ریحانه*، دختر ۲۴ سالهای که تا سه سال پیش یک سرباز اردوی ملی بود، امروز در یکی از ولایات دورافتادهی افغانستان مخفیانه زندگی میکند. قبل از سقوط حکومت قبلی، او با معاش ماهانهی ۱۸ هزار افغانی، مخارج زندگی خانوادهی نُه نفرهاش را تأمین میکرد. آن زمان، پدر نابینایش، مادر خانهدارش و برادران و خواهران کوچکترش، همه زیر سایهی تلاشهای او زندگی آرامی را پیش میبردند.
ریحانه پس از فراغت از مکتب در سال ۱۳۹۴ خورشیدی، به اکادمی پولیس در ولایت بلخ پیوست و پس از دو سال آموزش، بهعنوان افسر به خدمت در اردو مصروف شد. او تا ۲۴ اسد ۱۴۰۰ به کارش ادامه داد، اما با آغاز مجدد حاکمیت طالبان، زندگی او و هزاران زن نظامی دیگر به کلی دگرگون شد.
با سقوط دولت و پایان دورهی جمهوریت، تلفن ریحانه شروع به زنگخوردن کرد. زنگها را که پاسخ میداد بهشدت میترسید، چون افراد پشت تلفن او را به مرگ تهدید میکردند. همان تماسها باعث شد تا او تصمیم بگیرد محل زندگی و سیمکارتش را تغییر دهد و به یکی از ولایات دیگر افغانستان نقل مکان کند. حالا سه سال پس از سقوط حکومت قبلی، ریحانه همچنان مجبور است هویتش را پنهان نگه دارد و از بسیاری از دوستان و اقوامش فاصله بگیرد، زیرا نمیتواند به کسی اعتماد کند.
ریحانه میگوید: «نهتنها من، بلکه هزاران زن نظامی دیگر مانند من ترسیده و خود را مخفی کردهاند؛ خودِ من با بسیاری از دوستان و اقوام قطع رابطه کردهام.»
این شرایط او را با مشکلات روحی و روانی زیادی ازجمله اضطراب شدید، بیخوابی و ترس دائمی، روبهرو کرده است. اما مشکلات روحی و روانی تنها مشکل حاد او نیست. او میگوید که بزرگترین مشکل او نبودِ کار است.
ریحانه میگوید که او و بیشتر زنانی که در بخش نظامی حکومت قبلی کار کردهاند، بهدلیل داشتن سابقهی کار نظامی و ثبتبودن مشخصات بیومتریکشان در دولت قبلی، نمیتوانند برای بسیاری از کارها حتی درخواست دهند. با این حال ریحانه میگوید تا کنون موفق نشده است که یک کار ثابت با معاش خوب بیابد.
او اکنون با خیاطی و مهرهبافی سعی دارد هزینههای خانوادهی بزرگش را تأمین کند، اما درآمد حاصل از این کار که در حدود سه هزار افغانی در ماه است، بههیچوجه کفاف مخارج زندگی آنان را نمیدهد.
براساس آمارهای نشرشده از سوی حکومت قبلی، بیش از ۶۶۰۰ نظامی زن در وزارت داخله و وزارت دفاع ملی کار میکردند، اما روشن نیست وضعیت بسیاری از این زنان امروز چگونه است.
برای درک بیشتر وضعیتشان، زنتایمز با ۸ تن از زنان نظامی سابق مصاحبه کرده است. تقریباً تمام این زنان از بیکاری، مشکلات اقتصادی، اختلالهای روانی و بیتوجهی جامعهی جهانی شکایت دارند. همچنین پنج تن از این زنان تأیید کردهاند که در سه سال گذشته دستکم یکبار از سوی افراد طالبان تهدید شده و یا مورد تعقیب قرار گرفتهاند؛ به همین دلیل، فقط پنج تن از ایشان توانستهاند به کشورهای همسایه فرار کنند.
بسیاری از گفتههای این زنان در گزارش تازهی دیدبان حقوق بشر که ده اکتوبر منتشر شد، نیز بازتاب یافته است. دیدبان حقوق بشر اعلام کرد که مقامات طالبان زنانی را که در حکومت قبلی بهعنوان پولیس خدمت کرده بودند، تهدید کرده و آنان را در معرض خطر قرار دادهاند. این گزارش ۲۶ صفحهای که با عنوان «خیانت دوگانه: سوءاستفادهها از زنان پولیس افغانستان در گذشته و حال» نشر شده، تأکید میکند که تهدیدات طالبان بسیاری از این زنان را مجبور به داشتن زندگی مخفیانه کرده است. این گزارش دیدبان حقوق بشر به سوءاستفاده از زنان نظامی در حکومت پیشین نیز اشاره دارد و میگوید که صدها زن پولیس «مورد آزار و اذیت جنسی و تجاوز» از سوی همکاران و سرپرستان مرد خود قرار گرفتهاند که تاکنون هیچکسی در آن مورد پاسخگو نبوده است.
در این گزارش همچنین آمده است که بسیاری از این زنان مجبور به فرار به کشورهای همسایه شدهاند، اما در این کشورها هم مشکلاتشان ادامه یافته است. مسائلی چون نبود اقامت قانونی، بیکاری و ترس از اخراج اجباری زندگی این زنان را دشوارتر کرده است.
قدریه*، ۲۹ ساله، یکی دیگر از نظامیان پیشین است که به ایران مهاجرت کرده. او در مصاحبهی تلفنی به زنتایمز میگوید: «پس از تهدیدات امنیتی توسط طالبان، مجبور شدم افغانستان را ترک کنم. در حال حاضر در وضعیت خوبی نیستم. با وجود اینکه به بیماری روماتیسم مبتلایم و مشکلات افسردگی نیز دارم، روز و شب از یک زن مسن ایرانی پرستاری میکنم. از معاش ۸ میلیون تومانیام مقداری را که باقی میماند به خانوادهام میفرستم.»
قدریه نگران است که از ایران اخراج و به افغانستان برگردانده شود: «اگر روزی به افغانستان اخراج شوم، مطمئناً سرنوشت شومی در انتظارم خواهد بود.»
در گزارش دیدبان حقوق بشر از کشورهایی که قبلاً حامی استخدام زنان در نیروهای پولیس و اردوی ملی افغانستان بودند ازجمله ایالات متحده امریکا، بریتانیا، اعضاء اتحادیهی اروپا و جاپان، خواسته شده است که شماری از این نظامیان پیشین را که در کشورهای سوم بهشکل موقت جابهجا شدهاند، بهصورت «عاجل» شناسایی نموده و مورد حمایت قرار دهند.
اما ریحانه و شماری از زنانی که با زنتایمز صحبت کردهاند میگویند امیدی به حمایت جامعهی جهانی ندارند. آنها معتقدند که جامعهی جهانی در برابر خشونتها و تهدیدهایی که از سوی طالبان به زنان نظامی روا داشته میشود، سکوت کرده است: «دیگر امیدی به جامعهی جهانی ندارم. اگر قصد کمک به ما را میداشتند، باید در این سه سال کاری انجام میدادند، اما هیچ اقدامی نکردند.»
دیدبان حقوق بشر از طالبان نیز خواسته است که به آزار و اذیت زنان نظامی پیشین پایان دهند، اما برخی از کارشناسان میگویند که طالبان در سه سال گذشته ثابت کردهاند که هرگز به چنین خواستههایی تن نخواهند داد. ح. سطانی، آگاه امور نظامی، در گفتوگو با زنتایمز گفت: «گروه طالبان در سه سال گذشته هزاران نظامی سابق را کشته و یا زندانی و شکنجه کرده است و انتظار حمایت از آن گروه بهخصوص برای احقاق حقوق زنان، با واقعیتهای موجود جور در نمیآید.»
ریحانه همچنان در افغانستان بهسر میبرد، جایی که مجبور است هویتش را پنهان کند و از ترس انتقامجویی طالبان، از خانه بیرون نرود. آیندهای روشن برای او و هزاران زن نظامی دیگر دیده نمیشود.
ثنا عاطف و مهتاب صافی نام مستعار خبرنگاران زن تایمز در افغانستان است.
اسامی آمده در متن بهدلایل امنیتی مستعارند.


