اسماعیلیان شاخهای از مذهب تشیعاند که در چندین کشور از جمله افغانستان، تاجیکستان، هند، کنیا و تانزانیا حضور دارند. در افغانستان، آنان در گذشته در ولایتهایی چون بدخشان، کابل، بامیان، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ و میدان وردک زندگی میکردند. امروزه تمرکز اصلی آنان در کابل، بدخشان، بغلان و دالان واخان است.
در یک سده گذشته، مناطق اسماعیلینشین همواره با سرکوب و جنگ روبهرو بوده است. با این حال، در دوران جمهوری گذشته، اسماعیلیان توانستند تا حدی به رسمیت شناخته شوند و از حقوق مدنی برخوردار گردند: دفاتر ثبت برایشان ایجاد شد و خدمات دولتی در دسترسشان قرار گرفت. این دستاوردها اما پس از بازگشت طالبان در اگوست ۲۰۲۱ از میان رفت.
کارزار حذف مذهبی
طالبان تنها یک قرائت از اسلام را مشروع میدانند: تفسیر فوقمحافظهکارانه از فقه حنفی. این سیاست جایی برای اسماعیلیان باقی نمیگذارد. هیچ اسماعیلی در ساختار دولت طالبان در مقام ارشد حضور ندارد و گزارشهایی وجود دارد که کارمندان اسماعیلی از ادارات اخراج یا پاکسازی شدهاند.
زبان مقامات و روحانیون طالبان علیه اسماعیلیان خشونتبار بوده است. در بدخشان یکی از روحانیون طالبان اسماعیلیان را خارج از دایره اسلام دانست. آنان گاه اسماعیلیان را «مشرک»، «غالی»، «مرتد» و «کافر» معرفی کردهاند؛ واژههایی که زمینه خشونت و دشمنی را فراهم کرده است. در سال ۲۰۲۴، وزارت امر به معروف و نهی از منکر «قانون اخلاق» را صادر کرد که همراه با بازرسیهای مذهبی، فشار بر اسماعیلیان را بیشتر ساخت.
در چهار سال گذشته، منابع متعدد از یک روند سازمانیافته علیه اسماعیلیان خبر دادهاند: ایجاد مدارس جهادی در مناطق اسماعیلینشین، اجبار کودکان به آموزشهای مذهبی اهل سنت، ممنوعیت برگزاری مراسم مذهبی، حمله به جماعتخانهها و تبدیل آنها به مسجد، تخریب زیارتگاههای بزرگان اسماعیلی و حتی ممنوعیت ازدواج میان پسران اسماعیلی و دختران سنی.
اجبار به تغییر مذهب و کوچ اجباری
شواهد بسیاری از اجبار اسماعیلیان به تغییر مذهب وجود دارد. برخی ناچار شدهاند دوباره شهادتین بخوانند. در اوایل ۲۰۲۵، هیأت معاونت سازمان ملل (یوناما) گزارش داد که دستکم ۵۰ مرد اسماعیلی در بدخشان به زور وادار به پذیرش مذهب سنی شدهاند؛ برخی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا به مرگ تهدید شدند. در ولایت بغلان، روستاهایی بهطور دستهجمعی تغییر مذهب دادهاند و دهها خانواده آواره شدهاند. در بامیان نیز هزارههای اسماعیلی میگویند طالبان آنان را تنها به جرم اسماعیلیبودن از ادارات محلی اخراج کردهاند.
خشونت مستقیم نیز افزایش یافته است. در جولای ۲۰۲۵، فضلاحمد پاییز، مسئول مذهبی بنیاد آقاخان در ولسوالی زیباک بدخشان، ترور شد. منابعی میگویند او پیش از کشته شدن، بر سر بستن جماعتخانهها با مقامهای محلی طالبان مشاجره کرده بود.
حاشیهرانی فرهنگی و اجتماعی
فشار طالبان تنها مذهبی نیست؛ بلکه اجتماعی و اقتصادی هم هست: تصرف خانه و زمینهای کشاورزی، جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی، تغییر توازن قومی ـ مذهبی، محرومسازی از خدمات عمومی و فرصتهای شغلی. بسیاری از اسماعیلیان برای بقا هویت خود را پنهان میکنند. در کتابهای درسی دانشگاهی مانند «ثقافت اسلامی»، مذهب اسماعیلیه بهعنوان «شبهدین» معرفی شده است.
جامعهای در معرض نابودی
تمرکز جغرافیایی اسماعیلیان در مناطق کوهستانی آنان را بهلحاظ استراتژیک در برابر فشار طالبان آسیبپذیر کرده است. بسیاری کشور را ترک کردهاند یا در داخل آواره شدهاند. آنان که ماندهاند، با ترس دائمی از تغییر مذهب، حذف فرهنگی و از میان رفتن هویت خود زندگی میکنند. آنچه بر سر اسماعیلیان افغانستان میآید، تنها آزار مذهبی نیست؛ تلاشی است برای محو کامل یک جامعه. اجبار به همسانسازی دینی، نابودی فرهنگی، سرکوب اجتماعی و خشونت مستقیم، موجودیت یکی از کهنترین اقلیتهای مذهبی افغانستان را تهدید میکند. اگر این روند ادامه یابد، آینده اسماعیلیان چیزی جز مهاجرت، سکوت و یا نابودی نخواهد بود.


