در حالی از ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی محو خشونت علیه زنان تجلیل می‌شود که زنان افغان بیش از چهار سال است که قربانی بدترین اشکال خشونت از سوی رژیم طالبان هستند. به نظر می‌رسد دولت‌های مدعی دفاع از حقوق بشر و فعالان مدافع حقوق زنان در برابر آنچه در افغانستان بر زنان می‌گذرد‌، شکست اخلاقی خورده‌اند. با اینکه جامعه جهانی به‌جز روسیه حاکمیت طالبان را به رسمیت نشاخته‌اند، اما در عمل با این گروه به‌عنوان حکومت دوفاکتو تعامل دارند. تداوم تعامل کشورهای منطقه و جهان با طالبان، گسترش تسلط طالبان بر نمایندگی‌های افغانستان در خارج از کشور و افزایش دید و بازدیدهای مقامات کشورها با طالبان، این گروه را در نقض گسترده حقوق بشر به‌خصوص اعمال خشونت علیه زنان جسورتر کرده است. طالبان در چهار سال گذشته صدها دستور العمل محدودکننده علیه زنان و دختران در عرصه‌های آموزشی، شغلی، ورزش، مسافرت و گشت‌و‌گذار بیرون از خانه صادر کرده و زنان را از تمامی عرصه‌های زندگی حذف کرده‌اند. علاوه بر این‌ها گزارش‌های متعدد از ازدواج‌های اجباری، تجاوز، شکنجه و قتل از سوی نیروها و مقامات طالبان ثبت شده است. اما اقدامات بازدارنده و تأثیرگذار از سوی جامعه جهانی صورت نگرفته است. 

 دلیل نام‌گذاری روز جهانی محو خشونت علیه زنان 

 ۲۵ نوامبر از ۱۹۸۰ به بعد توسط فعالان مدافع حقوق زن به عنوان روز مبارزه با خشونت مبتنی بر جنسیت علیه زنان، تجلیل می‌شود. تجلیل از سه خواهر میرابال که توسط حاکم جمهوری دومینیکن در سال ۱۹۶۰ به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند، فلسفه اصلی این کمپاین محسوب می‌شود. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ با تصویب قطعنامه ۱۰۴/۴۸ ، زمینه را برای ریشه‌کن کردن خشونت علیه زنان در سراسر جهان فراهم کرد. مجمع عمومی ملل متحد در اقدام تکمیلی در ۷ فبروری ۲۰۰۰ با تصویب قطعنامه ۱۳۴/۵۴ رسما ۲۵ نوامبر را به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان تعیین کرد. سازمان ملل متحد با این اقدام از دولت‌ها، سازمان‌های بین المللی و سازمان‌های غیر دولت خواست که همه ساله در این روز به یک دیگر پیوسته هماهنگی‌های را جهت افزایش آگاهی در راستای محو خشونت علیه زنان انجام دهند. 

دوگانه شعار و عمل 

به‌نظر می‌رسد مواجه جامعه جهانی به‌شمول کشورهای منطقه در تعامل با طالبان گرفتار دوگانگی شعار و عمل مواجه هستند.  در مقام شعار همواره به‌رسمیت‌شناسی دولت طالبان و افزایش تعامل با این گروه منوط به تشکیل حکومت فراگیر، رعایت حقوق زنان و اقلیت‌ها می‌شود، اما آنچه در عمل جریان دارد، موضوع حقوق زنان یک امر حاشیه‌ای است. دولت‌ها با اتحاذ رویکرد واقع‌گرایانه همواره در تعامل با طالبان منافع ملی خود را در اولویت قرار می‌دهند. طالبان با درک این حقیقت در مورد رعایت حقوق زنان هیچ انعطافی از خود نشان نداده‌اند و نشانه‌ای نیز وجود ندارد که در آینده انعطاف نشان دهند. بر این اساس، هر یک از مواضع اعلامی و عملی دولت‌ها و جامعه جهانی پیامدهای خاص خود را دارد:

پیامدهای مواضع اعلامی جامعه جهانی

مواضع اعلامی و شعاری جامعه جهانی باعث شده است که شاهد همدلی با زنان افغانستان در سطح جهانی باشیم. در چنین فضای حرکت‌های خوبی در راستای دفاع از حقوق زنان افغانستان انجام شده و می‌شود که می‌توان آنها را در چند محور خلاصه کرد: 

۱. حمایت از آموزش آنلاین و اعطای بورسیه‌های بیشتر به زنان و دختران افغانستان 

۲. استیج دادن به فعالان و زنان قربانی خشونت‌های طالبان در مجامع و نهادهای بین المللی 

۳. حمایت از برگزاری دادگاه‌های مردمی علیه طالبان 

۴. حمایت از برگزاری کنفرانس‌ها و تجمعات زنان افغان

۵. اعمال تحریم و صدور احکام بازداشت علیه برخی از رهبران طالبان 

پیامدهای مواضع عملی جامعه جهانی

رفتار عملی و تعامل عینی جامعه جهانی با طالبان پیام متفاوتی را منتقل می‌کند؛ مبنی بر اینکه بحث‌های حقوق بشری و حقوق زنان جنبه نمادین دارد و آنچه برای کشورها اهمیت دارد، منافع ملی شان در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی است. بر این اساس می‌توان موارد ذیل را به عنوان پیامدهای رفتار عملی دنیا با طالبان بر شمرد:

۱.عدم اولویت دهی به موضوع حقوق زنان در مذاکره با طالبان 

۲. عدم تعلیق کمک‌ها و دادوستدها با طالبان به رعایت حقوق زنان

۳.تقلیل حرکت‌های حمایتی از زنان به نمایش‌های مدنی فاقد پشتوانه اجرایی

۴. تداوم، تعمیق و گسترش نقض حقوق زنان و افزایش خشونت مبتنی بر جنسیت علیه زنان افغان از سوی طالبان.

۵. نمادین جلوه دادن مناسبت‌های مثل روز جهانی محو خشونت علیه زنان

 بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تغییر رفتار طالبان در قبال زنان در گرو مواضع عملی جامعه جهانی با طالبان است و نه مواضع اعلامی. پیامد منطقی این دوگانگی گفتار و رفتار از یک طرف ادامه بی پناهی زنان افغان در برابر خشونت‌های روز افزون طالبان است و از جانب دیگر شعارهای انسان دوستانه و حقوق بشری تهی از محتوا و مفهوم می گردد. در نهایت شکست اخلاقی جامعه جهانی در برابر زنان افغانستان امری هویدا است که لطمه‌های حیثیتی آن برای کشورهای مدعی دفاع از حقوق بشر و حقوق زن سنگین و شرم‌آور خواهد بود.

امید شرافت، نام مستعار یک استاد پیشین دانشگاه در کابل و پژوهشگر روابط بین‌الملل است.

Leave a comment