در بیش از دو دهه گذشته، زنان افغانستان در عرصه رسانه و آموزش نقش تعیینکنندهیی در آگاهیبخشی و توانمندسازی جامعه ایفا کردهاند. مبینه خیراندیش، استاد پیشین دانشگاه بلخ، مدیر پیشین رادیو رابعه بلخی و بنیانگذار آکادمی بیداری، از چهرههایی است که بخش مهمی از این مسیر را از نزدیک تجربه کرده است. او از مدیریت یکی از نخستین رسانههای ویژهی زنان در شمال افغانستان تا آموزش نسل تازهیی از خبرنگاران زن، همواره در خط مقدم فعالیتهای رسانهی و فرهنگی حضور داشته است.
در این گفتوگو، بانو خیراندیش با سوفیا ملک از زنتایمز از دستاوردهای زنان در رسانه، تجربه آموزش خبرنگاران دختر، روزهای سقوط افغانستان، مهاجرت، سلامت روان زنان و تلاشهای تازهاش در حوزه کوچینگ و روانشناسی مثبت سخن میگوید. این گفتوگو، افزون بر روایت گذشته، تأملی بر آینده زنان افغانستان نیز هست. مبینه خیراندیش اکنون در آلمان زندگی میکند.
زنتایمز: بانو مبینه خیراندیش، از جمله زنان آگاه و الهامبخش برای زنان افغانستان، در این گفتوگو با رسانه زنتایمز خوش آمدید.
خیراندیش: درود به شما و خوانندگان عزیز و ارزشمند زنتایمز و تشکر از شما که فرصت این گفتوشنود را مساعد ساختید.
زنتایمز: شما که سالها در خط مقدم فعالیت رسانهای افغانستان بودید؛ از مدیریت در رادیو رابعه بلخی تا آموزش نسل جدید خبرنگاران بهویژه بانوان. اگر امروز به آن سالها نگاه کنید، بزرگترین دستاورد زنان در رسانه چه بود؟
مبینه خیراندیش: وقتی نگاهی به گذشته میندازم، گذشتهها مثل یک فیلم که داستانش هم اشک دارد و لبخند بخاطرم میاید. دقیقن ما آن وقتها تازه از یک دوره جنگ، تاریکی و جهالت چندین ساله گذشته بودیم؛ تلاش میکردیم جبران سالهای از دست رفته را دوباره بدست آوریم. به دستاوردهای آن زمان افتخار میکنم که هنوزهم همان دستاوردها برای زنان امروز صدا بلند میکنند. بزرگترین دستاورد آن سالهای هدفمند ظرفیتسازی یک نسل آگاه است که هم شنوندهها و هم کارکنان رسانهی امروز را با خود دارد؛ نتیجهی توجه و تلاش آنزمان استند و امروز هم حضور شان باعث افتخار جامعهی خاموش است که برای اطلاعرسانی خدمت میکنند؛ چشم و گوش صدای مردم شان استند.
زنتایمز: تجربه مدیریت رادیو رابعه بلخی که از محدود رسانههای مربوط به زنان در شمال افغانستان بود، تا چه اندازه نگاه شما را به نقش رسانه در توانمندسازی زنان شکل داد؟
بانو خیراندیش: رادیو رابعه بلخی نه تنها اولین رسانهی ویژهی زنان در شمال افغانستان و ولایت بلخ بود، بلکه مکانی بود برای آموزش و اطلاعرسانی برای بانوان جوان و شنوندههای مخاطب این رسانه شنیداری. هدف ایجاد این رسانه نیز ظرفیتسازی و آگاهیبخشی برای زنان جامعه بود. تاثیرات آنرا ما در لایحه مختلف و زمان پخش برنامه و نظر سنجیهای سالانه متوجه میشدیم. ما بانوانی را در کار با رسانه حمایت میکردیم که خانوادهها اجازه نمیدادند دختران شان در رسانهها مشغول کار باشند و همینگونه همصدای زنان میشدیم که با پروندههای حقوقی که داشتن برای منع خشونت علیه زنان صحبت میکردند. در کل هدف اساسی فعالیتهای نشراتی و ادارای این رادیو توجه به نیازهای زنان بود و تا جای هم این هدف در طول فعالیتهای نشراتی محقق شد.
زنتایمز: شما علاوه بر مدیریت رسانه، سالها در دانشگاه بلخ و در سازمان حمایت کننده رسانههای آزاد (نی) به آموزش خبرنگاری پرداختید. وقتی به سرنوشت دانشجویان دختر خود پس از بازگشت طالبان فکر میکنید، بیش از همه چه احساسی دارید و با کدام روایت هنوز درگیر هستید؟
خیراندیش: اگر واقعیت احساسی ام را بگویم به پاسخ این سوال تان و راستش امروز در مهاجرت هم وقتی به گذشته میروم یادم میاید که دانشجویان دانشکده خبرنگاری بلخ گاهی میان ساعات درسی میخواستند تجربههای دوره اول حاکمیت طالبان و تجربههای تلخ که خودم و هم دورههای من که تجربه کردن را بازگو کنم؛ همیش در جریان این گفتوشنود یادم است میگفتم: خدا نخواسته باشد که آنروزها دوباره نصیب مردم ما شود و اما تهی دلم یک حس ناباورانه میگفت: در این معاملات و سیاستهای آلوده شک نیست دوباره مردم آن تجربههای تلخ را شاهد شوند و هنوز باور نمیکنم چگونه دوباره آنروزها تکرار شد. حتی دختران دانشجو هنوز هم آنروزها را در پیامهای شان که میفرستند یادآور میشوند. و وقتی دختران از بسته بودن دروازههای دانشگاه و مکتبها سخن میگویند؛ یاد روزهای تاریک که من دانشجو بودم و تجربه کرده بودم را بیاد میاروم.
زنتایمز: سقوط افغانستان جدا از مسئله سیاسی، زندگی حرفهای هزاران زن را متوقف کرد. آن روزها را چگونه تجربه کردید و چه عاملی سبب شد تصمیم بگیرید فعالیت خود را در خارج از افغانستان ادامه دهید؟
خیراندیش: یک سال قبل از سقوط هم تلاشهای بی نتیجه خبر از یک فاجعه داشت. چون بعد ها متوجه شدیم هر چه فعالین مدنی، رسانهها و جامعهی آگاه از وخامت اوضاع در جلسات کوچک و بزرگ صدا بلند میکردند، طرفهای مسئول و جامعهی جهانی کمتر میشنید. نشانههای از سقوط دیده میشد؛ اما تا روز سقوط کابل، هیچ کسی باور نمیکرد و منم آنروزها کابل بودم و این سقوط سنگین باعث شد هزاران زن مثل من در خارج از کشور پناهنده شوند. هزاران زن دیگر کار و شغل شان در داخل کشور از دست دادند بعد از ۱۵ اگست، نه من و نه هیچ زنی مثل گذشته نبودند و ناگزیر شدند تعدادی از زنان بیرون از کشور مشغول کار و فعالیتهای که هدف و انگیزه زندگی شان حساب میشد، بپردازند.
زنتایمز: بسیاری از زنان افغانستان امروز تجربهای را از سر میگذرانند که نسل مادرانشان در دههی هفتاد نیز تجربه کرده بود. آیا در خانواده خود روایتهایی از آن دوران شنیدهاید و فکر میکنید این روایتها چگونه به درک شما از وضعیت کنونی زنان کمک کرده است؟
خیراندیش: متاسفانه من خودم شاهد آنروزهای تاریک بودم؛ دلیل مهاجرتم نیز همین بود که دیگر تحمل تکرار و دوباره رفتن به آن تجربههای تلخ گذشته را نداشتم. فقر، بیماری، بیچارگی و از یک سو بسته ماندن دروازههای دانشگاهها و مکتبها بهروی بانوان از سوی دیگر از تجربههای سختی بود که خودم شاهد آن بودم. امروز هم هر هموطن که از زندگی امروز شان شکایت میکند، بهویژه بانوان، من با تمام وجودم درک میکنم چه میکشند در شرایط کنونی.
زنتایمز: امروز فعالیتهای شما از رسانه به سمت روانشناسی مثبت، کوچینگ و ایجاد «آکادمی بیداری» رفته است. چه تجربهای سبب شد به این نتیجه برسید که زنان افغانستان بیش از هر چیز به این نوع حمایت نیاز دارند؟
خیراندیش: تشکر که در این مورد نیز پرداختید و دقیقن بعد مهاجرت تجربهی خودم بود که زنی مثل من چقدر درد کشید و حس تنهایی را تجربه کرد، اعتماد به نفسش را از دست داد؛ سه سال زمان برد تا خودم را دوباره پیدا کردم و دقیقن این زنده شدن دوباره را من (بیداری) نام گذاشتم. متوجه شدم که چه تعداد زنان دیگری نیز هستند که این روزها بعد پنج سال مهاجرت هنوز هم دارند درد میکشند. این باعث شد من آموزشهای کوچینگ حرفهای و توسعهی فردی را با مدرس شکوفایی همان روانشناسی مثبت فرا بگیریم و بتوانم این آگاهی را با زنان دیگر شریک سازم تا حداقل هر زنی در مهاجرت بتواند خودش را دوباره بسازد؛ اعتماد و ارزش به خودش را دوباره بدست آورد که خوشبختانه این روزها برنامههای آنلاین و جلسات کوچینگ که از آدرس آکادمی بیداری راهاندازی کردم مورد توجه و حمایت زنانی زیادی قرار گرفت.
زنتایمز: در برنامههای خود از عبارت «از بقا تا شکوفایی» استفاده میکنید. این مفهوم برای زن مهاجر افغانستان دقیقاً چه معنایی دارد و چگونه میتوان از مرحله بقا عبور کرد؟
خیراندیش: سوال مهمی است؛ وقتی من آموزش حرفهای را آغاز کردم در جریان آموزش دانستم که معنای بقا و شکوفایی چیست؟ و این دانستن باعث شد تا بدانم که مردم افغانستان در جریان جنگها و تحولات همه در حال بقا زندگی کردیم و زنان بیشتر با این شرایط زندگی کردند. در بقا زندگی کردن رفتارهای دارد که همه تجربه کردیم؛ اما از بقا به شکوفایی رفتن، مهارت و آگاهیهای نیاز دارد که با تمرینات میشود از این شرایط عبور کرد. زنان مهاجر افغانستان حتی زنان داخل کشور هم شدیدا نیاز به این آگاهی و یاد گرفتن مهارتهای توسعه فردی و رشدی فردی دارند که باید به آن پرداخته شود تا باشد که با برگزاری ویبنارها و دعوت در برنامههای خودشناسی به آنان کمک کرد. هر انسانی حق دارد در آرامش و امنیت فکری زندگی کند.
زنتایمز: با این دیدگاه که «پرداختن به رشد فردی و سلامت روان، بدون تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، تأثیر محدودی دارد» چه میزان موافق استید و نظر شما در این مورد چیست؟
خیراندیش: من میتوانم تا حدودی با نظر شما موافق باشم؛ اما میخواهم این را اضافه کنم که رشد فردی و توجه به سلامت روان تحت هر شرایط زندگی همانند هر مسئولیت دیگری جز مسئولیتهای ماست تا از خود و سلامت روان ما مراقبت کنیم. از طریق برنامههای خودشناسی و رشد فردی بتوانیم این مراقبتها را جدی بگیریم. در هر جای دنیا شرایط طوری نیست که ما آرامش را از بیرون دریافت کنیم؛ اما آرامش درون را تحت هر شرایط ما باید حفظ کنیم البته با استفاده از آگاهیها و مهارتهای که امروز به آن بیشتر توجه میشود و گفته میشود.
زنتایمز: در مورد برنامه «مدار مثبت» به ما بگویید. این پروژهها چگونه میتوانند به زنان داخل افغانستان که با محدودیتهای گسترده روبهرو هستند، کمک کنند؟
خیراندیش: برنامه «مدار مثبت » یکی از این همین برنامههای توسعه فردی و روانشناسی مثبت از آدرس آکادمی بیداری است که از طریق تلویزیون تازه ایجاد «پژواک» هر دو هفته یکبار بهنشر میرسد. هدف آن نیز شناخت و توجه به فرد است؛ یعنی هر فردی میتواند با توجه به ارزشهای انسانی خودش به خودش توجه کند و در حقیقت توجه به خود و تواناییهای خود و مهارتهای خود، باعث میشود که ما خیلی از نگرانی های زندگی را کاهش دهیم.
زنتایمز: با وجود محدودیتهای شدید علیه رسانهها در افغانستان، آیا هنوز به بازگشت زنان به عرصه روزنامهنگاری امیدوار هستید؟ آینده رسانههای زنانه را چگونه میبینید؟
خیراندیش: هرچند در شرایط امروز رسانهها در محدویتهای شدید فعالیت دارند و حتی مجبور به خود سانسوری اطلاعات میشود؛ اما تجربه ثابت ساخته که انسانها در هر تاریکی به آن بیداری میرسند و روزی آن نور را برای دیگران هدیه میدهند. بلی، من باور دارم این سیاستهای پروژهی روزی پایان میابد؛ زنان و دختران دوباره و با اقتدار در جامعه حضور خواهند یافت.
زنتایمز: اگر امروز قرار باشد دوباره یک رادیو یا رسانه ویژهی زنان افغانستان راهاندازی کنید، چه تفاوتی با تجربهی فعالیتهای رسانهای شما در یک دهه اخیر خواهد داشت؟
خیراندیش: اگر قرار باشد دوباره رسانهی را برای بانوان ایجاد کنم؛ با تفاوت اینکه قبلا ما تلاش برای آگاهسازی میکردیم؛ اما حالا روی قدرت زنانه حرف خواهیم گفت و زنان را برای شناخت قدرتمند خود شان چه در تنهای چه در جامعه آشنا میساختم. کاری که همین حالا از طریق آکادمی بیداری انجام میدهم؛ هر زن یک قدرت است و اگر به قدرت خودش باور کند، جهان برایش تعظیم خواهد کرد و آنروز دور نخواهد بود که زنان افغانستان نیز روزی این قدرت را دوباره بدست خواهند آورد و ما در کنار هم استیم.
زنتایمز: بسیاری از خبرنگاران زن افغانستان اکنون یا در تبعید هستند یا فعالیت رسانهای را کنار گذاشتهاند. به نظر شما مهمترین مسئولیت جامعهی جهانی و نهادهای رسانهای در قبال این نسل چیست؟
خیراندیش: حمایت صادقانه؛ هر چند کشورهای پنادهنده همیشه با توجه به نیازهای کاری خود شان نیروی کار را حمایت میکنند؛ اما اگر قرار باشد مسئولیت را در قبال افغانستان و زنان افغانستان بپذیرند حمایت زنان خبرنگار و رسانههای هدفمند در تبعید میتواند یک روزنهی امید برای فردا و نسل فردا باشد. حد اقل چرخهی اطلاعرسانی محدود نشود هرچند ما در داخل کشور رسانههای فعال داریم؛ اما فعالیت شان تحت کنترل شدید و سانسور حاکمان فعلی قرار دارد. در تبعید حداقل این آزادی اطلاعات وجود دارد و این حمایت میتواند این اطلاعرسانی را نیز تضمین کند.
زنتایمز: اگر بخواهید پیامی برای دختران افغانستان بفرستید که امروز از آموزش، کار و حضور اجتماعی محروم شدهاند، اما همچنان رویای خبرنگار شدن یا اثرگذاری اجتماعی را در سر دارند، چه خواهید گفت؟
خیراندیش: میخواهم بگویم که زندگی و سرنوشت به من آموخت در هر شرایط داشتن هدف مشخص را نباید فراموش کرد؛ اگر بانوان عزیز علاقهمند کار با رسانه هستند، امروز هم شرایط آموزش و آگاهی وجود دارد. انترنت سادهترین راه آموزش است و کتاب بهترین دوست؛ پس همیشه جستوجوگر باشید تا هدف شما را همراهی کند. مطمئن باشید این جستوجوگر بودند شما را به هدف میرساند.
زنتایمز: بانو خیراندیش، آیا موردی است که فکر میکنید در این گفتوگو به آن نپرداختهایم؟
خیراندیش: آخرین سخنم برای بانوان عزیز این است در هر شرایط به خود تان عشق بورزید ارزش خود تان را نگهدارید تا دیگران نیز شما را ببنند و به شما باور داشته باشند.
زنتایمز: بانو خیراندیش، از حضور گرم تان در این گفتوگو سپاسگزاریم.
خیراندیش: از شما و رسانه زنتایمز برای فرصت این مصاحبه که به من دادید، سپاس.
*سوفیا ملک، نام مستعار خبرنگار زنتایمز در افغانستان است.


