موسی ظفر*
گزارشگر زنتایمز: سلام مولوی صاحب. امیدوارم خوب باشید.
وزیر: سلام. من مثل همیشه بد هستم. امیدواری شما کاملاً بیجاست. چرا اینجا آمدی؟
زنتایمز: راستش من نیامدم؛ از سرک تیر میشدم که بادیگارد وزارت شما مرا دستگیر کرد و اینجا آورد. در جریان تلاشی در دستکول من یک قلم و کاغذ سفید پیدا کرد و فکر کرد من میخواهم چیزی علیه حکومت شما بنویسم.
وزیر: راستی میخواستی چیزی علیه امارت بنویسی و ما را بدنام کنی؟
زنتایمز: قصد اصلیام نبود، اما حالا که اینجا خدمت شما هستم بهعنوان خبرنگار چند سؤالی از شما میپرسم. پاسخهای شما وظیفۀ مرا انجام خواهد داد.
وزیر (لنگی را از سر خود میکشد و هوای اتاق را مملو از عرق تابستان پارسال میکند): خوب، بگو! ما که از چیزی نمیترسیم. آمریکایته شکست دادیم.
زنتایمز: چرا حکومت شما اجازه نمیدهد تا زنها به دانشگاه یا کار بروند، در حالی که در سایر کشورهای اسلامی آنها با چنین محدودیتی روبهرو نیستند؟
وزیر (با خاریدن پوست زیر ریشش): راستش، ما مخالف کار یا تحصیل زنان نیستیم. اگر آنها تمامی قوانین شریعت اسلامی را رعایت کنند و بر اساس اصول شرعی عمل کنند، میتوانند به کار و تحصیلشان ادامه دهند.
زنتایمز: این اصول که شما گفتید چیست و زنها چگونه خود را با تفسیر تخیلی شما از شریعت هماهنگ کنند؟
وزیر: ببینید! این کار مثل نوشیدن آب پس از کشتن یک زندانی است. ما عقیده داریم که زنان به اندازۀ کافی باهوش نیستند تا یاد بگیرند یا کار کنند. بنابراین، تنها چیزی که از آنها میخواهیم این است که تظاهر کنند بر اساس عقیدۀ ما عمل میکنند و در خانه بمانند. هم ما خوش! هم آنها خوش! هم جنجال تمام.
زنتایمز: فکر نمیکنید اگر شما تظاهر به انسان بودن کنید و به عقاید قرون وسطایی خود تغییراتی بیاورید مشکلات زودتر حل شود؟
وزیر: خواهر جان! حالا که حرف به اینجا کشید و ما میخواهیم مانند دو انسان متمدن گپ بزنیم تا مشکل خود را حل کنیم، اجازه دهید این مسئله را به زبان ساده برای شما توضیح بدهم. لباسی که شما همین حالا پوشیدید سیاه است. قبول دارید؟
زنتایمز: بله، وزیر صاحب.
وزیر: آیا شما حاضرید این لباس را به همین سادگی با یک لباس دیگر تبدیل کنید؟ مثلاً با یک لباس دراز پنجابی.
زنتایمز: بله، من که مشکلی در این کار نمیبینم. یک کار ساده است. اما نفهمیدم چرا باید این کار را انجام دهم؟
وزیر: راستش من به این نتیجه رسیدم که شما یک فعال حقوق زنان هستید. به نظر من باید برای چند سال به زندان بروید. لباسی که ما به زندانیان زن میدهیم پنجابی است. گفتم بپرسم که با لباس پنجابی مشکلی نداشته باشید. خوشحالم که مشکلی ندارید. بخیر بروید.
* موسی ظفر، طنزنویس و روزنامهنگار است.


