زهرا نادر، ارشیت مهتا و کرشمه فخری 

ظریفه غفاری در سال ۲۰۱۸، زمانی که نخستین شهردار زن میدان‌شهر، مرکز ولایت میدان‌وردک، شد، تاریخ‌ساز شد. او دومین شهردار زن در تاریخ افغانستان است. 

از زمان شهردار شدن، از ظریفه غفاری با سیلی از تقدیرنامه‌ها و جوایز از سوی رسانه‌ها و پلتفرم‌های بین‌المللی استقبال شده است. از جمله در سال ۲۰۱۹، او در فهرست ۱۰۰ زن الهام‌بخش و تأثیرگذار بی‌بی‌سی قرار گرفت. در جنوری ۲۰۲۰، او در فهرست ۵۰ زن مجلۀ این‌استایل (InStyle) بود. در ۲۰۲۰، او جایزۀ بین‌المللی زنان شجاع را از وزارت امور خارجۀ ایالات متحده دریافت کرد. در ۲۰۲۲، او جوایز تغییر‌آورنده ۳۰/۵۰ فوربس را دریافت کرد و اخیراً جایزۀ لوتر جرمنی به او اهدا شد‌ (این فهرست کاملی از جوایز و تقدیرنامه‌های او نیست). 

افزون بر این، کتاب خاطرات او با عنوان «ظریفه: نبرد یک زن در دنیای مردانه»، با همکاری روزنامه‌نگار هانا لوسیندا اسمیت، در اکتبر ۲۰۲۲ منتشر شد‌ (از زمان انتشار، به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده است‌). در نوامبر ۲۰۲۲، برنامه‌ای از او در نتفلیکس با عنوان ‌در دستان او‌ منتشر شد. این برنامه از سوی هایدن‌لایت پرودکشن، که از سوی هیلاری رادهام کلینتون، بانوی اول سابق ایالات متحده، حمایت می‌شود، در مورد زندگی غفاری ساخته شده است. 

او‌ همچنین به‌عنوان سخنران در وبسایت‌های متفاوتی از جمله وبسایت اسپیکرز در بریتانیا، کروجر کوون در لندن، اسپیکرز کورنر در بریتانیا، پریمیوم اسپیکرز‌ در دبی و آل امریکن اسپیکرز در ایالات متحده درج شده است. هرچند همۀ این وبسایت‌ها هزینۀ رزرو کردن غفاری را اعلام نکرده‌اند، اما برخی از آنها هزینه‌ای‌ بالاتر از ۱۰ هزار دالر‌ امریکایی را درج کرده‌اند. 

علاقۀ ما به داستان غفاری، با تلاش برای نوشتن یک نقد بر برنامۀ نتفلیکس به نام ‌در دستان او‌، که زندگی غفاری را بازتاب داده است، آغاز شد. اما کنجکاوی ما زمانی عمق یافت که ‌نتوانستیم غفاری‌ای را که در غرب به تصویر کشیده شده است،‌ پیدا کنیم. 

زمانی که ما به گفته‌های غفاری و آنچه او برایش دادخواهی می‌کند، توجه کردیم، با دشواری‌ای برای ترسیم خطی میان غفاری‌ای که مدافع حقوق زنان، و غفاری‌ای که مدافع «مذاکره» با طالبان، معماران آپارتاید جنسیتی در افغانستان، است‌ مواجه شدیم. پس از سفر کوتاه خود به افغانستانِ تحت کنترل طالبان در سال ۲۰۲۲، زمانی که زنان معترض به دلیل تظاهرات علیه سیاست‌های سرکوبگرانۀ این گروه دستگیر می‌شدند، غفاری در کتاب خاطرات خود نوشت: «اکنون که خودم در افغانستان بودم، داشتم این را درک می‌کردم که چگونه برای مردمی که هنوز در آنجا زندگی می‌کنند، این صلحِ سرکوبگرانه بر آزادی خشونت‌آمیزی که بیست سال از آن لذت برده یا تحمل کرده بودند، ارجحیت داشت.» 

به‌نظر نمی‌رسد که این تجربۀ میلیون‌ها دختر و زنی باشد که در آن «صلح سرکوبگرانه»‌، حق تحصیل و کار خود را از دست داده‌اند. همین که غفاری به‌نظر می‌رسد مرز بین دادخواهی از حقوق زنان و دادخواهی از طالبان را خلط می‌کند، ما را وادار کرد تا نگاه عمیق‌تری به زندگی او و اینکه او واقعاً کیست، داشته باشیم.  

زن‌تایمز  بیشتر از دو ماه زمان را صرف بررسی ساعت‌ها مصاحبه‌ و بیش از ده‌ها گزارشی کرده است که دربارۀ او به سه زبان (فارسی، پشتو و انگلیسی) نوشته شده است. ما کتاب خاطرات او را خواندیم و دو برنامه در نتفلیکس و آرته (ARTE) را، که بر زندگی او متمرکز است، تماشا کردیم. ما با کسانی که او را می‌شناختند، مصاحبه کردیم و برخی از گفته‌های او در مورد زندگی‌اش را در افغانستان و هند راستی‌آزمایی کردیم. 

ظریفه غفاری، بدون شک، یکی از سخت‌ترین مشاغل جهان را داشت: شهردار زن در افغانستان. اما جدا از این نقش سیاسی، زن‌تایمز دریافته است که برخی از ادعاهای غفاری دربارۀ زندگی، تحصیلات و تجربیات او با یکدیگر همخوانی ندارد و تناقضاتی دارد. 

کلی فالکونر، بنیانگذار آژانس ادبی آسیا، که از غفاری نمایندگی می‌کند، در پاسخ به این پرسش زن‌تایمز که آیا کتاب خاطرات غفاری راستی‌آزمایی شده یا خیر و اینکه نظرشان در مورد یافته‌های زن‌تایمز چیست، در ایمیلی نوشت: «خاطرات ظریفه غفاری محصول یک همکاری نزدیک با یک روزنامه‌نگار باتجربه، هانا لوسیندا اسمیت، است. هم خانم غفاری و هم خانم اسمیت پای این داستان ایستاده‌اند که شامل لحظاتی می‌شود که خانم غفاری مجبور بوده است برخی از جزئیات در مورد سن خود را مبهم نشان دهد تا بتواند به مبارزه‌اش در جامعه‌ای سرکوبگر با دیدگاه‌های بسیار محدود در مورد آنچه که یک زن افغان می‌توانست یا نمی‌توانست انجام دهد،  یا اینکه چه زمانی می‌توانست انجام دهد، ادامه دهد. زندگی خانم غفاری وقف توانمندسازی زنان برای رهایی از چنین چالش‌هایی شده است، به‌ویژه زمانی که [این چالش‌ها] برای ممانعت از تحصیل دختران یا محدود کردن زندگی عمومی و حرفه‌ای آنها استفاده می‌شود.» 

کلایو پریدل، ناشر کتاب خاطرات غفاری و هیلاری رادهام کلینتون، تهیه‌کنندۀ برنامۀ نتفلیکس (در دستان او)، تا زمان انتشار این گزارش به درخواست ما برای اظهار نظر پاسخ نداده‌اند. زن‌تایمز همچنین تلاش کرده است با نتفلیکس در این مورد ارتباط برقرار کند، از جمله با مدیران ارتباطات نتفلیکس در کانادا و ایالات متحده تماس گرفت، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی از آنها دریافت نکرده است. 

این گزارش در مورد تناقض‌هایی است که ما در  جریان راستی‌آزمایی داستان غفاری یافته‌ایم که به‌نظر نمی‌رسد سازمان‌های دیگر، در جریان تعامل خود با ظریفه غفاری، آنها را یافته یا گزارش کرده باشند. 

۱۹۹۴۲۰۰۹: سالهای شکلگیری غفاری 

زن‌تایمز دریافته است که حتی معلومات اولیه‌ای (مانند محل تولد او)، که در رسانه‌ها منتشر شده‌اند، باهم سازگاری ندارند. بر اساس کتاب خاطراتش، غفاری در کابل به دنیا آمده است. اما در نوشته‌ای که در ماه مارچ ۲۰۲۳ توسط ونتی‌فیر منتشر شده، آمده ‌که او در پکتیا به دنیا آمده است. همچنین او در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با روزنامۀ اطلاعات روز گفت: «من زادۀ میدان‌وردک هستم.»‌ 

وقتی از غفاری دربارۀ این ناسازگاری‌‌ پرسیدیم، او در ایمیلی به ما گفت: «من در کابل به دنیا آمدم. اما مانند بسیاری از خانواده‌های دیگر که از ولایات به کابل آمده‌اند و بین کابل و ولایت زندگی می‌کنند، در تذکره‌ام زادگاهم قریۀ دوران‌خیل ولسوالی چک ولایت وردک ذکر شده است.» او تاریخ تولدش را ۲۵ سپتامبر ۱۹۹۴ می‌گوید.  

او در خاطرات خود می‌گوید که در سال ۲۰۰۹ لیسه را در ولایت پکتیا به پایان رسانده و در امتحان کانکور در آنجا شرکت کرده بود، اما به تلویزیون طلوع گفته است که مکتب خود را در کابل به پایان رسانده است. 

وقتی که از او در مورد این تناقض پرسیدیم، او جواب داد: «به دلیل شرایط خانوادگی‌ام، من فرصت تحصیل در ‌محیطی ایده‌آل یا مکتب را نداشتم. در عوض، من با شرایطم ساختم و ۱۲ سال تحصیل در مکتب را تنها در هشت سال تحصیلی به پایان رساندم. من در سال ۲۰۰۱ مکتب را در کابل در مکتب نسوان شهر از صنف چهارم شروع کردم و تا ماه اول صنف هفتم ادامه دادم، اما چون پدرم در پکتیا کار گرفت، صنوف ۷، ۸، ۹ و ۱۰ را امتحان دادم و ۱۱ و ۱۲ را در گردیز پکتیا تکمیل کردم.»   

غفاری در خاطرات خود نوشته است که در دانشگاهی در ولایت خوست پذیرفته شده بود. اما در سال ۲۰۱۸ روزنامۀ اطلاعات روز  گزارش داده است که او در دانشکدۀ حقوق دانشگاه کابل پذیرفته شده بود. روزنامه‌نگار اطلاعات روز، که گزارش را نوشته است، به زن‌تایمز تأیید کرد که تمام معلومات مربوط‌به زندگینامۀ خانم غفاری را از خود او دریافت کرده است. 

وقتی در این مورد از غفاری پرسیدیم، او  پاسخ داد: «من می‌خواهم روشن کنم که داستان‌های نادرست و سوء‌تفاهم‌های زیادی در مورد من نشر می‌شوند. اما‌ مهم است که توجه داشت که هیچ یک از این داستان‌ها مورد تأیید من، خانواده یا دوستان نزدیکم نیستند. من در دانشگاه خوست پذیرفته شده بودم، به همین دلیل نتوانستم در آن شرکت کنم و در آنجا ادامۀ تحصیل بدهم.» 

او در خاطرات خود نوشته است که به کمک یک مقام وزارت تحصیلات عالی و یک نمایندۀ پارلمان در کابل، بورسیۀ تحصیلی به دانشگاهی در هندوستان گرفته است. 

۲۰۱۰۲۰۱۶:‌ تحصیلات عالی در هند و تأسیس یک نهاد 

وقتی او دربارۀ تحصیلاتش در هند صحبت می‌کند، زمان‌بندی خود او در کتاب خاطرات و پروفایل لینکدین‌اش (LinkedIn)، با هم همخوانی ندارند. بر اساس صفحۀ لینکدین‌اش، دورۀ لیسانس‌اش را در سال ۲۰۰۹ آغاز کرده است. اما در خاطراتش می‌گوید که او تحصیلات عالی خود را در دانشگاه پنجاب در چندیگر هند در پاییز ۲۰۱۰ آغاز و لیسانس و ماستری‌اش را در بخش اقتصاد از این دانشگاه دریافت کرده است. 

اما در جایی دیگر در کتاب خاطرات خود می‌نویسد که سال دوم دانشگاه بود که با موتری تصادف کرد و به مخاطبان تدیکس (TEDx) خود می‌گوید که این حادثه در دسامبر ۲۰۱۴ رخ داده است‌ که، با توجه به زمان‌بندی خود غفاری در کتاب و لینکدین‌اش، باید سال چهارم یا پنجم تحصیلی‌اش می‌بود. 

در هند، دورۀ لیسانس معمولاً سه سال و دورۀ ماستری معمولاً دو سال را در‌بر می‌گیرد. او در خاطرات خود نوشته است که سال ۲۰۱۵ آخرین سال ماستری‌اش در دانشگاه بود، اما صحفۀ لینکدین‌اش سال ۲۰۱۶ را نشان می‌دهد. همچنین بر اساس یک گزارش‌ نیویورک‌تایمز، که در سال ۲۰۱۹ منتشر شده، آمده است که غفاری در سال ۲۰۱۸، زمانی که برای شهردار شدن درخواست داده بود، هنوز دانشجوی ماستری بود. یکی از روزنامه‌نگاران نیویورک‌تایمز، که گزارش را نوشته است،‌ در صحبت با زن‌تایمز تأیید کرد که غفاری خود این اطلاعات را با آنها شریک کرده است. 

زن‌تایمز تصویری از غفاری را در صفحۀ فیسبوک کالج شری گورو گوبیند سینگ (SGGS) پیدا کرده است که در تاریخ ۷ آگست ۲۰۱۳ نشر شده است. این کالج، یکی از کالج‌های متعددی است که به دانشگاه پنجاب واقع در شهر چندیگر‌ وابسته است. 

برای تأیید تحصیلات غفاری در هند، زن‌تایمز با خبرنگار راستی‌آزما، باگونت سینگ، که در چندیگر کار می‌کند، تماس گرفت. او در بازدید از این کالج (SGGS) دریافت که از غفاری به‌عنوان یک دانش‌آموختۀ برجسته یاد شده است. 

زن‌تایمز همچنین درخواست رسمی به دفتر مدیر کالج اسی‌جی‌جی‌اس (SGGS) برای تأیید اعتبار تحصیلی غفاری ارسال کرد. این کالج تأیید کرد غفاری از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ دانشجوی لیسانس در این کالج بوده است، اما فراغت او از این کالج را تأیید نکرده است. 

وقتی از غفاری در مورد زمانی‌بندی تحصیلی‌اش در هند و اینکه آیا می‌تواند مدارکی برای اثبات تحصیلاتش ارائه کند،‌ پرسیدیم، او گفت: «بر اساس مادۀ (۷) و (۸) قانون کارمندان خدمات ملکی جمهوری اسلامی افغانستان، داشتن سند لیسانس یا ماستری برای هر نامزد شهرداری در یک رشتۀ مربوطه از یک دانشگاه معتبر الزامی است. من این شرط را با اخذ سند تحصیلات عالی از دانشگاه هند تکمیل کردم. اما به‌نظر می‌رسد که هدف سؤالات شما بی‌اعتبار کردن دستاوردهای یک زن در افغانستان است که شجاعانه برای حقوق زنان در جامعه‌ای مردانه مبارزه کرده است. اگر قصد شما این است، من‌ فکر نمی‌کنم که به اشتراک گذاشتن اسناد تحصیلی کمک کند.» 

غفاری در مدت حضورش در هندوستان، نهادی را به نام «معاونت و پیشرفت زنان افغان» (APAW) تأسیس کرد. طبق نمایۀ لینکدین‌اش، او از سال ۲۰۱۴ رئیس این نهاد بوده است. اما دیتابس رسمی سازمان‌های غیردولتی افغانستان نشان می‌دهد که نهاد او  به تاریخ «۱ اپریل ۲۰۱۵» ثبت شده است. این نهاد در طول مدتی که غفاری برای دولت کار می‌کرد، غیرفعال بود، طبق آنچه ‌او در اجلاس ژنو در اپریل ۲۰۲۲ گفت، جایی که اعلام کرد که نهادش را دوباره فعال کرده و در حال جمع‌آوری کمک‌های مالی برای آن است (این صفحه اکنون بسته شده است). 

زمانی که زن‌تایمز تلاش کرد ‌فعالیت‌های این نهاد را در کابل بررسی کند، یکی از همکاران خانم غفاری گفت که این نهاد دیگر فعال نیست و او قول داد که در مورد فعالیت‌های قبلی آن جزئیات ارائه کند. از آن زمان به بعد او به تماس‌‌های زن‌تایمز پاسخ نداده است. 

وقتی که ما از غفاری در این مورد پرسیدیم، او در پاسخ نوشت: «به‌خاطر ممنوعیت طالبان بر کار زنان و اخطار‌های مکرر آنها، مجبور شدیم مرکز آموزشی و حرفه‌ای زنان را ببندیم. اما جهت حفظ امنیت همکاران و ذینفعان خود تدبیری اندیشیدیم و کار را از این مرکز به منازل شخصی در مناطق دوردست انتقال دادیم.‌ بسته شدن یک مرکز به معنای تعطیلی انجو نیست. سازمان APAW از سال ۲۰۱۴ به‌طور قانونی در افغانستان ثبت شده است و کلیۀ مالیات آن نیز پرداخت‌ شده است. اما زمانی که طالبان محدودیت‌ها را بر کار زنان در انجوها اعلان کردند، به ما اطلاع داده شد که رئیس انجو باید یک مرد باشد تا آنها به ما ترخیص مالیاتی بدهند. من از انتصاب رئیس سرپرست مرد امتناع کردم که منجر تعویق افتادن برخی کارها شد. با وجود این‌، شخص خودم همچنان به حمایت مالی از سازمان ادامه می‌دهم، و ما به تعداد مشخصی از زنان و افراد نیازمند، به‌ویژه بیوه‌زن‌ها، به‌صورت ماهانه کمک می‌کنیم.» 

۲۰۱۶ ۲۰۱۸‌: تجربۀ کار قبل از شهردار شدن 

بر اساس خاطرات او، در سال ۲۰۱۶، زمانی که به افغانستان بازگشته بود، با شوهر آینده‌اش یعنی محمدبشیر محمدی آشنا شد که او را به‌عنوان شریک تجاری خود در رادیوی خود معرفی می‌کند و می‌گوید که او «شغل خوبی در ریاست فرهنگ در بیرون از دفتر رادیو داشت.» 

اما نگفته است که محمد‌بشیر محمدی، یک مقام دولتی، یعنی رئیس ادارۀ اطلاعات و فرهنگ ولایت وردک در سال ۲۰۱۹ و دو ولایت دیگر (غزنی و پکتیکا) از سال ۲۰۱۵ بوده است. به گفتۀ سه منبع در میدان‌شهر، او در پکتیکا مسئول یک رادیوی دولتی نیز بوده است. 

]‌تصویر: محمدبشیر محمدی، رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت وردک با محمدطاهر زهیر، سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ در ماه اکتبر ۲۰۲۰ ملاقات کرد.] 

غفاری در خاطراتش توضیح می‌دهد که چگونه او و محمدی، پس از دریافتن اینکه «هیچ  رادیویی [موجود] مجری زن نداشت» تصمیم به تأسیس یک ایستگاه رادیویی می‌گیرند و نام آن را پیغله اف‌.ام می‌گذارند. 

غفاری در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «در اواخر سال ۲۰۱۶، پس از اینکه ما زندان قدیمی [زندان دولتی که طالبان در آن نگهداری می‌شدند] را تمیز کردیم، زنجیرها را برداشتیم و دیوارها را رنگ کردیم و یک استودیو و دفتر در سلول‌های قدیمی ایجاد کردیم، صدای من اولین صدای زن در امواج رادیویی در وردک شد.» اما در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۰ با شبکۀ محلی ای‌بی‌سی ۵، غفاری تاریخ شروع رادیویش را سال ۲۰۱۴ اعلام کرد و گفت که این رادیو سه ولایت را تحت پوشش قرار می‌دهد (وقت ۷:۴۵). 

وقتی از غفاری پرسیدیم که رادیو چه زمانی تأسیس شده و در کدام ولایت‌ها نشرات داشت، او پاسخ داد: «رادیو پیغله اف‌.ام در ماه جولای ۲۰۱۶ [اواسط سال] در میدان‌شهر، مرکز ولایت وردک، پخش خود را آغاز کرد. با دو آنتن فعالیت می‌کند؛ یکی در میدان شهر و دیگری در کوه‌های دشت توپ. این ایستگاه می‌تواند مناطقی در وردک، لوگر، غزنی و پغمان در کابل را پوشش دهد.» 

زن‌تایمز با چندین خبرنگار رادیویی، از جمله خبرنگاران زن، در ولایت میدان‌وردک صحبت کرد که به‌طور قاطعانه ادعای غفاری مبنی بر «اولین صدای زن در امواج رادیو در وردک» بودن را رد کردند. دست‌کم سه خبرنگار باسابقه در میدان‌وردک به زن‌تایمز گفتند که چندین ایستگاه رادیویی در میدان‌شهر وجود داشت که مدت‌ها پیشتر از سال ۲۰۱۶ کارمندان زن داشتند. یکی از این خبرنگاران گفت که یک رادیوی خصوصی به نام «تجلا» از سال ۲۰۱۱ بدین‌سو صدای زنان را پخش می‌کرده است. 

وقتی از غفاری در مورد این ادعا پرسیدیم، او گفت: «زمانی که ایستگاه رادیویی پیغله اف‌.ام را راه‌اندازی کردیم، در این ولایت بی‌نظیر بود، زیرا منحصراً صدای زنان را پخش می‌کرد. یک زن صاحب رادیو بود و تیم ما متشکل از ۴ مجری زن بود، از جمله خودم به‌عنوان بنیانگذار، که برنامه‌ها را ضبط می‌کردم و مصاحبه‌های اساسی را انجام می‌دادم. به یاد دارم که قبل از ایستگاه رادیویی پیغله اف‌.ام، فقط یک زن در تیم مدیریت رادیو و تلویزیون افغانستان در میدان‌شهر عضو بود و هیچ صدای زنانه از میدان‌شهر پخش نشده بود.»  

اما او در  کتاب خود نوشته است: «من ناامید شدم که نتوانستم یک تیم زنانه را در رادیو استخدام کنم.» 

غفاری در پاسخ خود، از طریق ایمیل، تصویری را نیز با زن‌تایمز به اشتراک گذاشت‌ که در آن دو زن را در کنار غفاری در حال بریدن کیک نشان می‌دهد. در توضیح این عکس نوشته شده است: «عکس از تجلیل دومین سالگرد تأسیس رادیو پیغله». ما این تصویر را با یک منبع در میدان‌شهر به اشتراک گذاشتیم که می‌گوید در این مراسم تجلیل حضور داشته است. او، که نخواست نامش فاش شود، گفت: «یکی از [این دو زن] خواهرش و دیگری دوست اوست». او قاطعانه می‌گوید: «هیچ زنی در رادیوی او [به‌جز خود غفاری] کار نمی‌کرده است.» 

زمانی که زن‌تایمز دوباره با کلی فالکونر، نمایندۀ غفاری تماس گرفت تا در این مورد نظر غفاری را بخواهد، فالکونر پاسخ داد: «خانم غفاری چیز بیشتری برای گفتن ندارد.» 

اگرچه چندین منبع از ولایت وردک به زن‌تایمز گفتند که رادیو پیغله حالا (جون ۲۰۲۳) فعال نیست، اما غفاری در لینکدین خود در ۷ جون ۲۰۲۳ پستی را منتشر کرد که در آن می‌گوید: «ما همراه با ویرجین یونیت و ریچارد برانسون، فعالانه در حال گردآوری پول برای پیغله اف‌.ام، یک ایستگاه رادیویی مستقر در وردک، که برای ولایات وردک، لوگر، کابل و غزنی در افغانستان‌ پخش دارد، هستیم.» 

غفاری در پاسخ به پرسشی دربارۀ فعالیت رادیو گفت: «از زمان سقوط وردک به دست طالبان در سال ۲۰۲۱، ما برای چند ماه تلاش کردیم که رادیو ادامه پیدا کند. اما، با توجه به شرایط مالی و مقررات طالبان، ما نتوانستیم رادیو را فعال نگه داریم، بنابراین متأسفانه ایستگاه را بستیم. حالا جمع‌آوری کمک مالی به‌تازگی شروع شده تا بتوانیم مجدداً ایستگاه را روی پایش ایستاد کنیم و پول جمع‌آوری‌شده هنوز باید استفاده شود.» 

۲۰۱۸ – ۲۰۲۱: شهردار شدن و دورۀ تصدی مقام شهرداری 

در سال ۲۰۱۸، غفاری برای شهردار شدن در میدان‌شهر، مرکز ولایت میدان وردک، واقع در غرب کابل، که حضور طالبان در آن گسترده بود، درخواست داد. این شهر حدود ۱۵۰۰۰ تن جمعیت داشت. 

به گفتۀ یکی از کارمندان پیشین ادارۀ مستقل ارگان‌های محلی در افغانستان، شرایط لازم برای درخواست برای مقام شهرداری داشتن «حداقل سند لیسانس و پنج سال تجربۀ کاری در بخش مدیریت ارشد» بود.  

غفاری در خاطراتش تشریح کرده است که چگونه تصمیم برای درخواست دادن به این پست را گرفت: «بشیر اصرار داشت که درخواست بدهم… من از وردک بودم، ماستری اقتصاد داشتم و تا آن زمان به لطف کارم در رادیو، منطقه را می‌شناختم و مشکلاتش را به‌خوبی می‌دانستم. من هدف کار در دولت را داشتم و همیشه چالش‌های جدید را دوست داشتم. اما چالشی مثل وردک؟ … بشیر عصبانی شد وقتی گفتم درخواست نمی‌دهم. ما دو روز با هم صحبت نکردیم… چند بار سعی کردم نظرم را برایش توضیح دهم، او قبول نمی‌کرد. در نهایت من تسلیم شدم.» 

غفاری در مصاحبۀ خود با نهاد زنان در تکنولوژی ادعا می‌کند که «تنها» متقاضی زن برای این مقام بود: «من با ۱۳۸ نفر در  امتحان رقابت کردم و بالاترین نمرات را کسب کردم و همۀ آنها مرد بودند.» زن‌تایمز با دو تن، که برای این پست درخواست داده بودند، مصاحبه کرده است. آنها گفتند که حداقل یک زن دیگر نیز در رقابت برای این پست شرکت کرده بود. همچنین در سال ۲۰۱۸، روزنامۀ اطلاعات روز و شبکۀ تلویزیونی طلوع گزارش دادند که در میان ۱۳۰ متقاضی برای این سمت، حداقل یک زن با غفاری رقابت کرده بود.  

وقتی از غفاری در این مورد پرسیدیم، او پاسخ داد: «‌نمی‌توانم به‌خاطر بیاورم که آیا غیر از من، نامزدهای زن دیگری نیز برای این سمت در نظر گرفته شده‌ بودند یا خیر.» 

غفاری در خاطراتش‌ تکرار ‌ می‌کند که «بلندترین نمره را در امتحان و مصاحبه» برای شهردار شدن به‌دست آورده بود. اما دو نامزد مرد، که در این رقابت شرکت کرده بودند،‌ می‌گویند که غفاری تنها با «دریافت پنج امتیاز اضافی برای جنسیت» خود در این آزمون کامیاب شده بود. وقتی از غفاری پرسیدیم، او گفت: «‌من با مشخصات سیستم نمره‌دهی یا توضیحات آن آشنا نیستم. اما، طبق قانون، فردی که بالاترین نمره را به‌دست بیاورد حکم رئیس جمهور برای تصدی این سمت را دریافت می‌کند. چنانکه قسمت بود، من دریافت‌کنندۀ این حکم بودم.» 

بر اساس آنچه او در کتاب خاطراتش نوشته، پس از آنکه او به‌عنوان شهردار میدان‌شهر در ماه جولای ۲۰۱۸ ‌انتخاب شد، تا ۹ ماه دیگر، به دلیل مخالفت‌ها در اعتراض به انتصاب او، نتوانست وظیفه‌اش را بر عهده بگیرد. او در خاطراتش می‌نویسد: «برخی از مخالفانم می‌گفتند که من برای گرفتن نمرات بالا رشوه داده‌ام ـ اتهامی مضحک، زیرا من پول نداشتم. دیگران گفتند که من دوست بی‌بی‌گل، بانوی اول بودم -‌من نبودم‌- یا اینکه از رابطۀ جنسی برای رسیدن به اینجا استفاده کرده‌ام. یک اتهام کلیشه‌ای علیه زنان! در همه جای دنیا زنانی که به مقام‌های بالا می‌رسند متهم به همین کار می‌شوند.»  

غفاری در خاطراتش توضیح می‌دهد که چگونه سرانجام مقامش را به‌دست آورد: «به محب [حمدالله محب، مشاور شورای امنیت ملی] گفتم که قصد دارم در مقابل ارگ ریاست جمهوری خود را به آتش بکشم… من همچنین مجبور بودم از ارتباطاتم استفاده کنم، مانند تمام کسانی که می‌خواهند در افغانستان کاری را انجام دهند… شمارۀ ولی خان بشرمل، یکی از اعضای دفتر رئیس جمهور غنی را پیدا کردم. به او زنگ زدم و تهدیدم را تکرار کردم که خودم را آتش می‌زنم. او به من گفت که نامه‌ای برایش بنویسم و ​​بفرستم و او خودش نامه را چاپ کرده و به رئیس جمهور می‌دهد.» بر اساس خاطرات وی، انتصاب او به‌عنوان شهردار در اپریل ۲۰۱۹ به‌طور رسمی اعلام شد. 

غفاری پس از سه ماه انجام وظیفه در شهرداری در خاطرات خود نوشت: «در خانه ـ‌در وردک و حتی در خانوادۀ خودم‌ـ کمتر کسی تحت تأثیر کارهای من قرار گرفتند. اما در خارج از افغانستان، من شهرت پیدا کردم. بی‌بی‌سی از من در جملۀ ۱۰۰ زن با تأثیرگذار سال ۲۰۱۹ نام برد و از من برای سخنرانی در جشنواره‌های فیلم، انجمن‌های حقوق بشر و در جلسات با تصمیم‌گیرندگان در کشورهای قدرتمند دعوت می‌شد.» 

او در خاطرات خود اذعان می‌کند که پس از  آن گزارش نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۱۹ بود که توجه بین‌المللی زیادی به او جلب شد. او می‌نویسد: «تقریباً هر روز درخواست‌هایی برای انجام مصاحبه‌های بیشتر با دیگر رسانه‌های بین‌المللی دریافت می‌کردم و به‌زودی دعوت‌نامه‌های دیگری نیز از سوی افراد مهم در سراسر جهان به سویم سرازیر شدند. متوجه شدم که مبارزۀ من برای شهردار شدن به من سکویی بسیار بزرگتر از آنچه که قبلاً داشتم، در اختیارم قرار داده است. در ترکیه، رئیس جمهور اردوغان و همسرش امینه را در کاخ بزرگ‌شان در انقره ملاقات کردم. من با مقامات دولتی در سوئد و هند ملاقات کردم و از من دعوت شد تا در کنفرانس‌ها در مقابل مخاطبانی متشکل از تأثیرگذارترین افراد جهان سخنرانی کنم.» 

با وجود اینکه غفاری توسط رسانه‌ها و پلتفرم‌های بین‌المللی به‌عنوان یک فعال حقوق زنان تبلیغ می‌شود، اما زن‌تایمز هیچ سندی مبنی بر اینکه زنی در ایستگاه رادیویی‌ او کار کرده باشد، یا در زمان کار خود به‌عنوان شهردار، زنان بیشتری را در سطوح بالای دولتی استخدام کرده باشد، پیدا نکرد. حتی عکس‌های گرفته‌شده توسط نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۱۹ نشان می‌داد که اطراف او پر از کارمندان مرد بود (فقط یک زن دیگر در تصویر دیده می‌شد که داشت زباله‌ها را پاک می‌کرد.) همچنین، در برنامۀ نتفلیکس (در دستان او) نیز زنی در دفتر او مشاهده نمی‌شود. 

زمانی که زن‌تایمز در این مورد از غفاری پرسید، او پاسخ داد: «تعجب می‌کنم از تفسیر‌ شما که صرفاً انتصاب چند زن در مناصب قدرت، کسی را‌ قهرمان حقوق زنان می‌سازد. اما‌ انجام فعالیت‌هایی مانند راه‌اندازی یک ایستگاه رادیویی برای شنوندگان زن، یا ایجاد یک ایستگاه متمرکز بر حقوق زنان، یا حتی شهردار زن بودن در یک جامعۀ مردسالار، به‌طور قابل‌توجهی به زنانی که برای دهه‌ها نادیده گرفته شده و تحت ستم قرار گرفته‌اند، کمک می‌کند. این زنان حتی از سوی کسانی که خود را مدافع حقوق زنان معرفی می‌کنند،‌ مورد غفلت قرار گرفته‌اند. 

با این حال، درک این نکته ضروری است که حقوق زنان صرفاً انتصاب سه یا ده زن در مناصب قدرت نیست. در عوض، ارتقاء آگاهی بنیادی زنان و تشویق مشارکت اجتماعی آنهاست، چیزی که من از سال ۲۰۱۴ در آن نقش اساسی داشته‌ام. بازهم، قابل ذکر است که من دختران جوان و با استعداد را نه‌تنها در پست‌های شهرداری، بلکه در رادیو نیز منصوب کرده‌ام که گامی مهم در شکستن تابوهای اجتماعی است.» 

وی همچنین یک لینک فیسبوک و تصویری با این توضیحات ارائه کرد: «تصویر من با  ۵ دختر دیگر در شهرداری در جریان تجلیل از صدمین سال استقلال، تالار غازی کریم‌خان [آگست ۲۰۱۹].» عکس شش تن زن را در کنار غفاری نشان می‌دهد. لینک ارائه‌شده ما را به پستی در صفحۀ فیسبوک غفاری می‌برد که به تاریخ ۸ جولای ۲۰۱۹ پست شده و در آن آمده است: «شاروالی میدانشهر با همکاری برنامۀ DAI شهر به تعداد شش تن کارآموز از طبقۀ اناث را در بخش‌های محاسبه، مالی، عواید و املاک برای مدت کاری شش‌ماهه جذب نمود!» 

یک عکس بدون تاریخ در پایان کتاب خاطرات او چاپ شده که زیر آن نوشته شده است: «بازدید از تنها پارک زنان در وردک برای تبدیل آن به مکانی سرسبزتر و امن‌تر برای زنان. می‌خواستم به آنها کمک کنم تا با خانواده‌‌های‌شان برای تفریح از خانه خارج شوند، کاری که انجام آن بسیار سخت است.» به‌نظر می‌رسد این عکس مربوط‌به دوره ای است که او شهردار بود، اما به دو دلیل قابل توجه است: فقدان زن دیگر‌ یا کودکی در «تنها پارک زنان» و دروازۀ فوتبال در پس‌زمینۀ شانۀ سمتِ چپِ او. 

یک روزنامه‌نگار محلی به زن‌تایمز گفت: «این مکان هرگز پارکی برای زنان نبوده است. این یک زمین فوتبال در باشگاه ورزشی غازی امان‌الله‌خان است.» او همچنین چند عکس از این باشگاه ورزشی را با زن‌تایمز به اشتراک گذاشته است که به‌نظر می‌رسد با پس‌زمینۀ عکس غفاری که در کتاب خاطرات او‌ منتشر شده است، مطابقت دارد. 

وقتی از غفاری در مورد پارک موردنظر پرسیدیم و اظهارات خبرنگار یادشده را با او در میان گذاشتیم، پاسخ داد: «من مطمئن نیستم منبع شما، که از او به‌عنوان «خبرنگار محلی» یاد می‌کنید، معلومات خود را از کجا گرفته، اما معلوماتش نادرست است. مکانی که در تصویر نشان داده شده است، یک ملکیت شهرداری، واقع در مرکز شهر بوده و به نام باغ زنانه نامگذاری شده بود. تنها پارک زنانه که ملکیت ریاست امور زنان و در مرکز شهر موقعیت داشت … استدیوم ورزشی غازی امان‌الله‌خان دور از جایی که در این تصویر به چشم می‌خورد، قرار دارد.» 

ظریفه غفاری: نجات‌یابندۀ خارق‌العاده 

ظریفه غفاری در خاطرات خود مدعی شده است که از دو بمب‌گذاری در راه مکتب، یکی در سال ۲۰۰۵ و دیگری در سال ۲۰۰۶، جان سالم به‌در برده است. غفاری در مصاحبۀ خود با نهاد زنان در تکنولوژی  در سپتامبر ۲۰۲۱ گفت که در راه رفتن به مکتب «بیش از سه بار شدیداً» بر اثر حملات و بمب‌گذاری زخمی شده است. در جون ۲۰۲۲، او به مخاطبان تدیکس خود گفت که در راه رفتن به مکتب از چهار حمله جان سالم به‌در برده است. 

وقتی از غفاری در این مورد پرسیدیم، او پاسخ داد: «وقتی صحبت از بمب‌گذاری‌ها می‌شود، در راه مکتب دو بار به‌شدت مجروح شدم.» 

او همچنین در یک تصادف با موتر در دسامبر ۲۰۱۴ در هند به‌شدت مجروح شده است. او در سخنرانی خود در‌ صحبت تدیکس خود گفت که این حادثه سبب شد که سمت راست او «کاملاً فلج شود» و داکتران به خانوادۀ او گفتند که «۹۹ فیصد، این دختر می‌میرد. او می‌مرد. اگر زنده بماند، حافظه‌اش را از دست می‌دهد. او عقل خود را از دست خواهد داد یا شاید تمام عمرش نیمه فلج بماند.» 

دوران کارش به‌عنوان شهردار واقعاً خطرناک بود. غفاری می‌گوید که در زمان شهرداری میدان‌شهر از حداقل سه سوءقصد جان سالم به‌در برده است. طبق خاطرات او نخستین سوءقصد در نوامبر ۲۰۱۹ رخ داده است. او ادعا می‌کند که خانم نظافتچی او، که یک زن بیوه بوده است، در بدل دریافت پول، گاز  آشپزخانه را باز گذاشته بود. پس از آنکه غفاری اجاق گاز را روشن می‌کند، آتشی شروع می‌شود: «شروع کردم به زدن مچ پایم روی آتش و فکر می‌کردم که به‌راحتی می‌توانم آن را خاموش کنم. اما چند ثانیه بعد شعله‌های آتش پاچۀ پای چپ‌ و آستین‌هایم را نیز گرفت. حالا وحشت‌زده شده بودم. متوجه شدم که واقعاً در‌ سوختن هستم.» نامزدش، با ریختن یک سطل آب روی او، شعله‌های آتش را خاموش کرده است. او در خاطراتش می‌گوید که داکتران به نامزدش گفتند: «ممکن است مجبور شوند پای راست او را قطع کنند. سوختگی تا استخوان نفوذ کرده است.» 

او در خاطراتش می‌نویسد که سوءقصد دوم در ماه مارچ ۲۰۲۰ در کابل رخ داد، زمانی که افراد مسلح به موتری که او و محمدبشیر محمدی در آن بودند، حمله کردند: «سوت خفیفی از کنار گوش راستم سه بار گذشت: ووش، ووش، ووش. بشیر نگاهی به شیشه بغل انداخت. فریاد زد «ما مورد حمله قرار گرفته‌ایم!» درست قبل از اینکه سرم را پایین بیاورم، لولۀ تفنگی که به سمت ما از پنجرۀ یک موتر کرولای سفید، که از عقب آمده بود، ما را نشانه رفته بود را دیدم.» 

او همچنین یک حمله کنار جاده‌ در سال ۲۰۲۱ توسط افراد مسلح با سلاح‌های سنگین را بازگو‌ می‌کند: «من آن را دیدم: پنجاه متر جلوتر از ما، مردی را دیدیم که در حال جابه‌جا کردن یک راکت سرشانه‌ای در کنار جاده بود. فریاد زدم «ما مورد حمله هستیم». «برو!» راننده پایش را روی پدال ریز کوبید و ما با سرعت زیاد حرکت کردیم. مهاجم مجهز به آر‌پی‌جی تا زمانی که ما با سرعت از کنارش رد شدیم وقت نکرد آن را به‌درستی آماده کند. اما دو مرد دیگر در کنار سرک پیدا شد، یکی با کلاشینکف به سمت ما و دیگری با یک ام.۴ ‌ساخت آمریکایی ما را نشانه گرفته بود. هر دوی آنها تیراندازی کردند و سیلی از گلوله را به سمت ما رها کردند. اگر موتر قدیمی ما می‌بود، ما مرده بودیم.» 

او در خاطرات خود توضیح می‌دهد که چگونه از دست «جمعیت خشمگین» فرار کرده است، برخی از آنها «بنرهایی با عکس من و بشیر حمل می‌کردند که در زمان نامزدی ما گرفته شده بود، دور آن را با خط سرخ حلقه کرده بودند و خطی سرخی روی صورت ما کشیده بودند.» هرچند غفاری تاریخی برای این حمله درج نکرده است، اما این خاطره در بخشی نوشته شده که او در حال تلاش برای گرفتن پست خود به‌عنوان شهردار بوده است، به این ترتیب باید بین جولای ۲۰۱۸ و اپریل ۲۰۱۹ بوده باشد. اما جالب اینجاست که ۱۳ صفحۀ قبل از این حادثه، او در کتاب خاطرات خود می‌نویسد که نامزدی آنها در مارچ ۲۰۲۰ برگزار شده بود، یعنی بعد از تاریخی که این مردان «خشمگین» بنرهایی با عکس‌های نامزدی او را حمل می‌کردند. 

وقتی از غفاری خواستیم در این مورد نظر بدهد، او پاسخ داد: «با خواندن این سؤال، به‌نظر می‌رسد که تحقیقات شما در مورد من توسط همان افرادی که به من حمله کرده بودند و‌ در موردم نفرت‌پراکنی می‌کنند، حمایت می‌شود… برای من محققین شما و کسانی که به من حمله کردند عین اشخاصی هستند که کشور را ویران کردند، مکاتب دخترانه را ممنوع کردند، تلاش‌های مشترک ما (من و شما) برای یک افغانستان زیبا را نابود کردند. به هر حال، این دو رویدادهای جداگانه هستند، یکی در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸ و دوم در سپتامبر ۲۰۲۰، زمانی که من ۱۷ بست رسمی شهرداری را به اعلان گذاشتم، در آن زمان من و شریک زندگی‌ام نامزد بودیم.» ضمن این پاسخ، غفاری دو لینک ارائه کرد: یکی برای یک صفحۀ فیسبوک که می‌گوید: «این ویدیو دیگر در دسترس نیست». دیگری ما را به صفحۀ اصلی دفتر شهرداری برد که اکنون توسط طالبان اداره می‌شود. 

او هم‌چنین تصویری را به اشتراک گذاشت که جمعی از معترضان را نشان می‌دهد که بنری با تصویر غفاری و بشیر محمدی را در دست دارند که روی صورت آنها با خط سرخ خط کشیده شده است و با شعاری به زبان پشتو روی آن نوشته شده است: «دو شهردار در شهرداری نمی‌خواهیم». حداقل سه منبع در میدان‌شهر به زن‌تایمز گفتند که با وجود اینکه غفاری رسماً شهردار بود، این نامزد او محمدی بود که شهرداری را اداره می‌کرد. 

وقتی زن‌تایمز با نمایندۀ او، کلی فالکونر، برای گرفتن نظر غفاری تماس گرفت، او پاسخ داد: «خانم غفاری چیز بیشتری برای گفتن ندارد.» 

وظیفۀ غفاری در شهرداری میدان‌شهر در جون ۲۰۲۱ به پایان رسید. سپس او به سمت ریاست ادارۀ حمایت از خانواده‌های شهدا، مجروحان و اسیران جنگی وزارت دفاع در کابل منصوب شد.  

آگست ۲۰۲۱ و آغاز فعالیت او به‌عنوان یک فعال مدنی و حقوق زنان 

زمانی که طالبان در تاریخ ۱۵ آگست ۲۰۲۱ کابل را تصرف کردند، جان غفاری، ‌شهردار زن در دولت قبلی‌، ‌در خطر بود. او در برنامۀ نتفلیکس گریه‌کنان گفت: «می‌دانم اگر بمانم، جان سالم به‌در نخواهم برد.» اما‌ در خاطرات خود می‌نویسد: «می‌خواستم برای خانواده‌ام در یک پرواز تخلیه جای پیدا کنم و سپس ‌آنها را رها کرده، از دروازۀ میدان هوایی بیرون شده و به آپارتمانم برگردم و به کارم ادامه دهم. اگر تنها خودم بودم، می‌توانستم زنده بمانم.» پس از خروج از افغانستان، غفاری و خانواده‌اش در نهایت به آلمان مهاجرت کردند. 

 
علی‌رغم خطرات جانی که او با آن روبه‌رو بود، می‌نویسد‌: «از لحظه‌ای که در آلمان فرود آمدم، به فکر بازگشت به افغانستان افتادم.» او در اواخر فبروری ۲۰۲۲ به کابل بازگشت. غفاری در خاطرات خود توضیح می‌دهد که، افزون بر درخواست حمایت از دولت آلمان برای حفاظت از او در برگشتش به کابل، از طالبان نیز تضمین ‌خواسته است. او می‌نویسد: «آخرین قدم این بود که از طالبان اطمینان بگیرم که به‌محض رسیدن دستگیر نمی‌شوم.» ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان به زن‌تایمز تأیید کرد که قبل از سفر غفاری با او صحبت کرده بود. او همچنین گفت که اعضای استخبارات طالبان غفاری را از میدان هوایی تا مقصدش در شهر کابل همراهی کردند. در همان روزها، اعضای استخبارات این گروه، زنان معترضی را که در اعتراض به سیاست‌های زن‌ستیزانه و محدود‌کنندۀ طالبان به خیابان آمده بودند، دستگیر می‌کردند. تعداد زیادی نیز دستگیر و لت‌و‌کوب شده بودند. 

زمانی که غفاری در کابل بود، طی مصاحبه‌ای با شبکۀ تلویزیونی ۱ گفت: «بیایین یک تجربۀ نو داشته باشیم. من، یعنی ما زنان حاضر هستیم دیالوگ کنیم. بیایین گپ بزنیم، حل کنیم هرچیزی که هست.» 

گفتگو یا «دیالوگ»‌ با طالبان برای غفاری مهم بوده است، حتی قبل از سفرش به افغانستان. در سپتامبر ۲۰۲۱، در مصاحبۀ خود با زنان در تکنالوژی گفت: «من از رهبران طالبان به‌ویژه ملا هیبت‌الله می‌خواهم… هرچه می‌خواهید، هر زمان که خواستید، فقط یک اشاره به من برسانید، من آن را قبول می‌کنم، به هر حال و به هرگونه به افغانستان هم خواهم آمد. من به یک اشاره نیاز دارم … هنگام صحبت با شما برقع نیز روی سر خواهم داشت، هنگام صحبت با شما صورتم را به شما نشان نخواهم داد، اما بیایید صحبت کنیم، حداقل بیایید صحبت کنیم.» 

اما او در کتاب خاطرات خود، که در اکتبر ۲۰۲۲ منتشر شد، نوشت: «نه می‌خواستم با آنها [طالبان] مذاکره کنم، نه می‌خواستم با آنها در کابل ملاقات کنم تا توسط آنها استفاده شوم (تا در کنار من) عکس بگیرند تا جهان را متقاعد کنند که با زنان رفتار خوب می‌کنند.»  

دو ماه بعد در دسامبر ۲۰۲۲، هنگام صحبت در مجمع جایزۀ صلح نوبل گفت از جملۀ اهداف او «هموار کردن راه برای شروع گفتگوی زنان افغان در مورد حقوق‌شان با هر کسی که مسئولیت دولت در افغانستان را به عهده دارد، از جمله طالبان» و «کمک برای تشکیل یک چتر سیاسی برای حل منازعۀ افغانستان» می‌باشد. 

وقتی از غفاری دربارۀ موضعش در قبال طالبان و سیاست آنها پرسیدیم، او پاسخ داد: «‌من از گفتگوی مستقیم میان طالبان و زنان افغان دفاع کرده‌ام. برخلاف مردان، زنان مطمئناً برای کشور و مردم آن صحبت می‌کنند، نه برای ترور و خونریزی. 

درک این نکته حیاتی است که گفتگو تنها راه مسالمت‌آمیزی برای حل منازعات سیاسی افغانستان است. 

با توجه به اینکه مجاهدین سابق ـ‌جنگ‌سالارانی که کابل را ویران کردند، تحصیل دختران را در دهۀ ۸۰ منع کردند، زیرساخت‌ها را ویران کردند، باعث مرگ میلیون‌ها نفر در درگیری‌های داخلی شدند، خشونت جنسی علیه زنان را مرتکب شدند و مردم را مجبور به مهاجرت دسته‌جمعی کردند‌ـ‌ توانستند پس از ۲۰۰۱ خود را اصلاح کنند. آنها مخفیگاه‌های کوهستانی خود را ترک کردند، فارغ از اینکه چه‌کسی این زمینه را فراهم کرد و حتی برخی به‌اصطلاح فعالان حقوق بشر، قهرمانان یا رهبران شدند. بنابراین، امکان اصلاح طالبان نیز ناممکن نیست. ممکن است روزی برسد که آنها به حقوق بشر و زنان احترام بگذارند، درست مثل مجاهدین و حامیان‌شان.» 

خبرنگاران زن‌تایمز نخستین کسانی نیستند که در مورد ظریفه غفاری پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند. در اپریل ۲۰۲۲، مارینا ظفری، یک خبرنگار زن از افغانستان ویدیویی را در کانال یوتیوب خود منتشر کرده است با عنوان: «فعالان زن که به ما خیانت می‌کنند|‌ ظریفه غفاری طالبان را سفید‌نمایی می‌کند.»  

او قبل از اینکه غفاری را با نمایش مصاحبه‌های پرتناقض او ‌با رسانه‌های غربی و داخلی‌، به‌ویژه در مورد طالبان، ‌به چالش بکشد، می‌پرسد: «این‌همه تضاد در یک شخص، در این مدت کوتاه؟»‌ غفاری در یکی از کلیپ‌ها می‌گوید: «آنها (طالبان) حقوق زنان را پامال می‌کنند. آنها زنان را علناً لت‌و‌کوب می‌کنند. آنها مردان را علناً لت‌و‌کوب می‌کنند. آنها همه‌چیز را نابود می‌کنند.» اما یکی از کلیپ‌های بعدی، غفاری را نشان می‌دهد که حرف متفاوتی دربارۀ طالبان می‌زند: «آن‌ها آنجا هستند، واقعیت عینی هستند و فکر می‌کنم می‌توانیم با آنها صحبت کنیم.»‌ 

ظفری از این می‌پرسد که چرا ظریفه غفاری به افغانستان بازگشت، جایی که او چندین مصاحبه، از جمله با طلوع‌نیوز، انجام داد. ظفری توضیح می‌دهد: «آنچه در این مصاحبه بیش از هر‌چیز دیگری توجه من را به خود جلب کرد لحن خوشحال، چهرۀ شاد و خندان و خنده‌های پی‌هم او در حین گفتگو بود. او در مصاحبه‌هایی که در خارج از افغانستان، عمدتاً در آلمان، انجام داده است، اغلب چهره‌ای غمگین دارد و هرازگاهی گریه می‌کند. اما در افغانستان، کشوری که توسط تروریست‌ها اشغال شده و هر روز غیرنظامیان، روشنفکران، فعالان حقوق زنان اختطاف، شکنجه، تحقیر و کشته می‌شوند، ظریفه خیلی خوشحال به‌نظر می‌رسد و حرف‌هایش پوچ و بی‌معنی است.» 

یافتن تناقضات در منابع قابل‌دسترس، از جمله مصاحبه‌ها و خاطرات خود ظریفه غفاری که سؤالاتی را در مورد روایت خود او از زندگی‌اش خلق می‌کند، برای خبرنگاران افغانستان، از جمله روزنامه‌نگاران زن‌تایمز، نسبتاً آسان بود. اما سازمان‌ها و رسانه‌های غربی به ستایش او ادامه داده‌اند، غافل از توجه‌به تناقضات موجود در روایت او از زندگی‌اش. 

در دسامبر ۲۰۲۲، یک ویراستار فایننشیال‌تایمز، نوشت: «یک سیاستمدار افغان که به یک فعال مدنی تبدیل شد، کسی که در ۲۴ سالگی با انتصاب‌ به‌عنوان یکی از مقامات ارشد ولایت محافظه‌کار وردک شهره شد، محصول طولانی‌ترین جنگ آمریکا‌ست: زنی تحصیل کرده که بر خانواده و سنت غلبه کرد تا به مقام قدرت نایل آید ـ او یک نجات‌یافته است.» 

یادداشت: ‌همزمان با این گزارش، پرسش و پاسخ مکمل زن‌تایمز با ظریفه غفاری، به درخواست غفاری‌ بدون ویرایش، منتشر شده است. برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید. 

* فرشته غنی در تهیۀ این گزارش مشارکت داشته است.‌ 

Leave a comment