بحرانهای طولانیمدت در همهجا آموزش را تهدید میکند، اما افغانستان به یک نمونهی افراطی بدل شده است. پس از محدودیتهای طالبان بر آموزش متوسطهٔ دختران و ممنوعیت دسترسی زنان به دانشگاهها در دسمبر ۲۰۲۲، زنان افغانستان از زنجیرهٔ آموزشی بیرون رانده شدهاند که پشتیبان علوم ساینسی، طب، انجنیری و صحت عامه است. یونسکو هشدار داده است که افغانستان اکنون تنها کشوری در جهان است که آموزش متوسطه و عالی بهطور رسمی بر دختران و زنان ممنوع شده و حدود ۲.۲ میلیون دختر از ادامهٔ آموزش فراتر از دورهٔ ابتدایی محروم ماندهاند.
پیامد این ممنوعیتها تنها به دروازههای مکتب و دانشگاه محدود نمیشود. منع آموزش، در واقع منعِ تعلق داشتن به آینده است. این وضعیت «هویت علمی» را تضعیف میکند؛ این باور را که انسان حق دارد بیاموزد، جستجو کند و سهم بگیرد، تضعیف میکند. همچنان «دانش رویهای» را از میان میبرد: اینکه چگونه باید درخواست تحصیل داد، شرایط لازم را بهدست آورد، مقاله نوشت و منتشر کرد، و در نظامهای جهانی علم همکاری داشت. با گذشت زمان، شبکههای استاد–شاگردی و راهنمایی فرو میپاشند، مسیرهای پژوهشی ناتمام میمانند و لابراتوارها از استعداد تهی میشوند. این ویرانی در حالی رخ میدهد که افغانستان با بحرانهای همزمان صحی، اقتصادی و بشردوستانه روبهرو است؛ بحرانهایی که بیش از هر زمان دیگر به ظرفیت علمی نیاز دارند، نه به نابودی آن.
واکنشهای جامعهٔ جهانی عمدتاً بر کمکهای بشردوستانه و فرصتهای فردی، مانند بورسیههای تحصیلی، متمرکز بوده است. این تلاشها ارزشمند اند، اما کافی نیستند. بورسیهها میتوانند به افراد کمک کنند تا افغانستان را ترک کنند، اما زمانی که یک نسل کامل در مقیاسی گسترده از آموزش محروم میشود، این اقدامات نمیتواند یک نظام دانشی را حفظ نماید. بانک جهانی هشدار داده است که ممنوعیت آموزش و اشتغال زنان به زیانهای اقتصادی درازمدت میانجامد؛ از جمله کاهش درآمدهای مادامالعمر و افت رشد عاید ملی. یونسکو نیز بهگونهٔ مشابه، هزینههای آموزشی، اقتصادی و روانی–اجتماعی تعلیق دسترسی زنان به تحصیلات عالی و کار را برجسته ساخته است.
با این همه، دانش با فروپاشی نهادها بهسادگی از میان نمیرود. اخیراً یونیسف گذشت بیش از هزار روز از آغاز ممنوعیت مکاتب متوسطه را یادآوری کرد؛ عددی که نمایانگر میلیاردها ساعت آموزش از دسترفته است. در کنار این زیان عظیم، واقعیت دیگری نیز وجود دارد: زنانی که اجازه نمیدهند تفکر علمی خاموش شود، حتی زمانی که راههای رسمی بسته شده است. در سراسر افغانستان و در میان جامعهٔ مهاجر، زنان فعال در علوم زیستی و حوزههای علوم، تکنالوژی، انجنیری و ریاضی STEM با کنشهای خاموش اما پیوسته، یادگیری را زیر فشار سرکوب زنده نگه داشتهاند: جزوهها و تمرینها را با هم شریک میسازند، حلقههای مطالعاتی ایجاد میکنند، به شاگردان و محصلان جوانتر مشوره میدهند و با وجود محدودیتهای شدید، برنامهٔ مطالعهٔ خود را حفظ مینمایند.
دانشمندان و انجینران افغان در دیاسپورا نیز از راههای بدیل آموزشی پشتیبانی میکنند؛ راههایی که میتواند بهعنوان پلهای موقتی آموزشی عمل نماید تا زمانی که آموزش دوباره در کشور احیا شود. این تلاشها اغلب بر کمک به دانشجویان برای شناخت نظامهای آموزشی بینالمللی، حفظ دانش بنیادی علمی از طریق آموزش آنلاین، و نگهداشتن اعتمادبهنفس لازم برای ادامهٔ «دانشمند دانستنِ خود» در محیطهایی تمرکز دارد که مشروعیت آنان را انکار میکند.
در داخل افغانستان، این نوع یادگیری همواره زیر فشار شدید صورت میگیرد. دسترسی به اینترنت محدود است، امنیت شخصی همواره در خطر قرار دارد و دریافت اسناد و مدارک تحصیلی اغلب ناممکن است. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت اساسی دارد انباشتن مدرک نیست، بلکه تداوم است: درگیر ماندن ذهن با علم، آمادهبودن برای فرصتهای آینده، و حفظ پیوندهای همسطحی که در برابر انزوا ایستادگی میکند.
حذف زنان افغان از حوزههای STEM اغلب با عنوان «استعداد از دسترفته» توصیف میشود. این تعبیر عمق فاجعه را کمرنگ میسازد. آنچه رخ میدهد یک فقدان منفعلانه نیست؛ بلکه برچیدنِ آگاهانه و هدفمندِ یک پایگاه ملی دانش است. وقتی زنان از علم محروم میشوند، جامعه توانایی تشخیص بیماری، تربیت کادر صحی، نوآوری و پاسخگویی به بحرانها را از دست میدهد. ممنوعیت آموزش تنها زندگی زنان را محدود نمیسازد، بلکه ظرفیت یک کشور برای بازیابی و بازسازی را نیز تضعیف میکند.
زنان افغانستان در حوزههای علوم طبیعی، تکنالوژی، انجنیری و ریاضی (STEM) منتظر نجات نیستند. بسیاری از آنان همین اکنون با انضباط، پایداری و حمایت متقابل، دانش را زنده نگه داشتهاند. پرسش اساسی این است که آیا جامعهٔ جهانی این تلاشها را فراتر از راهبردهای صرفِ بقا بهرسمیت میشناسد و برای حفظ هویت علمی و تداوم یادگیری سرمایهگذاری میکند یا نه؛ تا زمانی که شرایط سیاسی تغییر کند، هنوز نسلی آمادهٔ بازسازی افغانستان وجود داشته باشد.
دکتر آمنه محمود دانشمند ارشد و آموزگار علوم است که کار او بر حفظ آموزش STEM و هویت علمی زنان افغان در شرایط محرومیت آموزشی تمرکز دارد. او زیستشناس مولکولی و دانشمند ارشد در دانشگاه مارتین لوتر هاله–ویتنبرگ آلمان میباشد.

