افغانستان در پنج سال سلطه طالبان دگرگونیهای ژرف و همه جانبه را متحمل شده است. طالبان با تأکید بر تأمین امنیت، تطبیق شریعت و پایان اشغال، وضعیت را مطلوب و رو به بهبودی معرفی میکند، اما از دید دیگران، افغانستان در سایه سلطه طالبان، غرق در بحرانهای چند لایه است. اداره طالبان با بحران مشروعیت داخلی و بین المللی مواجه است و کشور گرفتار بحران اقتصادی، شاهد نقض سیستماتیک و فاحش حقوق بشر است. در این یادداشت نگاهی دارم به اینکه پنج سال سلطه طالبان چه بر سر نظام آموزش عالی افغانستان آورده است. برای تهیه این متن علاوه بر گزارشها و اسناد منتشر شده با تعدادی از کارمندان، دانشجویان و استادان دانشگاهها در داخل و خارج از کشور نیز گفتوگو صورت گرفته است که بخاطر نگرانیهای امنیتی هویت آنها آشکار نمیشود.
حذف کامل زنان
یکی از اولین اقدام طالبان حذف کامل زنان از نظام تحصیلات عالی است و افغانستان تنها کشور جهان است که زنانش از حق تحصیل محروم هستند. طالبان هماگونه که یک جریان سیاسی- ایدئولوژیکی مردانه است، کابینه، اداره و تمام ساختار فکری و مدیریتیاش نیز مردانه است. بر این اساس، ندا محمد ندیم وزیر تحصیلات عالی طالبان، شامگاه سهشنبه قوس۱۴۰۱، طی فرمانی از جانب رهبر طالبان، تحصیل زنان در دانشگاهها را تا اطلاع بعدی ممنوع اعلام کرد. در گام بعدی دستورالعمل منع ورود همه زنان شامل استادان و کارمندان، به دانشگاههای دولتی و خصوصی ابلاغ گردید. این اقدام به حدی رادیکال بود که حتی اجازه برگزاری امتحانهای باقیمانده دانشجویان دختر در آن سمستر داده نشد و اعتراضهای دانشجویی با خشونت سرکوب گردید.
اکنون که حاکمیت این گروه پنج ساله شده است نه تنها مجالی برای بازگشت زنان به دانشگاهها فراهم نگردیده که دیگر اسناد تحصیلی زنان نیز به آسانی طی مراحل و تأیید نمیگردد. طالبان تمام منابع درسی و متنهای تهیه شده توسط زنان را نیز حذف کردهاند. بر اساس آمارهای مربوط به قبل از بازگشت طالبان همه ساله دهها هزار دختر وارد دانشگاهها میشدند. به عنوان مثال در سال ۱۳۹۹ از ۲۱۰ هزار داوطلب کانکور ۱۴۷ هزار نفر به موسسات آموزش عالی و نیمه عالی راه یافتند که از این میان ۳۰ درصد یعنی بیش از ۴۴ هزار نفر را دختران تشکیل میدادند و علاوه بر آن هزاران دختر دیگر از طریق امتحانات جداگانه و مستقل وارد دانشگاههای خصوصی میشدند. بنابراین سالانه دهها هزار دختر- متقاضی تحصیل از ورود به دانشگاهها محروم شدهاند. بر اساس گزارش یونسکو تعداد محرومان از آموزش به شمول دوره متوسطه در این پنج سال به ۲.۴ میلیون نفر میرسد.
جایگزینی استادان متخصص با مولویها
در طول پنج سال گذشته، یکی از تحولات کلان در سطح کشور فرار مغزها و نیروهای متخصص است که بخش قابل توجه آنها استادان دانشگاههای دولتی و خصوصی هستند. بر اساس یک گزارش که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است تنها از سه دانشگاه کابل، هرات و بلخ ۲۲۹ استاد با تحصیلات ماستری و دکتری کشور را ترک کردهاند. گزارش دیگر که در سال ۲۰۲۳ منتشر گردید نشان میدهد که ۴۰۰ نفر استاد، تنها از دانشگاه کابل به خارج از کشور رفتهاند. در ماه اسد سال جاری ۱۱ استاد دانشکده طب دانشگاه هرات در اعتراض به بازداشت و آزار از سوی ماموران اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان به جرم کوتاهی ریش به صورت دسته جمعی استعفا کردند.
به همین تناسب از سایر دانشگاههای دولتی و خصوصی درصد قابل توجهی از استادان متخصص، کشور را ترک کردهاند. علاوه بر آن بخشی را نیز طالبان بهصورت مستقیم در چارچوب برنامه اصلاح و تعدیل نیروی انسانی حذف کردهاند. طالبان با اخذ امتحان تثبیت سویه، تعداد زیادی از هواداران خود و فارغ التحصیلان مدرسههای دینی را از طریق معادلسازی دارای رتبههای علمی لیسانس و فوق لیسانس معرفی کرده آنها را بجای استادان متخصص مقرر کردهاند و این روند ادامه دارد. یکی از مجراهای جابجایی استادان متخصص با مولویها این است که استادان درسهای ثقافت اسلامی با سویه لیسانس و ماستری باید امتحان جداگانه را سپری کرده مورد تأیید قرار گیرند. این دستورالعمل زمینه را برای حذف نیروهای سابق و ورود نیروهای جدید فراهم میکند. منابع غیر رسمی در وزارت تحصیلات عالی طالبان میگویند که حدود دو هزار نفر از مولویها تازه فارغ التحصیل شده آماده اعزام به دانشگاهها هستند تا مضمونهای ثقافت اسلامی را تدریس کنند.
امنیتی- ایدئولوژیکسازی
دیگر اقدام طالبان که فضای علمی، اندیشهپروری و روحیه تحقیق در دانشگاهها را از بین برده است، جو سنگین امنیتی و تحمیل ایدئولوژی این گروه است. به گفته منابع مطلع از وضعیت دانشگاهها، وزارت تحصیلات عالی و دیگر ادارههای طالبان در این راستا از ابزارهای شامل آمریت دعوت و ارشاد، هیئت لوی ریاست تعقیب فرامین، استخبارات، هیئت نظارت و ارزیابی، هیئت امر به معروف و نهی از منکر، هیئت اعتباردهی، گزارشدهی طالبان دانشجو و سایر مکانیسمهای غیر رسمی، استفاده میکند.
آمریت دعوت و ارشاد در همه دانشگاهها ایجاد شده است و آمر آن از سوی طالبان مقرر میگردد. مهمترین وظیفه این آمریت تطبیق پالیسی نظام و اجرای فرمانهای رهبری طالبان است. منابع از داخل دانشگاهها میگویند که آمر ارشاد و دعوت، عضو تمامی جلسات علمی و اداری داشگاهها است و هیچ فیصله و مصوبه بدون حضور و امضای این آمر از نظر وزارت تحصیلات عالی اعتبار ندارد.
علاوه بر آن دانشجویان، کارمندان و استادان مکلف هستند که در نماز جماعت و جلسات درس اخلاق و نصایح این آمریت شرکت کنند. این آمریت به پوشش، ریش و رفتار و گفتار همه افراد حاضر در دانشگاهها نظارت دارد. هیئت لوی ریاست تعقیب فرامین که به دنبال چگونگی تطبیق فرامین رهبری طالبان است، به صورت منظم در هر سمستر در دانشگاهها مستقر میشود و تمام فعالیتهای دانشگاهها را از زاویه میزان تطبیق فرامین رهبری طالبان و فراتر از آن، ارزیابی میکند.
همچنین هیئت امر به معروف و نهی از منکر طالبان بهصورت دورهای و بدون اطلاع قبلی از دانشگاهها بازدید و موارد خلاف پالیسی طالبان را جزء تخلفات در نظر میگیرد. علاوه بر این رؤسای دانشگاهها موظف هستند که به صورت هفتهوار با همه کارمندان و استادان جلسه برگزار کند و در راستای ابلاغ، تفهیم و تطبیق فرامین امیر المؤمنین طالبان صحبت کنند.
بر اساس فرمانی که به تازگی از قندهار صادر گردیده است، استادان دانشگاهها نیز باید در ترویج پالیسی نظام طالبان و تحکیم آن سهم بگیرند و یکی از شاخصهای ارزیابی کارنامه استادان میزان تلاش شان در این راستا است. از نظر هیئت نظارت و ارزیابی این دو شاخص امتیاز بالا دارد و سرنوشت استادان و تمدید اعتبار دانشگاهها نیز در گرو موفقیت در این زمینه است. همچنین معیارهای تضمین کیفیت دانشگاهها بازنگری گردیده که میزان توجه به آموزههای دینی و فقه حنفی و تطبیق فرامین رهبری طالبان، در آن بسیار پررنگ است.
از طرف دیگر مسئولان دانشگاهها موظف هستند که همه برنامههای داخل دانشگاه و مسافرت همکاران و ارتباطات را با اداره استخبارات طالبان در میان بگذارند. منابع میگویند شرایط به گونهای است که زمینه هر نوع بحث علمی، گفتوگو، مناظره، پرسش و پاسخ گرفته شده است و همه با نگرانی از اینکه مبادا کسی جاسوسی کند از ورود به هر نوع گفت و گو پرهیز میکنند. به این ترتیب فضای حاکم بر دانشگاهها امنیتی است و کادر اداری و آموزشی دانشگاهها همواره تحت فشار هستند و ایدئولوژی طالبانی به صورت سیستماتیک تحمیل میشود.
فارسی و شیعهستیزی
یکی از رویکردهای برجسته طالبان برای دگرگونی تحصیلات عالی مبارزه با زبان فارسی و آموزههای مذهب شیعه است. تمام منابع درسی که به زبان فارسی تدوین شده و یا چاپ ایران هستند از لیست منابع درسی حذف شدهاند. همه نامهنگاریهای وزارت تحصیلات عالی و دیگر ادارات طالبان به زبان پشتو است. بر اساس فرمانی منسوب به رهبری طالبان که در ۱۰ حوت ۱۴۰۴ صادر شده است، تمام ادارات طالبان مکلف هستند که برای اصطلاحات بیگانه، معادلهای اسلامی و افغانی بسازند. منابع میگویند در عمل واژگان فارسی مثل دانشگاه، دانشکده، پژوهش و … بیگانه تلقی میشوند. با دستور طالبان، کتابهای شیعی و چاپ ایران حتی از کتابخانهها نیز جمعآوری میگردند.
حذف طیف وسیعی از منابع درسی باعث شده است که استادان برای تهیه منابع درسی مورد نظر طالبان به تهیه چپتر (جزوه) روی بیاورند. دانشگاههای پیشرو خصوصی در معرض تعطیلی و یا تصاحب از سوی طالبان قرار دارند. دانشگاه ابن سینا در عقرب ۱۴۰۴ همراه با سه دانشگاه دیگر تعلیق گردید و گزارشهای غیر رسمی حاکی است که دانشگاه خاتم النبیین همانند حوزه علمیه خاتم النبیین اماراتی اعلام خواهد شد.
استادان موظف هستند که در تدریس مضمونهای ثقافت اسلامی، فقط آموزههای فقه و عقاید حنفی را تدریس کنند و تدریس فقه، احادیث، عقاید شیعی و هر نوع نقل قولی از امامان و عالمان شیعی در هر مضمونی، ممنوع است. از آنجایی که امتحان تایید صلاحیت استادان ثقافت اسلامی تنها از منابع اهل سنت اخذ میگردد، استادان شیعه مذهب که آشنایی و تسلط بر منابع فقهی و حدیثی اهل سنت ندارند، مورد تایید قرار نمیگیرند.
همچنین از بهار ۱۴۰۵ دانشجویان متقاضی ورود به دانشگاهها باید تعهد نامه ۱۴ مادهای را امضاء کنند که بر اساس ماده ششم آن دانشجویان اظهار میدارند که پیرو مذهب سنی حنفی هستند. شرکت اجباری کادر آموزشی و اداری شیعه مذهب در نماز جماعت به امامت آمر دعوت و ارشاد از دیگر مظاهر شیعهستیزی محسوب میگردد.
در تازهترین گزارش ۱۳۰ دانشجوی دانشگاههای بلخ و هرات به دلیل شیعه و هزاره بودن مجوز استفاده از لیلیههای دانشگاهها را کسب نکردهاند.
حذف و تضعیف رشتههای علوم انسانی
یکی از پیامدهای سلطه طالبان حذف و یا تضعیف رشتههای علوم انسانی است. طالبان روند حذف رشتههای حقوق، علوم سیاسی و روابط بین الملل در دانشگاههای خصوصی را شروع کردهاند و انتظار میرود این رشتهها در همه دانشگاهها حذف شوند. طالبان که بر تطبیق فقه حنفی و شریعت و ترویج روحیه تقلید و تسلیم در برابر دستورات رهبری شان تأکید دارند، علوم انسانی را در تضاد با این رویکرد میدانند.
از این رو از طرق مختلف فشار میاروند که این رشتهها کلا حذف و یا تغییر ماهیت دهند. علاوه بر حذف برخی رشتههای کلیدی یکی از اقدامات در راستای تضعیف علوم انسانی و پر رنگ شدن فقه و شریعت افزایش تعداد واحدهای ثقافت اسلامی است. در حالی که در اواخر دوره جمهوریت دانشجویان لیسانس موظف به گذراندن ۸ واحد ثقافت اسلامی بودند، طالبان تعداد آن را به ۲۴ واحد افزایش دادهاند و قرار است که در سال جدید به ۳۰ واحد برسد.
از آنجایی که بحث از قانون اساسی، حقوق اساسی، دموکراسی، انتخابات، حقوق بشر، حقوق زن، حقوق اقلیتها، احزاب سیاسی، جامعه مدنی و نظایر آنها ممنوع است و جاسوسان جزئیات مباحثی مطرح شده در کلاسهای درس را نیز گزارش میدهند، بسیاری از رشتههای علوم انسانی دیگر بی معنی است.
تغییر محیط فیزیکی دانشگاهها
یکی از دگرگونیهای ایجاد شده تغییر محیط فیزیکی دانشگاهها و تبدیل آنها به مدرسههای دینی است. طبق دستورالعملهای طالبان پوشش و ریش و ظاهر کارمندان، دانشجویان و استادان باید شبیه طلبههای مدارس دینی باشد. همه نیروها و دانشجویان موظف به پوشیدن لباس سنتی افغانی، کلاه و گذاشتن ریش هستند.
بر اساس فرمانی که تازه از قندهار صادر شده است در هنگام برگزاری نمازهای جماعت دیگر کلاه کفایت نمیکند و باید همه لنگی داشته باشند. هیئتها و بازرسان طالبان بر تطبیق این امور نظارت دایمی دارند و متخلفان مجازات میشوند. بر اساس فرمانی که اخیرا به دانشگاهها ابلاغ شده است کسانی که پوشش و ریش مورد نظر طالبان را نداشته باشند، با یکی از سه نوع مجازات عدم پرداخت معاش، تنزیل رتبه و منفکی از وظیفه مواجه خواهند شد.
تصاویر موجودات زنده- دانشمندان، شخصیتهای تاریخی، بنیانگذاران، رؤسا، استادان و…- از محیط دانشگاهها به صورت کامل جمعآوری گردیده و بجای آنها بنرها و پوسترهای فرامین امیر المؤمنین و دستور العملهای وزارت تحصیلات عالی طالبان نصب گردیدهاند.
محمد قاسم عرفانی ، یک استاد پیشین دانشگاه در کابل و پژوهشگر روابط بینالملل است.


