در قریهی کوچک «غمقل»، همهی مردم ترسیده و پریشاناند. چند روز پیش، زمانی که شدت باد و باران افزایش یافت، باشندگان قریه هراسان چشم به بالادستها دوختند تا مبادا بارانهای شدید فاجعهای خلق کنند. در همین اثنا، ناگهان سیلابهای شدید از چندین دره بهسوی پایین سرازیر شد. در چشمبرهمزدنی، سیلاب به قریه رسید؛ نخست جویبارها را پوشاند و سپس به مزارع گندم هجوم برد. دشتهای گندم که بهتازگی زمین را سبزپوش کرده بودند، زیر هجوم سیلاب مدفون شدند؛ سیلابهایی که به گفتهی رحمان، یکی از باشندگان محل، «بسیار خطرناک بودند». کشتزارهای گندم نابود شدند و همراه با آن، جوانههای امیدی دفن شد که زنان و مردان این قریه ماهها با دستان خود در دل خاک کاشته و چشمانتظار حاصل آن بودند. آنان با چشمان خود دیدند که چگونه سیلابهای ویرانگر، نتیجهی سالها کار و زحمتشان را نابود کرد.
اکنون چهرهی این قریه دگرگون شده است. زمینهای زراعتی که در کنار مالداری محدود، تنها منبع درآمد و امید خانوادهها بودند، دیگر قابل کشت نیستند. جویبارهایی که بهتازگی سرسبز شده بودند و آب را به پای درختان میرساندند، چنان از میان رفتهاند که گویی هرگز وجود نداشتهاند. اکنون رد پای سیلاب در همهجای این قریه و قریههای اطراف آن دیده میشود: در چشمهها و کاریزها، در مسیرهایی که دیگر امکان رفتوآمد از آنها وجود ندارد، و سرانجام در چهرههای غمگین و مأیوس باشندگان این منطقه؛ کسانی که دسترنج چندسالهشان در عرض چند دقیقه زیر آوار سیلابها مدفون شده است.
قریهی «غمقل» از جمله مناطق ولسوالی خدیرِ ولایت دایکندی است که بهشمول سایر ساحات، در پی سیلابهای اخیر خسارات گستردهای را متحمل شده است. چنانکه رحمن میگوید: «خسارات سیل امسال بسیار زیاد است؛ ۱۶ جریب زمین که همه گندم، سبزی و محصولات دیگر بود، از بین رفته است.» براساس گزارشی که از این ولسوالی به ریاست زراعت ولایت دایکندی ارسال شده، ۷۶ هکتار زمین آبی و للمی، ۳.۳ کیلومتر جوی آب، ۶۶ رشته کاریز، ۸۵ ذخیرهی آب، ۱۶ حلقه چاه، و نیز شمار زیادی از اشجار و درختان مثمر و غیرمثمر، تنها بخشی از خسارات وارد شده در بخش زراعت ولسوالی خدیر را تشکیل میدهد.
به باور کارشناسان محیط زیست، سیلابها به عوامل گوناگونی بستگی دارند که باید در تناسب با وضعیت اقلیمی، توپوگرافی منطقه، شیب و پوشش گیاهی بررسی شوند. دایکندی، بهعنوان یکی از کوهستانیترین ولایتهای افغانستان که از شیبهای تندتری برخوردار است، بیش از دیگر ولایتها در معرض تهدید سیلابهای شدید قرار دارد. شیب نقش مهمی در تنظیم جریان آبهای سطحی ایفا میکند؛ بهگونهای که شیب یک مجرا در یک منطقه، ارتباط مستقیم با سرعت جریان دارد. از آنجا که فرایند نفوذ آب به زمین نیز تا حدی تحت تأثیر زاویه شیب قرار میگیرد، با افزایش این زاویه، سرعت جریان سطحی بیشتر شده و میزان نفوذ کاهش مییابد؛ در نتیجه حجم انبوهی از آب بهصورت متمرکز جمع شده و سیلابهای سهمگین را بهوجود میآورد.
علاوه بر آن، پوشش گیاهی سطح زمین نیز در فرایندهای هیدرولوژیکی متعددی چون تبخیر و تعرق، جذب آب توسط خاک و کنترل سیلابها نقش مهمی دارد. از بین رفتن پوشش گیاهی، یکی از عوامل مهم دیگر در بروز سیلابها است که در نتیجه نبود مدیریت درست، قطع جنگلات و بتهها و چرای بیرویه مواشی بهوجود میآید. بهطور مثال، در منطقه «غمقل» ولسوالی خدیر، هر ساله کوچیها با مواشی مختلف وارد منطقه میشوند و با چرای بیرویه، پوشش گیاهی را بهشدت آسیب میزنند. رحمان در این مورد میگوید: «در یک جای که آنها(کوچیها)مواشی خود را یله میکند، دیگر چیزی باقی نمیماند؛ بوته، علف و دیگر سبزیها را میچرند.» به باور او، هجوم کوچیها در منطقه غمقل و چرای بیرویه پوشش نباتی آن منطقه نقش مهمی در بروز سیلابهای اخیر داشته است.
گستره سیلابها تنها به ولایت دایکندی محدود نمیشود، بلکه این بلای طبیعی اکثریت ولایتهای افغانستان را با تفاوتهایی در میزان و شدت در بر گرفته است. در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، سیلاب شدید یک خانه دو منزله را در ولایت ننگرهار تخریب کرده و بخش زیادی از آن را با خود میبرد. در ویدیوهایی دیگر که از ولایتهای ننگرهار و هرات گرفته شدهاند، دیده میشود که سیلاب به داخل خانههای مسکونی نفوذ کرده و افرادی در تلاشاند تا خانوادههای گیرمانده در میان سیلاب را نجات دهند.
بلایای طبیعی که در چند روز اخیر در سراسر افغانستان رخ دادهاند، تنها به سیلابها محدود نمیشوند. بارش برف نیز در نقاط مختلف کشور خسارات زیادی به بخشهای زراعت و مالداری وارد کرده است. ولایت پنجشیر، بهطور نمونه، در چند روز اخیر شاهد سردتر شدن هوا و برفباریهای شدید بوده است. بریالی، یکی از باشندگان این ولایت، در این مورد میگوید: « در بعضی جاها الی ۲۰ سانتی متر برف باریده. در بعضی ولسوالیها حتی راه های مواصلاتی بند شده و هوا بسیار سرد شده.» بریالی تغییر فصل بارش برف را یک پدیده جدید دانسته و میگوید: «ما در این فصل معمولن بخاری و صندلی نمیداشته باشیم و اما مردم مجبور شده پس دوباره بخاری استفاده کند. هوا بسیار سرد شده.»
تغییر زمان بارش برف که بهدلیل تغییرات اقلیمی بهوجود آمده، از جمله چالشهای جدی فراروی مردمانی است که زندگیشان مستقیماً به زراعت و مالداری وابسته است. به باور بریالی، هزینه این برفباریها برای مردم بسیار سنگین است. «ای مردم خورد و خوراک شان از زراعت و مالداری است. ما چند وقت پیش کچالو کشت کرده بودیم. اینالی(حالا) که برف زده و هوا سرد شده، ای کچالوها شاید کل شان گنده شود. مردم گندم کاشته بود، اوناره کاملا از بین برده.» برفکوچهای ناشی از برفباریهای اخیر نیز خسارات زیادی را به مردم وارد کرده است. طوری که بریالی در این مورد اضافه میکند، «برفکوچها زیاد آمده بود. زمینهای مردم را برده بود.»
علاوه بر ولایت پنجشیر، مناطق دیگر کشور که از اقلیم سردتری برخوردارند، نیز با وضعیت مشابهی روبهرو شدهاند. خادم، یکی از باشندگان ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی، که درختان زردآلو، بادام، سیب و زمینهای زراعتیاش در اثر بارش برف آسیب دیده، به زنتایمز گفت: «خسارت زیاد وارد کرده، خصوصا در قسمت درختان. در منطقه خودما زردآلو زیاد خراب شده و بعد ازو هم بادام. چون این درختان در فصل گلدهی بود.» او بارش برف در این ولایت را بیسابقه دانسته و میزان آن را تا ۲۵ سانتیمتر در مناطق مختلف این ولسوالی گزارش میکند.
این در حالی است که حوادث طبیعی، از جمله سیلابها، در سالهای اخیر در اکثر ولایتهای افغانستان بهگونه چشمگیری افزایش یافته و خسارات زیادی را بهبار آورده است. در آخرین مورد اداره مبارزه با حوادث طالبان اعلام کرده است که شمار قربانیان رویدادهای طبیعی در افغانستان از ششم حمل تاکنون به ۱۸۹ تن و تعداد زخمیها به ۲۵۰ تن رسیده است. سخنگوی این اداره همچنین گفته است که در این مدت ۷۰۴۷ خانه مسکونی، ۱۸۶۵۰ جریب زمین زراعتی و صدها کیلومتر جاده و شبکه آبرسانی نیز از بین رفته اند. طالبان رقم مجموعی خانوادههای آسیب دیده از حوادث طبیعی را ۹ هزار اعلام کرده است.
از جانب دیگر، برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در افغانستان نیز اعلام کرده است که از ماه جنوری سال ۲۰۲۶ تاکنون، نزدیک به ۱۴ هزار تن در افغانستان از اثر سیلابهای آنی متأثر شدهاند. این نهاد با نشر این آمار تأکید کرده است که افزایش رویدادهای طبیعی، نیاز فوری به ایجاد زیربناهای مقاوم در برابر حوادث طبیعی را برجسته میسازد. این آمارها نشان میدهد که حوادث طبیعی از جمله سیلابها به یکی از کشندهترین بلایای طبیعی در افغانستان تبدیل شده و علاوه بر تلفات انسانی، عواقب بد اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی زیادی را در پی دارد.
طالبان هرچند در ثبت و اعلام آمار تلفات و خسارات ناشی از بلایای طبیعی دستودلباز عمل میکند، اما بهندرت پیش میآید که سخنگویان این گروه درباره رسیدگی به نیازهای اولیه قربانیان سخن بگویند. از آنجا که همواره گزارش شده است طالبان از کمکهای بشردوستانه استفاده سیاسی میکند، به نظر میرسد اعلام بهموقع این آمارها نه با هدف آگاهی عامه و رسیدگی به وضعیت دشوار قربانیان حوادث اخیر، بلکه برای جذب کمکهایی بیشتر خارجی و در نتیجه سوءاستفاده از آنها صورت میگیرد.
از سوی دیگر، آنچه تاکنون بهروشنی آشکار شده، نبود یک سیستم منظم برای رسیدگی به حوادث طبیعی است؛ سیستمی که رژیم طالبان تاکنون قادر به ایجاد آن نبوده است. رهبران این گروه افرادی را در رأس این نهادها گماشتهاند که برخی از آنان تنها در مدارس دینی آموزش دیدهاند و از تخصص لازم در حوزه مدیریت منابع آبی و مقابله با حوادث طبیعی برخوردار نیستند. این چالش زمانی حادتر میشود که رهبران این گروه به حوادث طبیعی بهعنوان تقدیر الهی مینگرند که از جانب خداوند نازل شده و خود را در مهار آنها ناتوان میپندارند. بهطور مثال، سال گذشته زمانی که خشکسالیها به اوج خود رسیده و زراعت و مالداری بهشدت آسیب دیده بود، هیبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، تنها از مردم خواست که برای آمدن باران دعا کنند.
در شرایطی که افغانستان با یکی از شدیدترین چالشهای اقلیمی روبهرو است و مردم این کشور بهشدت به کمکهای بینالمللی وابستهاند، ضرورت جدی ایجاب میکند که طالبان، در راستای جلب کمکهای بینالمللی، روابط خود را با جامعه بینالمللی بهبود بخشد و به قوانین بینالمللی تن دهد. اما این رژیم، با آنکه میبیند روزانه دهها نفر قربانی میشوند، نهتنها در عمل در پی بهبود روابط با جامعه جهانی نیست، بلکه شایستهسالاری و تنوع در داخل افغانستان را نیز به رسمیت نمیشناسد تا از ظرفیتهای بالقوه داخلی کشور در راستای رسیدگی به چالشهای اقلیمی بهره گرفته شود.


