این گزارش در تاریخ ۱۱ نوامبر با اطلاعات تازه بازنویسی شده است. در نسخه‌ای از گزارش که در تاریخ ۶ نوامبر منتشر شده بود، به نقل از یکی از بستگان شمس‌الله گزارش شده بود که او و همسرش در زلزله جان باخته‌اند. پس از تماس مستقیم با خانواده‌ی شمس‌الله، مشخص شد که این اطلاعات نادرست بوده است. بر همین اساس، گزارش با اطلاعات درست و تایید شده بازنویسی شده است.

همان شب زلزله، شب عروسی شمس‌الله ۳۸ ساله در ولسوالی مارمل ولایت بلخ بود. تا حوالی ساعت یک بامداد همه مهمانان و اعضای خانواده مشغول بزم عروسی بودند. وقتی زلزله اتفاق افتاد، همه به همراه عروس و داماد از حویلی به بیرون فرار کردند. شمس‌الله می گوید:«موترهای مهمانان همه بیرون حویلی ایستاده بود. در همان لحظات اول شدت زلزله را دیدیم، زنان و کودکان را سوار موتر کردیم و به میدان بزرگی انتقال دادیم.» ساعاتی بعد از زلزله شمس‌الله و برخی از مردان حاضر در آنجا دوباره به قریه بازگشتند. «وقتی وارد حویلی شدیم دیدیم که همه جا هموار است. سه اتاق که تازه برای عروس آباد کرده بودم، دو اتاق پدر و مادرم، آشپزخانه و حتی آغل‌های‌مان هم چپه شده بودند.»

جیهزیه‌ی عروس و همه وسایل‌اش، پیش از شروع زندگی مشترک‌شان زیر آوار شد. هر چند روز بعد توانستند برخی از وسایل‌شان را بیرون بکشند، اما دیگر جایی برای زندگی نداشتند. شمس‌الله می‌گوید که یک بوری آرد و یک قوطی روغن، تنها کمکی بوده است که تا کنون دریافت کرده است. او در یک مصاحبه تلفنی به زن‌تایمز گفت: «یک موسسه‌ی کمک‌رسان چند عدد خیمه کمک کرد. یک جریب زمین داشتم که بخاطر مصارف عروسی مجبور شدم بفروشم.»

شمس‌الله بخاطر پرداخت مصارف عروسی‌اش برعلاوه‌ی فروش زمین، چهارلک افغانی قرضدار نیز شده است.

مرکز زمین شناسی امریکا، شدت زلزله‌ی یک شنبه‌ شب را ۶.۳ ریشتر اعلام کرد که در عمق ۲۸ کیلومتری زمین رخ داده و مرکز آن ولسوالی خلم ولایت سمنگان گفته شده است. این زلزله برعلاوه‌ی ولایت‌های بلخ و سمنگان، ولایات شمالی چون سرپل، جوزجان، فاریاب، کندز، بغلان، تخار، بدخشان و حتی کابل را نیز تکان شدید داد. خسارات جانی و مالی زیادی در ولایت‌های بلخ و سمنگان گزارش شده و مردم در ولایت‌های  دیگر از شدت زلزله وحشت‌زده شده‌ و نصف شب از خانه‌های خود بیرون شده‌اند. پری‌گل* ۲۵ ساله باشنده‌ی ولایت تخار می‌گوید که از شدت زلزله سرگیجه گرفته بود و نمی‌توانست روی پاهایش بایستد.

یوسف* ۳۷ ساله باشنده‌ی ولایت بلخ که کارمند یک نهاد خیریه است، روز دوشنبه سوم نومبر به قصد سروی ساحات و خانه‌های آسیب دیده، به قریه‌ی بازارک در محل تنگی تاشقرغان رفته بود. می‌گوید که آنجا بیش از ۲۰ دکان خوراکه‌فروشی زیر آوار و سنگ‌ها شده است. تنگی تاشقرغان مسیر رفت‌وآمد میان بلخ و سمنگان است که از دل کوه‌های بلند سنگی عبور می‌کند. مردم محل در آنجا دکان‌های کوچکی برای فروش خوراکه و وسایل مورد نیاز به مسافرین ایجاد کرده بودند که در اثر زلزله‌ دکان‌ها تخریب شده و بعضی دکان‌داران و عابرین نیز کشته شده‌اند. یوسف می‌گوید روز دوشنبه سرک تنگی تاشقرغان کاملاً بند شده بود و همه‌جا پر از خون بود.

یوسف می‌گوید وقتی وارد قریه‌ی بازارک شد از دیدن مخروبه‌ها، جنازه‌ها و مردم زخمی دچار وحشت شد. مردم خسته و نالان بودند و می‌گفتند که در اثر شدت زلزله غافلگیر شدند و نتوانستند همدیگر را نجات دهند. زنان و کودکان شماری زیادی از کشته شدگان این زلزله را تشکیل می‌دهند. سمیع الله* ۳۱ ساله نرس در شفاخانه پنجاه بستر در ولسوالی شولگره بلخ می‌گوید که شدت زلزله به قدری زیاد بود که تعمیر شفاخانه تکان می‌خورد و به یاد نمی‌آورد که چگونه خودش را به محوطه‌ی باز رسانده است. «چند دقیقه نگذشته بود که در گروه واتساپ‌مان، که ولسوال، قوماندان و تمام کارمندان صحی حضور دارند، ولسوال شولگره پیام گذاشت که تیم صحی فوراً به منطقه حاجی بابا برود که خانه‌ها فروریخته و مردم زخمی شده‌اند». سمیع الله می‌‌گوید در نصف شب یکشنبه آنها در شفاخانه ۵۷ زخمی و سه کشته  داشتند که اکثرا کودکان سنین بین یک الی دوازده ساله، بودند.

یک منبع از مقامات محلی ولسوالی خلم به زن‌تایمز گفت که در ولایت‌های بلخ و سمنگان ۳۱ تن کشته شده و ۸۲۰ تن زخمی شده‌اند. براساس آمار سازمان ملل، در اثر این زلزله ۲۰ تن جان باخته و ۹۴۰ تن دیگر زخمی شده‌‌اند.

 شاه‌گل* ۲۶ ساله، باشنده‌ی تنگی تاشقرغان که مادر هشت کودک است، می‌گوید که هنگام فرار یکی از پسرهایش زیر آوار گیر مانده بود او می‌گوید که پسرش را از زیر آوار بیرون کرده و به شفاخانه‌ی دولتی شهر ایبک بردند که داکتران به او رسیدگی نمودند، در نتیجه حالش بهبود یافت. در این سه روز گذشته هیچ کمکی به آنها نرسیده است. « روز دوشنبه یکی از سروی کننده‌ها آمد و خانه را دید. خانه مکمل تخریب شده است. نصف یک اتاق آباد مانده که همه ما در آن نصف اتاق، زندگی می‌کنیم. تا هنوز هیچ خبری از سروی کننده‌ها نشده است. ما مردم فقیر هستیم نمی‌توانیم خانه‌ی خود را بزودی آباد کنیم، از دولت خواهش می‌کنیم که ما را کمک کند تا خودمان خانه‌های خود را جور کنیم.»

مردم در ولایت‌های بلخ و سمنگان خسارات جانی و مالی زیادی را متحمل شده‌اند. در سه روز گذشته در مکتب‌ها و محلات عمومی مثل باغ‌ها تجمع کرده‌اند و در انتظار کمک هستند. وسایل و زندگی مردم زیر آوار مانده و خانه‌ها اکثرا تخریب شده است. مردم نیاز به کمک‌های فوری چون خدمات صحی و غذا دارند که تا هنوز به آنها رسیدگی نشده است. مردم در هوای سرد با تن زخمی و دل‌های خسته، چشم به راه کمک نشسته‌اند. با این‌حال، به تاریخ ۳ نومبر، طالبان یک بار دیگر کار کردن زنان در بخش‌های امدادرسانی را محدود کردند که باعث بسته شدن دفتر سازمان ملل در مرز میان افغانستان و ایران شد. تبعات این محدودیت‌های جدید، دامن زلزله‌زدگان شمال افغانستان را نیز گرفته است که با گذشت چهار روز به آنها کمک‌های فوری و مورد نیازشان نرسیده است. 

نام‌ها، به‌منظور حفظ هویت مصاحبه‌شوندگان و نویسندگان، تغییر یافته‌اند. عطیه فرآذر و لیلا سما نام‌های مستعار خبرنگاران زن‌تایمز هستند.

Leave a comment