به مناسبت دومینسالگرد زنتایمز به این فکر میکردم که به شما خوانندگان عزیز از این سفر دوساله و دشواریها و مشکلاتی که با آن مواجه شدیم چه بگویم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که هیچچیز با ارزشتر از یک روایت صادقانه نیست.
بیشتر از هر چیزی، زنتایمز نتیجهی عشق و اشتیاق کسانیست که پس از تسلط دوبارهی طالبان حس مسوولیت بر سینههایشان سنگینی میکرد. سکوت راه چاره نبود و ما نیاز داشتیم کاری کنیم تا درد و رنج خود را تقلیل دهیم. ما خبرنگار بودیم و میدانستیم چگونه روایت کنیم و وضعیت نابسامان خانه و کاشانهمان را پوشش دهیم. دقیقا با همین تفکر، کار در زنتایمز را شروع کردیم.
وقتی کار را شروع کردیم، در عمل دیدیم که ایجاد و سر پا نگهداشتن یک اتاق خبر چیزی فراتر از اطلاعرسانی و نوشتن گزارش است. به عنوان خبرنگار، ما چیزی از مدیریت منابع بشری، تهیهی بودجه و پروپوزل نمیدانستیم، ما آمده بودیم که روایت کنیم.
راستش را بخواهید من به عنوان مدیرمسوول تازهکار، از تامین مالی رسانهها چیزی نمیدانستم. تا دلتان بخواهد اشتباه کردهام، از آن اشتباهاتی که میتواند مواد یک کتاب طنز شود. صادقانه اعتراف میکنم که اشتباهات و نادرستیهایی که شاید در زنتایمز دیده باشید، کار من بوده است. من تا لحظهی آغاز کار زنتایمز هیچ دانش یا تجربهی مدیریت یا رهبری یک تیم را به عهده نداشتهام. با تمام دشواریها، من به عشق خبرنگاری و ایفای مسوولیت به ناشناخته ها قدم گذاشتم.
روزهایی که گذشت، سخت بود. نه تنها به این دلیل که ما بودجهی کافی برای پیشبرد کار نداشتیم، بلکه به این دلیل که جان همکاران ما و آنانی که داستان و روایتشان را با ما شریک میکردند، در خطر بود و هنوز در خطر است. در اولین ماههای آغاز کار، نگرانی و ترس از بازداشت و شکنجهی همکارانم مرا به شدت مضطرب میکرد. من آن شبها را هنوز به یاد دارم، شبهایی که نمیتوانستم بخوابم و از اضطراب شدید، حالت تهوع داشتم. من هنوز با این ترسها زندگی میکنم، اما یاد گرفتهام که با نگرانیهایم کنار بیایم.
اگر امروز زنتایمز دومینسالگردش را تجلیل میکند، از برکت تیمی است که صمیمانه و صادقانه پشت من ایستاده و با تمام اشتباهاتم، به من اعتماد کردهاند. من مدیون تکتک اعضای تیم و همهی کسانی هستم که به ایجاد و استواری زنتایمز کمک کردند. برخی از این افراد دیگر با ما کار نمیکنند، اما میراث و تعهد آنان زنتایمز را به آنچه امروز است تبدیل کرد. این جملات را با بغض مینویسم چون در دو سال گذشته، روزهای زیادی را در خلوت اتاقم گریستهام، اما به امید و تکیه بر افرادی که همچنان به من باور دارند، دوباره سر پا ایستادهام.
در این روزهای دشوار، من شانس داشتن تیمی را داشتم که در کنار من ایستادند و به من کمک کردند تا رسالتمان برای آگاهیدهی را به بهترین وجه ممکن پیش ببریم. هر یک از آنان ایدههای جدیدی در مورد اینکه چگونه میتوانیم از تیم و منابع خود محافظت کنیم ارایه دادند، اقدام کردند و کار را انجام دادند.
دوست عزیزم کرشمه فخری، روزنامهنگار تحقیقی که در زمان حضورم در کابل با او همکار بودم، یکی از اولین کسانی بود که گفت: «هر اتفاقی بیفتد، من با تو هستم!» او هنوز استوار، پای حرفش ایستاده است. او در کنار خبرنگاری، امروز مدیر منابع بشری زنتایمز است. او کسی است که همه چیز را دربارهی زن تایمز و اعضای آن میداند.
یکی دیگر از همراهان عزیزم، فرشته غنی است که با او نیز در کابل همکار بودم. او زنی است که تیم خبرنگاران ما را در افغانستان رهبری میکند. او یک مادر و یک سردبیر عالی برای تیم ماست. روزنامهنگاران زیادی در این دو سال با ما همکاری کردند، به خصوص از داخل افغانستان. من مبهوت شجاعت زنان خبرنگاری هستم که شجاعانه صدای زنان روستا و شهر شدهاند و جسورانه، روایتگری میکنند. عطیه فرآذر، ثنا عاطف، مهسا الهام، مهتاب صافی (نامهای مستعار) از جمله زنان خبرنگاری هستند که در دوسال گذشته، با کار و تلاششان، زنتایمز را به یک رسانهی تاثیرگذار تبدیل کردهاند.
در زنتایمز، مردان زیادی شانه به شانهی ما ایستادند و شب و روزهای زیادی را برای سر پا نگهداشتن زنتایمز هزینه کردهاند. یکی از این مردان، مدیر عملیاتی ماست که همیشه در حال حساب و کتابکردن است تا مطمین شود که همکاران ما سرِ وقت معاششان را دریافت کنند. همسرم همایون رستگار، مردی که در روزهای دشوار زندگیام کنارم بوده و به من ایمان داشته، مسوول ارتباطات زنتایمز است. متین محراب (نام مستعار) یکی از مردان خبرنگاری است که از اولینروزهای زنتایمز در کنار ما بوده و گزارشهای «تاپ» تحقیقی برای ما تهیه کرده است. یکی از همکاران دیگرم که اجازه ندارم نامش را درج کنم، ذهن پویا و پرایدهییست که شبکههای اجتماعی ما را پیش میبرد. و دو مرد دیگر که به تازگی به تیم ما پیوستهاند، دبیر گزارش و ویراستار فارسی زنتایمز هستند.
آخرین، اما نه کم اهمیتترین نفر، پاتریشیا تربل ویراستار زبان انگلیسی ماست که اگر زحمات او نبود، مطالب زبان انگلیسی ما شاید برای انگلیسیزبانان قابل خواندن نمیبود. من شیفتهی اخلاق کاری او هستم و گاهی به مهارتهای او در مدیریت زمان حسودی میکنم.
من این مطلب را با صحبت دربارهی مشکلات و دشواریهایی که با آن روبرو بودیم شروع کردم. حالا میخواهم از افرادی که از ما حمایت کردهاند و باعث و بانی موفقیتهایمان بودند، بگویم. ما این مسیر دوساله را تنها نپیمودیم. افراد و سازمانهای زیادی بودند که دست ما را گرفتند و انجام کار را برای ما ممکن کردند. از جمله:
• انترنیوز، یکی از اولین سازمانهایی بود که به ما اعتماد و از کار ما حمایت کرد. مطمین نیستم که اگر حمایتهای این سازمان نبود، ما میتوانستیم به کارمان ادامه بدهیم. پس از دو سال، ما هنوز افتخار همکاری با این نهاد را داریم.
• خبرنگاران بدون مرز، یکی دیگر از نهادهایی است که نه تنها به برخی از همکاران ما کمک مالی کرده، بلکه با پرداخت هزینهی سه نسخهی اول، کار آغاز خبرنامهی ما را ممکن کرد.
• مرکز بینالمللی روزنامه نگاران به ما در خرید تجهیزات ضروری و اشتراکات آنلاین کمک کرد.
• بنیاد بین المللی رسانههای زنان ما را در تولید یک مستند کوتاه از مبارزات زنان یاری رساند.
• افغانویتنس، یکی از پروژههای مرکز احیای اطلاعات (Center for Information’s Resilience)، ما را در ایجاد آرشیف آنلاین ما که هدف از آن مستند سازی خشونت علیه زنان است، کمک کرده است.
• موسسهی گزارش جنگ و صلح ما را در بخش آموزش نسل جدیدی از خبرنگاران زن در افغانستان یاری میرساند.
• سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان نیز ما را در بخش مستندکردن وضعیت حقوق بشر و یک برنامهی پادکست حمایت میکند.
• همراه، به میزبانی سازمان گفتوگوی جهانی (Global Dialogue)، ما را در بخش تخنیکی کمک میکند.
ما در زنتایمز مفتخریم که با این سازمانهای معتبر، که کار ما را مهم و شایستهی حمایتشان میدانند، همکاری کردهایم. برخی از این سازمانها در بخش آموزش و برگزاری کارگاههای آموزشی هم به ما کمک کردهاند. از آن جمله دارت سنتر (Dart Center) مرکزی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک، همکاران ما را در بخش تروما آموزش دادهاند.
فهرست حامیان ما به اینجا ختم نمیشود. ما همچنان با سازمانهای خبری زیادی همکاری کردهایم تا مطمین شویم که گزارشهایی که ما با دل و جان تولید کردهایم در سطح گستردهتری قابل دسترسی باشد. از جملهی این سازمانها، رسانهی فولر پروجکت، روزنامهی گاردین، خبرنامهی ایمپکت، نادجا، ومناینیوز، رسانهی فرانسوی کوریر اینترنشنال (Courrier International) و بسیاری از رسانهها و خبرنگاران دیگر که ما را در بخش توزیع تولیداتمان حمایت کردند.
از همه مهمتر، در این دو سال گذشته افراد سخاوتمند زیادی به کمک و یاری زنتایمز آمدند. افراد بیشماری از سراسر جهان از کار ما حمایت میکنند، این افراد شامل ۳۳۰ نفری نیز میشود که در کمپاین فندریزینگ زنتایمز اشتراک کرده و ۴۰ هزار دالر کانادایی به زنتایمز کمک مالی کردند.
این حمایتها به ما کمک کرد تا در دو سال گذشته با بیش از ۱۱۰۰ نفر در افغانستان مصاحبه کنیم، از جمله ۷۴۰ زن. تنها در سال گذشته (از آگست ۲۰۲۳ تا آگست ۲۰۲۴) ما توانستیم با ۲۱ خبرنگار (از جمله ۱۴ زن) همکاری کنیم که حاصل این زحمات، تولید بیش از ۱۴۵ گزارش تحقیقی و فیچر است.
پیمودن این مسیر دشوار، بینتیجه نبوده است. اکنون کار ما در سراسر جهان به رسمیت شناخته شده است. تنها در سال ۲۰۲۴، زنتایمز موفق شده است که جایزهی مطبوعات دیدهبان حقوق بشر را در بخش اتاق خبر در تبعید را برای گزارشی در مورد افزایش خودکشی زنان در افغانستان از آن خود کند. زنتایمز همچنان جایزهی Johann-Philipp-Palm-Award را به خاطر ایستادگی برای آزادی بیان و مطبوعات دریافت خواهد کرد. گزارش ما از وضعیت زنان قابله و پرستار، جایزهی زنان در بخش روزنامهنگاری موسسهی گزارش جنگ و صلح را دریافت کرده است. افزون بر آن، گزارش ما از افزایش خودکشی در دو جشنوارهی خبرنگاری در کانادا و انگلیس تا مرحله نهایی راه یافته بود.
بدون شک، ما مدیون حمایتهایی هستیم که دریافت کردیم، چون بدون آنها زنتایمز نمیتوانست که سر پا بایستد و به کارش ادامه دهد. بنابراین، این یادداشت و لحظهی تامل از آن کسانی است که به یاری ما آمدند و میآیند، از آن کسانی است که کار ما را مهم و ارزشمند میبینند. ما امیدواریم که شما خوانندگان عزیز، بخشی از نیرو و حمایتی باشید که زنتایمز جوان را سر پا نگهخواهد داشت و کمک خواهد کرد تا رشد کند. من میخواهم از شما دعوت کنم که یک عضو فعال زنتایمز شوید تا با هم در تغییر جهان سهم بگیریم:
۱- لطفا به خبرنامهی زنتایمز بپیوندید و شبکههای اجتماعی ما را دنبال کنید. ما منبعی برای خرید دنبالکننده و تقویتکردن شبکههای اجتماعی نداریم. به کمک و یاری شما به میدان آمدهایم.
۲- حمایت کنندهی مالی زنتایمز شوید. با هر مقداری که در توان دارید، به ما در زنتایمز کمک کنید تا به امید روزهایی که عدالت و برابری بر کشور حاکم شود، روایتهای امروز افغانستان را ثبت تاریخ کنیم.
از حمایت و مهربانی شما ممنونم!


