اگست ۲۰۲۶ پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان و پنج سال از زمانی می‌گذرد که من سفر خود را به‌عنوان حامی زنان افغانستان آغاز کردم. در این سال‌ها، بارها درباره «ارتباطم» با افغانستان صحبت کرده‌ام. بیشتر کسانی که مرا می‌شناسند، داستان را به‌خوبی می‌دانند. در سال ۲۰۱۹ که برای من سالی به‌ویژه دشوار بود، سه زن افغانستان، دو شخصیت خیالی و یک زن واقعی، با قدرت صدای‌شان تأثیر عمیقی بر زندگی من گذاشتند. داستان‌هایی که خواندم، عمیقاً مرا تحت تأثیر قرار دادند و به من نیرویی دادند تا از دوره‌های بسیار دشوار زندگی عبور کنم. آن زمان هرگز قصد نداشتم از زنان افغانستان حمایت یا برای آنان کمک مالی جمع‌آوری کنم، اما ارتباط عمیقی که با زبیا، شخصیت کتاب «خانه‌ای بدون پنجره» و رحیمه، شخصیت کتاب «مرواریدی که صدف را شکست»، هر دو نوشته نادیه هاشمی، نویسنده افغان-امریکایی، احساس کردم، مرا واداشت زمانی که طالبان در اگست ۲۰۲۱ کنترل افغانستان را به دست گرفتند، دست به اقدام بزنم.

وقتی اولین بار آن کتاب‌ها را خواندم، طالبان برایم چیزی مربوط به گذشته به نظر می‌رسید. هرگز تصور نمی‌کردم که تنها دو سال بعد، آن داستان‌های تکان‌دهنده به واقعیت تبدیل شوند و جهان شاهد موج تازه‌ای از سرکوب زنان افغانستان باشد. امروز، زنان افغانستان با آپارتاید جنسیتی روبه‌رو هستند. طالبان از زمان بازگشت‌شان بیش از ۱۰۰ فرمان علیه زنان و دختران صادر کرده‌اند که به‌صورت سیستماتیک حقوق آنان را از بین برده و آنان را از زندگی عمومی کنار زده است. دختران پس از صنف ششم از آموزش محروم شده و از رفتن به دانشگاه منع شده‌اند. زنان نمی‌توانند به کلپ‌‌های ورزشی، آرایشگاه‌ها یا پارک‌ها بروند و یا در بیشتر مشاغل دولتی و عمومی کار کنند. آنان از ورزش‌کردن نیز منع شده‌اند. در کنار این محدودیت‌ها، مقررات سخت‌گیرانه‌ای درباره پوشش، آرایش و اخیراً عطر نیز وضع شده است. زنان از کار با نهادهای غیردولتی نیز منع شده‌اند و نمی‌توانند به‌گونه مستقل از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند. بر اساس مقررات اعمال‌شده، زنان اجازه ندارند بدون یک مرد محرم فاصله‌های طولانی را سفر کنند و رانندگان وسایط نقلیه نیز از سوار کردن زنانی که در داخل شهر برقع مورد تأکید طالبان را نپوشیده باشند، منع شده‌اند.

در سال‌های گذشته، بارها متوجه شده‌ام که مردم به‌طور کامل ابعاد آنچه زنان افغانستان از دست داده‌اند را درک نمی‌کنند. در دو دهه پیش از بازگشت طالبان، آنان با وجود گذشته پرآشوب کشور و جامعه مردسالار، پیشرفت قابل‌توجهی به دست آورده بودند. زنان ۲۷ درصد کرسی‌های پارلمان را در اختیار داشتند و به‌عنوان وزیر، معاون وزیر و سفیر کار می‌کردند. زنان افغانستان در جامعه به‌عنوان وکیل، قاضی، آموزگار، خواننده، خبرنگار، منشی، داکتر و در نقش‌های دیگر حضور داشتند. آنان یک تیم رباتیک تشکیل دادند، فوتبال و کریکت بازی کردند و جوامع خود را ساختند.

بر اساس یک گزارش سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵، «بیش از ۷۸ درصد زنان افغانستان در آموزش، اشتغال یا آموزش‌های حرفه‌ای حضور ندارند.» در همین گزارش آمده است: «ازدواج کودکان نیز در حال افزایش است و زنان به‌طور فزاینده‌ای در داخل و خارج از خانه با خشونت روبه‌رو می‌شوند. در برخی موارد، مقامات بالفعل (طالبان) در ازدواج‌های اجباری دخیل بوده یا آن را اجرا کرده‌اند.» در بسیاری از مناطق، زنان دسترسی اندک یا هیچ دسترسی به خدمات صحی ندارند و اجازه ندارند از داکتران مرد درمان دریافت کنند. زنان همچنین از تحصیل در رشته‌های صحی و قابله‌گی منع شده‌اند. گزارش زنان سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ می‌گوید: «زنان زندگی کوتاه‌تر و ناسالم‌تری دارند. خطر مرگ‌ومیر مادران، به‌ویژه به دلیل میزان بالای زایمان در سنین نوجوانی ناشی از ازدواج کودکان، در حال افزایش است.» 

با در نظر داشت این همه، شاید از خود بپرسید: یک فرد عادی که فرسنگ‌ها دورتر زندگی می‌کند چگونه می‌تواند از زنان افغانستان حمایت کند؟ چرا کسی در بیرون از مرزهای افغانستان باید به رنج‌های آنان اهمیت دهد؟ و شاید حتی هدف این نوشته را زیر سوال ببرید، به‌ویژه از این‌که توسط یک زن افغانستان نوشته نشده است. مسیر من به عنوان یک مدافع و جمع‌آوری‌کننده کمک برای زنان افغانستان از راهی غیرمنتظره آغاز شد؛ راهی که حتی پس از پنج سال مردم می‌گویند: «تو این کارها را فقط به خاطر دو کتابی که خواندی انجام می‌دهی؟» اگرچه اولین کارزار جمع‌آوری کمک من تحت تأثیر عاطفی کتاب‌های نادیا هاشمی بود، اما دلیل ادامه کارم تعهد به حمایت از حق برابری زنان است. در هیچ جای جهان امروز، صدای زنان به این بی‌رحمی که در افغانستان خفه و تهدید می‌شود، خاموش نشده است.

برای اهمیت دادن نیازی به داشتن پیوند شخصی با این کشور ندارید. آن‌چه لازم است همدلی، شفقت و شجاعت ایستادگی در برابر کسانی است که از ناعدالتی رنج می‌برند. ساده‌لوحانه خواهد بود اگر فکر کنیم حقوق زنان در جای دیگری در امن و امان است، به‌ویژه با رشد حکومت‌های راست‌گرای افراطی و فاشیستی در سراسر جهان. 

افراط‌گرایی که در افغانستان رخ می‌دهد محدود به جغرافیا نیست. این «آپارتاید جنسیتی» تنها حمله‌ای به زنان افغانستان نیست؛ بلکه زنگ خطری است برای هر خانوار و جامعه‌ای که هنوز با زن‌ستیزی، مردسالاری مسموم و افراط‌گرایی دینی می‌جنگد. سکوت در شرایط کنونی به معنای پذیرفتن جهانی است که در آن، حتی با همه پیشرفت‌های علمی و طبی، با زنان و دختران چون انسان‌های درجه دو رفتار شده و از حقوق اساسی‌شان محروم می‌شوند.

در مورد این‌که شهروندان عادی این جهان چه کاری می‌توانند انجام دهند، اجازه دهید بخشی از کمک‌هایی را که طی پنج سال گذشته توانسته‌ام فراهم کنم، با شما در میان بگذارم؛ کمک‌هایی که تنها به لطف حمایت شماری از زنان شگفت‌انگیز در هنگ‌کنگ، جایی که من زندگی می‌کنم و جاهای دیگر ممکن شده است. امیدوارم ما بتوانیم شما را نیز الهام ببخشیم تا در این زمان حساس، راه خود را برای حمایت از زنان افغانستان پیدا کنید.

در پنج سال گذشته، ما به بیش از ۱۰۰۰ خانواده در افغانستان کمک کرده‌ایم. در نخستین برنامه جمع‌آوری کمک مالی در سپتامبر ۲۰۲۱، برای شبکه منطقه‌ای زنان کمک مالی جمع‌آوری کردیم تا از مدافعان حقوق بشر زن افغانستان که در آن زمان و هنوز هم از سوی رژیم تروریستی در معرض تهدید قرار دارند، حمایت شود. در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، من و دو دوست نویسنده‌ام برنامه‌های آنلاین را با حضور نادیا هاشمی، نویسنده، برگزار کردیم و برای کمک‌های ضروری غذایی به بیوه‌زنان و کودکان افغانستان کمک مالی جمع‌آوری کردیم. سخاوت اهداکنندگان ما از آن زمان تاکنون به ما امکان داده است برای بیش از ۹۰۰ زن و دختر لوازم بهداشتی توزیع کنیم، به شمار زیادی از بیوه‌زنان مواد غذایی برسانیم و ۴۰ دستگاه چرخ خیاطی به خانواده‌های نیازمند اهدا کنیم. ما برای کودکان در یتیم‌خانه‌ها میوه و بسته‌های بهداشتی فراهم کرده‌ایم، به خانواده‌ها برای پرداخت کرایه خانه کمک کرده‌ایم، خیمه و کراچی‌های کاری تهیه کرده‌ایم و هزینه‌های مراقبت‌های صحی را پرداخته‌ایم. همچنین هزینه‌های درمان دندان، مراجعه به شفاخانه و جراحی آب مروارید را پوشش داده‌ایم. برنامه‌های کمک‌رسانی زمستانی ما با تهیه لباس، کفش و کمپل، گرما را به کودکان رسانده است. ما برای چند دختر تلفن و تبلت فراهم کرده‌ایم تا بتوانند به آموزش آنلاین ادامه دهند، زنان کم‌برخوردار را در دوره‌های خیاطی ثبت‌نام کرده‌ایم و به کودکان برای رفتن به مکتب‌های خصوصی کمک کرده‌ایم. در سال ۲۰۲۴، خانه‌های یک‌اتاقه چند زن بیوه افغانستان را بازسازی و ترمیم کردیم.

علاوه بر استفاده از صدای خود برای حمایت از زنان افغانستان، با نویسندگان و ویراستاران در جامعه ادبی همکاری کرده‌ام تا فضاهایی برای شنیده‌شدن صدای آنان ایجاد کنیم. در سال ۲۰۲۵ از من دعوت شد تا یک شماره ویژه مجله ادبی «اوساوا» (Usawa) در هند را تنظیم و ویرایش کنم که آثار خلاقانه زنان افغان را برجسته می‌کرد.

 تابستان امسال، با «کندیمَنز ترومپت» (Candyman’s Trumpet), یک مجله در اسکاتلند، همکاری می‌کنم تا بخشی از شماره ماه اگست آن را به شعر زنان افغانستان اختصاص دهد. همین اواخر، «دریمینگ ماشین» (The Dreaming Machine) در ایتالیا شعرهای چهار نویسنده افغانستان را که می‌شناسم و آثارشان را برای نشر فرستاده بودم، منتشر کرد.

به مرور زمان، از هر ابزاری که در اختیار داشتم، به‌ویژه قدرت شبکه‌های اجتماعی، برای جلب حمایت دوستان، آشنایان و افراد خلاق در هنگ‌کنگ و فراتر از آن استفاده کرده‌ام. سرگرمی خود در زمینه ساخت شمع را به وسیله‌یی  برای جمع‌آوری کمک تبدیل کردم و تمام درآمد حاصل از فروش را به کمک‌رسانی اختصاص دادم. دخترم و دوستانش نیز از طریق فروش محصولات کارگاه بافندگی شان در مکتب، کمک مالی جمع‌آوری کردند. در طول این سال‌ها، هنرمندان محلی که می‌شناسم، سخاوتمندانه آثار هنری‌شان را اهدا کرده‌اند و کسب‌وکارهای محلی نیز با اهدای محصولات و خدمات‌شان قدم پیش گذاشته‌اند. سال گذشته، به درخواست من، چند نویسنده محلی در هنگ‌کنگ نسخه‌های پی‌دی‌اف کتاب‌های تصویری خود را به زبان انگلیسی برای کودکان افغانستان که در حال یادگیری این زبان هستند، به اشتراک گذاشتند.

من همیشه باور داشته‌ام که هرکس باید تا جایی که زندگی‌اش اجازه می‌دهد، کاری انجام دهد. اگر می‌توانید، لطفاً برای تهیه غذا و نیازهای اساسی کمک مالی کنید. اگر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید، با تعامل با پست‌های مربوط به صداها و سازمان‌های مهم، به تقویت صدای آنان کمک کنید، زیرا بسیاری از مدافعان حقوق بشر برای شنیده‌شدن با مشکل روبه‌رو هستند. اگر وقت دارید که داوطلبانه همکاری کنید، مکتب‌های آنلاین به دنبال معلم‌های هستند که از دختران افغانستان در زمینه آموزش آنلاین حمایت کنند. شما همچنین می‌توانید هزینه تلفن، تبلت و دسترسی به اینترنت را برای دختران افغانستان تأمین کنید تا آنان بتوانند به آموزش خود ادامه دهند. کتاب‌های نویسندگان افغانستان را بخوانید و آگاهی را در میان دوستان و اطرافیان خود افزایش دهید.

اگر نمی‌دانید از کجا آغاز کنید، تماس بگیرید. صادقانه بگویم، هرگز تصور نمی‌کردم بتوانم برای این مدت طولانی حمایت مردم را جلب کنم. بیشتر فعالیت‌های حمایتی من در حالی انجام می‌شود که پشت میز خود نشسته‌ام، در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذارم یا در آپارتمانم قدم می‌زنم و با مردم از طریق تلفن صحبت می‌کنم. تأثیری که توانسته‌ایم ایجاد کنیم، حتی خودم را شگفت‌زده کرده است و نشان داده که حتی کوچک‌ترین اقدام یک فرد می‌تواند موج‌هایی ایجاد کند که بسیار فراتر از آنچه انتظار داریم، ادامه پیدا کند. 

شیخا طراح زیورآلات، گوهر شناس، شاعر و استاد سابق انستیتوت گوهرشناسی امریکا در نیویورک است. از زمان سقوط کابل به دست طالبان، او فعالانه برای حقوق زنان افغانستان دادخواهی کرده است. 

Leave a comment