این گزارش بهگونهی مشترک با اُپِندموکراسی نشر شده است.
نوریه* ۴۷ ساله ساکن یکی از قریههای ولسوالی اشترلی ولایت دایکندی است. به گفته نوریه؛ جایی که او زندگی میکند جان آدمها به سرنوشتی بسته است که خدا برایشان نوشته است.
نوریه در یک تماس تلیفونی به زنتایمز گفت هشت ماه پیش خواهرش، نسیمه* ۳۰ ساله، در اثر درد زایمان فوت شده است.
« دو روز درد خورد، به کلینیک اشترلی بردیم گفتند فشارش بلند است. در کلینیک وسایل نداشتند که طفل را بیرون بکشند. گفتند ببرید به نیلی، به طرف نیلی حرکت کردیم به شفاخانه نرسیده داخل موتر فوت شد؛ هم خودش هم طفلش.»
از قریه آنها الی مرکز ولسوالی اشترلی، انتقال نسیمه با موتر حدود یک ساعت طول کشید. پس از آن نیز سه ساعت در مسیر نیلی بودند؛ اما در همین فاصله، هم نسیمه و هم کودکش جان باختند.
نوریه میگوید خواهرش در وضعیتی جان باخت که کلینیک صحی در قریهی آنها وجود ندارد. کلینیکهای سیار حمایت از صحت مادر و طفل که قبلا فعال بودند، در شروع سال ۲۰۲۵ بسته شدند. راه قریه تامرکز ولسوالی و ولایت صعبالعبور است، موتر کم پیدا میشود. آنها گمان کرده بودند که نسیمه به صورت طبیعی میتواند در خانه ولادت کند. اما اینبار شانس با او نبود و پیش از رسیدن به شفاخانه جان باخت. نسیمه مادر دو کودک بود و شوهرش مرد فقیری است که شغل ثابتی ندارد.
نوریه میگوید:«قبلا در قریه قابله بود، به وقت زایمان زنها را کمک میکرد. این بار دیگه هیچکس نبود. به امید خدا نشسته بودیم که خدا هم جاناش را گرفت.»
نوریه میگوید که وجود کلینیکهای صحی در قریههای دوردست ولایت دایکندی باعث شده بود که زنان از درد زایمان ترس نداشته باشند. به گفته او، اگر قابله در ساحه موجود بود، حتماً میتوانست آنها را رهنمایی کند و در صورت تشخیص فشار بلند، میتوانستند یک روز پیش از مرگ نسیمه او را به شهر نیلی برسانند.
«کلینیک که بود فشار زنها را چک میکرد. قد را اندازه میگرفت. مشوره میداد که چه بخوریم یا از چه پرهیز کنیم. دوای کمخونی میداد. به اطفال مواد تغذی میداد. وقتی میدید کودک لاغر است حتما مواد میداد.» نوریه میگوید که قریهی آنها تا مرکز ولایت دایکندی با موتر ۳ ساعت فاصله دارد. سرکها خامه است، در فصل زمستان تا رسیدن مریض عاجل به مرکز، خطرات جدی آنها را تهدید میکند. «برف میباره، راه بسته میشه و ما هم به امید خدا میمانیم.»
داکتری از یکی از شفاخانهی بزرگ دولتی افغانستان به شرط فاش نشدن نامش با زنتایمز صحبت کرد و گفت: «ما پرسونل نداریم، تجهیزات نداریم، جای هم نداریم. شفاخانهٔ ما ۱۰۰ بستر دارد، اما روزانه بیشتر از ۲۰۰ مریض را معاینه و رسیدگی میکنیم. برای یک بستر مجبور استیم سه تا چهار مریض را بپذیریم.»
این فشار و کمبود، بیشتر از همه در بخشهای ولادی به چشم میخورد. این داکتر گفت که شفاخانهٔ آنها روزانه حدود ۹۰ ولادت را مدیریت میکند؛ یعنی بیشتر از دو برابر ظرفیت خود، آن هم در میان کمبود شدید تجهیزات و پرسونل لازم. این داکتر تخمین میزند که ماهانه حدود ۸۰ نوزاد تحت مراقبت آنها جان خود را از دست میدهند و به طور اوسط، ۱۰ مورد از این مرگومیرها به دلیل کمبود امکانات و منابع شفاخانه است.
این بحران در دلِ یک فروپاشی گستردهتر خدمات صحی باروری در افغانستان در حال رخ دادن است. دسترسی زنان به وسایل پیشگیری از بارداری در سالهای اخیر به شدت کاهش یافته، کلینیکها بسته شدهاند، فقر و سوءتغذیه عمیقتر شده است. در جریان سال جاری، زنتایمز با زنان زیادی مصاحبه کرده که اکثر آنها میگویند در چرخهٔ بارداریهای اجباری، عوارض تداوینشده و خشونت خانگی گیر ماندهاند و نمیتوانند از خطرات دوران حاملگی جلوگیری کنند.
در چنین وضعیتی و بدون مراقبتهای لازم پیش از ولادت، بارداری میتواند به یک حالت تهدید کننده برای زندگی زن تبدیل شود؛ چرا که عفونتها، لختههای خون یا عوارضی مانند پرهاکلامپسی (مسمومیت بارداری) به سرعت شدت یافته و باعث مرگ مادر میشوند.
این سیر نزولی و بحرانی را میتوان در آخرین گزارش ریچارد بِنت، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان، که در ماه فبروری به نشر رسیده، مشاهده کرد. کارمندان صحی به بِنت گفتهاند که «کمبود ادویهجات ضروری، همراه با نبود پرسونل آموزشدیده، امکانات نامناسب، سیستم ضعیف ارجاع مریضان و نبود کارمندان صحی زن، به ویژه در مناطق دوردست و روستایی، باعث مرگومیر قابل پیشگیری مادران و نوزادان میشود».
تعداد زنانی که در سیستم صحی کار میکنند، از زمان ممنوعیت تحصیل زنان در دانشگاهها توسط طالبان در دسمبر ۲۰۲۲، به سرعت کاهش یافته است؛ این در حالی است که کمبود شدید پرسونل حتی قبل از کاهش کمکهای سال گذشته در بخش صحی نیز به کرات گزارش شده بود.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۳ آژانس خبری پژواک که متکی بر ارقام ریاستهای صحت عامه تهیه شده، از جمله ۳۶۷ داکتر متخصص که در شفاخانههای دولتی ۱۶ ولایت کار میکردند، تنها ۶۶ تن آنها زن بودند. دو ولایت نورستان و پنجشیر که در مجموع حدود ۳۶۵ هزار نفوس دارند، هیچ داکتر متخصص زن نداشتند.
پژواک کمبود حداقل ۱۰۷ متخصص را در این ۱۶ ولایت تثبیت کرد و بر کمبود ادویهجات و تجهیزات طبی تأکید نمود؛ در همین حال، یک مقام طالبان اظهار داشت که از میان حدود ۴۰۰ ولسوالی افغانستان، تنها ۹۰ ولسوالی دارای شفاخانههایی در سطح ولسوالی هستند.
ریچارد بِنت، گزارشگر سازمان ملل متحد در گزارش خود خاطرنشان کرده که «کمبود شدید پرسونل طبی ضروری به ویژه کارمندان صحی زن منجر به تضعیف سیستماتیک وظایف حیاتی صحت عامه شده است». او گفت که در نتیجهٔ این وضعیت، از هر سه زن افغان، دو تن آنها به خدمات صحی قابل اعتماد دسترسی ندارند.
این مسئله عواقب کشندهیی به همراه دارد. سازمان جهانی صحت تخمین زده است که در سال ۲۰۲۳، در برابر هر ۱۰۰ هزار ولادت زنده، ۵۲۱ مادر جان باختهاند که بیشتر از دو برابر اوسط جهانی است. بر اساس گزارش بِنت، تخمین زده شده که این رقم در سال ۲۰۲۴ به ۶۳۸ مورد مرگ در هر ۱۰۰ هزار ولادت افزایش یافته است. کارمندان صحی افغان میگویند که قطع کمکهای امریکا وضعیت را بسیار بدتر کرده و باعث شده کلینیکها فعالیت خود را ناگهانی متوقف کنند و سروی سالانهٔ مرگومیر مادران نیز متوقف شود؛ امری که ابعاد واقعی بحران فعلی را پنهان نگه میدارد.
صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA)، که یک نهاد مربوط به صحت جنسی و باروری است، هشدار داده که ادامهٔ اختلال در خدمات صحی میتواند تا سال ۲۰۲۸ باعث مرگ ۱,۲۰۰ مادر دیگر شود.
قرار گزارش سازمان صحت جهانی که در ماه می ۲۰۲۵ منتشر شده، نشان میدهد که به تعداد ۴۲۲ کلینیک در ۳۰ ولایت افغانستان بسته شده و ۳.۰۸ میلیون تن را متاثر ساخته است اما این گزارش در ۲۴ ماه دسمبر ۲۰۲۵ که دوباره بروز شده؛ نشان میدهد که ۴۴۵ کلینیک صحی بسته شده و ۳.۷۹ میلیون نفر متاثر شده اند که از شروع سال ۲۰۲۵ الی ختم آن تعداد کلینیکها و افراد متاثر بیشتر شده است.
این کلینیکها در ۳۳ ولایت افغانستان موقعیت داشتند و تنها ولایت پنجشیر مستثنی از بسته شدن کلینیکها بوده است. از میان ۴۰۰ ولسوالی در افغانستان در ۹۳ ولسوالی مراکز صحی فعال وجود دارد و در بقیه ولسوالیها هنوز مراکز صحی فعال نشده است، این در حالی است که به نقل از گزارش یونیسار ۱۳.۲ ملیون نفر در افغانستان، در مناطقی زندگی میکنند که حتی با یک ساعت فاصله نیز به خدمات ابتدایی صحی دسترسی ندارند.
*بنفشه ۲۷ ساله، یکی از قابلههایی است که با کلینیک سیار(MHD) تحت حمایه دفتر ORCD، در ولسوالی یفتل ولایت بدخشان کار میکرد. در ماه فبروری ۲۰۲۵ کلینیک آنها بنابر قطع بودجه بسته شد و تیم آنها در میانهی ماه بیکار و خانهنشین شد. بنفشه میگوید که کلینیک آنها ۱۳ قریهی دوردست و صعبالعبور در ولسوالی یفتل را تحت پوشش داشت و آنها تحت نام «حمایه طفل و مادر» به مادران و کودکان خدمات صحی ارایه میکردند. هر کلینیک سیار یک داکتر زن، یک قابله، یک واکسیناتور، یک مشاور روانی، یک کارمند اجتماعی و یک راننده داشت که از شهر فیض آباد به ولسوالی یفتل میرفتند و هر ماه پانزده روز در آن ۱۳ قریه در حال رساندن خدمات صحی بودند.
دفتر ORCD برای هر کلینیک سیار، یک حویلی را در ساحهی مربوطه به کرایه گرفته بود که از طرف شب کارمندان آنجا بودوباش داشتند و حویلی این کلینیک در واقع محلی بود که مردم قریه در وقت نیاز به آنها مراجعه میکرد.
بنفشه میگوید که روزمره در حال گشت و گذار بین قریهجات بودند. «بسیار راهها خراب بود. گاهی با مرکب و اسب و زیادتر وقت پای پیاده خود را نزد مریض میرساندیم. گاهی هم خودشان مریض را بخصوص زنان را که درد زایمان داشتند روی زینه نزد ما میآوردند.»
خدمات این کلینیک سیار شامل مشاوره روانی به زنان، کمک به انجام ولادتها، مراقبت قبل و بعد از ولادتها، تطبیق واکسینهای مورد نیاز مادران در دوران بارداری و واکسینهای ضروری نوزادان پس از تولد، ، مشاوره در باره وقفه بین ولادتها، توزیع مواد و دواهای ضد بارداری و سایر وسایل بهداشتی برای زنان آن ۱۳ قریه بود.
بنفشه از زنی یاد میکند که در یکی از قریههای تحت پوشش کلینیک آنها، در سال ۲۰۲۴ در اثر تلاشهای بنفشه و همکاراناش از مرگ حتمی نجات یافته بود. «یک زن جوان بود که طفل اول خود را در خانه تولد کرده بود. پلاسنتا که باید نیم ساعت بعد از ولادت از وجود مادر رد شود، دو روز در وجود او مانده بود. شوهرش پشت ما آمد. وقتی رفتیم بطن مریض پندیده بود و دو روز کامل خونریزی کرده بود.»
بنفشه و همکاراناش دست به کار شدند و در ظرف یک ساعت پلاسنتا را از وجود مادر خارج کرده و جلو خونریزی را میگیرند و باعث نجات مادر میشوند.
بنفشه میگوید که از ولسوالی یفتل بخصوص قریههای تحت پوشش آنها، مردم زنگ میزنند و گزارش میدهند که در نبود آنها زنانی در اثر ولادت در خانه، بدون حضور قابله و نرسیدن کمکهای اولیه جان باخته اند. . «کلستر مربوطه که ارتباط ما را با قریهجات تامین میکرد، زنگ زد که در ماه گذشته یک زن در اثر خونریزی قبل از ولادت فوت شده است. او میگفت که اگر اینجا بودید او زن زنده میماند. نگران بود که در نبود این کلینیکها این وضعیت ادامه پیدا میکند و زنان زیادی از بین خواهند رفت.» بنفشه نگران جان زنانی است کهبه سرک، وسایل نقلیه، تلیفون و کلینیکهای صحی دسترسی ندارند.
نوزادان نیز در نتیجهٔ مسدود شدن این تیمها جان خود را از دست میدهند. در بغلان، جایی که ۱۴ مرکز صحی به شمول ۱۰ تیم سیار صحی و تغذیه (MHNT) مسدود شدهاند، یک کلینیک در یک ولسوالی دوردست این ولایت، در سال گذشته حدود ۵۰۰ ولادت را ثبت کرده که از این میان، حدود ۱۰ نوزاد پس از تولد جان باختهاند. در ولایت تخار، جایی که پنج مرکز صحی، به شمول دو تیم سیار صحی و تغذیه مسدود شدهاند، یک کلینیک که به بیش از ۲۴,۰۰۰ نفر خدمات ارائه میکرد، در سال ۲۰۲۵ تعداد ۹۶۰ ولادت را ثبت کرده است. این کلینیک هیچ بستر ندارد و تنها ۱۹ نفر پرسونل دارد که شامل چهار قابله میشود. یک منبع از این کلینیک گزارش داد که در جنوری ۲۰۲۶، دو نوزاد تازه تولد شده به دلیل نبود آکسیجن، ظرف چند دقیقه پس از ولادت جان سپردند.
در دایکندی، تأثیرات این وضعیت در ساحه به روشنی دیده میشود. تا زمانی که تمویل مالی در سال گذشته متوقف نشده بود، لیلا* ۲۸ ساله منحیث قابله در یک تیم سیار صحی و تغذیه (MHNT) در ولسوالی اشترلی کار میکرد؛ همان ولسوالی که نسیمه در آن جان باخت. تیم ششنفرهٔ لیلا روزانه تا ۱۵۰ زن و کودک را معاینه میکردند، فشار خونشان را چک مینمودند، بارداریهای پرخطر را زیر نظر داشتند و قبل از آنکه عوارض شدید شود، زنان را به کلینیکهای مجهزتر ارجاع میدادند.
او گفت: «وقتی کلینیک بند شد، همهچیز متوقف گردید. زنان کسی را نداشتند که آنها را معاینه کند.» نسیمه یکی از همین زنان بود. بدون بازدیدهای یک تیم سیار صحت مادر مانند تیم لیلا، کسی نبود که علائم هشداردهندهٔ اولیهٔ پرهاکلامپسی (مسمومیت بارداری) یا فشار بلند را تشخیص دهد.
مسدود شدن کلینیکها، «آشیانههای صحی خانواده» را نیز متاثر ساخته است؛ کلینیکهای کوچک محلی که خدمات صحت مادر، طفل و باروری را بهویژه در مناطق روستایی و صعبالعبور ارائه میکنند. در این مراکز معمولاً قابلههای آموزشدیده و کارمندان صحّی زن مصروف کار هستند، که این امر آنها را برای زنانی که دسترسی آسان به شفاخانهها ندارند، بسیار حیاتی میسازد. تنها در ولایت دایکندی، از میان ۲۴ مرکز مسدودشده، ۲۱ مرکز آن آشیانهٔ صحی خانواده بود. این امر باعث شده مراقبتهای معمول پیش از ولادت برای هزاران زن غیرقابل دسترس شود.
در بدخشان ۲۹ کلینیک صحی و ۱۷ آشیانهی صحی بسته شده است. در قریه سبز دره ولسوالی تگاب این ولایت زینب*۳۲ ساله که پنجمین طفل خود را باردار بود، نیمهشب تابستان سال گذشته دچار درد زایمان شد. در ساعات اولیه خونریزی شدیدی داشت. یک قابله که در محل حضور داشت، سعی کرد با پارچههای کهنه جلو خونریزی زینب را بگیرد اما موفق نشد. شوهر زینب موتر پیدا کرد و بعد از سه ساعت سفر به کلینیک تگاب رسیدند، اما آنجا قابله و پرسونل زن حضور نداشت. یک داکتر مرد سعی کرد زینب را نجات دهد، اما او نجات نیافت و با کودش یکجا جان باخت.. شوهر زینب میگوید:«اگر یک داکتر و یک کلینیک در قریه ما وجود میداشت آن شب خانم من زنده میماند.»
اومیگوید که در ولسوالی تگاب با جمعیت ۴۲۰۰۰ نفر تنها یک کلینیک فعال وجود دارد که آن هم پرسونل کافی ندارد. به گفته او، در چند ماه اول سال ۲۰۲۵، پنج زن و نوزاد تنها در قریهي سبزدره در هنگام زایمان جان باختند.
گزارش بِنت همچنان خاطرنشان میکند که «کمبود کارمندان صحی زن، کاهش ساعات کاری، مسدود شدن مراکز صحی و سیستم ضعیف ارجاع مریضان به ویژه در مناطق روستایی توانایی زنان را برای دریافت مراقبتهای صحی، به خصوص خدمات عاجل از طرف شب، به شدت محدود ساخته است».
حتی در مناطقی که خدمات صحی بهطور کامل متوقف نشدهاند، فشار بر شفاخانههای دولتی بسیار فراتر از ظرفیت آنها است. برای نمونه، در ولایت هرات، با جمعیتی حدود ۳.۷ میلیون نفر، فعالیت ۲۳ مرکز صحی به حالت تعلیق درآمده یا کاملاً متوقف شده است.
بر اساس آماری که یک داکتر از یکی از شفاخانههای بزرگ هرات در اختیار زنتایمز قرار داده، این شفاخانه از مارچ ۲۰۲۵ تا اوایل فبروری ۲۰۲۶، مجموعاً ۹ هزار و ۶۰۰ ولادت را ثبت کرده است؛ آماری که بیماران ارجاعشده از ولسوالیهای اطراف را نیز شامل میشود. در همین مدت، ۴۲۰ نوزاد، یعنی بیش از چهار درصد، همراه با ۱۳ مادر جان خود را از دست دادهاند.
در مارچ ۲۰۲۵، خاطره* ۲۳ ساله در قریهٔ غریبآباد، حدود شش ماه پس از مسدود شدن کلینیک محلی، دردهای ولادتش آغاز شد. نزدیکترین مرکز ولادی در شهر هرات بود که ارتباط آن با غریبآباد به دلیل طغیان یک دریاچه در بخش زیادی از زمستان و بهار قطع میشود. شوهرش که هیچ دسترسی به وسایط نقل و انتقال نداشت، مجبور شد او را از میان آبهای خروشان عبور دهد؛ در حالی که هر دو تا شانه زیر آب رفته بودند. رسیدن آنها به شفاخانه بیشتر از ۱۲ ساعت طول کشید؛ پنج ساعت بعد، داکتران به شوهر خاطره خبر دادند که او و طفلش هر دو به دلیل عوارض ناشی از ولادت طولانیمدت جان باختهاند.
داکتری که در هرات با او صحبت کردیم، گفت که مرگومیر مادران و نوزادان در این ولایت از کاهش کمکهای بینالمللی ناشی میشود؛ امری که کلینیکهای محلی را بدون مواد و تجهیزات گذاشته است. او همچنان سوءتغذیهٔ مادران، ناامنی غذایی، محدودیتهای ترانسپورتی، سن پایین مادران در زمان بارداری، تأخیر در رسیدن به مراکز مجهزتر و نبود آگاهی در مورد مراقبتهای قبل و بعد از ولادت را از دیگر عوامل این وضعیت دانست.
رئیس یک مؤسسهٔ غیردولتی در ولایت بامیان جایی که پارسال تنها از هر چهار زن، یک تن آنها مراقبتهای پیش از ولادت را دریافت کرده بود، به زنتایمز گفت ۲۸ سایت تغذیهای که قبلاً مکملهای غذایی ضروری را برای زنان باردار و نوزادان ارائه میکردند، پس از قطع تمویل مالی امریکا مسدود شدهاند.
یک کارمند صحی محلی از بامیان به زنتایمز گفت که فقر، بحرانِ پس از ولادت را عمیقتر میسازد؛ زیرا مراقبتهای بعد از ولادت اغلب به این دلیل ناکام میماند که مادران توان مالی کرایهٔ راه برای معاینات بعدی را ندارند. فامیلها از ترس هزینهها، تداوی را به تأخیر میاندازند.
در سراسر افغانستان، این الگوی بحران یکسان است: کاهش دسترسی، فروپاشی زیرساختها و از بین رفتن نیروی کاری. کمبود کارمندان صحی زن که قبلاً هم شدید بود، پس از ممنوعیت آموزش زنان در رشتههای قابلگی و نرسنگ توسط طالبان در دسامبر ۲۰۲۴، عمیقتر شده است. کلینیکهایی که متکی به کارمندان زن هستند، نمیتوانند جایگزینی برای آنها پیدا کنند. مؤسسات میگویند این خلأ تا سالهای بعد گستردهتر خواهد شد.
مسیر آینده کاملاً مشخص است، اگرچه آمار دقیق تلفات همچنان نامشخص باقی مانده است؛ زیرا مرگومیر مادران و نوزادان در هیچ ارگان مشخصی در افغانستان به ثبت نمیرسد.
جان باختن نسیمه نیز مانند شمار زیادی از زنان دیگر، تنها در حافظهٔ فامیلش باقی مانده است. خواهرش نوریه با خلاصه کردن واقعیتی که در آن بقا اکنون به جای مراقبتهای طبی، بیشتر به شانس و اقبال وابسته است، گفت: «وقتی خدا جان ما را بگیرد میمیریم، اگر نگیرد زنده میمانیم.»
*نامها به خاطر امنیت اشخاص مصاحبه شونده تغییر یافته است.
*آزاده آزاده اسم مستعار خبرنگار آزاد در افغانستان است.
عطیه فرآذر و راد رادان اسم مستعار خبرنگاران آزاد است.
فرشید آرام*، حماسه حقیقتیا*ر، مهدی هاشمی* در تهیه این گزارش همکاری نموده است.


