پنج سال گذشته برای دختران و زنان ویرانگر بوده است. نه تنها آموزش پس از صنف ششم برای همه دختران به پایان رسیده، بلکه توانایی کار یا حتی رفت و آمد آن‌ها در سراسر کشور روز به روز محدودتر می‌شود.

در طول چند دهه گذشته، دختران و زنان افغانستان دستاوردهای زیادی داشتند، همه‌ی آن حقوق و دست‌آوردها از آن‌ها گرفته شد، دوباره بازگردانده شد و بار دیگر سلب گردید. من یکی از دختران بی‌شماری بودم که به عنوان مهاجر از حق رفتن به مکتب محروم شدم و در دوران حاکمیت قبلی طالبان نیز در سنین نوجوانی از حق رفتن به مکتب محروم بودم.

به عنوان یک فعال عرصه معارف، در زمان رژیم قبلی طالبان یک مکتب مخفیانه برای دختران تأسیس کردم. سپس با ایجاد نظام جمهوریت، توانستم تحصیلات عالی خود را تا مقطع ماستری ادامه دهم و در بخش آموزش دختران در تحصیلات عالی و برنامه‌های آموزشی دختران کار کنم. بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، افغانستان بار دیگر به یک عضو فعال جامعه بین‌المللی تبدیل شد و به اصول حقوق بشر سازمان ملل متحد متعهد گردید. قانون اساسی حقوق برابر زنان و مردان را در تمامی عرصه‌های اجتماعی و سیاسی به رسمیت شناخت و زنان و دختران در طول این دو دهه، به‌ویژه در دسترسی به آموزش، به دستاوردهای تاریخی دست یافتند. همه این‌ها با بازگشت طالبان به قدرت از دست رفت.

نوشتن در مورد این فاجعه که می‌تواند تأثیرات پایداری بر توسعه و آینده افغانستان داشته باشد، یک مسئولیت اخلاقی است. من تلاش می‌کنم تأثیر بی‌ثباتی سیاسی را بر فراز و فرودهای دسترسی دختران به آموزش بررسی کنم. حتی پیش از دوره قبلی حاکمیت طالبان، افغانستان در وضعیت فاجعه‌باری از نظر دسترسی عامه، به‌ویژه دختران، به آموزش قرار داشت. با تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۱۹۹۶، دسترسی دختران به آموزش در سطح ابتدایی به پایین‌ترین حد خود و در تحصیلات عالی به صفر رسید.

تا سال ۲۰۱۶، این افزایش تدریجی در دسترسی دختران به تحصیلات عالی به ۲۲.۸ درصد رسیده بود. بر اساس گزارش‌های داخلی وزارت تحصیلات عالی، تا سال ۲۰۲۰، دسترسی دختران به تحصیلات عالی در پوهنتون‌های دولتی به ۲۸ درصد و در پوهنتون‌های خصوصی به ۲۱ درصد رسید. این درصدی‌ها از هدف‌گذاری‌های تعیین‌شده توسط حکومت فراتر رفته بود.

حکومت به طور سیستماتیک موانع پیش روی دسترسی دختران به تحصیلات عالی را برطرف کرد. تا سال ۲۰۲۰ میلادی، ۱۹ لیلیه دخترانه در پوهنتون‌های بزرگ اعمار شد که دختران را قادر می‌ساخت تا رشته‌های مورد علاقه خود را در ولایات مختلف کشور انتخاب کنند.

از سال ۲۰۱۸ و به مدت چهار سال، ۶,۸۵۰ کرسی در رشته‌های اولویت‌دار در کانکور دانشگاه‌ها به طور اختصاصی برای داوطلبان زن اختصاص داده شد. پالیسی جلوگیری و رسیدگی به آزار و اذیت‌های جنسی در نهادهای تحصیلات عالی تدوین و تطبیق گردید و حداقل ۳۰ درصد از بورس‌های تحصیلی به استادان و دانشجویان زن اختصاص یافت تا موانعی که دختران را در سال‌های جنگ و بی‌ثباتی از حق تحصیل محروم کرده بود، جبران شود. تا سال ۲۰۲۰، یک پنجم اعضای هیئت علمی را زنان تشکیل می‌دادند.

آن ابتکارات و دستاوردها در اسد ۱۴۰۰ (آگست ۲۰۲۱) به پایان رسید. با دستور طالبان، زنان از تحصیلات عالی منع شدند و به این ترتیب تمامی آن آمار و ارقامی مشارکت زنان به صفر کاهش یافت. نتیجه، فاجعه‌یی است که نسل‌های آینده افغانستان را متاثر خواهد ساخت.

۱. افزایش ازدواج‌های زیر سن و اجباری

دقیقاً ۱۲ روز پس از خروج کامل نیروهای به رهبری ایالات متحده در سنبله ۱۴۰۰، اولین فرمان علیه آموزش دختران صادر شد. در ۱۲ سپتامبر، آموزش برای دختران بالاتر از صنف ششم تا اطلاع ثانوی ممنوع شد و متعاقباً در حمل ۱۴۰۱، دختران از شرکت در امتحان کانکور و رفتن به دانشگاه‌ها نیز تا اطلاع ثانوی منع شدند.

فرمان‌ها علیه زنان به آموزش محدود نماند. طالبان در جریان پنج سال گذشته تاکنون بیش از ۱۰۰ فرمان صادر کرده‌اند که حقوق و آزادی‌های زنان و دختران را در تمام ابعاد زندگی اجتماعی و سیاسی تحت تاثیر قرار داده است.

حتی پیش از سقوط نظام جمهوریت، حقوق زنان و دسترسی دختران به آموزش آن‌گونه که باید در جامعه سنتی افغانستان نهادینه نشده بود. ازدواج دختران و قرار دادن آن‌ها تحت سرپرستی یک مرد، یکی از راهکارهای معمول برای اولویت دادن به امنیت آن‌ها است. ازدواج‌های زیر سن و اجباری حتی در نخستین ماه‌های پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان افزایش یافت. بر اساس گزارش یونیسف که در عقرب ۱۴۰۰ منتشر شد، ۲۸ درصد از دختران مجبور شده بودند پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کنند. در سال‌های بعد، این آمار به سمت نرخ ۶۲ درصدی ازدواج کودکان که در زمان حاکمیت قبلی طالبان تجربه شده بود، در حرکت بوده است.

یکی از پیامدهای چنین ازدواج‌های زودهنگام، افزایش مرگ‌ومیر مادران و کودکان در هنگام ولادت است. افغانستان در میان کشورهای آسیایی و جهان در رتبه نخست مرگ‌ومیر مادران هنگام ولادت قرار دارد. بر اساس سروی نهاد اوچا- سازمان ملل متحد که در سال ۲۰۲۴ انجام شد و در سرطان ۱۴۰۵ به نشر رسید، تخمین زده می‌شود که در هر ۱۰۰ هزار ولادت در افغانستان، ۶۳۸ مرگ مادر رخ داده است.

۲. کمبود متخصصان زن، به‌ویژه در بخش صحت

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، کارمندان زن در بخش صحت از حق شرکت در امتحان خروج -Exit Exam محروم شده‌اند. این محدودیت‌ها کمبود کارمندان زن در بخش صحت را که حتی در دوران جمهوریت نیز پایین‌تر از حد ایده‌آل بود، بیش از پیش افزایش داده است. یونیسف هشدار داده که افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۵,۴۰۰ کارمند زن در بخش صحت و تا سال ۲۰۳۵ حدود ۹,۶۰۰ تن را از دست بدهد.

مسئولان وزارت امر به معروف و نهی از منکر نقش پررنگی در محدود کردن حضور زنان در بخش صحت داشته‌اند. کارمندان زن در بخش صحت ملزم هستند هنگام رفتن به کار، شرکت در سمینارهای آموزشی و حتی در حین انجام وظیفه، یک محرم شرعی مرد همراه داشته باشند. الزام دو نفر برای انجام یک نقش، هزینه‌ها را در بخش صحت افزایش داده است، در غیر این صورت و بدون حضور محرم مرد، حتی همین حضور محدود نیز امکان‌پذیر نیست.

۳. زیان اقتصادی جبران‌ناپذیر

افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن زنان و دختران به طور رسمی از آموزش رسمی، اشتغال و بخش اعظمی از اقتصاد کنار گذاشته شده‌اند. ارزیابی‌های سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که تنها به دلیل محدودیت‌های آموزش و اشتغال زنان، افغانستان سالانه ۸۴ میلیون دالر امریکایی از تولیدات اقتصادی خود را از دست می‌دهد.

همه این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا فضای روانی ایجاد کنند که در آن، اکثریت نسلی که در دو دهه جمهوریت آموزش دیده‌اند، اکنون رویاهای خود را برای سهم‌گیری در آینده افغانستان نابود شده می‌بینند. بسیاری تصمیم گرفته‌اند افغانستان را ترک کنند تا زنده بمانند و از فرصت‌هایی استفاده کنند که در داخل کشور در دسترس نیست.

۴. خطر عادی‌سازی محرومیت دختران از آموزش

یونسکو در گزارش خود هشدار می‌دهد که چهار میلیون دختر تا سال ۲۰۳۰ از ادامه تحصیلات بالاتر از صنف ششم محروم خواهند شد.

هیچ فضایی برای اعتراضات مدنی علیه چنین ممنوعیت‌هایی وجود ندارد. محدودیت‌ها بر اعتراضات مدنی زنان و دختران از همان روزهای نخست حاکمیت طالبان اعمال شد، اما با نشر قانون پولیس طالبان در ۱ سنبله ۱۴۰۵، این محدودیت‌ها جنبه قانونی به خود گرفت. طبق قانون سال ۲۰۲۶، طالبان برگزاری هرگونه تظاهرات را در افغانستان ممنوع کرده‌اند. در چنین فضایی، سکوت و بی‌تفاوتی جهانی، روز به روز نبود دختران را در مکاتب و دانشگاه‌ها عادی‌سازی می‌کند.

۵. جایگزین‌های آموزشی ناکارآمد

موجی از سازمان‌ها و نهادها در خارج از کشور برای پر کردن خلاء صنف‌های درسی دختران به فعالیت پرداخته‌اند، از جمله مکاتب و دانشگاه‌های آنلاین. اما واقعیت آن‌گونه که این سازمان‌ها در گزارش‌های خود تصویر می‌کنند نویدبخش نیست. دسترسی به اینترنت برای بسیاری از دختران در افغانستان پدیده‌یی دست‌نیافتنی است و برای عامه مردم نیز روز به روز نایاب‌تر می‌شود. بر اساس گزارش «دیجیتال افغانستان»، ۱۱.۳ میلیون نفر به اینترنت دسترسی دارند که اکثر آن‌ها در مناطق شهری هستند، در حالی که ۷۲.۳ درصد از جمعیت کشور در مناطق روستایی زندگی می‌کنند.

انتظار دختران افغان از جامعه جهانی

  • سرمایه‌گذاری بیشتر بر مکاتب خانگی: صنف‌های آموزشی محلی در افغانستان یک تجربه موفق هستند. حتی در جریان درگیری‌های مداوم در دوران جمهوریت، این صنف‌ها توانستند نقش مهمی در تأمین دسترسی دختران به آموزش از داخل خانه‌هایشان ایفا کنند. از آنجایی که این صنف‌ها در درون جوامع و خانه‌های مردم قرار دارند، پتانسیل دریافت حمایت را داشته و می‌توانند تا حد زیادی از دید طالبان دور بمانند. این صنف‌ها می‌توانند هم به عنوان جایگزینی برای آموزش آنلاین و هم مکاتب مسدود شده عمل کنند و به دختران اجازه دهند بالاتر از صنف ششم درس بخوانند. این صنف‌ها فرصت‌هایی را برای تعامل واقعی دختران فراهم می‌کنند و می‌توانند در کاهش پیامدهای بلندمدت انزوا بسیار موثر باشند.
  • جبران ممنوعیت تحصیلات عالی: اختصاص سهمیه‌های ویژه برای داوطلبان زن افغان در بورس‌های تحصیلی به دختران افغانِ مقیم خارج از کشور کمک می‌کند تا در مکتب و دانشگاه‌ها ادامه‌ی تحصیل دهند.
  • اولویت دادن به مردم، به‌ویژه زنان و دختران، در گفتگوهای دیپلماتیک با طالبان: گفتگوی شفاف توسط بازیگران جهانی می‌تواند روزهای رنج زنان و دختران افغان را کاهش دهد. بیانیه‌ها کافی نیستند. طرف‌های بین‌المللی باید هنگام گفتگو با طالبان در مورد مسائلی چون مهاجرت، اخراج به افغانستان یا نگرانی‌های امنیتی، حقوق افغان‌ها، به‌ویژه زنان و دختران را در اولویت قرار دهند.

عارفه پیکار، رئیس پیشین تساوی جندر و سخنگوی وزارت تحصیلات عالی در افغانستان است.

Leave a comment