نوار غزه، یکی از پرجمعیتترین نقاط جهان در بیش از یک سال گذشته بهطور بیرحمانه بمباران و ویران گردید. هزاران کودک، زن و مرد بدون تفکیک سن و نقش سیاسی-نظامی سلاخی شدند. بعد از جنگ دوم جهانی، این بدترین و شدیدترین نوع بمباران عصر ما خوانده شده است. اسراییل با استفاده از تکنالوجی بسیار پیشرفته جنگ و کشتار، ۸۰ درصد کل خانههای غزه را ویران نموده و تقریباً همه ساکنان آن شهر را چندین بار در داخل غزه از یکجا به جای دیگر آواره کرده است. اگرچه ثبت تلفات در چنین وضعیت فاجعهبار آسان نیست، ولی رقم تقریبی کشتهشدههای این جنگ ۵۰ هزار تن تخمین زده میشود، و درعین حال گفته میشود که صدها هزار تن دیگر زخمی شده اند. نیم کشتهشدگان و قربانیان کودکان فلسطینی بودهاند.
سازمانها و نهادهای فعال در عرصه جلوگیری از نسلکشی، و مورخان نسلکشی و هولوکاست آنچه را بر مردم غزه از ماه اکتوبر ۲۰۲۳ تاکنون تحمیل شده مصداق نسلکشی خواندهاند. به تاریخ ۵ دسامبر امسال سازمان عفو بینالملل در گزارشی نوشت: «تحقیقات ما نشان میدهد که اسراییل ضمن آگاهی از آسیبهای جبرانناپذیر اقداماتش بر فلسطینیان در غزه، ماهها مشغول نسلکشی در این شهر بوده است.»
قبل از گزارش عفو بینالملل، موسسه جلوگیری از نسلکشی لمکین چنین اعلام کرده بود: «میخواهیم بهصورت واضح بگوییم که اسراییل در غزه مشغول نسلکشی است. ایالات متحده امریکا در این نسلکشی شریک است. این سخن سیاسی نیست، بلکه با دانش و تجربه بهدست آمده است.» علاوه بر این، راز سگال، محقق برجسته مطالعات هولوکاست و نسلکشی، کشتار غزه را مصداق واقعی آنچه در کتابهای درسی درمورد نسلکشی تدریس میشود، خوانده است. به نقل از بَری تراختنبرگ مورخ هولوکاست در یک مقاله مجله نیویورکر آمده است که میان مورخان نسلکشی درمورد آنچه در غزه رخ میدهد اتفاق نظر وجود دارد و «ما اکنون شاهد نسلکشی» هستیم.
مقامات اسراییلی نیز نیات نسلکشی خود را پنهان نمیکنند. سیاستمداران و جنرالهای اسراییل بارها نیت کشتار خود را اعلام کردهاند. به عنوان مثال این سخن بزالل اسموتریچ وزیر مالیه اسراییل به طور گسترده در رسانهها نقل شده است که مرگ دو میلیون فلسطینی از گرسنگی در غزه «موجه و اخلاقی» است، اما جامعه بینالمللی اجازه نمیدهد که این اتفاق بیافتد. در آغاز جنگ، جنرال غسان علیان تاکید کرد که «باید با حیوانات انساننما (فلسطینیها) چنین رفتار شود. برق و آب نخواهد بود، فقط ویرانی خواهد بود. وقتی جهنم بخواهی، جهنم بهدست میآوری.»
عفو بینالملل در گزارش نسلکشیاش نوشته است: « شرایطی را که اسراییل در غزه تحمیل نموده ترکیبی مرگبار از سوء تغذیه، گرسنگی و بیماری ایجاد کرده و فلسطینیها را در معرض مرگ تدریجی و حساب شده قرار داده است». اگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، اظهار داشته است که « برای بیش از یک سال شکست فاجعهبار و شرمآور جامعه بینالملل در واداشتن اسراییل به توقف جنایاتاش در غزه لکه ننگ بر وجدان جمعی ما باقی خواهد ماند.» او جامعه جهانی را متهم کرده است که در اوایل جنگ تمایلی به اعمال فشار برای آتشبس نشان نداده و بدتر از آن، برخی کشورها با ارسال تسیلحات به اسراییل به ادامه فاجعه کمک کردهاند.
قتل عام در غزه را «اولین نسلکشی دیجیتالی جهان» نیز خواندهاند، و برای اولینبار جهانیان از طریق تلفون همراه، اتفاقات خونبار غزه را زنده و یا با فاصله چند ساعت تعقیب میکردند. شیوه کشتار و تکنالوجی تغییر کرده، ولی داستان فلسطین تازگی ندارد. جنگ علیه مردم فلسطین از ۷۵ سال پیش زمانی آغاز شد که اسراییل با هویت قومی و مذهبی یهود در فلسطین تاریخی تاسیس شد. این دولت به اساس انکار موجودیت مردم فلسطین ساخته شد، و یکی از شعارهای بنیادی جنبش صهیونیسم این بود که «سرزمینی بدون مردم برای مردمی بدون سرزمین». این سخن گلدا مایر، تنها نخست وزیر زن اسراییل نیز در یادها باقی مانده است که گفته بود: «چیزی به نام فلسطینیها وجود نداشت».
از آنجایی که رژیم صهیونیستی موجودیت مردم فلسطین را انکار میکند، لذا به طور مستمر دست به پاکسازی قومی و اخراج اجباری ساکنان بومی میزند، و برای آنعده فلسطینیهایی که هنوز در آن سرزمین باقی ماندهاند، رژیم ضد انسانی اپارتاید را که شباهت بسیار به زندان جمعی دارد، ایجاد کرده است. کشتار بیرحمانه یک سال اخیر بخشی از آن سیاست نژادی و اپارتاید است.
جنایات ضدبشری گسترده در غزه به حمایت دولتهای غربی، در مورد وضعیت انسانی و خطراتی که بشریت با آن مواجه است چیزهای زیادی میگوید، و ریاکاری سنگدلانه صاحبان قدرت و انحطاط اخلاقی نظام و نهادهای جهانی را برملا میکند. این نشان میدهد که ایدیولوژیهای نفرت، نژادپرستی، و «بیگانهسازی» هنوز میتوانند جنایات علیه بشریت را تقویت کنند و زمینهساز کشتار جمعی و نسلکشی شوند.
دولتها هنوز بهبهانه «دفاع از خود» میتوانند دست به نسلکشی بزنند، و اگر دولتی دوستان قوی و قدرتمند داشته باشد از جنایاتاش چشمپوشی خواهد شد و نظام بینالملل کاری برای جلوگیری از نسلکشی یا مجازات مرتکبان آن جنایات انجام داده نخواهد توانست. دولت راستگرا و قاتل اسراییل علناً مشغول برنامهریزی و اجرای نسلکشی است و سیاستمداران غربی میگویند «اسراییل حق دفاع از خود را دارد». از جمله نخستوزیر سویدن در یک سخنرانی هنگام صحبت درمورد جنگ غزه وقتی میخواست بگوید که اسراییل «حق دفاع از خود را دارد» بهجای عبارت حق دفاع از خود، از زباناش پرید که «اسراییل حق نسلکشی را دارد»، و فوراً سخناش را اصلاح کرد. این خطای لفظی نخست وزیر سویدن، از رابطه ظریف نسلکشی با آنچه «حق دفاع از خود» خوانده میشود حکایت دارد. از اینرو مفهوم نسلکشی ذهن آنانی را که در تلاش حمایت یا توجیه جنایات اسراییل میباشند نیز درگیر کرده است.
رسانه های مطرح غرب نیز مواضع و معیارهای دوگانه دارند. آنها دو گونه انسان را به تصویر میکشند: آنانی که حیاتشان اهمیت بیشتری دارد و آنهایی که چندان مهم نیستند. برای درک این مقیاس دوگانه کافی است پوشش حملات تروریستی حماس در ۷ اکتوبر را با حملات کشنده و ویرانگر اسراییل در غزه در منابع رسانهای غربی مقایسه کنید. در آغاز، زمانی که نیروهای حماس به داخل خاک اسراییل حمله کردند و گروه بزرگی از افراد بیگناه را کشته و جمعی را اسیر گرفتند، رسانههای غربی این اتفاق را با تبلیغات شدید علیه حماس و فلسطینیان بهطور گسترده پوشش دادند. اما هنگام پوشش حملات اسراییل بر غزه، رسانههای غربی کوشیدهاند تا زنج و غم فلسطینیان را جدی نگیرند و با میلیونها انسان ساکن غزه چون موجودات متفاوت از آنانی که در اسراییل زندگی میکنند برخورد نمایند. به گفته محمد الکرد، شاعر فلسطینی در صنعت رسانهای جهان، از فلسطینیها انسانیتزدایی میشود. او میگوید: «اندوه ما ناچیز، خشم ما توجیهناپذیر، و مرگ ما چنان عادی شمرده میشود که خبرنگاران آن را چون خبر آبوهوا گزارش میکنند.»
اخیراً وزیر امور خارجه طالبان با بخشهای فارسی و پشتوی بیبیسی مصاحبه داشت. او در واکنش به این سخن خبرنگار که اگر طالبان به حقوق بشر احترام نگذارند و قوانین بینالمللی را رعایت نکنند، جامعه جهانی رژیم آنها را به رسمیت نخواهد شناخت، گفت که حقوق بشر و قوانین بینالمللی در غزه چرا رعایت نمیشود و آیا فلسطینیها حقوق بشری ندارند؟
بنابراین، طالبان از نقض قوانین بینالمللی توسط اسراییل برای توجیه اقدامات ضدبشری خود در افغانستان استفاده میکنند و جامعه جهانی را به داشتن معیارهای دوگانه متهم مینمایند. وزیر خارجه طالبان تلاش داشت بگوید که اگر اسراییل حق دارد قوانین بینالمللی را بهمنظور حفاظت از کشور خود نقض کند، آن وقت چرا طالبان برای ایجاد دولت اسلامی و تامین «صلح» و امنیت در افغانستان نتواند این قوانین را زیر پا کند.
اشاره فرصتطلبانه وزیر امور خارجه طالبان به غزه حکایت از همسانی نسبی اوضاع غزه و افغانستان دارد. طالبان حقوق اساسی مردم ما را انکار میکنند، و زنان را انسان کامل نمیشمارند و تبعیضهای ننگینی را بر آنان اعمال میدارند که آشکارا مصداق اپارتاید جنسی است. اشغالگران اسراییلی نیز در فلسطین مشغول انسانیتزدایی فلسطینیها، پاکسازی قومی و اعمال اپارتاید نژادیاند.
رژیم اشغالگر اسراییل برای تحکیم دولت نژادپرست، پروژه پاکسازی قومی و نسلکشی را برای تصرف سرزمینهای فلسطینی دنبال میکند. طالبان حق تعیین سرنوشت مردم افغانستان را انکار میکنند و میکوشند حکومت مذهبی استبدادی بسازند که در آن مردم دایم تحت ستم باشند.
هدف جنگ و نسلکشی جاری در برابر مردم فلسطین، تحکیم رژیم آپارتاید اسراییل است. تاریخ گواه است که تحکیم دولت نژادپرست و برتریخواه منجر به دوام جنایات علیه بشریت میشود. به نقل از انستیتوت لمکین، دولتی که به این هدف ایجاد و تحکیم شود، همچنان به نسلکشی ادامه خواهد داد.
جهان باید برای حل انسانی این بحران خونبار در برابر سیاستهای نژادپرستانه اسراییل موضع روشن بگیرد و جنایات صهیونیستها را بدون مماشات و چشمپوشی تقبیح کند، تا سنت آدمکشی و اپارتاید بیش از این ریشه نگیرد. راه برون رفت از کابوس کنونی کار برای آینده دموکراتیک، غیراستعماری و سکولار است که به هر دو ملت فلسطین و اسراییل فرصت زندگی صلحآمیز را فراهم سازد. اسراییلیها و فلسطینیها میتوانند با نفی صهیونیسم و افراطیت اسلامی، مسیر جدیدی را انتخاب کنند و به چرخه خشونت و تبعیض پایان دهند.
همایون رستگار، مسئول روابط زنتایمز است.


