پس از سقوط حکومت به دست طالبان در ماه آگست ۲۰۲۱، صدها هزار نفر، از جمله کارمندان دولت سابق، نظامیان، فعالان و خبرنگاران به پاکستان گریختند تا از دستگیری و کشتار توسط طالبان در امان بمانند. بسیاری از کسانی که با مأموریت‌های کشورهای غربی و سازمان‌های غیردولتی کار در دو دهۀ گذشته کار کرده بودند، منتظر رسیدگی به درخواست‌های اسکان مجدد خویش به این کشورهایند. 

در اقدامی بی‌سابقه، دولت پاکستان دست به اخراج پناهجویان زده است. این اقدام پاکستان زندگی نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این افراد شامل کارمندان سابق دولت، فعالان حقوق بشر و زنان و روزنامه‌نگاران می‌شود که همگی پس از بازگشت به افغانستانِ ‌تحت کنترل طالبان‌، با خطرات احتمالی جانی مواجه می‌شوند. حتی پناهجویان با اسناد معتبر توسط پولیس پاکستان، به دلیل اخاذی، دستگیر می‌شوند. پولیس پاکستان آنها را متوقف می‌کند و از آنها پول می‌خواهد. اگر به آنها پول ندهند، آنها را برای چند روز به تانه (بازداشتگاه) می‌برند، بدرفتاری می‌کنند، غذا نمی‌دهند و لت‌‌و‌کوب می‌کنند. برای جلوگیری از این سرنوشت، حتی پناهندگان با اسناد قانونی از اقامتگاه‌های‌شان بیرون نمی‌شوند. 

دولت‌ها اغلب امنیت ملی را در اولویت قرار می‌دهند و هجوم پناهندگان را به عنوان یک خطر بالقوه در نظر می‌گیرند. ظاهراً این نگرانی ریشه در این ترس دارد که در میان پناهندگان واقعی، ممکن است افرادی با اهداف سوء، مانند تروریست‌ها یا کسانی که با شبکه‌های جنایی مرتبط‌اند، وارد کشور شوند. تمایز قائل شدن بین آنهایی که واقعاً به دنبال پناهندگی‌اند و کسانی که یک تهدید امنیتی محسوب می‌شوند، چالش‌برانگیز است. افزون بر این، شخصیت‌های سیاسی عوام‌فریب‌ به مهاجر‌هراسی ‌دامن می‌زنند تا نفوذ‌شان را بیشتر کنند. این سیاستمداران ممکن است از ترس‌ها و سوء‌ظن موجود نسبت‌به مهاجرین برای دستاوردهای انتخاباتی سوء استفاده کنند و مهاجرت را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی یا تمامیت ارضی کشور معرفی کنند. 

اما پرسش این است ‌که چرا دولت پاکستان در این مقطع زمانی که افغانستان وارد فصل زمستان می‌شود، دست‌به چنین اقدامی زده است که زندگی پناهجویان اخراج‌شده را بیش‌از‌پیش به چالش ‌می‌کشد؟ 

دولت پاکستان میان پناهجویان مقیم پاکستان و تشدید ناامنی در این کشور رابطه‌ای مستقیم ترسیم می‌کند. از زمانی که طالبان قدرت را در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ به دست گرفتند، تحریک طالبان پاکستان (تی‌.تی.پی) سربازان و نیروهای مسلح پاکستان را بیشتر از پیش مورد هدف قرار داده است. همزمانی بین هجوم پناهجویان به پاکستان و افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان بر نیروهای نظامی این کشور این گمانه‌زنی‌ها را در میان قشر سیاسی پاکستان مطرح کرده است که مهاجران و پناهجویان در حملات تروریستی در این کشور نقش دارند. 

در افغانستان اما، تعدادی در مورد ارتباط بین اخراج دسته‌جمعی پناهجویان و مسئلۀ مرزی بین دو کشور گمانه‌زنی می‌کنند. طبق این گمانه‌زنی‌ها، پاکستان با فشار بر پناهجویان برای بازگشت، قصد دارد رژیم طالبان را وادار کند که خط دیورند را به عنوان مرز رسمی بین‌المللی بین دو کشور به رسمیت بشناسد. وزیر خارجۀ طالبان در مصاحبه‌ با بی.‌بی.‌سی پشتو به‌صراحت این گمانه‌زنی را تایید نکرد، اما گفت که مسئلۀ مرز به مردم ساکن در دو طرف آن بستگی دارد که باید در مورد آن تصمیم بگیرند؛ موقفی مبهم که سیاستمداران پشتون اغلب در مورد این موضوع اتخاذ می‌کنند. از جمله اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین که در مبارزات انتخاباتی خود در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ نیز این موقف گنگ را اتخاذ کرد تا از گفتگوی جدی در‌بارۀ آن خودداری کند. 

از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی که دامن گیر پاکستان شده است، عامل مهمی در شکل‌گیری نگرش منفی نسبت‌به پناهندگان است. البته این مشکل خاص پاکستان نیست. در هنگام بی‌‌ثباتی اقتصادی که منابع کمیاب می‌شوند، مردم بومی ممکن است پناهندگان و مهاجران را به عنوان رقبای بالقوه برای مشاغل و منابع در نظر بگیرند که به ذهنیت منفی علیه آنها کمک می‌کند. با افزایش چالش‌هایی اقتصادی در پاکستان، دولت به طور استراتژیک مهاجران و پناهندگان را مقصر می‌داند و توجه را از سوء مدیریت اقتصادی و فساد منحرف می‌کند و روایتی را خلق می‌کند که در آن پناهجویان را عامل مشکلات اقتصادی در کشور معرفی می‌کنند. 

فقدان همدلی و بردباری در رفتار دولت پاکستان نسبت‌به مهاجرانی که شمار زیاد‌ی از آنها سال‌‌های زیادی ‌در آن کشور زندگی کرده‌اند و آن را وطن خود می‌دانند، مشهود است. رد مرز كردن اجباری بيش از يك ميليون و نيم پناهنده از فضای اجتماعی، ‌اقتصادی‌‌ و روانی كه در آن روابط پيچيدۀ اجتماعي در اطراف خود بافته‌اند، عميقاً ناراحت‌كننده است. این حرکت نه‌تنها زندگی این افراد را مختل می‌کند، بلکه ‌همدلی دولت پاکستان نسبت‌به مهاجران را آسیب‌پذیر نیز نشان می‌هد. 

علاوه بر این، اجبار ۱.۵ میلیون پناهجو به افغانستان نه‌تنها بحران‌های انسانی موجود را عمیق‌تر می‌کند، بلکه تنش‌های اجتماعی و میان‌قومی را نیز افزایش می‌دهد. ترس ملموس در میان اقوام غیر‌پشتون وجود دارد که طالبان ممکن است از این بحران پناهجویان استفاده کرده و آنها را در مناطقی که مخالف رژیم آنهایند، اسکان دهند. هدف این اقدام حساب‌شده سرکوب قیام‌های احتمالی علیه دولت طالبان از طریق اسکان مجدد پناهندگان در سرزمین‌هایی است که از لحاظ تاریخی ساکنان آنها هزاره‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها بوده‌اند. 

تصمیم دولت پاکستان برای اخراج اجباری پناهجویان نگرانی‌های عمیق انسانی، اجتماعی و سیاسی را برانگیخته است. در کنار تحمیل رنج وافر بر جمعیت آسیب‌پذیر، این حرکت پیامدهای گسترده‌تری برای ثبات منطقه‌ای و بافت اجتماعی میان اقوام در افغانستان دارد. این سیاست اخیر دولت پاکستان در قبال مهاجران نیازمند ‌بازنگری توام با همدلی، بردباری و تعهد به حفاظت از جان، مال و کرامت انسانی مهاجران آسیب‌پذیر است. 

* رستم‌علی سیرت، دانشجوی دکترای دانشگاه آسیای‌ جنوبی (دهلی نو) است. 

Leave a comment