راحل انصاری تلاش، متولد ولایت بلخ، دانش‌آموخته رشته حقوق و علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل است. فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان معلم سواد‌آموزی آغاز کرد و از سال ۲۰۱۴ به بعد، در بخش بانکداری خصوصی فعالیت داشت. وی در سال ۲۰۱۷ به‌عنوان کارمند دفتر UN-Habitat در شمال افغانستان جذب شد و تا سال ۲۰۱۹ به همکاری خود با این سازمان ادامه داد.

در کنار وظایف رسمی، راحل همواره در عرصه اجتماعی نیز فعال بوده است؛ از جمله، در سال ۲۰۱۸ به عنوان معاون نهاد جوانان شمال افغانستان در بلخ ایفای وظیفه می‌کرد. پس از ترک بلخ و زندگی در کابل، در سال ۲۰۲۰ به وزارت مخابرات پیوست و در بخش افغان‌تلیکام فعالیت کرد.

با سقوط کابل در سال ۲۰۲۱، او به‌عنوان یکی از نخستین زنان معترض، به خیابان‌ها رفت تا علیه اشغال کشور توسط طالبان و نقض گسترده حقوق زنان، صدای خود را بلند کند. این فعالیت‌ها باعث شد تا مورد تهدید و تعقیب مستقیم طالبان قرار گیرد؛ او پس از چندین بار تغییر محل زندگی، سرانجام در تاریخ ۴ نوامبر ۲۰۲۱ ناچار به ترک افغانستان شد و به پاکستان پناه برد.

در پاکستان نیز فعالیت‌های اعتراضی او ادامه یافت؛ وی بیش از ۵۰ برنامه و تجمع اعتراضی را علیه وضعیت زنان و بحران حقوق بشر در افغانستان سازمان‌دهی و رهبری کرد. افزون بر آن، با مهاجرین افغان در زمینه‌های گوناگون از جمله ترجمانی، مشاوره، و حمایت‌های فوری همراهی کرد.

او برای نجات جان مهاجران و زنان افغان از هیچ تلاشی دریغ نورزیده و در چندین مورد با مقام‌های پاکستانی وارد گفت‌وگو شد تا از دیپورت شدن مهاجران جلوگیری کند و برای پناه‌جویان افغان، به‌ویژه زنان، مصوونیت جانی و حقوقی فراهم گردد.

آرمان نهایی راحل تلاش، رساندن زنان به جایگاهی برابر با مردان در جامعه است. او بر این باور است که برابری جنسیتی، تنها راه نجات و توسعه‌ی واقعی یک ملت است. به همین دلیل، همواره تلاش کرده تا با روشنگری و مبارزه، به جامعه بفهماند که زنان نه تنها برابر با مردان‌اند، بلکه شایسته احترام، فرصت و حضور مؤثر در تمامی عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هستند. خانم تلاش در میانه‌ی سال جاری به کشور فرانسه پناهنده شد و اکنون از آنجا به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.

زن‌تایمز: خودتان را چگونه معرفی می‌کنید؟ از نظر خودتان، راحل تلاش کی است؟

راحل تلاش: راحل تلاش مدافع حقوق زن، فعال اجتماعی، عضو بورد رهبری جنبش زنان عدالت‌خواه افغانستان، رئیس نهاد هزاره‌های مهاجر در پاکستان، عضو بورد نهاد جنوب آسیا و عضو فعال نهاد گفتمان صلح افغانستان است که مدت هشت سال می‌شود در راستای عدالت‌خواهی مبارزه کرده‌ام.
من مبارزاتم را از داخل خانه آغاز کردم. در فامیلی که به دنیا آمدم، درس خواندن برای دختران اجازه نبود. من تا صنف سوم را به گونه پنهانی و با حمایت مادرم از پدرم پنهان کرده، درس خواندم.

از طریق کورس‌های سوادآموزی که توسط بانو سیما سمر راه‌اندازی شده بود، مسئول کورس‌های سوادآموزی ابتدا مرا نپذیرفت؛ چون کوچک بودم و آن صنف‌ها مربوط خانم‌های بزرگسال بود که سواد خواندن و نوشتن بلد نبودند. اما با پافشاری زیاد توانستم شامل آن کورس‌ها شوم و سه صنفی را که در مدت ۱۸ ماه برگزار می‌شد، بخوانم.
آنجا من سواد خواندن و نوشتن را آموختم. اولین جمله‌ای که نوشتم این بود: «افغانستان کشور من است، افغانستان زیباست، من افغانستان را دوست دارم.» این جملات در ذهنم حک شده است.

زن‌تایمز: شما را مردم از آدرس زنان معترض افغانستانی مقیم پاکستان می‌شناسند. جریان یا تجمع زنان معترض مقیم پاکستان چگونه شکل گرفت؟

راحل تلاش: بعد از تسلیم‌دهی افغانستان و آمدن گروه طالبان، من که تنها نان‌آور فامیل بودم، تا همان روز و همان لحظه‌ای که طالبان وارد کابل شدند، در دفتر کارم در وزارت مخابرات، بخش افغان‌تلیکام، حضور داشتم. وقتی طالبان وارد کابل شدند، کابل به یک شهر وحشت‌زده تبدیل شد. ما را از دفتر رخصت دادند و گفتند هرچه زودتر به خانه‌های‌تان بروید.
در ۲۴ ساعت اول مانند جسد بی‌روح شده بودم؛ فقط اشک می‌ریختم. روز بعد به همکارانم پیام دادم که برویم وظیفه. رفتیم. با جمعی از همکارانم که خیلی صمیمی بودیم، وقتی به دروازه دفتر رسیدیم، اجازه ورود ندادند و با رفتار بسیار خشونت‌آمیز و تحقیرآمیز گفتند: «بروید خانه‌های‌تان، زنان بی‌حیا! شما اینجا به خاطر فحشا می‌آیید. اینجا حالا جای فحشا نیست، گم شوید.»

بعد از آن، دو بار دیگر رفتیم، اما باز هم با رفتارهای زشت طالبان مواجه شدیم و مجبور شدیم به خانه برگردیم. مدتی همه افسرده و خسته در خانه‌ها ماندیم.
معاش‌ها در بانک‌ها بند شده بود. من یک هفته گرسنه ماندم و مجبور شدم نان خشک اضافی و پوپنک‌زده را با آب بخورم. آن روزها حتی قصه کردنش هم برایم دشوار است.

تاریخ ۳ سپتامبر سال ۲۰۲۱ بود که گروهی از دختران با هم اعتراض خیابانی را ترتیب دادیم و به جاده‌ها بیرون شدیم. بعد از چندین بار برگزاری اعتراضات در جاده‌های کابل، مورد تعقیب طالبان قرار گرفتم. جای بودوباش و رفت‌وآمدم را تغییر می‌دادم، اما باز هم تعقیب می‌شدم. در نهایت مجبور شدم افغانستان را ترک کنم و به پاکستان پناه بیاورم.

اولین اعتراضی که در پاکستان ترتیب دادیم، هشتم مارچ سال ۲۰۲۲ بود. تجمع‌ها همان‌طور که در کابل خودجوش بود، اینجا هم به همان شکل صورت گرفت؛ فقط با رد و بدل شدن چند پیام، همه جمع می‌شدیم و صدای‌مان را بلند می‌کردیم. بعد از آن، ده‌ها اعتراض دیگر صورت گرفت که تا امروز ادامه دارد.

زن‌تایمز: این تجمع رهبری هم داشت که زنان معترض را کنار هم جمع کند؟ عمدتاً در کدام شهر برگزار می‌شد؟

راحل تلاش: هیچ رهبری مشخصی نداشت. فقط در گروپ‌های واتساپ مشوره می‌کردیم و جای و زمان مشخص می‌شد و همان‌جا جمع می‌شدیم. بیشتر این تجمعات در شهر اسلام‌آباد پاکستان برگزار شده است.

زن‌تایمز: در کل چند نفر یا چند زن معترض با هم یک‌جا کار و فعالیت می‌کنید؟

راحل تلاش: تعداد زیاد است، چون از چندین جنبش اعتراضی زنان در پاکستان گرد هم آمده‌اند. در اوایل، تعدادی از دختران به خاطر حس ناامنی یا به دلیل تعهدی که از زنان زندانی گرفته شده بود که هرگز صدا بلند نکنند، تعداد تجمعات معمولاً بیشتر از صد نفر نمی‌شد.

زن‌تایمز: بودجه نشست‌های اعتراضی شما از کجا تأمین می‌شود؟

راحل تلاش: هیچ بودجه‌ای وجود ندارد؛ همه با هزینه شخصی خود جمع می‌شویم.

زن‌تایمز: وقتی یکی از اعضای جمع شما مهاجر می‌شود، بقیه چه حسی پیدا می‌کنند؟ 

راحل تلاش: مهاجرشدن حس تلخ و دردآوری است که من با پوست و استخوانم آن را حس کرده‌ام و همه ما این حس را به‌گونه یکسان تجربه می‌کنیم. با رفتن هر زن معترض، روحیه زنان و دختران در کابل ضعیف‌تر می‌شد.
من هرگز علاقه‌مندی رفتن به کشور دیگری را نداشتم. همیشه شب‌ها با این امید می‌خوابم که فردا قیام مردمی صورت می‌گیرد و افغانستان آزاد می‌شود. بارها در صفحات مجازی‌ام مردم را به قیام دعوت کردم و هنوز هم به این امید زنده‌ام که قیام مردمی شکل می‌گیرد، افغانستان آزاد می‌شود و ما به خانه برمی‌گردیم.

زن‌تایمز: بعد از جنوری سال ۲۰۲۵ چه تعداد از گروه شما توسط پولیس پاکستان دستگیر و زندانی شدند؟ چگونه آن‌ها را نجات دادید؟ و اکنون چگونه در اسلام‌آباد با اسناد قانونی زندگی می‌کنید؟

راحل تلاش: تعداد زیادی از پناه‌جویان دستگیر شدند و با پرداخت پول یا واسطه آزاد شدند، اما رفته‌رفته روند تغییر کرد و مقدار پولی که پولیس پاکستان اخذ می‌کرد، بیشتر شد.
از جمع دوستان نزدیک من، نادیه رضایی، زهرا موسوی، الهه، آزاده، فاطمه، فهیمه زاهد، شمسیه مرادی و رضا رهنورد دستگیر شده بودند که با تلاش زیاد و پرداخت پول، رهای‌شان کردیم.

بعد از رهایی دوستان، من و تعدادی دیگر به مشوره همدیگر شهر اسلام‌آباد را ترک کردیم و اکنون در یکی از مناطق دوردست اسلام‌آباد زندگی می‌کنیم. از آن‌جایی که حکومت پاکستان روند تمدید ویزا را یک‌ماهه ساخته است، تمدید ویزا بسیار دشوار شده و اکثر ما یا بدون ویزا هستیم یا با تمدیدهای موقت و انتظار طولانی در این‌جا زندگی می‌کنیم.

زن‌تایمز: در مورد اعتراضات داخل افغانستان که خودتان در آن حضور داشتید بگویید. می‌شود خاطرات‌تان را از تجمعات رو‌در‌روی طالبان بیان کنید؟

راحل تلاش: از آن اعتراضات خاطرات بسیار تلخی دارم. ما به خاطر حقوق انسانی خود به جاده‌ها آمده بودیم، اما رفتار مردم با ما بسیار زشت بود؛ البته تعدادی از هم‌وطنان ما را حمایت می‌کردند.
در جاده‌ها با همان هوای گرم، ساعت‌ها پیاده راه می‌رفتیم. بعضی آقایان پنهانی به ما آب می‌دادند، اما بعضی دیگر از دکان‌های‌شان فریاد می‌زدند: «فاحشه‌ها، بی‌حیاها، چرا در خانه‌های‌تان نیستید؟»

از یک‌سو توهین و تحقیر طالبان بود و از سوی دیگر لت‌وکوب. یکی از روزها مقابل وزارت دفاع اعتراض داشتیم؛ طالبان بسیار خشونت کردند. ما را با شوک برقی و شلاق می‌زدند تا متفرق شویم. شعار می‌دادم که ناگهان قنداق تفنگ به شانه چپم خورد؛ چنان درد کرد که فکر کردم شانه‌ام شکسته است. شوک برقی به آرنج دست راستم خورد و حالم بد شد. خودم را کنار کشیدم و به داخل کوچه رفتم. همه ما را متفرق کردند و مجبور ساختند به خانه‌ها برویم.

همچنان در روز ۲۶ اکتبر اعتراض سمت یوناما داشتیم. ابتدا خبرنگاران را لت‌وکوب کردند و آن‌ها فرار کردند. سپس ما را در چوک مسعود محاصره کردند. آن روز احساس می‌کردم آخرین روز زندگی‌ام است. می‌خواستم به مادرم زنگ بزنم و بگویم خداحافظ مادر، من رفتم؛ اما اجازه نمی‌دادند تلفن‌های‌مان را به دست بگیریم.

آن روز فهرستی از نام دختران معترض با تمام مشخصات، حتی آدرس خانه‌ها، نزدشان بود. نام ششم را خواندند؛ نام من بود. به دشواری توانستم خودم را از دست‌شان خلاص کنم و به خانه برگردم.
در اعتراض برچی، از پل خشک حرکت کردیم و به چوک شهید مزاری رسیدیم. طالبان شروع به شلاق زدن کردند. ابتدا در حوزه ۱۳ راه ما را گرفتند. با دشواری به خانه رسیدیم. آن روز نیز شلاق خوردم.

زن‌تایمز: شما گفتید سازمانی برای حمایت از مهاجرین هزاره تأسیس کرده‌اید. این سازمان چه زمانی تأسیس شد و هدف آن چیست؟

راحل تلاش: سازمان هزاره‌های مهاجر در سال ۲۰۲۲ توسط باقر ملت‌یار تأسیس شده بود، اما بعد از مدتی، مردم به دلیل اعتمادی که به من پیدا کردند و دیدند که صادقانه برای مهاجرین کار می‌کنم، مرا به‌عنوان رئیس این نهاد معرفی کردند و تا امروز این مسئولیت را دارم.
هدف این سازمان همکاری و خدمت به پناه‌جویان هزاره مقیم پاکستان است.

زن‌تایمز: به نظر شما مهاجرین هزاره با مهاجرین غیرهزاره چه تفاوتی دارند؟

راحل تلاش: از آن‌جایی که من یک دختر هزاره هستم، سال‌ها درد هزاره بودن را با ذره‌ذره وجودم حس کرده‌ام. به جرم هزاره بودن، مجبور شدم زبان مادری‌ام را فراموش کنم. دوستانم در زندان‌های طالبان به جرم هزاره بودن بیشتر از دیگران شکنجه می‌شدند.
من فکر می‌کنم زنان و دختران هزاره دو درد تاریخی را با خود حمل می‌کنند: یکی زن بودن و دیگری زن یا دختر هزاره بودن.

من بارها حتی در دفتر سازمان ملل در پاکستان شاهد تعصب علیه هزاره‌ها بوده‌ام؛ در سفارت‌ها، در روند بررسی کیس‌ها و جاهای دیگر. بنابراین، حس می‌کنم وضعیت پناه‌جوی هزاره با غیرهزاره تفاوت زیادی دارد. شاید این تفاوت برای حکومت پاکستان خیلی مهم نباشد، اما در روند کار نهادهای حقوق بشری، این تعصب را دیده و شاهد آن بوده‌ام

خدیجه حیدری خبرنگار زن تایمز است.

Leave a comment