مزدا مهرگان شاعر و کنشگر اجتماعی است که از شانزده سالگی شعر سروده و از چهار سال به اینسو در حوزه اجتماعی و بهخصوص در حوزه زنان قلم میزند. او در این اواخر به بیان یک سلسله روایت از آزار جنسی، تعرض، سوء استفاده و مدیونسازی زنان از جانب مردان پرداخته است. او که ۲۶ سال عمر دارد، مادر دو کودک است و در آلمان زندگی میکند. مزدا قبل از سقوط با جامعه ادبی افغانستان در ارتباط بود و میگوید در آن انجمنها برخی مردان با القاب شاعر و استاد، زنان زیادی را به بهانه کمک، کشف یا معرفی به دام انداخته و به آنها آسیب وارد میکردند. او میگوید که خودش با روان زخمی از کابل به پنجشیر رفته و مدت سه سال سعی کرده بود که با هیچ شخص فرهنگی در تماس نباشد.
او حالا از طریق شبکههای اجتماعی میکوشد روایتهایی از آزار جنسی بنویسد. مزدا میخواهد با روایت این خاطرات و تجارب دردناک، دختران نوجوان و زنان را آگاه ساخته و تلنگری نیز به آن دسته از مردان بزند که زنان را چون کالای جنسی میبینند و با بهانههای مختلف حتی بهانهی اصلاح شعر و آموزش نوشتن از دختران نوجوان سوء استفاده میکنند.
زنتایمز: مزدا مهرگان کیست؟
مهرگان: خودم را شاعر، مادر، دانشجو و کنشگر اجتماعی میدانم.
زنتایمز: چه وقت و چه عاملی شما را به فعالیت علیه تعرض و تجاوز به زنان در محافل ادبی افغانستان سوق داد؟
مهرگان: من پانزده سال داشتم که با فضای ادبی افغانستان آشنا شدم. آن دوره تصویر تقدسآمیزی از شعر و شاعر داشتم. تازه وارد فضای مجازی شده بودم و میخواستم شعر امروز افغانستان و ایران را بخوانم. همان دوره یکی از شاعران را دنبال میکردم و باری برایم پیام گذاشت. رفتارش بسیار زشت و بیادبانه بود، و مرا که عاشق شعر بودم تکان داد. پس از آن با انجمنها آشنا شدم و به استثنای یکی دو جمع نیکنام در تمام فضاها آزارگری، رفتارهای ضد زن، تمسخر زنان و برچسب زدنها محسوس و حتی عادی بود.
زنتایمز: آیا نمونههای مشخصی از رفتار خشونتآمیز و تعرض شاعران افغانستان باعث شد شما تصمیم به فعالیت بگیرید؟
مهرگان: ٰٰبله. برای حفظ هویت قربانیها توضیحات مفصل داده نمیتوانم ولی زنان زیادی را میشناسم که از رفتار فرهنگیان افغانستان آسیب دیدهاند، و اکنون بهجای کار هنری با زخمهای بهجا مانده از تجاوز، تعرض، باجگیریهای جنسی، تهدیدها و تحقیرها درگیرند. آنان آسیب اجتماعی دیدهاند، طرد شدهاند و با بدبختی زندگی میکنند.
زنتایمز: جامعه ادبی افغانستان چگونه به تلاشهای شما برای مقابله با این مسائل واکنش نشان داده است؟
مهرگان: ٰٰدر مواردی با بیتوجهی و انکار، در مواردی هم با برچسب زدن. یکی از برچسپهای بسیار معمول این بود که میگفتند: شعر فلانی «زن» از خودش نیست فلانی «مرد» برایش مینویسه. این برچسب را پس از تلاشهای افشاگرانهام بیشتر از قبل در فضای مجازی به من زدهاند. از آنجایی که همسرم نیز شاعر است مسلماً کارشان راحت است. در برخی موارد فحاشی و تمسخر کردهاند.
زنتایمز: به نظر شما چه عواملی باعث تعرض و خشونت جنسی شاعران مرد نسبت به زنان شده است؟
مهرگان: بسیاری از شاعران مرد افغانستان در خلای اخلاقی به سر میبرند. آنان به اخلاقیات مذهبی بیباور شدهاند و صاحب چارچوب اخلاقی دیگری نیز نشدهاند.
زنتایمز: آیا تجربههای شخصی یا روایتهای دیگران بر نوع فعالیتهای شما تاثیر گذاشته است؟
مهرگان: تجربه شخصی و روایتهای دیگران، هردو بر فعالیتهایم اثرگذار بودهاند. در فرصتی مناسب با جزییات بیشتر به این مساله خواهم پرداخت. وضعیت دختران در داخل افغانستان انگیزه اصلی من برای نوشتن بوده است. این سواستفادهها امروز نیز به صورت آنلاین و حضوری اتفاق میافتند و بعضی از دختران آسیبدیده بهمن مراجعه میکنند. کاش پای امنیت یک عده انسان مظلوم وسط نبود. میشد بسیار حرف زد.
زنتایمز:به نظر شما روایتهای تعرض و خشونت جنسی چه کمکی به زندگی زنان میکند؟
مهرگان: نوشتههای مفصلی در این باب دارم که از آدرس خودم و آدرسهای دیگر منتشر شده است. اینجا نکتهوار عرض میکنم:
۱ کنشگری به جای کنشپذیری که یکی از مهمترین نیازهای زنان برای احقاق حقوقشان است.
۲ آسیب دیدن فضای امن ذهنی مردان آسیبزا و متجاوز
۳: ایجاد همبستگی بیشتر بین زنان
۴: بهبود وضعیت روانی روایتگر/ قربانی و گذار از موقعیت قربانی
۵: آگاهیرسانی به قربانیان دیگر و تشویق به صدا بلند کردن
زنتایمز: میخواهید زنان آدرسهای امن زنانه پیدا کنند و به همدیگر کمک و اعتماد کنند؟
مهرگان: خیر، میخواهم زنان در هیچ آدرسی بهخاطر جنسیتشان آسیب نبینند. جنسیت در هیچجا معیار فرادستی و یا فرودستی انسانها نشود. بتوانیم جامعهیی بسازیم که در آن زنان آگاه از حقوق خود با مردانی که تفکر ضد زن ندارند و زن را ناموس و کالا نمیدانند زندگی کنند.
زنتایمز: فکر میکنید راهحلهای عملی برای کاهش تعرض و خشونت جنسی علیه زنان و دختران نوجوان چه میتواند باشد؟
مهرگان: روایتگری، ایجاد فضاهای آموزشی آنلاین و حضوری، حرفزدن از آدرسهای شخصی، ایجاد همبستگی و درک متقابل بیشتر بین زنان.
زنتایمز: نقش شبکههای اجتماعی و رسانهها در افزایش آگاهی از این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
مهرگان: رسانه بیشتر در خدمت سیستم است. سیستم حاکم ضد زن است. رسانههای انگشت شمار صادقانه به دفاع از حقوق زنان کار میکنند، آگاهی و سواد لازم را هم دارند. نقش رسانهها را بیشتر مخرب میدانم.
زنتایمز: آیا شعر و ادبیات میتوانند ابزار مبارزه و مقاومت در برابر تعرض باشند؟
مهرگان: هنر در کل به جلو بردن تفکر جامعه کمک میکند ولی بیشتر شاعران مرد افغانستان ذهنیت زنستیز دارند. آنان زنستیزی را در شعر بازتولید میکنند. در صورتی که شعر در خدمت تفکر مردسالار نباشد، آنگاه میتواند ابزار مبارزه و مقاومت در برابر تعرض جنسی علیه زنان باشد. در آن صورت کلیشهها شکسته میشوند، چرخه زنستیزی متوقف میشود، هویت زنانه باز تعریف میگردد و همبستگی و اعتماد بیشتر بین انسانهای جامعه بهوجود میآید.
زنتایمز: نوشته بودید که مناسبات قدرت، مرد را فرادست و زن را فرودست میسازد، و باعث میشود که زن خود را مدیون مرد احساس کند و نتواند به موقع نه بگوید، در این مورد بیشتر بگویید لطفا.
مهرگان: در جوامع مرد سالار برای زنان جایگاه حاشیهای قایلاند. نیم پیکر جامعه به دلیل جنسیت منزوی میشوند و زنان مستقل بار نمیآیند. یکی از بزرگترین عوامل انفعال زنان در برابر خشونت، وابستگی مالی است. زنی که کار میکند و از نظر مالی مستقل است، با گذشت زمان قویتر میشود و رشد میکند. استقلال مالی زنان را در برابر آسیبهای زیاد مصئونیت میبخشد. اینطور بگویم: از فرو دستترین طبقات جامعه طبقهی کارگر است، فرو دستتر از کارگر کیست؟ زنِ کارگر.
زنتایمز: در یکی از پستهای فیسبوکی از مدیونسازی و سکس نوشتهاید، در این مورد توضیح دهید لطفا.
مهرگان: بارها در گفتگو با دوستان این جمله را شنیدهام که «خیلی به مه خوبی کده بود، اصلاً انتظار نداشتم دنبال سکس باشد» و معمولاً به دنبالاش جملاتی از این جنس میگویند: «وقتی خواست به بدنام دست بزنه، یا وقتی برایم این حرف جنسی را گفت، در شوک ماندم.» و « نتوانستم اعتراض کنم، نمیدانم چرا». این جملات بسیار شبیهاند.
باید زنان «نه» گفتن را بیاموزند و جامعه اهمیت «نه» را بهرسمیت بشناسد. «نه یعنی نه»، و نباید تعرض، تجاوز و آزارجنسی با رابطه جنسی اشتباه گرفته شود یا توجیه شود.
چرا زن در شرایطی قرار میگیرد که «نه» گفتن برایش سخت میشود؟ پرسش دشواری است و پاسخ سرراست ندارد. زن افغانستان با «مردهراسی» بزرگ میشود. پدر صلاحیت دارد و کتک میزند. خواهر باید جورابهای برادر را بشوید، و اگر نشوید مجازات میشود. برتری مرد بر زن در جوامع سنتی و عقبمانده عادی شده و بر تمام امور زندگی سایه افگنده است.
مثلاً زنی که شاغل است به کارهای خانه نیز میرسد ولی مردی که بیکار است در این کارها سهم نمیگیرد. زن شاغل سالها پس از زندگی در غرب و حتی زمانی که بهمقایسه شوهرش درآمد بیشتر و موقعیت اجتماعی بهتر دارد، گمان میکند که باید حساب پولاش را به شوهر بدهد.
حتی زن شاغل آگاهی که در محیط زنستیز بزرگ شده نیز ممکن است به خود حق ندهد که به همسرش بگوید «فعلا دلام سکس نمیخواهد» یا «میخواهد». تمام اینها ریشه در سرکوبی دارد که برای زنان در محیط مرسالار عادی شده است.
وقتی زن در شرایطی قرار میگیرد که باید «نه» بگوید ولی جرات نمیکند، آیا به مرد مجوز سکس داده است؟ نه. در این شرایط وقتی مردی به زنی نزدیک میشود تعرض یا تجاوز کرده است.
برای به حداقل رساندن این تجاوزهای توجیه شده مسیر طولانی پیش روی ماست. آنچه مهم است پیبردن زنان به اهمیت واژه «نه» است.
از دو جهت این واژه بسیار مهم است. یکی اینکه زن را از حالت انفعال بیرون میکشد و به کنشگر بدل میکند. زنی که «نه» میگوید اختیار بدن خود را بهدست گرفته است. دیگر اینکه جای توجیه برای مرد نمیماند.
در رابطه به پروسه «مدیونسازی» باید بگویم که این پروسه گاهی پس از «نه» شنیدن آغاز میشود. در موارد دیگر هم پس از رفتاری که زن نشانه عدم رضایت بروز میدهد. اینطور که یک مرد مهربان، و تکیهگاه امن در زندگی شما میآید. عصبانیتهایتان را تحمل میکند، زمینه «چکر رفتن» را مساعد میکند. چند وعده پول غذایتان را هم ممکن «حساب کند» و در مواردی کارهای بزرگتر برای شما انجام دهد، ولی به این هدف که وقتی او خواست به تن شما دسترسی پیدا کند «نه» نشنود. در این رابطه زن «مدیون» مرد میشود. پس از آن همه لطفی که مرد به حقاش کرده اول تعجب میکند و بعد که تجاوز اتفاق افتاد حتی در ذهن خود نمیتواند مرد را نقد کند. سالها زمان میبرد که زن متوجه شود چه اتفاقی افتاده است. آن زن سالها بهخاطر پذیرفتن حمایتهای مرد، پول غذا و صبوری او خود را سرزنش میکند.
اگر میخواهیم این تجاوزهای عادیشده به حداقل برسد باید واژه «نه» را به رسمیت بشناسیم. این برای مرد و زن و کوئیر صدق میکند.
خطاب به مردان باید بگویم اگر با مدیونسازی به تن او دست پیدا میکنید متجاوزید. زنی که در مقابل پیشنهاد شما برای رابطه جنسی یا رفتارهای جنسی شما واکنش نشان نداده و با شما خندان به کافه رفته است، غیرمستقیم «بله» نگفته است. تنها زمانی که زن خواست و توافقاش به رابطه جنسی را واضح بیان میکند، رابطه جنسی واقعی رخ میدهد.


