امیر طالبان مثل دیگر رهبران سیاسی رابطه آشکار با ساکنان کشور ندارد. او از نقش رسانه‌ها بارها شکایت کرده و از آن بخشی از مطبوعات که صدای مردم می‌شوند و یا به خلوت ملاهای طالب سرک می‌کشند، نفرت دارد. اما خود از همه وسایل ممکن برای نفوذ به گوش و ذهن مردم استفاده می‌کند، و رسانه‌ها را به‌خاطر سرک‌کشی به زندگی دیگران و امکان کنترل توده‌ها و سرکوب مخالفان دوست دارد.

ملا هبت‌الله رسانه را چون بلندگوی مسجد یک‌طرفه و ابزار تبلیغ می‌خواهد، و دامنه این تبلیغات را از رسانه‌های متعارف بسیار فراتر برده است. حالا در افغانستان مسجد، مدرسه، مکتب، دانشگاه، پوشش، مناسبت‌ها، دفتر و بازار همه ابزار کنترل و رسانه پیام‌های طالبانی شده‌اند. به همین دلیل، در این چهار سال به‌قدر کافی از او شناخت به‌دست آورده‌ایم، و می‌دانیم که اکنون ملا هبت‌الله در پشت پرده امارت‌اش، شناخته‌شده‌ترین آدم سیاسی افغانستان است. دیگر شک نداریم که او با مکتب و دانشگاه، زن و آزادی، تنوع و دمکراسی دشمنی دارد و تا او حاکم و امارت‌اش برپاست نباید انتظار داشته باشیم که مکاتب دخترانه باز شوند، انتخابات برگزار گردد و یا محدودیت‌های عقیدتی و سیاسی رفع شود. با این حال خوب است، هر بار او با فرمان یا پیام تازه آرمان‌هایش را معرفی می‌کند، و از جامعه رویایی‌اش سخن می‌گوید، ما فاصله آرمان‌های او را با واقعیت‌ها بسنجیم و رویاهایش را نقد کنیم.

لحن پیام عیدی تازه‌اش مثل سایر پیام‌ها و فرامین او مسلمانی و پدرانه است. با نام خدا و آیات قرآن شروع شده و با احادیث و نصایح پایان یافته است. با وجود این چوکات تکراری، نکات تازه‌ای در آن وجود دارد تا با مرور آن به گوشه‌های ذهن آن ملای متوهم راه یابیم.

توسل به ترس

مسلمانان در تعریف رابطه انسان با خدا توافق نظر ندارند. برخی عشق، عده‌ای شکرگزاری، گروهی معامله پاداش آخرت در برابر عبادت، و کسانی چون ملا هبت‌الله اطاعت بی‌چون‌وچرا و ترس را مهم‌ترین وظیفه مومنان و رشته وصل بندگان با خداوند می‌خوانند. ملا هبت‌الله اکنون آیات و احادیثی را برجسته می‌کند که ترس و اطاعت را عنصر اصلی ایمان جلوه دهند.

در شرایط غیر طالبانی، مسلمانان در عید قربان به از خودگذری، بخشش و هم‌بستگی تاکید دارند. قربانی را با اشاره به داستان اسماعیل، نماد پاگذاشتن بر تعلقات شخصی و مادی به‌سود منافع جمعی و ارزش‌های معنوی می‌خوانند. در پیام عید قربان ملا هبت‌الله اما به آیه ۱۹۶ البقره استناد شده طوری که بین عبارت «حج و عمره را برای رضای خدا ادا کنید» و «از الله بترسید و بدانید که عذاب الله بسیار دردناک است» با سه نقطه پل زده تا حج را با «عقاب شدید» وصل کند.

زمانی که دین ابزار سیاسی می‌شود، حاکم یا ملای سیاسی خود را مالک آیات و احکام دینی می‌داند و هرگاه لازم ببینید، بدون ترس از خدا آیه‌ای را با سه نقطه قیچی کرده اول و آخرش را برای هدف سیاسی به‌هم وصل می‌کند. ملای سیاست‌پیشه احادیث را دست‌چین می‌کند، سنت‌ها و عرف را غلبیل کرده از میان آن‌ها برای منافع خود توجیه می‌تراشد. همان‌طوری که حدیث‌شناسان مذاهب مختلف اسلامی مدعی‌اند، حاکمان و ملاهای درباری طی قرن‌ها برای رفع نیازهای سیاسی هزاران حدیث جعل کرده‌اند و شورای علما یا شیوخ را برای این جعل‌کاری معاش و امتیاز داده‌اند.

آیه مورد استناد ملا هبت‌الله بیش از هفتاد کلمه دارد و او تنها چهار کلمه اول و هفت کلمه آخر آن را آورده است و به‌جای باقی متن سه نقطه گذاشته شده است، تا حج در آغاز آیه با ترس و عذاب در پایان آن وصل گردد. عبارات حذف شده درباره شرایط انجام حج است. شاید کسانی بگویند که مناسک و شیوه اجرای حج اصل پیام آیه نبوده، از این‌رو ملا هبت‌الله حق داشته است آن عبارات را حذف کند. اما ادامه پیام ملا نشان می‌دهد که او به شکلیات و مناسک بسیار ارزش قایل است، و به همین دلیل برای چند و چون قربانی احادیثی را به نقل از حضرت انس و بی‌بی عایشه آورده است. ملا هبت‌الله گفته است که پیامبر اسلام پای خویش را بر گردن قوچ شاخدار با رنگ سیاه و سفید گذاشته و با بیان بسم الله و تکبیر حلال کرد، و این که پیامبر «ریختن خون را» محبوب‌ترین عمل انسان نزد الله دانسته است.

تمجید متنفذان و اشراف

طالبان با اتکا به نان و خون دهقان‌زاده‌ها، کارگران و محرومان به قدرت رسیدند. البته حمایت مالی تاجران و متنفذان نیز در قدرت‌گیری آن گروه بی‌تاثیر نبود. اما در تمام سال‌های شورش و جنگ، طالبان ماسک توده‌ای پوشیده بودند و از نارضایتی اقشار محروم سود می‌جستند. زمانی که به قدرت برگشتند به تدریج ماسک از چهره کشیدند و فاصله خود را با محرومان نشانی کردند. در این چهار سال، آزادی و نان و تعلیم توده مردم را بدون هیچ مذاکره و ترحم با سرتنبگی گرفتند. هزاران مخالف غیراشراف و نامتنفذ را زندانی، شکنجه و اعدام کردند. ولی با متنفذان و اشراف بسیار به نرمی رفتار کرده‌اند. با اموال و دارایی‌های مشکوک زورمندان دوره جمهوریت بسیار محترمانه‌تر از کراچی و تبنگ کارگران سرگردان و بی‌کار رفتار شده است. اشرافیت طالبانی به این هم اکتفا نکرده، و آن‌عده جنگ‌جویان فریب‌خورده گروه را نیز که حامی زورمند در دستگاه امارت نداشته‌اند، به بهانه تصفیه و کاهش تشکیلات گروه گروه خانه‌نشین کرده و به جمع میلیونی بی‌کاران رانده‌اند.

این نگاه اشرافی ملا هبت‌الله در پیام عیدی‌اش نیز انعکاس یافته است. او در بخشی از پیام از «متنفذان و بزرگان» خواسته است «احکام شرعی الله ج را در جامعه نافذ کنند» و به استناد قولی از ابوبکر صدیق سرداران و اشراف را «امامان» خوانده و توصیه کرده است که «باید بزرگان و متنفذین ما موقف مشترک به نفع نظام شرعی، مردم و وطن داشته باشند و در تحلیل‌ها، پژوهش‌ها، سخنرانی‌ها، نوشته‌ها و توصیه‌های‌شان مردم را ذهنیت‌سازی کنند».

این پیام به چهار زبان فارسی، پشتو، عربی و انگلیسی در ویب‌سایت «رادیو تلویزیون ملی» نشر شده است، و به نظر می‌رسد متن پشتو نسخه اصلی است و باقی ترجمه‌اند. گمان می‌رود هدف از «ذهنیت‌سازی» هدایت و راهنمایی باشد، نه فریب. در فارسی ذهنیت‌سازی، فریب و تخدیر ذهن به‌وسیله تبلیغات یا مهندسی برداشت‌ها و باورهای افراد از طریق ارایه معلومات جانب‌دارانه و برنامه‌ریزی‌شده معنا می‌دهد. در متن پشتو نیز همین کلمه فارسی استفاده شده با این تفاوت که قید «خوب» در آن آمده است.

می‌گویند ملا هبت‌الله نسبت خونی با اشرافیت ندارد، در خانواده کم‌بضاعت به‌دنیا آمده و با محرومیت در مدارس درس خوانده است. ولی باورهای سیاسی و مذهبی، او را با اشرافیت فیودالی پیوند می‌دهد. در میان جهادیان، احزاب سه‌گانه حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی محمدی، محاذ ملی اسلامی به رهبری پیر سید احمد گیلانی، و جبهه ملی نجات افغانستان به رهبری صبغت الله مجددی نمایندگان اشرافیت مذهبی و فیودالی بودند و برای برگشت افغانستان به دوران ظاهرشاهی تلاش می‌کردند. طالبان از حوزه نفوذ این گروه‌ها برخاستند و در اوایل برخی‌ها تصور می‌کردند که طالبان پیش‌قراولان برگشت نظام شاهی‌اند. در جریان سه دهه اخیر، عناصر مذهبی و سیاسی گوناگون از اخوانی گرفته تا سلفی در گروه طالبان افزوده شدند، اما هسته اصلی این گروه به‌ویژه در حوزه قندهار به سنت اشرافیت فیودالی پای‌بند مانده است.

البته اشرافیت امارتی با اشرافیت دوران ظاهرشاه تفاوت بنیادی دارد. در زمان ظاهرشاه، حکومت در اختیار اشرافیت فیودالی و تاجران بود. اشرافیت مذهبی و درمواردی اشرافیت سرمایه نیز متحدان شاه و فیودالان بودند. کودتا، جهاد و جنگی که بعد از هفت ثور رخ داد تلاش برای تحول سیاسی-اقتصادی بود. سازمان‌ها و احزاب چپ و راست که از تحولات دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ سر بلند کرده بودند، در پی تغییر هرم قدرت بودند. در نتیجه هرمی که شاه در راس آن بود سرنگون شد، ولی نظام بدیل شکل نگرفت.

پیروزی مجاهدین قدمی در راستای احیای نظام اشرافی بود، اما آنان در تیزاب تضادهای جمع‌نشدنی مذهب‌گرایی، قوم‌گرایی، اشرافیت‌خواهی و انقلابی‌گری فروپاشیدند. جمهوریت نیز قرار بود با اتحاد اشراف مذهبی، تاجران و سرمایه‌گذاران شکل گیرد. عنصر فیودالی در آن کمرنگ و فرهنگ و مقررات غالب آن شهری بود.

طالبان در پی بازسازی آن هرم فروپاشیده‌اند، با این تفاوت که به‌جای شاه، امیر نشسته است. این‌بار اشرافیت مذهبی قدرت را در اختیار دارد و در تلاش جلب حمایت و اتحاد تاجران، صنعت‌کاران و متنفذان فیودالی است.

ملا هبت‌الله در این پیام خطاب به «برادران تاجر و صنعت‌کار»  گفته است که برای آبادی کشور بسیار کوشش کنید تا «وطن ما به خودکفایی برسد و از احتیاج دیگران رهایی یابد.» او آزادی و استقلال را منوط به رشد اقتصادی، و رشد اقتصاد را وابسته به رشد تجارت و صنعت خوانده است.

ترتیب تاجر و صنعت‌کار، تجارت و صنعت در پیام ملا هبت‌الله از یک‌سو و اجتناب او از ذکر سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذار ذهنیت ملایی او از اقتصاد را افشا می‌کند. تاجران که محافظه‌کارترین قشر اقتصادی‌اند‌، تحول را دوست ندارند و وابستگی جوامع را به‌سود خود می‌دانند، متحدان اصلی نظام امارتی خوانده می‌شوند. از همین‌رو طالبان تجارت را عبادت می‌خوانند و تاجر را متحد اصلی اقتصادی امارت می‌دانند. قشر صنعت‌کار که نام رسمی فابریکه‌داران و تولیدکنندگان و در واقع سرمایه‌گذاران منهای بخش خدمات‌اند نیز مقبول ذهن مدرسه‌ای ملا هبت‌الله و همتایان است. رهبران طالب تصور می‌کنند که صنعت نیز مثل تجارت در جامعه عقب‌مانده، فاقد مکتب و دانشگاه رشد می‌کند. چند تا ماشین می‌خریم و کارگر استخدام کرده تولید صنعتی راه می‌اندازیم. او نمی‌داند که چگونه صنعت به تعلیم، تحصیل، خدمات و تحقیق وابسته است، از این‌رو بدون دانشگاه و نیروی بشری ماهر نمی‌توان صاحب صنعت شد. البته او و دیگر ملاهای طالب می‌دانند که سکتور خدمات با زندگی مدنی گره خورده، و از این‌رو برای بقای امارت اشرافیت مذهبی-فیودالی-تجاری باید سرکوب و محدود شود.

برداشت طالبان از رشد اقتصادی مثل درک آنان از استقلال معیوب است. در جامعه‌ای که نصف نفوس‌اش حق تحصیل و کار نداشته باشند، و برخ کوچکی از نیمه دیگر آن اگر امکان آموزش داشته باشند، در مراکز شبه‌مدرسه فرصت بسوزند، چگونه تحقیق و توسعه انجام گیرد و صنایع تولیدی رشد کند؟

تبعیض برادران

زن‌ستیزی ملا هبت‌الله و امارت‌اش چنان برملاست که انگشت گذاشتن به غیبت زنان و یا نشانه‌های زن‌ستیزانه در پیام او شاید بیهوده به‌نظر برسد. ولی خوب است به احترام میلیون‌ها دختر و زنی که در قفس امارت این روزها جان می‌کنند، در پایان این مقاله از تبعیض «بردارانه» در پیام عیدی امیر طالبان یاد کنیم. ملا به زنان افغانستان عید مبارکی نگفته و برای آن‌که ظن خطاب به زنان از او رفع شود، چند بار «برادران» را ذکر کرده است. در آغاز به برادران مسلمان سلام و عید مبارکی گفته است. بعد از بردران مسلمان خواسته است تا برای «پیشرفت و کامیابی نظام شرعی» تلاش نمایند. در ادامه از برادران تاجر و صنعت‌کارش تقاضای همکاری اقتصادی کرده است.

البته در پیام او سه بار از زنان غیر افغان یاد شده است. یک بار به نقل از بی‌بی عایشه حدیثی را در باب ثواب ریختن خون آورده است. بار دیگر از زبان «زینب از قبیله حمس» درمورد مقام اشراف و سرداران حکایتی نوشته است. بار سوم از زنان غزه یاد کرده است که «مظالم صهیونستان» بر آنان ادامه دارد. او ستم بر زنان، کودکان و مسلمانان فلسطین را شدیداً محکوم کرده است.

Leave a comment