اشاره: در بخش نخست این گزارش زنتایمز نگاه اجمالی داشت بر مشکلات عمدۀ پناهجویان آسیبدیده از زمینلرزۀ اخیر در جنوب ترکیه. در این بخش به مشکلاتی پرداخته شده است که پناهجویان افغانستانی در ترکیه، پیش از زلزله و بهگونۀ مداوم، با آن مواجه بودهاند.
از تاریخ یکم ماه جنوری تا ۱۹ ماه فبروری سال جاری، ادارۀ مهاجرت ترکیه، ۵ هزار و ۱۱۲ پناهجوی افغانستانی را توسط ده پرواز چارتر از این کشور به افغانستان اخراج کرده است. این پروازها در ادامۀ ۲۳۵ پروازی است که در سال ۲۰۲۲، بیش از ۱۲۴هزار افغانستانی را به افغانستان اخراج کرده است.
سیاست ضدمهاجرتی در ترکیه از سال ۲۰۱۷، شدت یافته است؛ سالی که تشدید بحران اقتصادی مداوم آن سبب افزایش تورم، بیکاری، نابرابری درآمد و فقر شد. اکنون، پیش از انتخابات امسال، احزاب سیاسی از همۀ طیفها درگیر بحثهای داغ ضدپناهجویاناند و آنها را مسئول یکسری مشکلات اجتماعی و اقتصادی میدانند و تعهد میسپارند که آنها را مجبور به ترک ترکیه کنند.
در این گزارش زنتایمز با گروهی از پناهجویان افغانستانی در شهرهای مختلف ترکیه صحبت کرده است. این پناهجویان میگویند که از زمان قدرتگیری طالبان در افغانستان، درخواست پناهندگی آنان از جانب ترکیه پذیرفته نمیشود و در بیشتر موارد آنها حتی نمیتوانند درخواست پناهندگی ثبت کنند.
همچنین شماری از این پناهجویان میگویند که نهتنها پروندۀ پناهجوییشان از سوی ادارۀ مهاجرت رد شده است، بلکه اسناد اقامت آنها در ترکیه نیز باطل شده است، بهگونهای که دسترسی آنان به خدمات اولیۀ زندگی، بهشمول خدمات صحی، حق تحصیل، حق اجارۀ خانه و کار، بهشدت محدود شده است.
وضعیت دسترسی به خدمات صحی
ذکیه رضایی، زن ۳۵ سالهای است که همراه با شوهر و چهار فرزندش، پس از قدرتگیری دوبارۀ طالبان، از افغانستان فرار کرده است. او به این دلیل که همسرش کارمند بخش امنیت در نظام قبلی افغانستان بوده است، برای حفظ جان خود و خانوادهاش ابتدا به ایران و از آنجا به ترکیه پناه آورده است. بیش از یکماه میشود که سینۀ راست او بهشدت درد دارد. پیش از حرکت او از ایران بهسوی ترکیه، یک داکتر به او گفته بوده است: «باید هرچه زودتر برای تداوی کتلهای که در سینه راستت هست، اقدام کنی.»
از آنجایی که ذکیه و خانوادهاش در ایران مسافر بودهاند، تصمیم گرفتند زمانی که به ترکیه رسیدند، برای درمان اقدام کنند.
پس از ورود به یکی از شهرهای مرکزی ترکیه (ماه جنوری ۲۰۲۲)، او دهها بار به ادارۀ مهاجرت این کشور مراجعه کرده است، اما هر بار به او گفتهاند از دفتر مرکزی به آنان هدایت داده شده که برای هیچ افغانِ تازهواردی کارت پناهجویی صادر نکنند. اکنون هیچ شفاخانهای در ترکیه حاضر به درمان او نیست.
خانم رضایی در صحبت با زنتایمز میگوید: «من به شفاخانههای خصوصی نیز بهخاطر دردم مراجعه کردم، آنها هم، بهعلت نبود اسناد اقامت، حاضر نشدند من را درمان کنند. از آینده بیم دارم و نمیدانم فرزندانم چه خواهند شد.»
او حالا برای تسکین دردش از دارویهای گیاهی و مسکنهایی که بدون نسخۀ داکتر از داروخانه دریافت کرده، استفاده میکند.
دسترسی نداشتن به خدمات صحی در ترکیه، تنها به مهاجران و پناهجویان تازهوارد خلاصه نمیشود؛ پناهجویانی که دوسیۀ درخواست حمایت بینالمللیشان از سوی ادارۀ مهاجرت ترکیه رد گردد نیز دسترسی به این خدمات را از دست میدهند.
آمنه شش سال پیش و پس از مرگ شوهر بیمارش در ولایت قندوز، با هشت فرزندش به ترکیه آمد و دوسیۀ پناهندگیشان را در ادارۀ مهاجرت ترکیه و سازمان ملل متحد ثبت کرد. اما اخیراً پروندهاش از سوی ادارۀ مهاجرت ترکیه، فاقد شرایط لازم برای حمایت بینالمللی خوانده شده و اسناد اقامتش نیز باطل شد.
سه ماه پیش پسر هشتسالۀ آمنه، زمانی که همراه با دوستانش بازی میکرد، بر زمین افتاد و پیشانیاش زخمی شد. آمنه و شماری از افراد حاضر در محل او را به شفاخانه بردند، اما شفاخانه او را نپذیرفت. او میگوید: «وقتی وارد بخش عاجل شفاخانه شدیم، در بخش ثبت بیماران از ما کارت هویت پرسید؛ شمارۀ کارت هویت پسرم را به آنان دادم، اما مأموران بخش قبول نکردند و گفتند که سیستم بسته است و کارت شما معتبر نیست.»
آمنه میافزاید پسرش همچنان به حال خود رها شد تا اینکه چند شهروند ترک، با دیدن حالت پسرش، او را به یک شفاخانۀ غیردولتی انتقال دادند و سرش را پانسمان کردند.
نذیره، پناهجوی دیگری است که بیش از هفت سال میشود با همسر و شش فرزندش، در یکی از ولایتهای شمالی ترکیه زندگی میکند. او که تا چندی قبل کارت پناهجویی داشت، اخیراً پس از مصاحبه در ادارۀ مهاجرت، پروندهاش فاقد معیار پناهجویی خوانده شد و کارت اقامتش نیز باطل شد. خانوادۀ او نیز از تمامی خدمات اجتماعی محروم شده است.
دختر چهارسالۀ نذیره، که لوزههای گلویش دچار نارسایی است و همواره نیاز به داکتر و مراقبتهای عاجل پیدا میکند، میگوید: «چندی قبل دخترم تب شدید داشت و استفراغ هم میکرد، پیش داکتر بردم معاینه نکرد. مجبور شدم دواخانه بروم و از آنجا دوای [بدون نسخه] بگیرم و به دخترم بدهم.» او میافزاید که نه در ترکیه اجازۀ زندگی دارد و نه میتواند با توجه به مشکلات امنیتی، به افغانستان برگردد.
محرومیت از حق تحصیل
مصاحبهشوندگان به زنتایمز گفتهاند که افراد تازهوارد و آنانی که پروندههایشان بهتازگی بسته شده است، بهعلت نداشتن اسناد اقامت، از حق تحصیل نیز محروماند.
ذکیه رضایی، مادر چهار فرزند، میگوید: «بچۀ کلانم صنف ششم، دخترم صنف پنجم و دختر کوچکترم صنف دوم بودند و باید مکتب میرفتند، اما اکنون بیسرنوشت هستند. من افغانستان را ترک کردم تا زندگی اطفالم بهتر شود، اما اینجا حتا کودکانم نیز بیسرنوشت شدهاند.»
ذکیه پسر ۱۲ سالهاش را، بهجای مکتبِ روزانه، به یک آرایشگاه مردانه میفرستد تا شاگردی کند و زبان یاد بگیرد. او میگوید: «چندین بار فرزندانم از من پرسیدهاند که چرا کودکان دیگر مکتب میروند و ما رفته نمیتوانیم؟ من در برابر این سؤال فرزندانم همیشه بیجواب میمانم.»
ذکیه بهخاطر آموزش کودکانش نیز دهها بار به ادارۀ مهاجرت شهر مراجعه کرده است، اما مسئولان هیچ توجهی به خواستها و نیازهای او نکردهاند.
این مشکل تنها متوجه ذکیه و خانوادهاش نمیشود، بلکه متوجه تمامی پناهجویان تازهوارد و فاقد کارت هویت و افرادی میشود که دوسیۀ درخواست پناهندگیشان بسته شده است.
فریده، ۲۸ ساله، پناهجوی دیگری است که پسرش دیگر حق رفتن به مکتب را ندارد. او با اینکه پروندهاش از جانب سازمان ملل و یکی از کشورهای پناهجوپذیر مورد پذیرش قرار گرفته است، اما ادارۀ مهاجرت شهری که او با سه کودک و شوهرش در آن زندگی میکند، درخواست پناهندگی آنان را رد کرده و دلایل ارائهشده از سوی آنان را غیرقناعتبخش برای پذیرش حمایت بینالمللی خوانده و پروندۀشان را نیز باطل اعلام کرده است. او در گفتگو با زنتایمز میگوید: «ادارۀ مهاجرت پروندۀ ما را بسته کرد و تمامی اسناد ما نیز باطل شد. امسال، پس از گذشتن نصف سال تعلیمی، زمانی که پسر بزرگم را به مکتب بردم، چون نامش از گذشته ثبت بود، پذیرفته شد، اما پسر کوچکم را، که قرار بود شامل صنف اول گردد، قبول نکردند و گفتند که اسناد شما باطل است و ما نمیتوانیم او را ثبتنام کنیم.»
محرومیت از حق کار و اجارۀ خانه
پناهجویان در صحبت به زنتایمز بر محرومیتهای دیگری نیز اشاره کردهاند.
ذکیه میگوید:«از افغانستان تا ایران هفت شبانهروز و از ایران تا ترکیه دوازده شبانهروز را با شوهر و چهار فرزندم با شکم گرسنه از دشتها و کوهستانها گذشتیم.» او میافزاید: «دولت ترکیه تنها یک مکتوب داده است که به ما اجازه میدهد مدت دو سال را در این کشور زندگی کنیم، اما هیچگونه حمایت، امکانات و سهولتی برای ما وجود ندارد.»
پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱، حکومت ترکیه برای جلوگیری از هجوم پناهجویان افغان به این کشور پروسۀ ثبت و صدور اسناد قانونی اقامت در این کشور را متوقف کرده است و اکنون آنان هیچگونه حقوق انسانی و اجتماعی در این کشور ندارند و ادارهای نیز وجود ندارد که از آنان حمایت کند. در این زمینه ذکیه میگوید: «من وقتی به این شهر رسیدم، مدت ده روز در خانۀ یک آشنا بودم. خانه گرفته نمیتوانستیم چون کارت نداشتیم. افراد فاقد کارت هویت و مهاجرت اجازۀ هیچ کاری را در این کشور ندارند. با من یک افغان همکاری کرد و خانه را به نام او گرفتم و در مورد آب و برق هم بسیار رنگزردی کشیدم تا یک نفر حاضر شد در این زمینه با ما همکاری نماید.»
زنتایمز در گفتگو با مصاحبهشوندگان دریافته است این محرومیتها سبب شده است که شماری از افغانستانیها، با وجود پیامدهای خطرناک، درخواست ردمرز شدن کنند و شماری نیز با تقبل خطرات بالای جانیِ، با گذر از آبهای آزاد، راهی کشورهای اروپایی میشوند.
در این حال ذاکره حکمت، رئیس انجمن همبستگی پناهندگان افغان (آرسا) که از سال ۲۰۰۹ بهصورت رضاکار در بخش پناهجویان در ترکیه فعالیت میکند، این چالشها را تأیید میکند. خانم حکمت میگوید حکومت ترکیه، پس از سقوط نظام جمهوریت در افغانستان و هجوم پناهجویان افغان به این کشور، پروسۀ ثبتنام و صدور کارت پناهجویی به افغانستانیها را متوقف کرده است: «در گذشته مجردها ثبت نمیشدند، اما از آگوست سال ۲۰۲۱ خانوادهها نیز ثبت نمیشوند و تلاش میشود آنها را دوباره به افغانستان و یا ایران برگردانند. تنها خانوادههایی ثبتنام میشوند که در شرایط استثنایی قرار داشته باشند.»
به گفتۀ حکمت، پناهجویان مجرد، پس از شناسایی از سوی پولیس، به مراکز بازگشت ارجاع داده میشوند، اما خانوادهها کمتر در معرض خطر بازگردانده شدن قرار دارند و بهصورت غیرقانونی به زندگی ادامه میدهند.
دیگر پناهجویان ناامید ترجیح میدهند به قاچاقچیان پول بدهند تا آنها را از طریق دریا به اروپا منتقل کنند. بسیاری از آن قایقهای فرسوده قبل از رسیدن به مقصد غرق میشوند. به گزارش بیبیسی، در اواخر فوریه، یکی از این قایقها، پس از برخورد به خط ساحلی صخرهای ایتالیا، متلاشی شد و دستکم ۶۳ مهاجر از جمله 12 کودک، کشته شدند؛ قایقی ترکیه را با بیش از ۲۰۰ مهاجر از کشورهایی از جمله افغانستان، سومالی، سوریه و ایران ترک کرده بود.
این فعال حقوق پناهجویان در ترکیه مدعی است که نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی این کشور موضوع دیگری است که بحث پناهجویان را برای برخی از احزاب به بحثی سیاسی و ابزار رسیدن به قدرت بدل کرده است. او میگوید: «در حال حاضر اکثریت احزاب برای بهقدرت رسیدن شعارهای ضدپناهجویان سر میدهند و بسیاری از آنان برای کسب رأی، به مردم وعده میدهند، که در صورت پیروزی، مهاجران را از این کشور اخراج خواهند کرد.»


