در ولایتهای خوست، پکتیا، لغمان، ننگرهار، لوگر و میدان وردک، چندین رادیو به دریچهی امیدی برای دختران محروم از مکتب تبدیل شدهاند. دختران از قریههای دورافتاده به رادیو گوش میدهند، کارخانگی مینویسند و در مواردی، کارخانگیشان را توسط مردان خانواده به دست استاد میرسانند. در این ولایات، مردان ـ پدران، برادران، استادان و تخنیکران رادیو با هم کار میکنند تا فرصتی برای آموزش دختران محروم از تحصیل فراهم کنند.
نوریه با خانواده ۱۳ نفریاش در یک حویلی بزرگ زندگی میکند. پدرش، حاجی چنار گل*، بزرگترین پشتیبان او است؛ کسی که هر روز همراه دخترش برنامهها را میشنود، در نوشتن کارخانگی کمکش میکند و سپس با بایسکل کهنهاش بیش از یک ساعت راه میورد تا کتابچه کارخانگی دخترش را به کتابفروشی برساند که مخفیانه با رادیو همکاری دارد. او میگوید: «هدف من آموزش دخترم است، هرقدر هم دشوار باشد، انجامش میدهم حتی اگر گرسنه بمانم.»
نوریه تنها نیست. زرمینه* ۱۶ ساله و زرلشت* ۱۲ ساله، دو خواهریاند که یک رادیو در خانه دارند. بسته شدن مکاتب در سپتامبر ۲۰۲۱ برایشان ضربهی بزرگی بود. زرمینه که شاگرد اول صنف بود، آرزو داشت وکیل شود، اما حالا فقط همین صنفهای رادیویی برایش باقی مانده است.
پدرشان، زلمی* که دکان مواد غذایی دارد، میکوشد آموزش دخترانش قطع نشود. او میگوید: «هر دو ماه ۴۰۰ افغانی برای کتابها و کتابچههایشان میپردازم. حتی اگر خودم نان نخورم، دخترانم باید درس بخوانند.»
اجمل*، جوان ۲۸ ساله، که شبانه در یک نهاد غیردولتی نگهبانی میکند، نیز حمایت کننده دو خواهر خود است که از طریق رادیو درس میخوانند. او میگوید: «گاهی یک روز کامل را صرف رفتوآمد برای گرفتن یا تحویل دادن کتابچههای کارخانگیشان میکنم. برای اینکه طالبان نفهمند چه میکنیم، مجبوریم مکان تحویل کارخانگیها را همیشه تغییر دهیم.»
او قبلاً کتابچهها را به یک دکاندار میسپرد، اما حالا آنها را به یک ملا امام مسجد میرساند.
یکی از این رادیوها در خوست، برنامههای درسی مشخصی دارد: برنامه آموزشی در روز نشر میشود و شب، همان برنامهها به تکرار پخش میشوند. به گفته یکی از رادیوهای محلی در خوست، بیش از ۱۰ هزار دختر شنونده این برنامهها هستند. مدیر، یکی از این رادیوها به زنتایمز میگوید:«پیش از طالبان فقط انگلیسی تدریس میکردیم، اما حالا ریاضی، کیمیا، بیولوژی و ادبیات پشتو را هم درس میدهیم. هشتاد درصد شاگردان ما دختراناند.»
او میگوید برنامههای درسی که در این رادیو تولید میشود، با همکاری رادیوهای محلی، در هفت ولایت پخش میشوند، اما مشکل اساسی، نبود حمایت مالی است. «هیچ کمک بیرونی نداریم. معاش استادان را خود ما میپردازیم و گاهی آنها رایگان کار میکنند. اگر ادامه داده نتوانیم، هزاران دختر یگانه مکتبشان را از دست خواهند داد.»
در فبروری ۲۰۲۴، قوماندان امنیه طالبان در خوست طی مکتوبی گفت که نشر برنامههای آموزشی برای دختران «فساد اخلاقی» و «روابط نامشروع» را ترویج میکند. دو ماه بعد، سه خبرنگار به خاطر پخش موسیقی و دریافت تماس از زنان شنونده، بازداشت و شش روز زندانی شدند.
ضیاالدین یوسفزی، یکی از بنیانگذاران بنیاد ملاله و پدر ملاله یوسفزی به زنتایمز میگوید: «بیشتر مردان افغانستان مخالف منع آموزش نیستند؛ چون مانند همه دنیا خواهران و دخترانشان را دوست دارند و حمایت میکنند. اما مردانی که در برابر طالبان ایستادگی میکنند، با تهدیدهای شدید روبهرو اند.»
اجمل، برادری که خواهرانش را حمایت میکند، میگوید: «از همان آغاز کنار خواهرانم بودهام. حالا هم هستم و در آینده هم خواهم بود.»


