مریم* پناهجوی ۳۰ ساله و کارمند پیشین نیروهای امنیتی افغانستان، به دلیل تهدیدات امنیتی از سوی طالبان در فبروری ۲۰۲۲ به ایران پناهنده شد. او از آن زمان تاکنون سختیهای بسیاری را پشتسر گذاشته و هر روز شرایط زندهگیاش سختتر میشود.
مریم میگوید هنوز نتوانسته کاری پیدا کند و به مشکلات مالی شدید گرفتار است. برادر مریم دستفروش است و آنان با درامد ناچیز او امرار معاش میکنند: «خودم در افغانستان از کار محروم و تهدید شدم. برادرانم آنجا مکتب میرفتند، ولی در ایران مجبور شدهاند روی جاده کار کنند.»
او میگوید افغانستان را بهخاطر بیکاری و ترس از انتقامگیری طالبان ترک گفته بود و اکنون بیم اخراج اجباری از ایران زندهگی را برایش تلخ کرده است. بر اساس گزارشها، گروه طالبان نظامیان حکومت پیشین را که از ایران به افغانستان برگشتهاند، مورد بازجویی قرار داده و در برخی موارد زندانی و یا ترور کردهاند.
مریم میگوید در ماه جنوری ۲۰۲۲ زمانی که هنوز در افغانستان بود، بارها استخبارات طالبان او را از طریق تلفون به ریاست استخبارات احضار کرده بود؛ ولی او حاضر نشده بود خود را به استخبارات طالبان تسلیم کند. به گفته او هنوز یک هفته از تماسها نگذشته بود که طالبان به قصد دستگیری، به خانه او در یکی از ولایات شمالی هجوم آوردند: « شام بود، چهار نفر مسلح با موتر آمدند. همه ما خانه بودیم. در را زدند، و برادرم باز کرد. آنان بدون اجازه داخل حویلی شدند. از من میخواستند که با آنان بروم. تلاش کردند مرا بهزور با خود ببرند، و لتوکوب کردند.»
طالبان آن شب، بعد از عذر و زاری بسیار حاضر شده بودند که بهجای او برادرش را با خود ببرند: «برادرم هنوز در زندان است ولی من توانستم فرار کنم.»
زنتایمز قبل از این نیز در یک گزارش دیگر به وضعیت زندگی دشوار زنان نظامی در افغانستان پرداخته است. در این گزارش به نقل از سازمان دیدبان حقوق بشر نوشته شده، این سازمان اعلام کرده است که مقامات طالبان زنانی را که در حکومت قبلی بهعنوان پولیس خدمت کرده بودند، تهدید کرده و آنان را در معرض خطر قرار دادهاند. این گزارش ۲۶ صفحهای که با عنوان «خیانت دوگانه: سوءاستفادهها از زنان پولیس افغانستان در گذشته و حال» نشر شده، تأکید میکند که تهدیدات طالبان بسیاری از این زنان را مجبور به داشتن زندگی مخفیانه کرده است.
در این گزارش همچنین آمده است که بسیاری از این زنان مجبور به فرار به کشورهای همسایه شدهاند، اما در این کشورها هم مشکلاتشان ادامه یافته است. مسائلی چون نبود اقامت قانونی، بیکاری و ترس از اخراج اجباری زندگی این زنان را دشوارتر کرده است.
مریم و برادرانش نیز در ایران بدون سند رسمی اقامت، زندهگی میکنند و هر روز با ترس از خانه بیرون میشوند. او میگوید، فشار دولت ایران بر مهاجرین افغان اخیرا زیاد شده و او میترسد که مبادا روزی دوباره به افغانستان برگردانده شود.
مریم میگوید، غیر از فشار رسمی دولت برای اخراج مهاجران، فضای عمومی جامعه نیز هر روز در برابر مهاجران تنگتر میگردد: « ما را به دید مهاجر نمیبینند و از حق و حقوق مهاجرتی برخوردار نیستیم. مشکلات روانی و اقتصادی ما هر روز زیادتر میشود. نمیدانم تا چه وقت با این همه مشکل زندهگی کنیم؟»
زهرا* چهار سال در وزارت دفاع افغانستان کار کرده بود، و در عین حال برای حقوق زنان و آزادی بیان نیز فعالیت میکرد. این افسر پیشین ۲۵ سال عمر دارد و اکنون باشوهرش در ایران زندهگی میکند.
زهرا و شوهرش در کارگاه جعبهسازی جواهرات کار میکند، ولی عاید هردوی آنان برای رفع نیازهای ماهوارشان کافی نیست: «شرایط اقتصادی خوبی نداریم. هر روز شرایط زندهگی در ایران برای ما تنگتر میشود، آینده معلوم نیست، و کرایه خانه خیلی قیمت است. برای یک خانه باید پول هنگفتی پیشپرداخت بدهیم. بدون پول پیشپرداخت اصلا خانه پیدا نمیشود.»
پس از سقوط حکومت به دست طالبان، زهرا و هزاران نیروی امنیتی به کشورهای همسایه آواره شدند. آنان در این مدت از یکسو با بیم اخراج از ایران و پاکستان و انتقامگیری طالبان، و از سوی دیگر با بیکاری و مشکلات مالی دستوپنجه نرم کرده اند.
پیش از این کمیته حمایت از نظامیان پیشین افغانستان گفته بود که دولت ایران آنعده نظامیان پیشین افغان را که به آن کشور پناه بردهاند، سرشماری میکند و از آنجایی که روابط دولت ایران و طالبان درحال بهبود است، بیم آن میرود که برخی نظامیان از ایران اخراج و به گروه طالبان تسلیم داده شوند. به گفته زهرا، در ماههای اخیر حتی برخی افغانهایی که سند اقامت دارند نیز از ایران اخراج شدهاند.
به گفته او، برخورد ایرانیان با افغانها نسبت به گذشته بدتر شده است: «ایرانیان میگویند که شما به ایران آمدهاید و جوانان ما را بیکار کردهاید، و کرایه خانهها بالا رفته است. به کشورتان بروید.»
سمیه* ۳۹ ساله، کارمند پیشین وزارت دفاع افغانستان، به دلیل تهدیدات امنیتی از سوی طالبان، در خزان سال ۱۴۰۲ به ایران پناهنده شد. او بهطور قانونی و از راه هوایی همراه با والدین و یک خواهر کوچکاش وارد ایران شده بود. سمیه در ایران ازدواج کرده و با همسرش در استان قم زندهگی میکند.
سمیه هفت سال در بخشهای گوناگون وزارت دفاع در شهر کابل کار کرده است و مدتی نیز افسر خدمتی در ولایت خوست بوده است.
این افسر پیشین، با آنکه قانونی وارد ایران شده است، اما سند اقامت ندارد و بیکار است: « اینجا کار اداری به مهاجرین افغان نمیدهند. وقت ویزهام تمام شده و آنرا تمدید نمیکنند. از بیم انتقام طالبان نمیتوانیم به افغانستان برگردیم، و اینجا نیز فرصتی برای کار و زندهگی نداریم. زندهگی مهاجرین افغان خیلی سخت است. اقامت نمیدهند، کار نمیدهند، آزار و اذیت و رد مرز میکنند.»
سمیه خوشحال است که حداقل شوهرش اقامت رسمی دارد و میتواند کار کند. در خیلی از خانوادههای مهاجر از جمله خانواده مریم، هیچ عضو خانواده اقامت رسمی ندارد. با این حال سمیه میگوید عواید شوهرش که کچکار است، برای برآوردن نیازهای خانواده کافی نیست. او آرزو میکند خودش نیز اجازه اقامت و اجازه کار دریافت کند.
در یک سال اخیر، یک میلیون و ۶۰۰ هزار افغان از ایران اخراج شده اند. به نقل از گزارشی که بیبیسی فارسی بهتاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۴ نشر کرده، وزارت مهاجرین و عودتکنندگان طالبان گفته است که تنها در ماه گذشته، نزدیک به ۱۵۰ هزار تن به افغانستان برگشتهاند. طبق آن گزارش اکثریت این افراد از ایران برگشته و یا اخراج شدهاند. گمان میرود در میان جمعیت بیش از یکونیم میلیون نفری که در یک سال گذشته از ایران اخراج شدهاند، هزاران تن از نیروهای امنیتی سابق و دیگر افراد آسیبپذیر و در معرض تعقیب طالبان بوده باشند.
سمیه میگوید که به امید کار و فرصت اقامت قانونی به ایران پناه برده است، ولی نه دولت ایران و نه نهادهای بینالمللی حامی مهاجران برای اقامت قانونی افرادی چون او توجه جدی نموده است: «از طرف هیچ نهادی حمایت نشدهایم. نه حمایت مالی و نه حمایت های دیگر».
کریمه مرادی نام مستعار خبرنگار زن از افغانستان است.
نامها به دلایل امینی در این گزارش مستعار انتخاب شده و با علامت ستاره نشانی شدهاند.


