از ماه مارچ ۲۰۲۵ به این‌سو، به گفته‌ی مقام‌های ایرانی، بیش از ۷۱۷ هزار تن مهاجر و پناهجوی افغان از ایران اخراج شده‌اند. دفتر سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی او ام) در افغانستان می‌گوید که شمار کل افراد اخراج‌شده در سال ۲۰۲۵ تاکنون از یک میلیون نفر فراتر رفته است. این کمپاین در ماه‌های اخیر شدت یافته و افغان‌های بدون مدرک، و حتی کسانی را هدف قرار داده که برگه‌های موقتی سرشماری داشتند که وضعیت پناهندگی آن‌ها را به رسمیت می‌شناخت و دسترسی‌شان به خدمات اولیه را تضمین می‌کرد. اعتبار این برگه‌ها ناگهان از سوی دولت ایران لغو شد.

شیر محمد در یک مرکز پذیرش پناهجویان در شهر مرزی اسلام‌قلعه در ولایت هرات ایستاده است و با اندوه می‌گوید که در یکی از روزهای پایانی ماه جون امسال پولیس ایران ساعت سه و نیم شب دروازه خانه‌اش را با لگد زده وارد شدند: «چهار نفر بودند. ما را هم با لگد لت‌وکوب کرده به اردوگاه بردند. آن‌جا هم لت‌وکوب کردند». شیر محمد ساکن ولایت بغلان است و ده ماه پیش برای کار به ایران رفته بود. او مانند میلیون‌ها نفر دیگر، امید داشت که در ایران کار کند و پول برای خانواده‌اش بفرستد، اما اکنون با دست خالی اخراج شده است.

شیر محمد پس از دستگیری به اردوگاه بدنام «تپه تنباکو» نزدیک تهران منتقل شد. او می‌گوید: «آن‌جا یک چاردیواری بدون آب و غذا بود. برای دو نفر یک قاب برنج آب‌جوش می‌دادند. با چشمان خودم دیدم که سه جوان افغان را چنان زدند که جان دادند. جسد یکی از آن‌ها را جلو چشم من بیرون بردند».

بازگشته‌ی دیگری که ۲۲ سال دارد و نمی‌خواهد نامش در گزارش ذکر شود، تجربه‌ای مشابه را روایت می‌کند: «یکی از کسانی که جلو چشم ما جان داد، حدوداً ۲۸ ساله بود. او را به شدت لت‌وکوب کردند و بعد جسدش را بردند.» او به زن‌تایمز می‌گوید: «چند نفر دیگر هم از شدت گرما بی‌هوش شدند و جان دادند. پولیس آمد و جسدهای آنان را کشان‌کشان بردند».

این جوان اخراج‌شده به ایران مهاجرت کرده بود تا برای دانشگاه پول جمع کند، اما تنها سه ماه از اقامتش گذشته بود که نیمه‌شب سوم جولای دستگیر شد. او می‌گوید: «در کمپ تپه تنباکو، مرد دیگری را دیدم که پولیس هنگام غذاخوردن ضربه‌ای به سرش زد. او بی‌هوش شد و دیگر واکنشی نشان نداد.»

دوازده نفر در صحبت با زن‌تایمز روندی را توصیف کرده‌اند که در آن خشونت فیزیکی، تحقیر، و محرومیت از غذا یا خدمات درمانی در بازداشتگاه‌های ایران امری عادی بوده است. بیشتر آن‌ها گزارش داده‌اند که پیش از اخراج فرصت گرفتن دستمزد، پول قراردادهای کاری و پول پیش خانه خود را نداشته‌اند، و عده‌ای حتی وسایل خود را نیز جمع نتوانسته‌اند.

نادر یاراحمدی، رئیس دفتر امور پناهندگان وزارت داخله ایران، در مصاحبه‌ای با رسانه‌های ایرانی ادعا کرده است که مراکز پذیرش در مرزها ایجاد شده و به بازگشت‌کنندگان غذا، ترانسپورت و سایر امکانات حمایتی داده می‌شود. یاراحمدی گفته است افغان‌هایی که مزد یا پول پیش خانه‌شان را طلب دارند، می‌توانند از طریق سفارت افغانستان یا وکلای رایگان، شکایت حقوقی کنند. مقام‌های ایرانی روند اخراج‌ها را منظم و انسانی توصیف کرده‌اند.

اما این ادعا با روایت‌های پناهجویان افغان هم‌خوانی ندارد. شکایت حقوقی برای بیشتر مهاجران میسر نیست. مرد چهل‌ساله‌‌ای از از ولایت بلخ که پدر سه فرزند است می‌گوید با نامه‌ی اخراج‌اش به سراغ کارفرما رفته بود تا «مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان»، حدود ۵۹۰۰ دالر مزد باقی‌مانده‌اش را بگیرد، ولی «او مرا به دزدی متهم کرد و تهدیدم کرد که اگر دوباره پولم را بخواهم، به پولیس خبر می‌دهد». او پس از چهارده سال با دست خالی از ایران اخراج شده و هنگام مصاحبه برای این گزارش در مرکز پذیرش پناهجویان هرات زیر خیمه‌ای به‌سر می‌برد که از پارچه‌ی آبی و چند بوجی ساخته بود. او درحالی که اشک‌هایش را پاک می‌کرد گفت: «حتی سگ‌ها از ما باارزش‌تر هستند».

 زمینه‌ها و دلایل سیاست‌های تبعیض‌آمیز

تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ باعث شد موج گسترده‌ای از پناهجویان به ایران سرازیر شوند. در چهار دهه‌ی گذشته، جنگ، خشکسالی و سرکوب سیاسی، موج‌های پیاپی مهاجرت را رقم زده‌اند و در آخرین مورد جمعیت بزرگی از افغان‌ها پس از تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱ کشور را به قصد ایران ترک کردند. برخی از پناهجویان توانستند کارت اقامت یا جواز کار موقت بگیرند، اما اکثریت در وضعیت حقوقی مبهم باقی مانده‌اند. آن‌ها از بسیاری از مشاغل محروم‌اند، اجازه‌ی مالکیت ندارند و اغلب در شرایط فشرده و نامناسب زندگی می‌کنند.

حتی پناهجویان افغان نسل دوم و سوم که در ایران متولد شده‌اند، هنوز مدرک اقامت دایمی ندارند. آن‌ها از آموزش عمومی، خدمات درمانی و مسکن محروم‌اند. افغان‌ها براساس سیاست «مناطق ممنوعه» که در سال ۲۰۰۷ اعمال شد، اجازه‌ی ورود به برخی ولایت‌ها و شهرها را ندارند. این سیاست که به دلایلی چون «منافع عمومی»، «امنیت» یا «بهداشت» وضع شده، اتباع خارجی از جمله پناهجویان را از ورود یا اقامت در برخی مناطق منع می‌کند. در دسامبر ۲۰۲۳، اقامت، سفر یا اشتغال افغان‌ها در ۱۶ ولایت ایران ممنوع اعلام شد.

حالا که دولت ایران کمپاین اخراج جمعی پناه‌جویان افغان را راه انداخته است، این کمپاین به روند گسترده‌ای از رفتار تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه و سلب مالکیت بدل شده است. پناهجویانی که سال‌ها در ایران زندگی کرده‌اند دیگر پناهجو نه بلکه تهدیدی جمعیتی، بار اقتصادی و گاه عاملان سیاسی قلمداد می‌شوند.

در جولای ۲۰۲۵، روزنامه‌ی غیردولتی هم‌میهن گزارشی منتشر کرد که در آن ادعا شده بود زنان افغانستانی عامل بخش غیرمتناسبی از زایمان‌ها در شفاخانه‌های تهران‌اند. این ادعاها که در قالب نگرانی از رشد جمعیتی «غیرمجاز» مطرح می‌شوند، بازتاب اظهاراتی هستند که پیش‌تر از سوی رسانه‌های هم‌سو با دولت نیز بیان شده بود. در سال ۲۰۲۳، روزنامه‌ی جمهوری اسلامی تیتر زد: «جنوب تهران در اشغال افغان‌ها». در کل، رسانه‌های ایران پناهجویان افغان را خطری برای جامعه و مشکل امنیتی معرفی کرده است.

این روایت به‌تدریج در ذهنیت عمومی ریشه دوانده است. هشتگ‌های بیگانه‌هراسانه درباره‌ی پناهجویان افغان به‌خصوص در این اواخر در شبکه‌های اجتماعی ایران بسیار نشر می‌شود. دولت ایران با این سیاست دوگانه از یک‌سو اقدامات سخت‌گیرانه علیه پناهجویان را توجیه می‌کند، و از سوی دیگر خشم عمومی نسبت به بحران اقتصادی مداوم ایران را به سوی جمعیتی آسیب‌پذیرتر هدایت می‌کند.

وضعیت اخراج‌شدگان در داخل افغانستان

برای بازگشت‌کنندگان، عبور از مرز به سوی افغانستان به‌معنای بازگشت به خانه نیست، بلکه فرورفتن دوباره در ورطه‌ی ناامنی و بی‌سرنوشتی است. بسیاری بدون پول، بدون غذا و بدون سرپناه وارد افغانستان می‌شوند. نهادهای بشردوستانه کمک‌های اولیه‌ی غذایی و خدمات درمانی فراهم می‌کنند، اما منابع آن‌ها به شدت محدود است. به گفته‌ی سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی او ام)، بین ماه‌های جنوری تا می ۲۰۲۵، بیش از ۴۵۰ هزار افغان به شمول بیش از ۳۰ هزار خانواده از ایران بازگردانده شده‌اند.

در ولایت‌های مرزی هرات و نیمروز، بازگشت‌کنندگان با هرج‌ومرج و بی‌نظمی روبه‌رو شده‌اند. یکی از مصاحبه‌شوندگان به زن‌تایمز گفت: «نه سایه‌ای هست، نه آب، نه هیچ حمایتی. گرما غیرقابل‌تحمل است. بعضی‌ها همان‌جا از حال رفتند. دیگران هم جایی ندارند که برگردند.»

بر اساس آمارهای ابتدایی که در رسانه‌ها نشر شده است، بیشتر بازگشت‌کنندگان بدون مدرک مردند، ولی سه‌چهارم خانواده‌های اخراج‌شده را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. حضور این تعداد کودک و زن در میان بازگشت‌کنندگان، حکایت از آسیب‌پذیری جدی این جمعیت دارد.

یک مادر ۲۴ ساله که باشنده اصلی هرات و هفت‌ماهه باردار است، می‌گوید: «در خانه کیسه، لیف و صافی ظرف‌شویی می‌بافتم تا کمک‌خرج خانواده باشم. شوهرم در جریان کار از ساختمان سقوط کرد و سر و ساق پایش آسیب دید، و دیگر نتوانست کار کند. ۱۳۰ میلیون تومان (حدود ۳۰۸۰ دالر) پول پیش خانه داده بودیم. اما تا حال پرداخت نکرده اند.»

بازگشت‌کنندگانی مانند این مادر ۲۴ ساله گزارش داده‌اند که در گرمای سوزان، ساعت‌ها و گاه روزها برای دریافت کمک‌ انتظار کشیده‌اند. در این جریان کودکان، مادران باردار و افراد مسن بیمار می‌شوند، و خانواده‌ها مجبورند صدها کیلومتر را تا مناطق اصلی‌شان بدون حمایت و امکانات کافی طی کنند.

حضور صدها هزار تنی که در کمتر از یک‌سال گذشته از پاکستان اخراج شده و هنوز در شهرها و روستاهای کشور مشغول جابه‌جایی و جستجوی و شغل می‌باشند، شرایط را برای موج جاری افغان‌هایی که از ایران اخراج می‌شوند، تنگ‌تر کرده است. در اواخر ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵، پاکستان اخراج مرحله‌بندی‌شده‌ی افغان‌های بدون مدرک را آغاز کرد. در کراچی، راولپندی، لاهور و دیگر مناطق پاکستان نیروهای پولیس به خانه‌ها و محل‌های کار پناهجویان یورش برده و حتی آن‌هایی را که از سوی سازمان ملل و کمیشنری عالی پناهندگان سازمان ملل کارت دریافت کرده بودند، به اجبار اخراج کردند.

زنی از ولایت تخار در گفتگو با زن‌تایمز گفت که تنها چند ساعت به او فرصت داده شد تا همراه با شوهر و هشت فرزندش خانه را ترک کند: «پولیس پاکستان به کوچه‌ی ما یوررش آورده و مرد و زن افغان را به زور تفنگ و لت‌وکوب از خانه‌ها بیرون کرده و سوار موترهای بزرگ باربری می‌کرند تا به آن‌سوی مرز تورخم پایین‌شان کنند. وقتی آن وضعیت را دیدیم ترسیدیم و به پولیس گفتیم که خودمان صبح سوار موترهای‌تان می‌شویم. همه‌چیز را رها کردیم. فرنیچر، مواشی، و خانه‌ای که ساخته بودیم».

واکنش‌ها و حمایت‌ها

مردم افغانستان، به‌ویژه ساکنان ولایات همجوار ایران به‌طور گسترده به این اخراج‌ها واکنش نشان داده و کمپاین‌های حمایتی راه انداخته‌اند. اما تاکنون سازمان‌های بین‌المللی و دولت‌های خارجی واکنش و حمایت چندانی نشان نداده‌اند. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ابراز نگرانی کرده، اما دسترسی‌اش به مراکز بازداشت در ایران همچنان محدود است. برخی موسسات و نهادها برای حمایت از برگشته‌گان به مناطق مرزی شتافته‌اند، اما در مقایسه به حجم نیازهای موجود، این حمایت‌ها بسیار ناچیز است.

مقام‌های طالبان که در تلاش برای حفظ روابط با تهران اند، از انتقادهای علنی خودداری کرده‌اند و صرفاً خواستار «مدارا» یا بازگشت «با عزت» شده‌اند.

در همین حال، مقام‌های ایرانی هرگونه تخلف را انکار می‌کنند. نادر یاراحمدی اخیراً به رسانه‌های دولتی گفت که «حتی یک مورد بدرفتاری» در کمپ‌های رسمی ثبت نشده و به وجود دوربین‌های نظارتی استناد کرد. او افزود که با بازگشت‌کنندگان «با عزت» برخورد می‌شود و این‌که «ایران برای دهه‌ها میزبان برادران افغان بوده است.» اما شکاف میان روایت رسمی و تجربه‌ی پناهجویان بسیار عمیق است.

آنچه موج کنونی اخراج‌ها را به‌ویژه نگران‌کننده می‌سازد، هم‌زمانی آن با افزایش نفرت‌پراکنی علیه پناهجویان افغان در شبکه‌های اجتماعی، بحران اقتصادی ایران و حکومت اقتدارگرای جمهوری اسلامی است. تنها مسئله‌ کنترل مهاجرت مطرح نیست، بلکه مسئولان حکومت ایران می‌کوشند از این طریق نارضایتی‌های داخلی از ناکامی‌های سیاسی و اقتصادی دولت را منحرف سازند.

پیامدهای انسانی این سیاست ویرانگر است. خانواده‌ها از هم می‌پاشند، زنان در شرایط خطرناک در مسیر راه زایمان می‌کنند، و هزاران نفر مثل آن مادر ۲۴ ساله از هرات وقتی به کشور بر می‌گردند سرپناه و کار ندارند، و از حقوق اولیه انسانی چون گشت‌وگذار، تعلیم و شغل محروم‌اند.

این گزارش بطور مشترک با مجله‌ی هیمال ساوت‌اشیان منتشر شده است.

راد رادان نام مستعار خبرنگاران زن‌تایمز در افغانستان است. زهرا نادر، مدیرمسئول زن‌تایمز است.

خدیجه حیدری خبرنگار زن‌تایمز در تهیه این گزارش همکاری کرده است.

Leave a comment