شازیه امسال با فرزندی نه ماهه در شکم در راه شفاخانه جان باخت. او باشنده نیمروز بود و ۱۷ سال عمر داشت. زرمینه مادر داغ‌دار شازیه هربار چشم‌اش به عکس دختر نامرادش می‌افتد ناله سر می‌دهد و اشک می‌ریزد. زرمینه به عکس خندان دخترش که میان انبوهی از درختان سبز گرفته شده، اشاره کرده می‌گوید: «دخترم با عالمی آرزو زیر خاک رفت.»

به گزارش سازمان صحی جهان، در افغانستان در هر ۱۰۰ هزار زایمان، ۶۵۰ مادر جان می‌دهند. بیشتر این زنان روستایی‌اند و به دلیل نبود مراقبت‌های ولادی می‌میرند.

زرمینه به زن تایمز گفت: «وقتی درد‌های زایمان دخترم شروع شد، شوهرش به هر طرف دوید تا موتری پیدا کند، اما هیچ وسیله‌ای نبود. آخر با موتر پسر کاکایش به‌سوی زرنج راه افتادیم. پس از دو ساعت سفر، دخترم جلو چشمان‌ام جان داد. موتر پر از خون شده بود. کودک‌اش را در موتر به دنیا آورد و بی‌هوش شد. وقتی به شفاخانه رسیدیم، داکتر‌ها سوزن زدند، یخ گذاشتند، و خون دادند. اما دیگر دیر شده بود.»

در نیمروز، برخی ساکنان برای رسیدن به مراکز صحی باید ساعت‌ها در دشت‌ها سفر کنند. بیشتر سرک‌ها خامه است و گاهی وسیله نقلیه پیدا نمی‌شود و مادران باردار با پای پیاده یا سوار بر مرکب به کلینیک ‌می‌روند. عده‌ای دیر می‌رسند و کسانی مثل شازیه هرگز به کلینیک نمی‌رسند.

بر اساس یک گزارش یونیسف نیمی از مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال در افغانستان، در هفته نخست زندگی و در نتیجه کمبود مراقبت‌های پیش از تولد و بعد از آن رخ می‌دهد.

نوزاد شازیه یک روز پس از مادرش جان داد. طبق آمار منابع محلی ریاست صحت عامه، در سال ۱۴۰۳، دست کم ۱۰ زن و ۲۵ نوزاد در مسیر انتقال از ولسوالی‌ها به شفاخانه زرنج در مرکز ولایت نیمروز جان باخته‌اند. 

زمستان گذشته، زینب ۱۸ ساله و مادر یک کودک، در قریه مولانا نیمه‌های شب دچار درد زایمان شد. شوهرش عبدالله با چراغ موبایل به راه افتاد تا وسیله‌ای برای انتقال همسرش پیدا کند. موتر یافتند و به‌راه افتادند، اما هنوز به نیمه‌راه نرسیده بودند که زینب در آغوش عبدالله آخرین نفس‌هایش را کشید. نوزاد نیز در رحم مادر جان داد.

عبدالله با صدایی گرفته می‌گوید: «اگر یک داکتر در قریه ما می‌بود، زن‌ام زنده می‌ماند. کلینیک داریم اما داکتر نه. اگر داکتر باشد، دوا نیست. ما مردم بیچاره‌ایم. دولت اصلاً به این قریه‌ها اهمیت نمی‌دهد.»

ولایت نیمروز پنج ولسوالی دارد، و پیش از کاهش کمک‌ها در هر ولسوالی دو کلینیک دولتی فعال بود. اکنون در هر ولسوالی یک کلینیک بسته شده و کلینیک دیگر نیز با کاهش امکانات روبه‌روست. در شهر زرنج مرکز ولایت نیمروز ۴ کلینیک دولتی ساخته شده است. این چهار کلینیک هنوز فعال‌اند، اما تعداد پرسونل و کیفیت خدمات آن‌ها کاهش یافته است.

زیبا، مادر دیگری که دختر ۲۷ ساله‌اش را هنگام زایمان از دست داده است به زن‌تایمز گفت: «تا پنج سال بعد از عروسی خانه‌اش اولاد نمی‌شد. پدر و شوهرش هرچه داشتند فروختند تا او را تداوی کنند. تداوی موفق بود و دخترم حامله شد. یک شب در دلارام دردش شروع شد. در کلینیک دلارام قابله نبود و تا او را به زرنج برسانیم، فشارش بالا رفت و فوت کرد. حالا از دخترم فقط خاطرات و این نواسه یک‌ماهه‌ام یوسف به‌جا مانده است.»

داکتر سوسن، متخصص نسایی و ولادی به زن تایمز گفت: «با روی کار آمدن طالبان، وضعیت خدمات صحی برای زنان به‌مراتب وخیم‌تر شده است. اگر موسسات کمک می‌کردند، قابله‌ها اخراج نمی‌شدند و فقط در هر ولسوالی یک قابله شبانه‌روزی می‌بود، ما این‌همه مرگ نمی‌دیدیم. حالا حتی اگر کلینیکی باشد دوا نیست، یا اگر دوا باشد داکتر نیست. یگان کلینیک فقط یک قابله دارد که تا ساعت چهار بعد از ظهر کار می‌کند. شب‌ها اگر زنی درد بگیرد کسی نیست که کمک کند.»

حلیمه، باشنده ولسوالی چخانسور، مونسه خواهر ۲۰ ساله‌اش را به دلیل نبود امکانات در کلینیک، از دست داد: «کلینیک چخانسور فقط یک قابله داشت، بدون دوا و امکانات. قابله ولادت داده نتوانست. روز پنجم و در آخرین نفس‌های خواهرم گفت ببریدش به شفاخانه شهر. آن‌جا طفل تولد شد اما خونریزی شدید خواهرم را از پا انداخت. طفل زنده ماند، اما خودش از دنیا رفت.» یاسین، کودک بی‌مادر حالا دو ماهه است. اگر کلینیک چخانسور امکانات می‌داشت، یاسین در آغوش مادرش کلان می‌شد.

ندیما، قابله‌ای باتجربه در نیمروز، از مرگ مادران حامله روایت‌های تلخی دارد: «یک‌بار طفلی را آوردند که هنگام تولد خفه شده بود و به‌سختی نفس می‌کشید. وقتی پرسیدیم مادرش کجاست، گفتند در خانه ولادت کرده و فوت شده است. از ترس این‌که مبادا طفل هم نجات نیابد، فوراً او را شفاخانه رسانده بودند. طفل پنج روز در دست‌گاه اکسیجن بود و بهتر شد. این مرگ‌ها نه ثبت می‌شوند و نه پی‌گیری.»

داکتر دیگری که نخواست نام‌اش فاش شود، به زن تایمز گفت: «مرگ زن‌هایی که در قریه‌ها جان می‌دهند، گزارش نمی‌شود. نه دولت آماری دارد و نه نهاد‌های بین‌المللی. فقط در شفاخانه ولایتی ما سال گذشته دست‌کم ده مورد مرگ مادر دیدیم که در هیچ فهرستی ثبت نشده است.»

فاطمه ۲۷ ساله در جنوب ولایت نیمروز هر روز برای نجات جان زنان می‌کوشد. او تحصیلات قابلگی دارد و از ۵ سال به این سو در شهر زرنج و ولسوال‌ها وظیفه اجرا کرده است. فاطمه به زن‌تایمز گفت: «ما با ابتدایی‌ترین وسایل کار می‌کنیم. گاهی حتی دست‌کش یا سیتامول نداریم. هیچ مادری نباید هنگام ولادت بمیرد. اگر امکانات باشد، این مرگ‌ها قابل پیش‌گیری‌اند.»

*نام‌ها به دلایل امنیتی مستعارند.

Leave a comment