تعداد مهاجران افغانستان معلوم نیست. سازمانهای بینالمللی و کشورهای میزبان ارقام متفاوت میدهند و گاهی این ارقام بیانههای سیاسی اند نه عدد. مثلاً رقم مهاجران افغانستان در ایران را برخی حدود چهار میلیون و کسانی هشت و حتی ده میلیون میخوانند. با این حال همه میدانیم که کتله بزرگی از ساکنان کشور ما بیخانمان، بیجاشده و مهاجرند. تعداد مهاجران ما در سراسر دنیا میلیونها تناند و اگر میتوانستند کشوری تشکیل دهند، نفوسشان از برخی کشورهای مهم و قدرتمند جهان مثل قطر، امارات متحده عربی، کویت و حتی اسراییل بیشتر میبود. بخشی از این مهاجران خوشبختانه در گوشههای امن جهان پناه گرفتهاند، و صاحب کار و خانه نو شدهاند. دیگران اما در کشورهای منطقه و گوشههای دورتر جهان برای بقا و یافتن جایپای تقلا دارند.
اگرچه از زندانی که طالبان وطن را ساختهاند، مهاجرت حتی به پاکستان و ایران امتیاز بهشمار میرود، و گریز از سایه امارت طالبانی رهایی و پیشرفت حساب میشود. اما، سایه محرومیتهای وطنی مهاجران را در راه مهاجرت و کشورهای میزبان به آسانی رها نمیکند. اکثر مهاجران باید تا رسیدن به کشور دیگر بارها از چنگ مرگ بگریزند، و جمعی از آنان در مسیر راه کشته، زخمی و ناپدید میشوند. بر اساس گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت، در ده سال اخیر ۷۲ هزار تن در راه مهاجرت ناپدید شده و یا جان دادهاند. پنج هزار تن آنان وطنداران ما بوده اند.
زمانی که این مهاجران به گوشهای امنتر از افغانستان میرسند، اضطرار گرسنگی و خطر جان شان رفع میشود، اما ترس اخراج و جانکندن ادغام تازه آغاز میگردد. حتی در کشورهای غربی رسیدن بهمعنای پایان تقلا برای بقا نیست، و باید سالها برای پذیرفتهشدن تلاش کنند. آوازه طرحی برای اخراج مهاجران پشتون در سویس که تکذیب شد، و تنشهایی که بین هموطنان ما گاه و بیگاه بر سر اینکه چه کسانی مستحق پذیرش در کشورهای غربیاند و کیها «به دروغ مظلومنمایی» میکنند، گوشهای از فشارهای روانی است که مهاجران با آن روبرویند.
با توجه به وضعیت جاری، بهنظر نمیرسد در آینده نزدیک، حتی اگر جای طالبان را حکومت نورمال بگیرد، مهاجرت ما پایان یابد. ایجاد ثبات اقتصادی و سیاسی که مزیت ماندن در افغانستان را برای اکثریت نفوس کشور بر مهاجرت پررنگتر نماید، وقت خواهد گرفت. از اینرو سرنوشت مهاجران برای مدتها مساله ملی ما باقی خواهد ماند. البته مهاجرت مساله جهانی است، و چندوچون روزگار مهاجران بر کل اقتصاد جهان اثرگذار میباشد.
بر اساس ارقام تخمینی که سازمانهای جهانی کار در سال ۲۰۲۴ نشر کرده است، تعداد مهاجران در سراسر جهان در سال ۲۰۲۲ میلادی ۲۸۴.۵ میلیون نفر بودهاند که معادل سه درصد کل نفوس جهان میشود. از این جمعیت تعداد ۲۵۵.۷ میلیون نفر در سن کار بوده و ۱۶۷.۷ میلیون تنشان در دسته نیروی کار شمرده میشدهاند. برای این که اهمیت این نیروی کار را متوجه شویم، خوب است بدانیم که در سال ۲۰۲۲ نیروی کار بزرگترین اقتصاد دنیا، امریکا، نیز کمتر از ۱۷۰ میلیون نفر بوده است. در آن سال ۱۵۵.۶ میلیون مهاجر مشغول کار بوده و تنها ۱۲.۳ میلیون تن از نیروی کار آنان بیکار، مشغول کارهای غیررسمی و یا در جستجوی کار بودهاند.
این جمعیت بزرگ نقش بسیار اثرگذار بر اقتصاد جهان دارند. از نظر مهارت و تواناییهای کاری نیز مهاجران متنوعترین و فعالترین جمعیت جهاناند و از دانشگاهها، مراکز تحقیق، ادارات و کارخانهها تا کارهای یدی پرخطر اما کمدرآمد در معادن، شاروالیها و مزارع با انتظارات کم و شرایط سخت کار میکنند و به ارزش اقتصاد جهانی میافزایند. با این وجود، کتله بزرگی از آنان فاقد هویت، بیسرزمین و خانهبهدوش زندگی میکنند. حتی در جوامع پیشرفته، جایی که سیاستمداران میدانند مهاجران در چرخش ماشین اقتصادشان نقش حیاتی دارند، و قوانین و مقررات را برای جذب نیروی کار سرگردان در بازار جهان تسهیل کردهاند، شمشیر بیگانهشماری و اخراج همیشه بر سر مهاجران معلق نگه داشته میشود.
روزگار مهاجرانی که در خاورمیانه، شمال افریقا و جنوب آسیا پناه گرفتهاند سیاهتر از همه است و متاسفانه با بخشی از نیروی کار میلیونی این بیوطنان چون بردگان رفتار میشود. اما نشانههایی وجود دارد که در سالهای آتی وضعیت عمومی مهاجران در سراسر جهان پرتلاطم خواهد بود. این تلاطم ریشه در وضعیت پرتحول جهان دارد، و این که چگونه کشورها و جوامع تحول تکنالوجیک و جابهجایی شدید بازارها را مدیریت خواهند کرد.
آن بخش جهان که بازار و تکنالوجی را در اختیار دارد، مشغول بازسازی و آمادگی برای عبور به مرحله تازه و پر از ابهام است. از آنجایی که ابزار کار و سرمایه در حال تحول است، ارزشها و روابط نیز بازتعریف میشوند.
برخی کارشناسان میگویند، آنچه امروز دنیا از سر میگذراند کم و بیش به دوره گذار از اقتصاد زراعتی به صنعتی شباهت دارد، با این تفاوت که آن گذار طی چند قرن اتفاق افتاد و جهانی شد، اما تحولی که اکنون جهان سپری میکند بسیار سریعتر اتفاق میافتد و با نتایج بهمراتب غافلگیرکننده همراه است.
جوامع مهاجرپذیر بیش از باقی دنیا تغییرات را حس میکنند، چون پیشرفتهترند و به تکنالوجی بیشتر وابستهاند. تغییر، تنش و نگرانی بههمراه میآورد، و سیاستمداران پشت بهانه میگردند تا خشم جامعه را بهسمت «بیگانهها»، اقلیتها و «دیگران» هدایت کنند. مهاجران، بخصوص آنانی که با جوامع میزبان تفاوتهای جدی فرهنگی دارند، هنگام انتخابات، مواقعی که یک کشور دچار تنزل جایگاه اقتصادی میشود، یا نرخ بیکاری افزایش مییابد، در دسترسترین و بیدفاعترین متهمان میشوند. در این وضعیت، همبستگی میان مهاجران ما و تلاش برای حمایت همدیگر بهجای کارشکنی و دوسیهسازی نیاز جدی است.


