زمانی که ماموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان، کلثوم* را در یکی از کوچهها در غرب افغانستان متوقف کردند، او نه برای کدام تلویزیون کار میکرد و نه کمرهی حرفهای به همراه داشت. او یک تولید کننده محتوا در اینستاگرام بود که سعی داشت حقالزحمه اعلانی را که آنلاین منتشر کرده بود، از یک دوکان دریافت کند.
او در مصاحبهی تلفنی با زن تایمز در اواخر سال ۲۰۲۵ گفت که چهار مرد که بر دو موتورسیکلت سوار بودند، او را تعقیب کرد و متوقف کردند. آنها او را در مقابل مردم توهین و تحقیر کردند، به حوزه زنگ زده و درخواست موتر کردنند تا او را به حوزه ببرند.
او گفت: «موترشان آمد و حتی مرا به سیت پشت سر راننده هم سوار نکرد بلکه به عقب موتر انداخت، من مقاومت کردم که سوار نمی شوم. مرا با لوله تفنگ به سمت موتر به زور راهنمایی کردند، بلاخره مرا با لت و کوب سوار موتر کرد و به حوزه برد.»
تا سه روز، خانوادهاش از او خبری نداشتند.
کلثوم ۲۳ ساله، دانشجوی رشتهی طب بود که طالبان در دسمبر ۲۰۲۲ دانشگاهها را برای زنان ممنوع کردند. پس از آن، او به شبکههای اجتماعی به عنوان یکی از معدود راههای باقیمانده برای کسب درآمد روی آورد. او ویدیوهایی از زندگی روزمره خود منتشر میکرد و به نشر اعلان فروشگاهها و کسبوکارهای محلی میپرداخت. کلثوم میگوید در اوج فعالیتش، ماهانه ۱۰ هزار افغانی درآمد داشت که برای کمک به خانوادهاش کافی بود.
پدر او کارگر روزمزد است. او پس از آزادی در مصاحبه با زن تایمز گفت: «نیاز داشتم کار کنم. میخواستم به خانوادهام کمک کنم.»
در آستانه روز جهانی آزادی مطبوعات، زن تایمز با ۲۳ زن خبرنگار و فعال رسانهیی در هفت ولایت افغانستان مصاحبه کرده است. روایتهای آنها نشان میدهد که حذف زنان از رسانههای افغانستان تنها از طریق ممنوعیتها، محدودیتها، بازداشتها و تهدیدهای طالبان صورت نمیگیرد، بلکه کار بدون دستمزد، آزار و اذیت جنسی، فشارهای خانوادگی و سوءاستفاده توسط ساختارهای رسانهیی و نهادهای حامی خبرنگاران نیز در آن نقش دارند.
دستکم ۱۵ نفر از زنان مصاحبهشونده گفتند که به دلیل کار بدون دستمزد، آزار و اذیت، تهدیدهای طالبان، خویشخوری، فشار خانواده یا شرایط ناامن کاری، فعالیت رسانهای خود را ترک کردهاند یا مجبور به ترک آن شدهاند. حداقل ۵ نفر گفتند که مردان در مناصب قدرت از جمله مدیران رسانهها، اعضای طالبان یا چهرههای مرتبط با نهادهای حامی خبرنگاران آنها را برای ازدواج، رابطه جنسی یا رابطه دوستی تحت فشار قرار دادهاند.
اکثر این زنان از زن تایمز خواستند نام رسانه، ولایت یا جزئیاتی که ممکن است باعث شناسایی آنها شود را محفوظ نگهدارد. بسیاری از آنها تاکید کردند که تماس با مالکان رسانهها، مقامات یا سازمانهای درگیر میتواند باعث شناسایی آنها و قرار گرفتنشان در معرض انتقامجویی شود. بنابراین، زن تایمز برای حفظ امنیت این زنان، نام رسانهها و ولایتها را در این گزارش نشر نکرده است.
کلثوم پیش از بازداشت، هشدارهایی از اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان دریافت کرده بود. به او گفته بودند که نباید در فضای مجازی ظاهر شود و فعالیتی داشته باشد. او گفت: «میگفتند نباید در رسانههای اجتماعی فعال باشم. با وجود اینکه حجاب را رعایت میکردم و پوشش مورد نظر آنها را داشتم، به من گفتند حق کار کردن نداری.»
پس از این هشدارها، کلثوم به همراه خانوادهاش افغانستان را ترک کرد و به ایران رفت. آنها حدود یک سال در آنجا ماندند، اما چون نتوانستند در ایران کار پیدا کنند، دوباره بازگشتند. او فعالیت آنلاین خود را از سر گرفت و دوباره سعی کرد از طریق نشر اعلانات درآمد کسب کند. مدتی بعد از بازگشتشان، در حالی که او در خانه نبود، طالبان به خانهشان آمدند.
سپس در خزان ۲۰۲۵، طالبان او را در یک سرک عمومی بازداشت کردند. به گفتهی کلثوم، در زمان دستگیری او، هیچ مامور زنی حضور نداشت. او را ابتدا به حوزه پولیس و سپس به ریاست امر به معروف بردند. تلیفوناش را گرفتند و به مدت سه شبانه روز هیچ تماسی با خانوادهاش نداشت. او گفت: «خانوادهام خانههای اقوام را گشتند، شفاخانهها و سردخانهها رفتند تا اثری از من پیدا کنند.»
وقتی سرانجام آزاد شد، افراد طالبان پدر، برادر و کاکای او را احضار کردند. او و خانوادهاش مجبور شدند تعهدنامههای کتبی امضا کنند که او دیگر در فعالیتهای آنلاین که طالبان آن را جرم اخلاقی خواندند شرکت نخواهد کرد. طالبان حساب اینستاگرام او را حذف کردند. اما زندان با آزادی او ختم نشد. کلثوم گفت اقوام و اطرافیانش شروع به بازخواست کردند که در آن سه روز، چه بر سرش آمده است.
او گفت: «خویش و قوما میگن خدا میداند در آن سه شب چه بلایی سرت آمده!»
در افغانستان، بازداشت یا ننگ زندانی شدن، با بیرون شدن از درِوازه زندان تمام نمیشود، بلکه زن را تا خانه تعقیب میکند. زنی که دستگیر و شبانه بازداشت میشود، مجبور است نه تنها برای آنچه اتفاق افتاده، بلکه برای آنچه دیگران تصور میکنند ممکن است برایش رخ داده باشد، پاسخگو باشد. در مورد کلثوم، اقوامش گمانهزنی میکردند که او در زندان مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است. در چنین مواردی، همیشه زن مقصر شناخته شده و «بدنام» میشود. او گفت دو روز پس از آزادی، زیر بار سنگین تهمت و تحقیر، دست به خودکشی زد و در شفاخانه بستری شد.
زنانی که در رادیوها و رسانههای محلی باقی ماندهاند، با فشار متفاوتی روبرو هستند. رسانههایی که هنوز برنامههای زنانه دارند به کار زنان خبرنگار نیاز دارند، اما معاش، تجربه و تصدیق کاری، مصونیت و کرامت انسانی را از آنها دریغ میکنند.
ماریا* ۲۵ ساله، در اواخر سال ۲۰۲۲ از رشته خبرنگاری فارغالتحصیل شد. او عاشق رادیو بود و به یک استدیوی محلی در یکی از ولایات شمال شرقی رفت تا درخواست کار کند. صاحب رادیو، مردی حدوداً ۴۰ ساله، به او گفت که میتواند برنامههای زنان را اجرا کند، اما گفت رادیو بودجهیی برای پرداخت معاش یا مصرف رفت و آمد ندارد. روز بعد، او قراردادی امضا کرد که طبق آن باید ۶ روز در هفته، از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر در رادیو حضور مییافت و هر وظیفهی را که به او محول میشد انجام میداد. در بدل این کار، قرار نبود او هیچ معاشی دریافت کند.
او گفت: «هر روز صبح، در کنار لذت نشستن پشت مایک، لرزهی در بدنم احساس میکردم. ترس از اینکه از مادرم پول کرایه موتر بخواهم.»
کرایه موتر او تا دفتر رادیو، روزانه ۵۰ افغانی بود. مادرش این ۵۰ افغانی را از پول سودای خانه به او میداد یا از پدر ماریا میگرفت. پدرش تنها نان آور خانوادهشان بود.
در سال ۲۰۲۳، ماریا از سوی رادیو به یک سمینار آموزشی سه روزه روانشناسی معرفی شد که توسط یک سازمان حامی خبرنگاران و با بودجه یک نهاد بینالمللی برگزار شده بود. قرار بود به شرکتکنندگان پولی به خاطر مصارف و کرایه راه پرداخت شود. او گفت در پایان سمینار، ۱۵۰۰ افغانی دریافت کرد. وقتی پاکت را در دستکولش میگذاشت، مدیر رادیو زنگ زد و به او گفت:«پول را خرج نکنی، یک راست بیا دفتر.» آن روز مدیر رادیو یک هزار افغانی را خودش گرفت و ۵۰۰ را به ماریا داد. ۳۰۰ افغانی پول کرایه شد و فقط ۲۰۰ افغانی به نزد ماریا باقی ماند.
او میگوید برای دو سال، او و دیگر زنان در شرایط مشابه کار کردند. به گفته ماریا، رادیو پروژهی به ارزش ۳۵ هزار دالر برای یک سال از یک نهاد خارجی دریافت کرد. از کارمندان خواسته شد اسناد تحصیلی خود را برای ضمیمهی پروپوزل ارائه دهند. آنها امیدوار بودند که بالاخره معاش دریافت خواهند کرد. پس از دریافت بودجهی ۳۵ هزار دالری، دفتر رادیو فقط به آنها نان چاشت داد. از معاش خبری نبود.
ماریا گفت: «ما به این پروژه مثل یک نور نگاه میکردیم. اما تلخترین بخش این بود که آن سازمان معتبر بینالمللی حتی نپرسید که آیا ما معاش دریافت میکنیم یا خیر.»
ماریا در سال ۲۰۲۴ استعفا داد. اما مدیر رادیو حتی به او سند تجربهی کاری نداد و گفته بود که برای دریافت سند، باید هشت سال بدون معاش کار کند. او گفت:«وقتی وسایلم را جمع کردم و برای آخرین بار به مایک نگاه کردم، احساس کردم تمام رویاهایم مردهاند. وقتی از پلهها پایین میرفتم، برای صدایم که خفه شده بود، بیصدا گریه کردم. آنها فقط پول مرا ندزدیدند؛ اراده زندگی و انگیزهام برای خبرنگاری را هم گرفتند.»
کار بدون معاش به طور مکرر در مصاحبههای زنان خبرنگاری که با زنتایمز صحبت کردهاند، مطرح شده است. رهان* میگوید پس از مدت طولانی کار کردن بدون معاش، حرفه خبرنگاری را رها کرده است. حیا* میگوید پس از پرداخت نشدن معاش و مجبور شدن به تقسیم پول سمینار با صاحب رسانه، کار را ترک کرده است. نگار* میگوید؛ شغل قبلی خود را به دلیل عدم پرداخت معاش ترک کرده و اکنون در خانه کار میکند و همزمان در کودکستان تدریس میکند، زیرا درآمد خبرنگاری بسیار ناچیز است. ناهید* در کابل؛ میگوید به دلیل عدم پرداخت معاش، رسانههای محلی را ترک کرده و اکنون با رسانههای تبعیدی همکاری میکند، اما همچنان با مشکلات مالی روبروست.
آریا* هنوز کار میکند، اما در شرایط دشوار. او برای چهار برنامه در ماه، ۴۰۰۰ افغانی دریافت میکند. او گفت همکاران مرد برای حجم کار مشابه، معاش بیشتری میگیرند.
برای زنانی که هنوز کار میکنند، معاش پایین با محدودیت کاری همراه است. آریا میگوید او یک برنامه فرهنگی را تولید و تهیه میکند، اما محتوای برنامههایش باید با قوانین طالبان همخوانی داشته باشد. او اجازه نداردشعرها را با صدای آهنگین بخواند، نمیتواند از کلمات خاصی استفاده کند و نمیتواند به موضوعاتی مانند آموزش دختران، فمینیسم یا موضوعاتی که میتواند «افکار عمومی را روشن کند» بپردازد. او میگوید هر محتوایی ابتدا باید توسط مدیر رادیو که رابطه دوستانهیی با طالبان دارد، تایید شود.
آزار و اذیت جنسی، فشار دیگری است که زنان را مجبور به ترک حرفهی خبرنگاری کرده است. حداقل ۵ نفر از زنان مصاحبهشونده گفتند مردان در مناصب قدرت آنها را برای ازدواج یا رابطه جنسی تحت فشار قرار دادهاند.
سکینه* ۲۶ ساله، پس از اینکه به دلیل ممنوعیت دانشگاهی طالبان نتوانست تحصیلات خبرنگاری خود را تمام کند، به عنوان مجری رادیو در یکی از ولایات شرقی مشغول به کار شد. او گفت مدیر رادیو که مردی متاهل و پدر دو فرزند بود، در ابتدا با او مهربانانه رفتار میکرد و از کارش تمجید میکرد. مدتی پس از آغاز کارش، مدیر رادیو شروع به فرستادن پیام در واتساپش کرد، پیامهای عاشقانهای که در آن میگفت او عاشق سکینه شده و میخواهد با او ازدواج کند. سکینه درخواست او را نپذیرفت و بهانه کرد که نامزد دارد.
سکینه میگوید:«او میگفت تو را اختطاف میکنم. نمیدانم شوخی میکرد یا واقعاً جدی بود.»
در جریان پوشش خبری یک حادثهی طبیعی در شرق افغانستان، سکینه گفت مدیر سعی کرده در یک خیمه کنار او بنشیند و دستش را بگیرد، اما ممانعت کرد.
او گفت: «آن روز نتوانستم کار کنم. وضعیت روحیام کاملاً به هم ریخته بود. نمیتوانستم به خانوادهام بگویم چون میدانستم مرا سرزنش میکنند و مانع کارم میشوند.» روز بعد، همکارانش به او گفتند که اخراج شده است. وقتی دلیلش را پرسید، گفتند به مدیر بیاحترامی کرده است.
رونا*، گویندهی رادیو در یک ولایت شرقی، گفت که در سال ۲۰۲۳ زمانی که به دفتر کارش میرفت، توسط یک عضو طالبان تعقیب شده است. این عضو طالبان ریکشای او را متوقف کرد و به او گفت دیگر از خانه خارج نشود. وقتی رونا از هویت او پرسید، آن عضو طالب او را تهدید کرد که در صورت ادامه دادن به کارش، او را به امر به معروف و استخبارات گزارش خواهد کرد.
بعداً، همان مرد او را تا دروازهی رادیو تعقیب کرده و راننده ریکشا را به دلیل امتناع از دادن شماره تلیفون رونا لت و کوب کرده است. بعداً از مدیر رادیو مطلع شد که آن مرد ظاهراً قصد داشته او را به ازدواج اجباریاش درآورد. وقتی خانوادهاش از این موضوع مطلع شدند، به مدت یک سال مانع کار او شدند. در یک مورد دیگر، رونا گفت ماموران امر به معروف در حالی که او مشغول اجرای یک برنامه زنده بود، وارد استودیو شدند. او تا پایان برنامه ادامه داد.
رونا میگوید پس از ختم برنامه، یکی از ماموران امر به معروف به او گفت:«شرم نداری؟ به آنها گفتم: من زنم، تخنیکر زن است و من برای زنان کار میکنم. کجای این کار شرم دارد؟»
پس از مشاجره با آنها، او به مدت سه ماه از اجرای برنامهها منع شد. با وجود تمام این مشکلات، او دوباره به کارش در رادیو بازگشت. او ماهانه حدود ۲۰۰۰ افغانی درآمد دارد که شامل مصرف رفت و آمد و پول ناچیزی برای ضبط اعلانات است. او میگوید به کارش ادامه میدهد زیرا نمیخواهد صدای زنان از رسانهها حذف شود.
اخراج پناهجویان از کشورهای همسایه، خطر را برای زنان خبرنگار بیشتر کرده است. زرمینه* میگوید پس از تهدیدهای طالبان از افغانستان بیرون شده بود اما ۱۰ ماه پیش از ایران اخراج و به افغانستان برگردانده شده است. شیلا* پس از فرار از تهدیدهای طالبان، از پاکستان به افغانستان بازگردانده شده است. مدینه* نیز از پاکستان اخراج شد و با نام مستعار در افغانستان به کار خود ادامه میدهد، اما میگوید معاشاش بسیار ناچیز است.
شبکههایی که برای حمایت از خبرنگاران نیز شکایت دارند. فرانک* ۲۳ ساله، به مدت شش ماه با یک گروه هماهنگی زنان خبرنگار در شمال افغانستان همکاری کرد. قرار بود این گروه از زنان خبرنگار دفاع کرده و به مشکلاتی مانند کار بدون معاش و نبود کارت خبرنگاری رسیدگی کند. او گفت در برخی موارد، این گروه موفق شد رسانههای محلی را متقاعد کند تا کارت شناسایی صادر کنند و به خبرنگاران زن معاش پرداخت کنند. اما او در نهایت به خاطر خویشخوری، واسطهبازی و تقسیم معاش با افراد دیگر استعفا داد.
یک زن خبرنگار میگوید مردی که برای یک اتحادیه خبرنگاران کار میکند، او را به رابطه خارج از ازدواج دعوت کرده است. زن دیگری میگوید در ازای کار یا کمک، از او درخواست رابطه جنسی شده است. سومین نفر، خبرنگاری مطلقه که یک کودک دارد، گفت مردی مرتبط با یک نهاد حامی خبرنگاران از وضعیت طلاق او برای آزار جنسی استفاده کرده و به صورت ضمنی گفته است چون او مطلقه است باید در دسترس باشد.
نتیجه این ۲۳ مصاحبه، حرفهای را نشان میدهد که تحت فشارهای متعدد و همزمان در حال فروپاشی است. مقامات طالبان رفتوآمد، صدا، تصویر و حضور اجتماعی زنان را محدود میکنند. صاحبان رسانهها از علاقه زنان به خبرنگاری استفاده کرده، آنها را بدون پرداخت معاش استثمار میکنند.. برخی از شبکههای حامی خبرنگاران، به جای حمایت از خبرنگاران زن، خود از آنها وضعیت و محرومیت آنها سواستفاده میکنند. خانوادهها نیز که از بدنامی و انتقامجویی میترسند، خود مانع دیگری بر سر راه فعالیت خبرنگاران زن میشوند.
زنانی که با زنتایمز صحبت کردهاند، میگویند نمیتوانند به طالبان شکایت کنند، چون خبرنگار زن بودن، خودش یک خطر است. برخی از این زنان میگویند نمیتوانند آشکارا از سوءاستفاده و آزار و اذیتی که تجربه میکنند، سخن بگویند چون از صاحبان رسانهها، از مسئولین سازمانها میترسند. یکی از دلایلی که آنها اشاره کردند، متهم شدن به «فساد اخلاقی» است.
روایت این ۲۳ زن نشان میدهد که زنان خبرنگار افغان نه به دلیل کمبود شجاعت، مهارت یا تعهد، بلکه توسط سیستمی که دیده شدن آنها را جرم میداند، از نیروی کارشان سوءاستفاده میکند و آنها را در برابر پیامدها تنها رها میکند، به بیرون رانده میشوند.
کلثوم هنوز به صورت آنلاین و با نام مستعار کار میکند، بدون اینکه چهرهاش را نشان دهد یا از صدایش استفاده کند.«من هنوز مجبور هستم کار کنم. اما در آنچه منتشر میکنم، نباید هیچ اثری از من دیده شود.»
هاجر سادات، لیلا ماندگار، آیدا عثمانی و هوسی اسماعیل خان در تهیهی این گزارش همکاری کردهاند.
*نامها به دلایل امنیتی تغییر یافته و تنها از نامهای کوچک استفاده شده است.


