در چهار سال اخیر هزاران تن در امارت طالبان با اتهامات مذهبی کشته، زخمی، بازداشت و شکنجه شده‌اند. رقم دقیق قربانیان در دست نیست، ولی به یقین در این سال‌ها افغانستان یکی از تلخ‌ترین دوره‌های سیاسی-مذهبی‌اش را سپری می‌کند و محتسبان، مجاهدان، قومندانان، تاجران و سیاست‌پیشه‌گان طالب در سراسر افغانستان با قمچین مقدسات زندگی را بر آنانی که شرایط طالبانی نمی‌خواهند یا مانعی در برابر منافع شخصی و گروهی طالبان شناخته می‌شوند، تنگ کرده اند. این درگیری تا درون طالبان نیز رخنه کرده و دیده‌ایم که برخی مقامات و حامیان آن گروه به دلیل مخالفت با بخشی از سیاست‌های ملا هبت‌الله حذف، زندانی یا وادار به ترک کشور شده‌اند. طالبان تعریف شدیدا سیاسی از مقدسات دارند، و از جمله فرامین امیر آن گروه را بخشی از شریعت و در نتیجه انتقادناپذیر و «مقدس» می‌خوانند. شیخ ندیم وزیر تحصیلات عالی طالبان در ماه اپریل امسال گفته بود که «امیر، خلیفه پیامبر خدا است و اهانت به او اهانت به پیامبر خداست.»

اتهام اهانت به پیامبر خدا در منطقه ما قربانیان زیادی گرفته است و احزاب سیاسی و گروه‌های مذهبی از آن چون ابزار کشنده در برابر مخالفان و رقیبان استفاده می‌کنند. پیش از طالبان نیز افغانستان شاهد رفتار خشونت‌بار مذهبی و سوء استفاده از مقدسات بوده است. قتل فاجعه‌بار فرخنده در چند کیلومتری ارگ ریاست جمهوری، پیش از طالبان، ترسناک‌ترین نمونه آن بود. ولی، در گذشته به جز گروه‌های جهادی، باقی احزاب و دولت‌ها از اتهام اهانت به مقدسات در برابر حریفان علنی و فراگیر استفاده نمی‌کرده‌اند.

حالا به پیروی از سنت سیاسی-مذهبی پاکستان، طالبان توسل به «مقدسات» را آسان‌ترین راه سرکوب مخالفان می‌دانند و دور همه آنچه طالبانی است خط سرخ کشیده و انتقاد از آن را توهین به مقدسات می‌خوانند و اگر لازم ببینند متهم را تا مرز اعدام می‌کشانند.

به تاریخ ۱۷ ماه جاری میلادی، سیف خیبر سخنگوی وزارت امر به معروف طالبان در شبکه ایکس (تویتر سابق) اعلام کرد که عبدالعلیم خاموش، معلم یک مکتب در ولایت پکتیکا به اتهام «اهانت به شریعت، مقدسات و پیامبر اسلام» بازداشت و به اعدام محکوم شده است. به نقل از ویب‌سایت صدای زنان افغانستان، عبدالعلیم خاموش در قریه جلال‌زوی ولسوالی جانی‌خیل پکتیکا معلم بوده است و یکی از افراد طالبان با او «اختلاف نظر داشته» و بهانه «توهین به مقدسات» را به پایش تراشیده است.

گفته می‌شود که آقای خاموش در جریان تبصره‌ای به ارتباط توانایی‌های جنگی اسراییل به شاگردان‌اش گفته بود که «آموزش علم مدرن لازم‌تر است». هنوز از دوسیه آقای خاموش جزییات بیشتری در دست نیست، ولی با توجه به سوابق رفتار طالبان می‌توان گفت که عبارت کوتاه «آموزش علم مدرن لازم‌تر است» در محکمه طالبان بغاوت در برابر حکم امیر و توهین به فرمان او که «شریعت» است، خوانده شده است. از آن‌جایی که امیر خلیفه پیامبر اسلام است و هرگونه اهانت به او اهانت به پیامبر اسلام حساب می‌شود، پس نتیجه ملایی «اهانت به شریعت، مقدسات و پیامبر اسلام» از آن گرفته شده و آقای خاموش به اعدام محکوم گردیده است. این روش در افغانستان شاید تازه بنماید، ولی در پاکستان از سال‌ها به این‌سو زندگی را برای اقلیت‌های دینی و گاه برای مخالفان سیاسی گروه‌های مذهبی تنگ کرده است.

بازی خون‌بار مقدسات در پاکستان

قانون جزای پاکستان متن مفصلی است که از زمان هند بریتانوی میراث مانده و حکومت‌ها در دوره‌های مختلف چیزهایی بر آن افزوده اند. فصل پانزدهم این قانون به «جرایم مرتبط به دین» اختصاص یافته است. اولین‌بار در سال ۱۸۶۰ میلادی حاکمان هند بریتانوی چند ماده را برای مدیریت رفتار مذهبی ساکنان هند زیر این عنوان گنجانده بودند. بر اساس گزارشی که سازمان عفو بین‌الملل در ماه جولای ۱۹۹۴ در ارتباط به سوابق سوء استفاده سیاسی از قوانین کفرگویی و اتهامات توهین به مقدسات در پاکستان نشر کرده بود، نسخه اولیه این فصل تخریب مراکز عبادت، اهانت به دین یا باورهای دینی، مزاحمت به تجمعات دینی، بی‌حرمتی به قبرها، و بیان الفاظی که احساسات دینی افراد را خدشه‌دار سازند جرم پنداشته بود. در آن نسخه اهانت به همه ادیان جرم خوانده شده بود. اما پس از تشکیل پاکستان این فصل به تدریج تغییر یافت و مواد تازه‌ای بر آن افزوده شد و زمینه سوء استفاده از اتهام اهانت به مقدسات را بسیار بیشتر از گذشته فراهم نمود.

در دهه ۱۹۸۰ که پروژه ترویج تندروی مذهبی در منطقه ما اوج گرفته و پاکستان آموزش‌گاه و قرارگاه مرکزی بنیادگرایی و تعصب دینی شده بود، این فصل قانون جزای پاکستان چند بار تعدیل شد و خشونت‌های مذهبی ناشی از اتهام اهانت به مقدسات را به جاده‌ها، مغازه‌ها و محلات کشید. پس از آن خانه‌های بسیاری آتش زده شد، صحنه‌های کشتار صحرایی از نوع حادثه فرخنده در شهرهای پاکستان بارها تکرار گردید. در این سال‌ها دعوای مالی دکان‌داران، حرص مالی بنیاد مذهبی، رقابت کاندیدان انتخابات و عطش سرمایه‌دار برای تصاحب زمین ساکنان محلات فقیرنشین باعث شده است تا اتهام اهانت به مقدسات از بلندگوی مسجد یا زبان یک آدم عادی هزاران نفر را به جاده‌ها بکشاند و جان و مال متهمان را به‌خطر اندازد. بارها متهمان این‌گونه اتهامات بدون محاکمه و به‌دست جمعیت خشمگین تکه‌پاره شده، در زندان کشته شده و یا مجبور به فرار و ترک محل کار و زندگی خود شده‌اند.

ازمان دیدبان حقوق بشر اوایل امسال گزارش ۲۹ صفحه‌ای را با عنوان «توطیه‌ای برای تصاحب زمین: سوء استفاده از قانون کفرگویی برای اخاذی و سودجویی» نشر کرد که در آن موارد بسیار از اتکا به اتهامات کفرگویی برای کسب منافع اقتصادی شخصی مستند شده است. به‌طور نمونه چند حکایت از سرگذشت متهمان درج شده در در آن گزارش را این‌جا مرور می‌کنیم.

خانم ۵۲ ساله‌ای با نام مستعار نادیا در سال ۲۰۱۹ از سوی رقیب کاری‌اش متهم به کفرگویی شده بود. نادیا زنی مسیحی، تا آن زمان در یک سالون محلی در شهر لاهور آرایش‌گری می‌کرد. در ماه جولای ۲۰۱۹ تصمیم گرفته بود که سالون خودش را باز کند. کارفرمای سابق او با این تصمیم خانم نادیا مخالفت کرده و در عوض به او معاش بیشتر پیشنهاد کرده بود. نادیا آن پیشنهاد را نپذیرفته بود و کارفرمای حریص تهدیدش کرده بود:‌ «این کار برایت نتایج خوب نخواهد داشت.»

چهار ماه بعد، یک روز جمعیت خشمگینی به سردستگی ملای محل به سالون او ریخته او و کارمندانش را به‌شدت لت‌وکوب و داروندارش را غارت کرده بودند. ملا ادعا کرده بود که پسری در آن محله صفحات پاره‌پاره قرآن کریم را در آشغال‌دانی یافته است و از آن‌جایی که نادیا عیسوی است، پس قرآن را حتما او پاره کرده است. نادیه آن اتهام را رد کرده و گفته بود: «من به همه ادیان احترام دارم و در سالون حتی نسخه انجیل را نداشتم. چرا باید نسخه قرآن را داشته باشم؟ باید کاملا دیوانه باشم و قصد خودکشی داشته باشم که به بی‌احترامی به قرآن حتی فکر کنم.»

در آن گزارش سرگذشت فیروز ۴۳ ساله نیز آمده است که مالک یک مکتب خصوصی است و از سوی اعضای یک سازمان خیریه مذهبی محلی متهم شده بود که فلان معلم‌اش در صنف کفرگویی کرده است و اگر به نهاد مذهبی آنان پول ندهد، مکتب‌اش را آتش خواهند زد. به او گفته بودند که مبلغ ۲۰۰ هزار کلدار، معادل ۸۰۰ دالر امریکایی به «نهاد خیریه مذهبی» ما کمک کن تا گناه‌ات بخشیده شود!

در گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر آمده است که در ماه مارچ ۲۰۱۳ جمعیتی حدود ۳ هزار نفری به محله جوزیف کالونی در بادامی باغ هجوم آوردند و بیش از ۱۰۰ خانه آن محله عیسوی را غارت کردند و آنچه را بردنی نبود تخریب و به آتش کشیدند. کسی از آن جمع مهاجمان ادعا کرده بود که ساوان مسیح باشنده آن محل کفرگویی کرده است. پولیس برای جلوگیری از آن جمعیت کاری نکرده بود و در عوض ساوان مسیح را به زندان انداخته بود. در گزارش آمده است که ساوان مسیح در سال ۲۰۱۴ به مرگ محکوم شد ولی در سال ۲۰۲۰ آن حکم فسخ گردید. بر اساس گزارش یادشده پشت آن توطیه دست یک شرکت فولادسازی بوده است. مسوولان آن شرکت در گذشته بارها به ساکنان محل گفته بودند که ما این زمین‌ها را می‌خواهیم و شما باید املاک خود را فروخته و این‌جا را ترک کنید.

قربانیان اصلی توطیه‌های کفرگویی اقلیت‌های احمدیه و عیسویان پاکستان‌اند، ولی مسلمانان نیز از تیررس بازیگران کفرگویی دور نیستند (احمدیه یا قادیانی‌ها نیز خود را مسلمان می‌گویند ولی عده‌ای از ملاهای سیاسی پاکستان تاکید دارند که پیروان احمدیه نباید خود را مسلمان بگویند). گاهی حتی مقامات سیاسی چون سلمان تاثیر، والی مقتول ولایت پنجاب و تاجر مشهور نیز به‌اتهام کفرگویی یا حمایت از کفرگویان روبرو می‌شوند. آقای تاثیر را محافظ‌اش در ماه جنوری ۲۰۱۱ به ضرب گلوله کشت. او از قانون کفرگویی انتقاد کرده بود و خواهان تساهل و مدارای مذهبی بود.

حالا لگام قوانین کفرگویی تنها در دست جنرالان و گردانندگان سیاسی نیست بلکه سودجویانی که در راس مدارس و نهادهای مذهبی نشسته‌اند بیشترین بهره را از آن می‌برند. پولیس، سارنوالان و قاضیان نیز از ترس جان اتهامات کفرگویی را به‌چالش نمی‌کشند و متهمان را بدون مدارک و شواهد کافی مجرم اعلام می‌کنند.

بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، در سال ۱۹۹۳ میلادی ارشاد جاوید به اتهام کفرگویی در محکمه‌ای در بهالپور پاکستان محکوم به مرگ شد، درحالی که داکتران بیماری روانی او را تایید کرده بودند و پیش از حکم نهایی مدت طولانی در شفاخانه روانی لاهور تداوی شده بود. در گزارش آمده است که آقای جاوید هنگام اعلام حکم مرگ‌اش چنان بی‌خود بود که می‌رقصید و آواز می‌خواند.

در یک مورد دیگر، شخصی به‌نام گل مسیح به اتهام اهانت به پیامبر اسلام در محکمه سرگودها محکوم به مرگ شده بود. مدعی اصلی سجاد حسین گفته بود که دو همسایه مسلمان‌اش نیز شاهد کفرگویی گل مسیح بوده‌اند. اما آن دو همسایه به قاضی گفته بودند که هیچ سخن زشتی از زبان گل مسیح نسبت به پیامبر اسلام نشنیده‌اند. اما مجلس محاکمه در سایه شعارهای تند تجمع‌کنندگان در بیرون و سخنرانی‌ها و هشدارهای تند یک ملا در داخل محکمه اظهارات آن دو شاهد را نادیده گرفته و قاضی خان طالب حسین بلوچ در فیصله‌اش گفته بود: «اظهارات تنها شاهد محاکمه [سجاد حسین، مدعی]… صریح و منسجم بود … و نیازی به تایید ندارد. سجاد حسین جوانی ۲۱ ساله، محصل سال چهارم و با ریش و ظاهری شبیه یک مسلمان واقعی است و من دلیلی برای باور نکردن اظهارات او ندارم.»

خطر پاکستان‌زدگی فضای سیاسی و دینی افغانستان

در شروع این مقاله خواندیم که طالبان چگونه عبارت غیرمذهبی و غیردینی «آموزش علم مدرن لازم‌تر است» را به‌دلیل نقد غیرمستقیم فرمان ملا هبت‌الله، «توهین به مقدسات، شریعت و پیامبر اسلام» تفسیر کرده است. این‌گونه تفاسیر دل‌بخواه سیاسی-مذهبی در جهان اسلام تازگی ندارد، ولی قانون جزای پاکستان در تسهیل چنین تفاسیر شاید بی‌جوره باشد. طالبان در کارهای استخباراتی، سرکوب مخالفان از جمله اختطاف و شکنجه و انداختن اجساد قربانیان در شیله‌ها و جاده‌ها، و در سودجویی از «مقدسات» شیوه استخبارات و ملاهای پاکستان را آموخته‌اند و اکنون در افغانستان اجرا می‌کنند.

به ترجمه چند ماده از قانون کفرگویی پاکستان توجه کنید:

«ماده ۲۹۵ ج: استفاده از سخنان توهین‌آمیز و غیره نسبت به پیامبر اکرم: هر کس با کلمات، چه شفاهی و چه کتبی، یا با نمایش‌های بصری، یا با هرگونه نسبت، کنایه یا اشاره، مستقیم یا غیرمستقیم، به نام مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بی‌حرمتی کند، به اعدام یا حبس ابد محکوم خواهد شد و جریمه نقدی نیز خواهد گردید.»

«۲۹۸الف. استفاده از الفاظ توهین‌آمیز و غیره نسبت به شخصیت‌های مقدس. هر کس با کلمات، چه شفاهی و چه کتبی، چه با نمایش ظاهری، چه با هرگونه نسبت، کنایه یا اشاره، مستقیم یا غیرمستقیم، نام مقدس هر یک از همسران (ام‌المؤمنین) یا اعضای خانواده (اهل بیت) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) یا هر یک از خلفای راشدین یا صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را بی‌اعتبار کند، به حبس تا سه سال یا جریمه نقدی، یا هر دو مجازات خواهد شد.»

در این دو فقره به کلمات کنایه، اشاره و غیرمستقیم توجه کنید و ببینید که چگونه افراد استفاده‌جو می‌توانند از این تعابیر برای سرکوب مخالفان بهره بگیرند. اشاره غیرمستقیم و بی‌حرمتی کنایی اگر معیار باشد، بسیار گفته‌ها و اشارات را می‌توان اهانت به مقدسات خواند، و عبارت «آموزش علم مدرن لازم‌تر است» به آسانی حکم اعدام می‌آورد.

در قانون جزای پاکستان اهانت به ذات الهی، ملایک و رسولانی غیر از حضرت محمد جرم معرفی نشده است. پرکاربردترین اتهام، اهانت به پیامبر و قرآن کریم است. کشتن و شکنجه آدم‌ها به اتهام بی‌احترامی به خدا و بی‌حرمتی به ملایک یا اهانت به عبادات چندان رایج نیست. طالبان نیز به پیروی از سنت مدارس پاکستانی به پیامبر جایگاه ویژه قایل‌اند و بیش از خداوند به آن حضرت متوسل می‌شوند و به نسبت امیر خود به آن حضرت و نزدیکی امارت خود به سنت و دساتیر پیامبر اسلام بسیار اشاره می‌کنند.

مقامات پاکستانی خلاف قوانین افراطی که برای مدیریت جامعه و پروژه‌های سیاسی تصویب می‌کنند، در عمل آدم‌های غیرمذهبی ظاهر می‌شوند. آشنایی رهبران پاکستان با مبادی دین اسلام در رسیدن به حکومت شرط نیست و بارها دیده شده است که آنان در چوکی‌های مهم آیات و عبارات معمول مذهبی را درست خوانده نمی‌توانند. در سال ۲۰۱۱، زمانی که حکومت پاکستان طالبان را در تسخیر افغانستان و ایجاد امارت اسلامی یاری می‌رساند و قانون اهانت به مقدسات از جامعه پاکستان قربانی می‌گرفت، وزیر اعظم آن کشور آقای یوسف رضا گیلانی در جلسه کابینه و پیش چشم کامره‌ها چند بار کوشید ثوره اخلاص (قل هو الله احد) را تلاوت کند، اما نتوانست. اعضای کابینه به تلاش او خندیدند و مجلس کابینه به شوخی و مزاح تبدیل شد. کسی از صدر اعظم و کابینه‌اش نپرسید که چرا تلاوت قرآن را به تمسخر می‌گیرند.

سراج‌الدین حقانی در ماه مارچ ۲۰۲۲ زمانی که برای اولین بار در حضور رسانه‌ها سخنرانی کرد، آیه قرآن را اشتباه خواند، ولی کسی از میان طالبان از او نپرسید که پس از سال‌ها جنگ و کشتار به‌نام دین چطور چند کلمه آیه قرآن را درست خوانده نمی‌تواند. اما همو وقتی در یک فایل صوتی به اطرافیان شوریده‌اش داستان حضور و نظارت پیامبر را از جریان حمله انتحاری در هوتل انترکانننتال قصه می‌کند، با صدای گریه و الله اکبر بدرقه می‌شود. کسی او را به اتهام تقلیل پیامبر اسلام به ابزار سیاسی و گماشتن آن حضرت به پهره‌داری انتحاریان محاکمه نمی‌کند.

طالبان با خود سنت ترسناکی از عوام‌فریبی مذهبی را به افغانستان آورده‌اند، و اکنون از طریق مساجد، ادارات، مدارس، مکاتب، دانشگاه‌ها و محاکم مشغول تکثیر و اجرای آن اند. پاکستانی‌زدگی برای افغانستان بسیار پرهزینه خواهد بود. در پاکستان طبقه متوسط نسبتا قدرت‌مند وجود دارد، بازار و اقتصاد کاملا مدرسه‌ای و طالبانی نیست، و حتی استخبارات و اردوی آن کشور علیرغم سیاست‌های طالب‌پروری در اختیار تندروان مذهبی نیست. در پاکستان مذهب و عوام‌فریبی مذهبی یکی از ابزار سیاسی است و در مناطق مشخص کشور تاحدودی مدیریت‌شده اعمال می‌گردد، ولی در افغانستان عوام‌فریبی مذهبی مهم‌ترین ابزار سیاسی در اختیار امارت طالبانی است و معلوم نیست چه عواقب دردناکی را در پی خواهد آورد.

Leave a comment