مرسل* ۲۱ ساله پنج ماه پیش از طریق روابط فامیلی نامزد شد. «در پنج ماه نامزادی چهار بار همدیگر را بدون حضور خانواده‌ها در رستورانت ملاقات کردیم. خودم شخصا زیاد ترس داشتم. می‌ترسیدم که امر بالمعروف نیاید و خوشی ما را به هم نزند.» مرسل می‌گوید که پنج ماه اول رابطه‌ و نامزدی‌شان را از طریق موبایل پیش برده‌اند. آنان دوست دارند که بیرون بروند، عکس بگیرند، غذا بخورند، بخندند و بگردند، اما ترس و چالش‌های بیرون از خانه باعث شده است که احتیاط نمایند و این خوشی‌ها را به تعویق بیندازند.

 «دوست داشتم که دوره نامزادی‌مان رمانتیک‌تر باشد. اما ترس‌مان از کلان‌های فامیل است. میگم اگه امر بالمعروف بگیره و گپ به پدرومادر، خسر و خشو برسه آبروی آدم میره.» او می‌گوید که امسال که اولین ولنتاین نامزدی آنها است، خیلی هیجان دارد و تصمیم دارند که هردو در روز ولنتاین به یکی از رستورانت‌های شهر کابل بروند. مرسل و نامزدش بعد از صحبت‌های تلیفونی فراوان در این مورد به توافق رسیده‌اند که یک طفل از خانواده را در روز ولنتاین با خود به رستورانت ببرند و در صورت مواجه شدن با امر بالمعروف بگویند که آنها زن و شوهر هستند و آن طفل هم فرزندشان است. مرسل گفت:«خواهرزاده‌ام که هفت ساله است، او را با خود می‌برم. اگر حجاب را رعایت کنیم و طفل هم همراه‌مان باشد، امر بالمعروف کار ندارد.» 

مرسل می‌گوید افراد طالبان در روز ولنتاین تدابیر سخت می‌گیرند و زوج‌ها را اذیت می‌کنند، شاید هم تا چاشت روز ولنتاین، تصمیم‌شان تغییر کند و اصلا بیرون نروند. «در او صورت در خانه نزد خانواده‌ی من، شاید تجلیل کنیم. اما حتما تجلیل می‌کنیم.»

در جریان بیست سال دوره جمهوریت از جمله رسومی که در شهر کابل و به خصوص بین جوانان رواج یافت، تجلیل از روز ولنتاین بود. پل سرخ، کارته چهار، شهر نو، دشت برچی و لیسه مریم نقاطی بودند که در سال‌های گذشته در روز ولنتاین جوانان را به خود بیشتر جلب می‌کردند. در روز ولنتاین زوج‌ها  گل سرخ، خرسک و چاکلیت خریداری کرده و همدیگر را به رستورانت‌ها دعوت می‌نمودند. 

در ۱۴ فبروری سال ۲۰۲۲ که اولین ولنتاین با حضور طالبان بود،  ولنتاین در شهر کابل با برافراشتن پوقانه‌های سرخ و بیرون گذاشتن گلدان‌های گل در محلات پل سرخ و کوچه گل‌فروشی شهرنو آغاز شد، اما در میانه‌ی روز افراد طالبان به دکان‌های گل‌فروشی هجوم آورده و با خشونت‌ پوقانه‌ها را به آسمان رها کرده، گلدان‌های گل را شکستانده و جوانان را پراکنده نمودند. آنها می‌گفتند که تجلیل از روز عاشقان رسم کفار و برای مسلمانان حرام است. 

نورا* ۲۵ ساله در روز ولنتاین سال ۲۰۲۲ با دوست پسرش در یکی از رستورانت‌های غرب کابل نشسته بودند که با افراد امر بالمعروف مواجه شدند. «دو نفر چپن سفید روبروی ما آمدند و لبخندزنان می‌گفتند: آفرین آفرین! یکی‌اش دست انداخت به یخن دوست پسرم و از جا بلند کرد.»

آنها به گروه خود در بیرون رستورانت خبر دادند و چهار نفره یکجا دوست پسر نورا را لت و کوب کنان بیرون کشیدند. نورا می‌گوید که آنها می‌خواستند او و دوست پسرش را سوار رنجر بسازند و حوزه ببرند که دوست پسرش همه پول جیب خود را به آنها داد تا  بگذارند که نورا خانه برود. 

«من از رستورانت بیرون و سوار موتر شدم تا زود به خانه برسم. از این‌که من به رستورانت آمده بودم هیچ‌کس در خانه خبر نداشت اگر حوزه می‌رفتم، شاید از سوی پدر و برادرهایم لت و کوب می‌شدم. » نورا می‌گوید که آنها یک سال پیش از به قدرت رسیدن طالبان باهم دوست شده بودند و بعد از آن اتفاق، ترجیح دادند که به جای رفتن به رستورانت و دیدن بیرون از خانه، به زنگ تصویری و تلفنی اکتفا کنند. «آن روز هیچ یادم نمی‌رود که چقدر ترسیدم و بد گذشت، اما باعث شد که رابطه‌ی ما قوی‌تر شود.»

در ۱۴ فبروری سال ۲۰۲۳ وضعیت دشوار تر شد. در این روز افراد امر بالمعروف نظارت شدیدی به بعضی مراکز در شهر نو و پل سرخ داشتند و باعث شدند که مغازه‌های گل‌فروشی نتواند هیچ نوع حرکتی برای تشویق جوانان داشته باشند. تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان در ولنتاین سال ۲۰۲۳ برنامه‌ای را پخش کرد که در آن می‌گفت که ولنتاین رسم کفار است و تجلیل آن بین مسلمانان گناه و از منکرات است. افراد طالبان پوسترهایی برای عدم تجلیل از روز عاشقان را نصب کرده و در بعضی ساحات جوانان را دستگیر نموده و به حوزه بردند که یکی از آن زوج‌ها که آن روز اشتباهی نکاح‌شان خوانده شد، سمیرا و پسر کاکایش بود. 

سمیرا* ۲۱ ساله در روز ولنتاین سال ۲۰۲۳ با وجودی که مریض بود و حالش خوب نبود، به یکی از کورس‌های پنهانی در ناحیه سوم شهر کابل رفت. بعد از رخصت شدن از کورس  با پسر کاکایش مواجه شد که او با دیدن وضع بد سمیرا پیشنهاد کرد که  او را همراهی کند و به خانه برساند. «آن روز تاریخ را چک نکرده بودم، اصلا نمی‌دانستم که چنان مناسبتی است. اگر می‌دانستم که روز عاشقان است، اصلا از خانه بیرون نمی‌شدم. بسیار به مشکل اجازه گرفته بودم که کورس بخوانم.» آنها قدم زنان و آهسته به سمت ایستگاه ملی‌بس‌ها می‌رفتند که با یک رنجر افراد امر بالمعروف مواجه شدند. افراد طالبان اول از رنجر پایین شده آن دو را مورد بازپرسی قرار دادند. « روز عاشقان را تجلیل می‌کنید؟ چقدر وقت است که بیرون هستید؟» سمیرا از ترس میخکوب شده بود اما پسر کاکایش که فقط دو سال از سمیرا بزرگتر است، توضیح می‌داد که آنها به سمت خانه روان هستند.  آنها او را با سیلی زده و آن دو را به زور و خشونت به پشت رنجر انداخته و به حوزه سیزدهم شهر کابل بردند.  

سمیرا در حوزه به طالبان توضیح می‌داد که مریض است و هیچ نوع رابطه‌ی عاشقانه و عاطفی با پسر کاکایش ندارد، اما طالبان به پدر او زنگ زده و گفتند:«دخترت را با یک بچه گرفتیم که روز عاشقان ر تجلیل می‌کردند. در سرک‌ها می‌گشت. تذکره‌ دخترت را بیار که نکاح‌اش را بسته کنیم.» سمیرا می‌گوید:« از ترس زبانم بند شده بود. می‌فهمیدم که با شنیدن آن حرف کمرم پدرم شکست.» آن روز پدر و برادرهای سمیرا به حوزه آمدند. کاکایش به حوزه آمد. طالبان به آنها توضیح می‌دادند و می‌پرسیدند که آیا تذکره را آورده‌اند یا نه. «پدرم گفت که شاید سوتفاهم شده باشد. اما کاکایم می‌گفت که این دختر مناسب پسر من نیست.» 

پدر سمیرا پیشنهاد کرد که اجازه دهند که آنها به خانه بروند، اما افراد طالبان گفتند که شیخ حاضر است و بهتر است که نکاح خوانده شود. «تنها من و پسرکاکایم می‌فهمیدیم که هیچ رابطه بین ما نیست.» 

 اما آن روز طالبان نکاح آن دو را بستند، در حالی‌که سمیرا از پدرش خواهش می‌کرد که به حرف طالبان گوش نکند، اما پدرش از او حمایت نکرد و گذاشت که طالبان نکاح او را بخوانند. 

«دو سال شده که به خانه پدرم نرفتیم. خانواده کاکایم با من رابطه‌ی خوب ندارند. هر روز می‌گویم که ای کاش آن روز از خانه بیرون نشده بودم.» سمیرا حالا یک دختر شش ماهه دارد و جدا از خانواده‌های شان زندگی می‌کنند. در این دو سال گذشته، سمیرا از افسردگی شدید رنج برده است. ادامه درس، دانشگاه، پیشرفت و کار از او گرفته شده و مثل یک برده به نکاح و ازدواج ناخواسته تن داده است. «در این مدت تنها کسی که به حرف‌هایم گوش کرده و مرا درک می‌کند، همین شوهرم است. چون می‌فهمد که آن روز من هیچ‌ گناهی نداشتم. شوهرم می‌گوید دخترمان را گرفته به یک کشوری می‌رویم که سرنوشت او هم مثل مادرش نشود.»

در ولایت بامیان در روز ۱۴ فبروری ۲۰۲۴ طالبان ۱۳ زن و مرد جوان را در ملاعام شلاق زدند و گفتند که «جرم» شماری از  آنها برقراری روابط خارج از ازدواج و فرار از منزل بوده است.

رخشانه*  ۲۳ ساله باشنده شهر کابل در ولنتاین سال ۲۰۲۴ از خانه بیرون شده بود و به جایی می‌رفت که افراد امر بالمعروف او را متوقف نمودند. «چرا از خانه بیرون شدی؟ این چه نوع لباس است که پوشیدی.» رخشانه آن روز لباس سرخ‌ رنگ پوشیده بود. او می‌گوید که برای طالبان گفتم که من اصلا بخاطر ولنتاین بیرون نشده‌ام، اما آنها گوش نکرده رخشانه را به حوزه بردند. 

«برم می‌گفتند که با این رنگ لباس پوشیدن و تنهایی چکر زدن تو می‌خواستی به دیدن کدام بچه بروی.» او چندین ساعت در حوزه ماند، گریه کرد و به خانواده‌اش زنگ زد. خانواده‌ی رخشانه به حوزه آمدند و از طالبان خواهش کردند که دخترشان را آزاد کند اما آنها نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند که دخترشان گناه‌کار است. خانواده رخشانه آن روز ۹۰ هزار افغانی از خویش و اقوام قرض کرده به طالبان پرداخت کردند و رخشانه را آزاد نموده و به خانه بردند. 

در سال ۲۰۲۵ ولنتاین باز هم تحت تدابیر شدید امنیتی گرفته شد. زوج‌ها و جوانان ولنتاین را در پستوی خانه‌ها تجلیل کردند. زهرا* ۲۵ ساله، یک و نیم سال پیش نامزد شده است و ولنتاین پارسال با نامزادش یکجا پلان گرفته بودند که ولنتاین را به گونه خاص تجلیل نمایند. آنها چند روز قبل رستورانت را مشخص کرده بودند که روز ولنتاین دوست‌های نامزدش به آنها زنگ زدند و هشدار دادند که از خانه بیرون نشوند. «خودم یک سال پیش دیده بودم که افراد امر بالمعروف گلدان‌های گل دکان‌ها را شکستانده بود، اما ما نامزد بودیم و فکر کردم که شاید مشکلی پیش نیاید.» آن روز زهرا و نامزدش منصرف شده و ولنتاین را ساده و بدون کدام تشریفات در خانه تجلیل نمودند و امسال هم برنامه ندارند که در روز ولنتاین از خانه بیرون شوند. 

سیر عشق‌ورزی در میان جوانان افغانستان هیچ‌گاهی بدون خطر نبوده است. بعد از رواج یافتن رادیو، جوانان عشق خود را از طریق نوشتن نامه به رادیوها به گوش معشوق می‌رساندند. در تلویزیون‌ها از طریق فرمایش و پخش آهنگ دلخواه پیام را می‌رساندند و اخیرا هم به تجلیل ولنتاین و قرارهای ملاقات در رستورانت‌ها و گشت و گذار در پارک‌ها روی آورده بودند که با آمدن طالبان گشت و گذار به خصوص برای دختران جوان قدغن شد. مبایل‌های هوشمند هنوز ارتباطات را زنده نگه داشته است. گروه‌های مستعار و مخفیانه در شبکه‌های اجتماعی نیز جوانان را گردهم نگه داشته و از طریق نشر یک روایت عاشقانه با نام مستعار  عشق و دوست داشتن را به عنوان جزیی از زندگی انسانی هنوز به رسمیت می‌شناسند.

نام‌ها به دلایل امنیتی تغییر داده شده است. 

حورا عمر و یلدا امینی اسامی مستعار دو خبرنگار در افغانستان است. 

لیلا ظفری خبرنگار افغان ساکن پاکستان است.

Leave a comment