سمیرا اصغری، نخستین نماینده از افغانستان در سال ۲۰۱۸، به عضویت کمیته بینالمللی المپیک درآمد. او سابقه فعالیت در رشتههای بسکتبال، فوتبال و کاپیتانی تیم ملی افغانستان را دارد. اصغری در سطح تصمیمگیری ورزش بینالمللی در حالی حضور دارد که زنان و دختران در داخل کشور از ورزش محروماند. زنتایمز در این گفتوگو با اصغری درباره ادامه حضور ورزشکاران زن در رقابتهای بینالمللی، وضعیت تیمهای ورزشی در تبعید و چشمانداز بازگشت ورزش زنان به افغانستان صحبت کرده است.
زنتایمز: همزمان با محرومیت ورزشی زنان، آیا ادامه حضور افغانستان در رقابتهای بینالمللی، میتواند حمایت از آنان تلقی شود؟
اصغری: تشکر از سوال شما. مردم افغانستان در شرایط واقعاً غیرانسانی زندگی میکنند؛ شرایطی که در آن حقوق بشر رعایت نمیشود. کمیته بینالمللی المپیک، نیز مانند همهی ما از بازگشت ناگهانی طالبان به قدرت و شرایطی که پس از آن بهوجود آمد، غافلگیر شد.
پس از بازگشت طالبان، کمیته بینالمللی المپیک، دو گزینه بیشتر پیشرو نداشت. نخست اینکه نمایندگی افغانستان را به حالت تعلیق درآورد و ورزش این کشور را از میدانهای بینالمللی حذف کند؛ همانگونه که در دوره قبلی طالبان اتفاق افتاد. گزینه دیگر این بود که از ورزشکاران افغانستان، بهویژه زنان ورزشکار، حمایت کند و اجازه بدهد نمایندگی افغانستان در میدانهای بینالمللی ادامه پیدا کند.
یکی از اصول اساسی المپیک این است که زنان و مردان باید به ورزش دسترسی داشته باشند. متأسفانه این اصل در افغانستان رعایت نمیشود. با وجود این شرایط، کمیته بینالمللی المپیک تصمیم گرفت تا کمیته ملی المپیک افغانستان و ورزشکاران این کشور را به حالت تعلیق نبرد. حفظ این حضور نوعی فشار در برابر وضعیت موجود بود؛ زیرا ورزشکاران همچنان میتوانستند در میدانهای بینالمللی از افغانستان نمایندگی کنند.
زنتایمز: برای حفظ حضور زنان افغانستان در میدانهای بینالمللی چه اقدامهایی انجام شده است؟
اصغری: با وجود شرایط بسیار دشوار برای زنان افغانستان، حضور نمایندگان زن در میدانهای بینالمللی همچنان ادامه دارد. در بازیهای المپیک سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶، زمانی که افغانستان تحت حاکمیت نظام جمهوری بود، معمولاً یک یا دو دختر بهعنوان نماینده افغانستان در رقابتهای بینالمللی اشتراک میکردند. اما در بازیهای المپیک پاریس، پس از بازگشت طالبان به قدرت، ورزشکاران زن و مرد به صورت چشمگیری از افغانستان حضور داشتند.
بهعنوان عضو کمیته بینالمللی المپیک از افغانستان، تلاش کردهام وضعیت فدراسیونهای ورزشی و مشکلات ورزشکاران را بهصورت مستقیم گزارش بدهم تا کمیته با درنظرداشت وضعیت موجود تصمیم بگیرد.
یکی از اقدامهای مهم، حضور زنان افغانستان در بالاترین سطح رقابتهای ورزشی جهان بود. اینکه بیرق سهرنگ افغانستان، سرود ملی و دختران افغانستان در این میدان حضور داشته باشند، از کشور نمایندگی کنند، اتفاق مهمی بود و کمیته بینالمللی المپیک در تحقق آن همکاری کرد.
این خواست خود ورزشکاران افغانستان بود. المپینهایی که پس از ۲۰۲۱ مجبور به ترک کشور شدند، خواستار ادامه حضور افغانستان در بازیهای المپیک بودند. کیمیا یوسفی و شماری دیگر از ورزشکاران مستقیماً از کمیته بینالمللی المپیک خواستند که افغانستان را مانند دوره قبلی طالبان از بازیهای المپیک محروم نکند. آنان میگفتند: «طالبان ما را خاموش ساختهاند، شما ما را خاموش نسازید.»
زنتایمز: با توجه به خروج ورزشکاران از افغانستان و پراکندهشدن آنان در کشورهای مختلف، حفظ و تشکیل دوباره تیمهای ملی تا چه اندازه ممکن بوده است؟
اصغری: در رشتههای ورزشی گروهی، متأسفانه با مشکلات زیادی روبهرو هستیم. زمانیکه در کمیته ملی المپیک افغانستان و ریاست تربیت بدنی، مسئولیت داشتم، مسئولان روی رشتههای ورزشی، بهخصوص بازیهای گروهی زنان، زیاد سرمایهگذاری نمیکردند و حتی آنها را جدی نمیگرفتند.
این مشکل از قبل وجود داشته و تنها بهدلیل آمدن طالبان نیست. پیش از طالبان نیز سازماندهی و حمایت از تیمهای زنان، دشوار بود. در آن زمان کاپیتان تیم ملی بسکتبال افغانستان بودم و این مشکلات را از نزدیک تجربه کردم.
ضعف مدیریت، کمبود مدیران حرفهای و قوی، از مشکلات اساسی ما بود. کمتر افرادی بودند که بتوانند رشتههای ورزشی گروهی زنان را بهصورت حرفهای مدیریت کنند. این یکی از معضلات قدیمی ورزش افغانستان است که تا امروز نیز ادامه دارد.
پس از آمدن طالبان، مشکلات بیشتر شد. برای مثال، اعضای تیم والیبال زنان افغانستان که از کشور خارج شدند، با شرایطی روبهرو بودند که نمیتوانستیم همه ورزشکاران را یکجا از افغانستان بیرون بیاوریم. تیم ملی والیبال ۱۲ عضو داشت، اما پاسپورت شش نفر اعتبار نداشت یا با مشکلات تخنیکی دیگری روبهرو بودند. به همین دلیل، نتوانستیم همهی اعضا را بهعنوان یک تیم منسجم از افغانستان خارج کنیم.
انسجام دوباره ورزشکارانی که از کشور خارج شدهاند نیز دشوار است؛ زیرا شرایط زندگی هر ورزشکار متفاوت است. بعضی از ورزشکارانی که از افغانستان بهعنوان اعضای تیمهای ملی خارج شدند، دیگر نخواستند به فعالیت ورزشی ادامه بدهند. بسیاری از دختران پس از مهاجرت ناگهانی با شرایط کاملاً متفاوتی روبهرو شدند؛ زبان، فرهنگ، کار و محیط زندگیشان تغییر کرد و بعضی از آنان از ورزش فاصله گرفتند.
از سوی دیگر، بسیاری از ورزشکاران زن که پیش از این عضو تیمهای ملی بودند، اکنون از نظر سنی یا شرایط جسمی آمادگی ادامه فعالیت حرفهای را ندارند. ورزشکاران یک تیم نیز در شهرها و کشورهای مختلف پراکنده شدهاند و هرکدام شرایط کاری و زندگی متفاوتی دارند؛ بنابراین، جمعکردن دوباره آنان برای تمرینات منظم کار آسانی نیست.
البته در میان افغانستانیهایی که در کشورهای مختلف زندگی میکنند، ورزشکارانی نیز هستند که میتوانند به این تیمها بپیوندند. این موضوع مسئولیت فدراسیونهای ورزشی است، نه کمیته بینالمللی المپیک و نه شخص من. فدراسیونها باید ورزشکاران را در کشورهای مختلف شناسایی کنند و ببینند چه کسانی آمادگی همکاری و عضویت در تیمهای ملی را دارند. اگر هدف حضور در بازیهای ۲۰۲۸ باشد، باید از همین حالا برای تشکیل و آمادهسازی تیمها برنامهریزی شود.
زنتایمز: آیا برای فعالیت ورزشکاران افغانستان در تیمهای ورزشی و حضور آنان در رقابتهای بینالمللی، شرایط یا محدودیتهای مشخصی وجود دارد؟
اصغری: فکر میکنم نمونه خوب آن، تیم فعلی فوتبال دختران افغانستان است که فیفا ایجاد کرده است. در تشکیل تیمها، بسته به رشته ورزشی و رده سنی، شرایط متفاوت است؛ مثلاً ممکن است تیم زیر ۱۷ سال، جوانان یا ردههای سنی دیگر باشد.
در مورد حضور ورزشکاران افغانستان در تیمهای ملی نیز هر فدراسیون باید بهصورت جداگانه مسابقات انتخابی برگزار کند. برای مثال، اگر در اروپا ورزشکاران دختر افغانستان در رشته تکواندو حضور دارند و امکان برگزاری مسابقات انتخابی در داخل افغانستان وجود ندارد، فدراسیون مربوط میتواند در بیرون از افغانستان مسابقات انتخابی برگزار کند و سطح ورزشکاران را ارزیابی کند. اگر ورزشکاری در سطح تیم ملی باشد، میتواند از افغانستان نمایندگی کند.
نمونههایی مانند تیم والیبال زنان افغانستان در ایران و تیم فوتبال دختران افغانستان را داریم. من فکر نمیکنم سازمانهای بینالمللی ورزشی مانعی ایجاد کنند که فعالیت این تیمها را متوقف کند. آنان در چارچوب منشور کمیته و مقررات هر فدراسیون و رشته ورزشی، تلاش میکنند از فعالیت ورزشکاران حمایت کنند.
البته در سطح بازیهای المپیک، شرایط مشخصی وجود دارد. برای مثال، تیم پناهندگان المپیک، تیم افغانستان نیست؛ بلکه ورزشکارانی از کشورهای مختلف که شرایط لازم را دارند، میتوانند زیر پرچم تیم پناهندگان در بازیهای المپیک اشتراک کنند.
برخی محدودیتها نیز به وضعیت مهاجرت و قوانین کشورهای محل اقامت ورزشکاران مربوط است. برای مثال، ممکن است ورزشکاری در یک کشور اروپایی زندگی کند، اما بهدلیل وضعیت اقامت یا نداشتن اسناد لازم، نتواند در یک رقابت مشخص اشتراک کند. این مسائل الزاماً محدودیت ویژه برای دختران افغانستان نیست و ممکن است برای ورزشکاران کشورهای دیگر نیز وجود داشته باشد.
بنابراین، اگر یک ورزشکار دختر افغانستان در کانادا یا اروپا در سطح بسیار بالایی قرار داشته باشد، نباید بهدلیل این مسائل ناامید شود. مانع خاصی که فقط برای دختران افغانستان باشد، وجود ندارد؛ اگر ورزشکار افغانستان در سطح خوبی باشد، میتواند از فرصتهای موجود استفاده کند.
زنتایمز: با توجه به ارتباط و مذاکره شما با مسئولان طالبان و نهادهای ورزشی بینالمللی، چگونه میتوان مطمئن شد که حمایت از ورزش زنان افغانستان تنها جنبه نمادین ندارد؟
اصغری: سوال خوبی است. در عرصه سیاست، جامعه جهانی افغانستان را تنها گذاشته است؛ اما سازمانهای بینالمللی ورزشی، فدراسیونهای بینالمللی و سازمانهای قارهای، همه متعهد به همکاری هستند. با بسیاری از این نهادها دسترسی دارم و میبینم که آمادگی همکاری وجود دارد.
اما یک خلأ بزرگ وجود دارد و آن ضعف رهبری و مدیریت ورزش از سوی افغانستانیهاست؛ منظورم مسئولان ورزش در داخل و خارج از کشور، ساختارهای ورزشی و ورزشکاران است.
بارها گفتهام که کمپهای تمرینی و منابع مختلفی در خارج از افغانستان برای ورزشکاران وجود دارد، اما این منابع باید شناسایی و جذب شوند. نمیتوانیم سالها منتظر بمانیم که خارجیها بیایند و همه امکانات را برای ما فراهم کنند. این وظیفه مسئولان ورزش افغانستان است که فرصتها را پیدا کنند و از آنها استفاده کنند.
اگر ورزشکار نخبهای از افغانستان در ایران داریم، وظیفه فدراسیون مربوط است که او را شناسایی کند و زمینه حمایت و همکاری را فراهم سازد. نهادهای بینالمللی، بهویژه با توجه به حضور افغانستان در این سازمانها، برای همکاری متعهد هستند.
نمیتوانم یک فدراسیون مشخص یا فرد خاصی را بهتنهایی مقصر بدانم. این یک سیستم است و برای پیشبرد کار، باید با هم همکاری کنند. متأسفانه این سیستم در بخشهایی ضعیف است و نیاز به تقویت دارد.
زنتایمز: با توجه به بازداشت خدیجه احمدزاده از هرات، آیا هنوز هم توصیه میکنید زنان و دختران در داخل کشور، مخفیانه به ورزش ادامه دهند؟
اصغری: در ماههای اخیر، دیدیم که اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان چگونه دختران و زنان افغانستان را بازداشت و زندانی کرده است. بنابراین، من تشکیل تیم یا باشگاه زیرزمینی را توصیه نمیکنم.
توصیه من این است که بهصورت فردی و در حدی که برای زنان امن باشد، ورزش کنند. حتی اگر امکان انجام ورزشهای روزمره و ساده را دارند، آن را ادامه بدهند. ورزشکاران بهصورت کامل ورزش را کنار نگذارند و امید خود را از دست ندهند.
ممکن است یک ورزشکار فکر کند که دیگر زمان ورزش حرفهای او گذشته است یا امیدی برای حضور در تیم ملی ندارد و از خودش بپرسد: «برای چه و برای کی ورزش کنم؟» اما همان ورزشکار میتواند امید به ورزش را برای یک دختر دیگر در داخل افغانستان زنده نگه دارد.
ما در بیرون از افغانستان، آزادی و امکانات داریم؛ اما امید و تلاش ما برای مردم داخل کشور است.
زنتایمز: آیا ورزش زنان در افغانستان دوباره بازخواهد گشت؟ تاهنوز چه تلاشهایی صورت گرفته است و چقدر به عملیشدن آنها امیدوار هستید؟
اصغری: بازگشت دوباره ورزش زنان در افغانستان، در نهایت باید از داخل کشور اتفاق بیفتد.
ما در کمیته بینالمللی المپیک، در جلسات مختلف به مسئولان طالبان پیشنهاد دادهایم که ورزش باید در دسترس زنان و دختران افغانستان قرار بگیرد؛ چون این موضوع با یکی از اصول اساسی منشور کمیته بینالمللی المپیک مرتبط است.
حتی پیشنهاد دادیم که اگر در شرایط فعلی دسترسی دختران به مکتب از صنف اول تا ششم امکانپذیر است، حداقل ورزش در همین مکتبها فعال نگه داشته شود. دختران بدانند بسکتبال چیست، فوتبال چیست، تکواندو چیست و با رشتههای مختلف ورزشی آشنایی پیدا کنند. محرومکردن آنان از همین دسترسی حداقلی نیز خیانت در حق آنان است.
نامهای از وزارت عدلیه طالبان به کمیته بینالمللی المپیک فرستادند و در آن گفته شده بود که امارت اسلامی با ورزش زنان مخالفت ندارد و از نظر آنان، دسترسی زنان به ورزش در چارچوب شریعت اسلامی حق آنان است.
آخرین پاسخی که از مسئولان طالبان دریافت کردهایم این است که «ناامید نباشید، ما پیگیر این موضوع هستیم و در اجندای کاری ما قرار دارد.»
هدف ما این است که حداقل ورزش در مکتبها، در همین سنین پایین، دوباره فعال شود. ورزش بهعنوان یک فرهنگ در میان دختران افغانستان از بین نرود.
کمیته بینالمللی المپیک نیز از ماههای نخست حاکمیت طالبان مذاکراتی با آنان داشت، در بخشی از این روند بهعنوان رابط میان دو طرف حضور داشتم. همین ارتباطات و مذاکرات کمک کرد که در مورد خدیجه نیز بتوانیم پیگیری کنیم. مسئول ورزش طالبان در ابتدا از بازداشت خدیجه خبر نداشت و این بازداشت از سوی ریاست امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفته بود.
با این حال، از وضعیت موجود ناراحت و از جامعه بینالمللی شاکی هستم. منظورم کمیته بینالمللی المپیک نیست؛ زیرا این کمیته در چارچوب مسئولیتهای خود، کارش را انجام میدهد. منظور من جامعه بینالمللی سیاسی است که متأسفانه به افغانستان پشت کرده است.
با توجه به شرایط کنونی افغانستان، اگر قرار باشد ورزش زنان دوباره فعال شود، یکی ازاقدامهای مهم، فعالسازی ورزش در مکتبها و فراهمکردن دسترسی دختران خردسال به ورزش است. این میتواند روزنهای امید باشد تا صدای ورزش زنان افغانستان کاملاً خاموش نشود. امیدوار هستیم که مسئولان طالبان، مطابق وعدههایی که دادهاند، این موضوع را از داخل کشور پیگیری و عملی کنند.
زنتایمز: بانو اصغری، از حضور شما در این گفتوگو سپاسگزاریم.
اصغری: سلامت باشید.
سوفیا ملک، نام مستعار خبرنگار زنتایمز است.


