در روزهای اخیر تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان در پی تعلیق کمک‌های امریکا و تشدید اختلاف‌های داخلی، بار دیگر شتاب گرفته است. در این میان اخبار دیدار هیاتی از آی‌اس‌آی یا سازمان اطلاعات پاکستان با اعضای «مجمع ملی برای نجات افغانستان» در ترکیه نیز منتشر و واکنش‌برانگیز شده است. سخنگوی مجمع این خبر را تکذیب کرد، اما در عین حال تمایل خود را برای هر نوع گفت‌وگو اعلام داشت.

پاکستان در نیم قرن اخیر همواره توانسته است که از طریق مخالفان کابل، حکومت مستقر در افغانستان را به چالش بکشد و حتی زمینه‌ فروپاشی‌اش را فراهم کند. پاکستان به‌عنوان مهمترین حامی طالبان در ۲۰ سال جنگ این گروه علیه امریکا، متحدان و جمهوری مورد حمایت امریکا، انتظار روابط دوستانه با طالبان را در پی بازگشت این گروه بر مسند قدرت داشت. در اوایل سپتامبر ۲۰۲۱، جنرال فیض حمید، رئیس وقت آی‌اس‌آی، بلافاصله پس از پیروزی طالبان به کابل رفت و در لابی سرینا هوتل، با سرکشیدن پیاله قهوه که به «قهوه‌ی پیروزی» تعبیر شد، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد آینده افغانستان گفت:«همه چیز خوب خواهد شد.» اما برخلاف انتظارات و به‌رغم تلاش‌ها و میانجی‌گری‌ها، چنین نشد و تنش‌ها در روابط طالبان و پاکستان افزایش یافت. ازاین‌رو، پیشینه پالیسی پاکستان و مشخصاً آی‌اس‌آی این توقع را برای تحلیل‌گران و اصحاب رسانه ایجاد کرده‌اند که پاکستان به‌عنوان استاد حرفه‌ای استفاده از مخالفان اداره کابل، درصدد تعامل با مخالفان طالبان برخواهد آمد. 

دوستی از عینک پاکستان 

پاکستان از ابتدای ظهورش در سال ۱۹۴۷، تا کنون، همواره با افغانستان چالش و رابطه‌ای غالباً پُرتنش داشته است. با این وجود پاکستان همیشه بر دوستی با افغانستان تاکید دارد. اما منظور پاکستان از دوستی چیست؟ رنگین دادفر اسپنتا، وزیر خارجه اسبق افغانستان (۲۰۰۵-۲۰۱۰)، در گفت‌وگویی با نگارنده در سال ۲۰۱۷ بیان داشته است: «پاکستان به کمتر از تبدیل افغانستان به کشور تابع خود و تحت‌کنترل‌اش، راضی نیست. این را کاملاً می‌فهمم. پاکستان می‌خواهد هرطور که شده، چه از طریق طالبان و چه از طریق نیکتایی‌زده و دریشی‌کرده، افغانستان را به یک کشور تحت‌الحمایه خود تبدیل کند؛ همان‌طور که لبنان تا سال ۱۹۸۰ زیر تاثیر سوریه بود.» اگر بخواهیم مصداق‌های دوستیِ مدنظر پاکستان را بیان کنیم، محورهای اساسی آن عبارتند از تنظیم روابط خارجی افغانستان به‌خصوص با هند با در نظرداشتن ملاحظات پاکستان، ب) تایید رسمیت خط دیورند که از سال ۱۸۹۳ مابین افغانستان و هند تعیین شد و سپس مرز با پاکستان شد، و پذیرش افغانستان به‌عنوان عمق استراتژیک پاکستان، عدم حمایت از شورشیان پشتون و بلوچ پاکستان، وابستگی افغانستان به بنادر پاکستان و عدم تلاش برای یافتن راه‌های بدیل، عدم ایجاد مانع بر سر استفاده پاکستان از آب‌های افغانستان و آموزش بخش عمده‌ی نیروهای ملکی و نظامی افغانستان توسط پاکستان. 

اما اغلب حکومت‌های مستقر در کابل، از دوره نظام سلطنتی گرفته تا جمهوری داوود خانی، جمهوری خلقی و جمهوری اسلامی، در مسیر دوستی مورد نظر پاکستان گام برنداشتند. با روی‌کارآمدن دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ نیز چالش‌ها در روابط کابل و اسلام‌آباد آن‌گونه که انتظار می‌رفت حل نشد. طالبان تعامل با هند را گسترش داده است، مرز دیورند را خط فرضی می‌خواند، به باور اسلام‌آباد از جنبش طالبان پاکستان حمایت همه‌جانبه می‌کند و تنش‌های مرزی مکرر ایجاد کرده است. درنتیجه گراف اقدامات تروریستی طی سه سال اخیر در پاکستان افزایش یافته است. براساس گزارش شاخص‌ جهانی تروریسم، پاکستان در جای‌گاه چهارمین کشور جهان از نظر تعداد رخدادهای تروریستی در سال ۲۰۲۴ قرار گرفته است. طبق همین گزارش، از ۲۰ عملیات مرگ‌بار تروریستی در سراسر جهان سه مورد آن در پاکستان به وقوع پیوسته است. 

پیشینه 

تشکیل افغانستان محصول توافق ضمنی قدرت‌های بزرگ در نیمه‌ دوم قرن نوزدهم بود. ازاین‌رو، به‌جای منافع ساکنان این سرزمین، منافع قدرت‌های رقیب یعنی امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه، ارجحیت یافت. هویت‌بخشی به افغانستان به‌عنوان یک منطقه‌ حایل، رهبران افغانستان را متکی به حمایت خارجی بار آورد. حاکمان کابل در سه دوره بازی بزرگ، جنگ سرد و سه دهه اخیر به‌جای تقویت و اتکا به منابع داخلی و یا سرمایه‌گذاری برای استخراج نظام‌مند معادن، تلاش کردند که با بهره‌بری از رقابت قدرت‌های بزرگ، کمک‌های خارجی دریافت کنند. مخالفان کابل نیز طبق همین الگو در طول نیم قرن اخیر، تلاش کردند با استفاده از حمایت‌های خارجی، دولتِ کابل را به چالش بکشند. از جانب دیگر، خط دیورند که موجب تقسیم پشتون‌ها در دو سوی آن خط شده است، یکی از چالش‌های اساسی در مناسبات افغانستان و پاکستان است. با توجه به زمینه‌های فوق، سازمان اطلاعات پاکستان تجربه و تبحر ممتازی در سازماندهی و حمایت از مخالفان کابل پیدا کرده است. 

پیشینه‌ی حمایت نظام‌مند پاکستان از مخالفان حکومت کابل به دوران ریاست‌جمهوری داوود خان در افغانستان (۱۹۷۳-۱۹۷۸) و نخست‌وزیری ذوالفقار علی بوتو در پاکستان (۱۹۷۳-۱۹۷۷) برمی‌گردد. در این دوره، داوود خان از پشتون‌ها و بلوچ‌های جدایی‌طلب در پاکستان حمایت می‌کرد و پاکستان حمایت از چهره‌های ضد داوود و مشخصاً گلبدین حکمتیار، برهان الدین ربانی، یونس خالص و جلال الدین حقانی را در دستور کار قرار داده بود. اولین عملیات مخالفان داوود خان توسط افراد تحت امر حقانی و با استفاده از خاک پاکستان در جولای ۱۹۷۵ در پکتیای امروز به وقوع پیوست و کاروان ولسوال اورگون در کمین مخالفان افتاد  و ۱۲ نفر کشته شدند.

با تهاجم ارتش سرخ شوروی به افغانستان (۱۹۷۹)، گروه‌های جهادی متعددی در پاکستان مستقر، تجهیز و تمویل شدند و محمد ضیاء‌الحق، رئیس‌‌جمهور و حکمران نظامی وقت پاکستان، مدرسه‌سازی و گسترش و بازسازی مفهوم جهاد را در اولویت قرار داد. با اینکه کمک‌های بین‌المللی از امریکا و کشورهای عربی سرازیر می‌شد، اما مدیریت توزیع و مصرف آن به‌صورت انحصاری در اختیار آی‌اس‌آی پاکستان بود. در دوره بیست ساله‌ی جمهوری اسلامی، طالبان در شهرهایی مثل میرامشاه، پشاور و کویته مستقر شدند و شورش طالبانی از سال‌ ۲۰۰۵ به بعد بدون حمایت همه‌جانبه پاکستان ممکن نبود. 

دورنمای تعامل پاکستان با مخالفان طالبان

حمایت احتمالی پاکستان از مخالفان در سه مرحله قابل تصور و دارای پیچیدگی‌های مختلف است. پاکستان در گام نخست تنها با طرح حمایت از مخالفان طالبان تلاش خواهد کرد که امتیازات لازم را از طالبان بگیرد. در فاز بعدی امکان همکاری تاکتیکی و نه راهبردی، بین مخالفان طالبان و آی‌اس‌آی وجود دارد، هدف مشترکِ تضعیف طالبان این دو را به هم نزدیک خواهد کرد، وگرنه اغلب مخالفان طالبان را اعضای جبهه‌ ائتلاف شمال سابق تشکیل می‌دهند که پیشینه و دیدگاه ضد پاکستانی دارند. در مرحله سوم فصل جدیدی از سیاست در افغانستان با تن‌دادن طالبان به مذاکره یا شکست آن‌ها رقم خواهد خورد. این مرحله برای پاکستان بسی حساس است تا چرخه‌ پیروزی دشمنان دوباره تکرار نشود. 

از جانب دیگر، طی دو دوره جهاد و مبارزات گوریلایی علیه کابل، پاکستان با استفاده از مفهوم جهاد اقدام به بسیج و سامان‌دهی جنگ‌جویان افغانی، پاکستانی و سایر ملت‌ها کرد. این‌بار اما با حاکمیت طالبان که داعیه و نمادهای شرعی و مذهبی دارند و عقبه فکری و فرهنگی‌شان همچنان در مناطق مختلف پاکستان فعال است و با حضور پررنگی که تی‌تی‌پی در خیبر پختون‌خواه دارد، نه بسیج زیر عنوان جهاد مقدور است و نه بستر محلی و نوار مرزی برای همکاری با مخالفان طالبان مساعد است. لذا حمایت پاکستان صرفاً می‌تواند سد بی‌پناهی مخالفان را بشکند. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد که مخالفان طالبان در یک اقدام تاکتیکی از حمایت پاکستان استقبال خواهند کرد، ولی با توجه اختلاف نظر راهبردی و موانع اجرایی یادشده، انحصار مدیریت مخالفان در دست آی‌اس‌آی نخواهد افتاد. با این وجود به‌نظر می‌رسد هنوز سخن از فاز دوم یادشده زود است و پاکستان تلاش خواهد کرد صرفاً در مرحله نخست مانورهایی را در جهت کسب منافع‌اش انجام دهد.

محمد قاسم عرفانی ، یک استاد پیشین دانشگاه در کابل و پژوهشگر روابط بین‌الملل است. 

Leave a comment