راضیه* در ماه نوامبر ۲۰۲۳ زمانی که برای یک رسانه اینترنتی در افغانستان کار می‌کرد، به‌دلیل تهیه گزارشی ویدئویی از مشکلات زنان در غرب کابل، به دفتر استخبارات آن ولایت احضار شد. طالبان شخص مصاحبه‌شونده‌ در آن ویدئو را نیز احضار کرد. راضیه به‌خاطر ترس از رفتار طالبان، به آنجا نرفت و مصاحبه‌شونده در غیاب او به طالبان گفت که راضیه او را مجبور به بیان آن سخنان کرده است. بعد از آن، افراد طالب با تأکید از رئیس راضیه خواستند که او را به استخبارات طالبان اعزام کند.

راضیه اما از کارش بیرون آمد و برای مدتی پنهان شد و نهایتاً افغانستان را ترک کرد و از راه زمینی وارد ایران شد: «وقتی آن گزارش را کار کردم به رسانه گفتم که نام اصلی و چهره‌ی آن زن را نشان ندهند، ولی آنها قبول نکردند. همین باعث شد که مصاحبه‌شونده بازداشت شود و من هم مجبور به فرار شوم.»

این خبرنگار ۲۸ ساله حدود هفت ماه پیش خانواده‌اش را در افغانستان رها کرده و به تنهایی وارد تهران شده است تا زندگی تازه‌ای را در یک شهر و کشور غریب آغاز کند. او با رسیدن به تهران متوجه شده بود که زندگی در آنجا آسان نیست: «یک ماه کرایه پرداخت کردم و دیگر پول نداشتم. صاحبخانه‌ام به یک بهانه پاسپورتم را خواست و آن را گروگان گرفت و گفت تا وقتی پول ندهم پاسپورتم را پس نمی‌دهد.»

راضیه آن شب بیرون مانده بود و فردایش از یک دوست پول قرض گرفته و به صاحبخانه داده بود تا پاسپورتش را پس بگیرد: «مرا از خانه بیرون کرد. در خیابان مانده بودم. شب را با ترس و دلهره بر سر یک چوکی در پارک سپری کردم. با ترس و زحمت بسیار شب را به صبح رساندم.»

راضیه بعد از جست‌وجوی بسیار توانسته بود شب بعد سرپناه پیدا کند و با چهار دختر دانشجو یک اتاق را مشترک کرایه بگیرد.

یوناما، هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، در تازه‌ترین گزارش خود گفته است که سال گذشته ۳۳۶ مورد نقض حقوق بشر علیه خبرنگاران و کارمندان رسانه‌ از سوی طالبان را در افغانستان مستند کرده است.

یوناما در گزارشی که ۲۶ نوامبر ۲۰۲۴ منتشر کرده آورده است که از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ که طالبان بر افغانستان مسلط شدند، تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴، ۲۵۶ مورد توقیف خودسرانه خبرنگاران، ۱۳۰ مورد شکنجه و بدرفتاری و ۷۵ واقعه‌ی تهدید یا ارعاب توسط طالبان انجام شده است.

این گزارش می‌افزاید که ممنوعیت تحصیل دختران در رشته‌ی خبرنگاری و محدودیت بر کار آنان باعث شده است که شمار زیادی از خبرنگارانِ باتجربه‌ی زنْ افغانستان را ترک کنند.

رزما* خبرنگار ۲۹ ساله‌ي باشنده‌ی شمال افغانستان است که پس از شش سال فعالیت در رسانه‌ها به‌دلیل تهدیدات امنیتی، در ماه جون ۲۰۲۳ مجبور به ترک کشور شد. او با مادر و دو خواهر و یک برادر کوچکش به مشهد، شهری از ایران در نزدیکی افغانستان، سفر کرد. رزما به زن تایمز می‌گوید که دو ماه قبل از سفرش به ایران گزارشی در مورد ازدواج دختران زیر سن قانونی در یک رسانه‌ي محلی نشر کرد و به همان دلیل ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان او را احضار کرده بود: «من می‌فهمیدم که احضار به ریاست اطلاعات و فرهنگ بازداشت و زندان در پی خواهد داشت، زیرا به دفترمان گفته بودند که نشر این نوع گزارش‌ها توهین به سنت پیامبر و تاریخ اسلام تلقی می‌شود و باید خبرنگار جوابگو باشد.»

رزما که سرپرست خانواده و یگانه نان‌آور خانه است، بعد از این اتفاق، به‌سرعت با خانواده‌اش به طرف ایران حرکت کرد. آنان در این سفر محرم شرعی نداشتند و نگران بودند که مبادا جنگجویان طالب متوجه نبود محرم شرعی آنان شوند: «یکی از مسافران را گفته بودیم که اگر طالب پرس‌وجو کرد، او بگوید که برادر مادرم است و ما را در این سفر همراهی می‌کند. او اول قبول نمی‌کرد، ولی بعداً که ما برایش گفتیم واقعاً نیاز داریم و باید افغانستان را حتماً ترک کنیم، دلش به حال ما سوخت و پذیرفت.»

رزما مثل راضیه به این امید افغانستان را ترک کرده است که شاید آرامش پیدا کند یا نهادهای حامی خبرنگاران در ساختن زندگی دور از ترس کمک‌اش کنند: «در ایران بعد از مدتی متوجه می‌شوی که هیچ اداره‌ای نیست تا صدای تو را بشنود. اگر زیاد اصرار کنی، می‌گویند در افغانستان می‌ماندی و به ایران مهاجرت نمی‌کردی.»

او در همان روز‌های اول به همکاری دختر دیگری در مترو، کار دستفروشی را آغاز کرد: «کار ما غیرقانونی بود و پول کمی پیدا می‌کردیم. بیشتر وقت ما صرف فرار از مأموران ایرانی و ترس از جریمه و بازداشت می‌شد. برای همین سه ماه نتوانستم کرایه‌خانه را بپردازم.»

صاحبخانه رزما بعد از تعویق سه‌ماهه‌ی کرایه‌خانه از او خواستار رابطه‌ی جنسی و ازدواج موقت در بدل کرایه‌خانه شده بود: «او با بی‌شرمی گفت صیغه من شو و تا هر زمانی که خواسته باشی در این خانه رایگان زندگی کن. این پیشنهاد مانند چکش بر سرم فرود آمد. از شدت شوک زبانم بند آمده بود و احساس می‌کردم آن شخص با نگاهش راه نفسم را بسته است.»

رزما بعد از ترک آن خانه نزد یکی از اقوامش در شهر دیگری رفت، ولی حالا آنان نیز از رزما و خانواده‌اش خواسته‌اند که جایی برای خود پیدا کنند. رزما در کارخانه‌ی تولید لباس کار می‌کند، ولی به‌دلیل نداشتن مدرک قانونی، مزد بسیار کمتر از معمول دریافت می‌کند.

سمیه*ی ۲۵ ساله نیز با یک دهه تجربه‌ی خبرنگاری در افغانستان، سه ماه قبل، پس از آنکه در غرب کشور با تهدید طالبان روبه‌رو شد، وطن را ترک کرد. او برای یک رسانه که در خارج افغانستان فعالیت دارد، گزارش‌هایی در ارتباط با مسائل زنان می‌نوشت: «من پنهانی کار می‌کردم، اما طالبان محلی با پیام‌ها و تماس‌هایی از من می‌پرسیدند که با کجا کار می‌کنم. یک بار به خانه ما حمله کردند، ولی من نبودم و نتوانستند بازداشتم کنند.»

سمیه با ویزای فوری ایران که در مدت سه روز صادر می‌شود، توانست بدون خانواده با برادر کوچکش به ایران سفر کند. سمیه می‌گوید که فقط به اندازه‌ی چند روز پول برای هتل داشت و برای همین دنبال خانه‌ی کرایی بود، ولی پیداکردنش آسان نبود: «کرایه‌ی هتل شبی ۴۰۰ هزار تومان بود، ولی برای من ۱.۵ میلیون تومان حساب می‌کردند. چندین جای برای خانه‌ی کرایی زنگ زدیم و یا حضوری رفتیم، ولی به ما خانه ندادند.»

سمیه بعد از چند روز سرگردانی، توانسته بود یک اتاق ۱۲ متری را کرایه کند: «اتاق خیلی کثیف بود. بوی تعفن داشت. در هفته‌ی اول بدنم پر از دانه‌های چرکین و دردناک شد.»

سمیه می‌گوید که در افغانستان با دو سازمان حمایت از خبرنگاران تماس گرفته و از وضعیت اضطراری‌اش به آنها اطلاع داده بود. آن نهاد‌ها به سمیه گفته بودند که هر چه زود از افغانستان بیرون شود تا در یک کشور دیگر مورد حمایت آنها قرار گیرد. اما به گفته‌ی او، از وقتی که به ایران رسیده، هیچ نهادی به ایمیل‌های او پاسخ نداده است: «اول اطمینان دادند که کمک‌ام می‌کنند. حالا اصلاً به ایمیلم پاسخ نمی‌‌دهند. نمی‌فهمم با این وضعیت چطور زندگی کنم.»

لیلا ماندگار نام مستعار خبرنگار زن از افغانستان است.

نام‌ها به دلایل امینی در این گزارش مستعار انتخاب شده و با علامت ستاره نشانی شده‌اند.

Leave a comment