میان سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، شاخهٔ خراسان گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش-خراسان) یک کارزار پیوسته و هدفمند خشونت و کشتار را علیه مردم هزاره و شیعیان افغانستان به راه انداخت. مهاجمان انتحاری بمب‌ها را در مکاتب دخترانه منفجر کردند، آن‌هم زمانی‌ که دانش‌آموزان مصروف امتحانات بودند. افراد مسلح وارد  زایشگاه شدند و به گفتهٔ فریدریک بونو، مسئول برنامه‌های «داکتران بدون مرز» در افغانستان، «اتاق به اتاق رفتند و زنان را در بسترهای‌شان به گلوله بستند. این حمله کاملاً روش‌مند انجام شد.» و یا مهاجمان زایرانی را که از مراسم مذهبی برمی‌گشتند کمین گرفتند و به گلوله بستند. تمام این‌ها رویدادهای پراکنده یا تصادفی نبود؛ بلکه بخشی از یک الگوی سازمان‌یافته و طراحی‌شده بود که اکنون به‌صورت سیستماتیک مستند شده است.

در یک تحقیق تازه «موسسه حقوق بشر و دموکراسی افغانستان» (AHRDO) تلاش کرده است این حملات را مستندسازی کند و همینطور  چارچوب حقوقی لازم برای درک این خشونت‌ها به عنوان جرایم مندرج در حقوق بین‌المللی بشر دوستانه را فراهم کند. این گزارش بر مبنای مصاحبه با قربانیان و شاهدان، بررسی نشرات رسمی داعش خراسان، و نیز استناد به سوابق محکمهٔ جنایی بین‌المللی و محاکم اختصاصی نتیجه‌گیری می‌کند که شواهد موجود، اتهام نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی علیه عاملان داعش خراسان را تقویت می‌کند. این یافته‌ها در محدودهٔ تحقیق جاری سارنوال محکمهٔ جنایی بین‌المللی دربارهٔ افغانستان قرار می‌گیرد؛ تحقیقی که جرایم داعش خراسان را در اولویت خود قرار داده است.

ابعاد این خشونت چشم‌گیر است. ملل متحد تقریباً مرگ دو هزار غیرنظامی مرتبط با حملات  داعش خراسان را میان سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ ثبت کرده است، رقمی که خود سازمان ملل نیز آن را کمتر از میزان واقعی می‌داند، زیرا تعیین دقیق مسئولیت و راستی‌آزمایی در افغانستان دشوار است. تنها در شش ماه نخست ۲۰۲۱، ناظران سازمان ملل بیست حملهٔ مشخص علیه غیرنظامیان هزاره ها و شیعیان را ثبت کردند که ۵۰۰ قربانی برجا گذاشته است: ۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی. در میان قربانیان، کودکانی بودند که برای امتحان کانکور آماده می‌شدند، مادرانی که دقایقی مانده به زایمان کشته شدند، ورزشکارانی که هنگام تمرین در یک باشگاه کشته شدند، نمازگزاران و زایرانی که در مسیر رفت‌وآمد هدف قرار گرفتند.

این حملات یک الگوی ثابت عملیاتی دارد که این تحقیق آن را «گسترده و سیستماتیک» توصیف می‌کند، دو معیاری که برای اثبات جنایت علیه بشریت طبق مادهٔ ۷ اساسنامهٔ روم ضروری است. داعش خراسان بارها محله‌های هزاره‌نشین، به‌ویژه دشت برچی در غرب کابل را هدف قرار داده است. شیوه‌های حمله شامل حملات انتحاری‌، موترهای بمب‌گذاری‌شده و تیراندازی بوده و زمان حملات برای بیشترین تلفات انتخاب شده: مکاتب هنگام امتحانات، مساجد در جریان نماز جمعه، اعتراضات عمومی و بس‌های شهری در ساعت‌های مزدحم.

بر اساس تحقیق و تحلیل AHRDO از محتوای گزارش های  النبا، پس از سقوط جمهوری در اگست ۲۰۲۱ تغییر قابل‌توجهی در تاکتیک داعش خراسان دیده می‌شود. این گروه میان سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ تعداد ۲۱ حملهٔ انتحاری علیه اهداف شیعه را بر عهده گرفت، اما میان ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ تنها سه حملهٔ انتحاری اعلام شده است، هر سه حمله بر مساجد شیعیان در کندز و کندهار در اکتوبر ۲۰۲۱ و در بغلان در اکتوبر ۲۰۲۳ انجام شده است.  هم‌زمان با دشوارترشدن حملات پیچیده به دلیل فشار طالبان، داعش خراسان تمرکز خود را به حملات با مقیاس کوچک‌ اما تعداد بیشتر تغییر داد. مثلا حملات با بمب‌های کنار-جاده‌ای علیه جمعیت شیعه از ۱۴ مورد در بازه زمانی ۲۰۱۵–۲۰۲۰ به ۵۴ مورد در فاصله ۲۰۲۱ تا سپتمبر ۲۰۲۴ رسید، افزایشی نزدیک به چهار برابر. بمب‌های «چسپکی» به ابزار اصلی تبدیل شد، که بر وسایط حامل هزاره‌ها یا شیعیان نصب و در اماکن عمومی منفجر می‌شد. این تغییر تاکتیکی نشان‌دهنده تغییر و سازگاری عملیاتی با شرایط است، نه عقب‌نشینی ایدئولوژیک.

اسناد و گزارشهای گروه تنها شامل ارقام تلفات نیست. داعش خراسان به‌طور منظم مسئولیت حملات را پذیرفته و در این ادعاها شواهدی متعدد  از نیت گروه دیده می‌شود. نشرات گروه، از جمله النبا، صدای خراسان، و بیانیه‌های کمیتهٔ شرعی، اصطلاحاتی چون «رافضی»، «مشرک» و «مرتد» را برای شیعیان به کار می‌برند. در بررسی ۱۱۰ حملهٔ گزارش‌شده توسط النبا که هدف آن‌ها شیعیان افغانستان بود، بیش از ۹۰ درصد از عبارت «رافضی مشرک» استفاده شده است. این زبان تصادفی نیست؛ برای مشروعیت‌بخشی دینی به خشونت و نمایش نیت گروه در حذف افرادی که آن‌ها «منحرف» می‌دانند، استفاده می‌شود.

به‌طور نمونه، پس از حملهٔ سپتمبر ۲۰۲۴ در دایکندی که ۱۴ زایر هزاره هنگام استقابل از زائران کشته شدند، النبا نوشت: «این حمله زمانی رخ داد که این گروه از رافضیان در مسیر استقبال از گروه دیگری بودند که پس از انجام مراسم شرک‌آلود در کربلا برگشته بودند.» مجله «العزایم» نیز این حمله را ستود و نوشت: «مجاهدین دولت اسلامی رودی از خون رافضیان جاری ساختند.» پس از حملهٔ اکتوبر ۲۰۲۰ بر مرکز آموزشی کوثر دانش، که در آن ۴۲ دانش‌آموز کشته و ۷۹ تن زخمی شدند، کمیتهٔ شرعی داعش خراسان طی فتوایی این حمله را توجیه کرد و نوشت: «هرکس دین خود را تغییر دهد، او را بکشید»؛ و نتیجه گرفت که «کشتن مرتد یک واجب است.»

در نشریهٔ انگلیسی‌زبان داعش، «دابق»، چنین آمده بود: «این واقعیت که رافضیان مرتداند، به معنای شدت بیشتر در کاربرد شمشیر جهاد بر گردن‌های پلیدشان است… [آن‌ها] باید هرجا که دیده شدند باید کشته شوند، تا زمانی که حتی یک رافضی بر روی زمین باقی نماند.» النبا در سال ۲۰۱۶ صریح نوشت: «رافضیان درد هستند… هیچ درمانی جز شمشیر ندارند.»

ترکیب «اعمال» و «نیت» دقیقاً همان چیزی است که نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت را از سایر انواع خشونت در حقوق بین‌المللی بشردوستانه متمایز می‌کند. برای اثبات نسل‌کشی طبق مادهٔ ۶ اساسنامهٔ روم، لازم است نشان داده شود که مرتکبان نه‌تنها اعضای یک گروه حفاظت‌شده را کشته‌اند، بلکه قصد داشته‌اند آن گروه را «به‌طور کامل یا جزئی» نابود کنند. این تحقیق، استدلال می‌کند که جهان‌بینی داعش خراسان، که حذف شیعیان را لازمهٔ ایجاد خلافت می‌داند، این نیت را نشان می‌دهد. گزارش هم چنین به سوابق محکمهٔ رواندا اشاره می‌کند که بیان می‌کند نیت نسل‌کشی می‌تواند از طریق الگوهای ثابت هدف‌گیری، مقیاس خشونت و زمینهٔ عمومی آزار و اذیت استنباط شود.

این گزارش همچنین تحلیلی درهم تنیدگی (Intersectional Analysis) از این حملات و ایدئولوژی دینی توجیه کننده آن ارائه می‌کند. هرچند ایدئولوژی داعش مستقیماً شیعیان را هدف می‌گیرد، اما قربانیان در افغانستان عمدتاً هزاره‌اند، گروهی که هویت مذهبی و قومی‌شان درهم‌تنیده است. طبق برآوردها، حدود ۹۰ درصد شیعیان افغانستان هزاره‌اند. داعش خراسان مناطق هزاره‌نشین را هدف قرار داده و در برخی حملات، قربانیان را با اصطلاحات قومی همراه با توهین‌های مذهبی خطاب کرده است. در گزارش النبا از حملهٔ ۲۰۱۶ دهمزنگ آمده است که حمله «در پاسخ به مشارکت هزاره‌های مشرک با ملیشه‌های رافضی» انجام شد.

برای اثبات جنایت علیه بشریت، لازم است ثابت گردد که قتل و آزار بخشی از یک «حملهٔ گسترده یا سیستماتیک» علیه غیرنظامیان، مطابق «سیاست سازمانی» بوده است. گزارش AHRDO هردوی این عناصر را ثابت می‌کند: گستردگی حملات در ولایت‌های مختلف، تکرار الگوهای عملیاتی و پیام‌های سازمانی، و موجودیت سیاست که پیروان را به هدف قراردادن شیعیان تشویق می‌کند.

گزارش همچنان جنایت جنگی طبق مادهٔ ۸ اساسنامهٔ روم را بررسی می‌کند. حملات داعش خراسان بر غیرنظامیان چون مکاتب، شفاخانه‌ها و مساجد نقض جدی حقوق بین‌المللی بشردوستانه محسوب می‌شود.

ویژگی برجستهٔ این گزارش تمرکز آن بر «پاسخ‌گویی» است. AHRDO فهرست شاهدان، شهادت قربانیان و اسناد اولیه از نشرات داعش خراسان را گردآوری کرده است، مدارکی که با معیارهای ثبوت سازگارند. پیامدها روشن‌اند. این گزارش نقشهٔ دقیقی برای تحقیق سارنوال محکمهٔ جنایی بین‌المللی فراهم می‌کند: رویدادها مشخص شده، الگوها تثبیت شده، نیت این حملات تحلیل گردیده، و شواهد با مواد قانونی مطابقت داده شده‌اند.

 ادامهٔ این تحقیق وابسته به منابع، اراده سیاسی، همکاری دولت‌ها و چالش‌های عملی پیگرد گروه‌های غیردولتی در قلمرو تحت کنترل طالبان است. اما اسناد موجود است. الگوها روشن‌اند. عاملان بسیاری از حملات با پذیرش مسئولیت خود را معرفی کرده‌اند. قربانیان کودکان، مادران، نمازگزاران و مسافران ثبت شده‌اند. چارچوب حقوقی کامل است. پرسش این است که آیا نهادهای بین‌المللی بر اساس این شواهد عمل خواهند کرد یا هزاره ها و شیعیان نیز مانند بسیاری از گروههای دیگر، در صف قربانیان مستندسازی‌شده‌ای قرار خواهند گرفت که هرگز به عدالت نرسیدند.

این گزارش باید مورد توجه سیاست‌گذاران، کارشناسان حقوقی و همهٔ کسانی قرار گیرد که برای پاسخ‌گویی و اجرای حقوق بین‌المللی بشردوستانه کار می‌کنند. خشونتی که مستند شده، تاریخی نیست؛ حملات پس از سال   ۲۰۲۴ هم چنان ادامه دارد. عاملان این حملات هنوز فعال‌اند.  و هزاره ها و شیعیان هنوز در معرض خطر قرار دارند.

کاظم احسان، مدافع حقوق بشر و پژوهشگر سازمان AHRDO است.

Leave a comment