آن‌روز فرزندان راضیه* در خانه گرسنه بودند. صاحب‌کارش سه قرص نان سرد و مقداری از غذای شب‌مانده را داخل پلاستیک سفید انداخت و به او داد که با خود به خانه ببرد. راضیه‌ی ۴۷ ساله، که مادرِ سرپرست و یگانه سرپرست خانواده‌ی پنج‌نفره‌ی خود است، تصمیم گرفت که از دیگر روزها زودتر به خانه برگردد و به فرزندانش غذا برساند. 

راضیه در یک خانه‌ای در شهر لشکرگاه ولایت هلمند به عنوان آشپز و صفاکار کار می‌کرد. این زن میان‌سال، بعد از ده دقیقه پیاده‌روی در یکی از کوچه‌های این شهر با موتر جنگ‌جویان طالب روبرو شد. یکی از طالبان به افرادش امر کرد که او را سوار موتر کنند: «طرف من صدا زد که فاحشه است او را بگیرید و سوار موتر کنید».

برای او این اتفاق در دهم مارچ ۲۰۲۳ افتاد. راضیه بارها به افراد طالب التماس کرد او را که به خاطر فرزندانش کار می‌کند بازداشت نکند. طالبان اما قبول نکردند و دست به شکنجه و تحقیر او زدند: «نام آله‌ی تناسلی‌ام را می‌گرفتند و می‌گفتند که آن‌جایتخارش می‌کند که از خانه بیرون شدی؟ حتما فاحشه هستی. یکی‌شان با میله‌ی فلزی در قسمت سینه و گردن من شوک برقی داد».

او می‌گوید وقتی که نخواست سوار موتر طالبان شود، طالبان دستانش را پشت سرش محکم گرفتند و برای بار دوم و سوم  پشت گردنش را شوک برقی دادند: « با شوک دوم بدنم به لرزه افتاد و با شوک سوم نتوانستم خودم را کنترول کنم. ادرارم در شلوارم ریخت».  

در حالی که طالبان برای کار زنان در افغانستان محدودیت‌های زیادی وضع کرده و اکثر زنان بی‌کار شده‌اند، زنان سرپرست خانواده مثل راضیه مجبور هستند که با پذیرفتن خطرات زیاد به کار بروند و نیازمندی‌های فرزندان‌شان را برآورده کنند. در دسامبر ۲۰۲۳ اوچا، دفتر سازمان ملل برای کمک‌های بشردوستانه‌ نیز گفته بود که در افغانستان به دلایل دسترسی محدود به منابع مالی، اشتغال، آموزش و تصمیم‌گیری دولتی و خصوصی، زنان سرپرست خانواده نسبت به مردان سرپرست خانواده بسیار آسیب‌پذیرتراند. 

برنامه‌ی انکشافی سازمان ملل متحد  (UNDP)  گفته است که تقریباً ۸۵ درصد مردم در افغانستان با کمتر از یک دلار در روز زندگی می‌کنند. این سازمان در یک گزارش که در جنوری ۲۰۲۴ منتشر کرده است می‌افزاید که این وضعیت پس از آگست ۲۰۲۱ به طور قابل توجهی بدتر شد، به ویژه برای زنان که اکنون با محدودیت‌های شدیدی روبرو هستند که آنان را از تحصیل و مشاغل منع می‌کنند. اوچا در یک گزارش دیگر خود نوشته است که به شمول زنان و کودکان در سال ۲۰۲۴، حدود ۱۵.۸ میلیون نفر با بحران و سطوح اضطراری ناامنی غذایی مواجه خواهند شد. این در حالی است که افزایش فقر و عدم استقلالیت مالی، زنان را وابسته و خشونت مردان با آنان را زیاد می‌کند.

راضیه که از سه سال به این طرف سرپرست خانواده است، بعد از اتفاق شکنجه‌شدنش توسط طالبان نتوانست به کار برود و این باعث شد که برای رفع نیازمندی‌های خانواده‌اش از چندین نفر پول قرض کند. او می‌گوید: «آن‌روز پسر صاحب‌خانه مرا از چنگ طالبان نجات داد، ولی طالبان گفتند که دیگر بیرون برای کار نروم».

گل‌ناز* ۴۸ ساله، نیز وقتی که در اپریل ۲۰۲۳ بعد از وفات شوهرش نتوانست از هشت دخترش سرپرستی کند، برادرشوهرش از مجبوریت او استفاده کرده و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داد. در روز سوم مرگ شوهرش فاتحه داشت که برادرشوهرشازش خواست با او بخوابد. وقتی که قبول نکرد با لت‌وکوب تهدید کرد که «می‌کشم‌ات.»

با وجود تهدید و خشونت، گل‌ناز به درخواست‌های مکرر برادرشوهرش نه گفت و به همین خاطر مورد لت‌وکوب و شکنجه قرار گرفت. او این وضعیت را تحمل نمی‌توانست و تصمیم گرفت که از آن خانه بیرون شود: «نمی‌توانستم هر روز لت‌وکوب را تحملکنم. وقتی که خواستم خانه را ترک کنم، برایم گفت که هیچ چیزی برده نمی‌توانم چون مثل سگ دوباره برمی‌گردم».

او زمانی که با دخترانش به خانه‌ی برادرانش رفت، آنان از او پذیرایی نکرده و از او خواستند که دوباره نزد برادرشوهرش برگردد: «می‌گفتند که ما نمی‌توانیم به تو و دخترانت نان بدهیم. یا با برادرشوهرت ازدواج کن یا خانه ای مارا ترک کن».

در افغانستان زنان زیادی هستند که همین وضعیت گل‌ناز را داشته و در صورت تسلیم‌نشدن به خشونت خانوادگی، دچار مشکلات اقتصادی شدید شده‌اند. مولوده* ۳۶ ساله باشنده‌ی ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب، که از چهار سال به این‌سو سرپرستی خانواده‌اش را به عهده دارد می‌گوید که خانواده‌ی شوهرش او و چهار فرزندش را از حق میراث محروم کرده‌اند. مولوده نیز وقتی که درخواست ازدواج با برادرشوهرش را رد کرد مورد شکنجه قرار گرفت: «مرا می‌زد، می‌گفت تو لکه‌ی ننگ هستی. باید با برادرشوهرت ازدواج کنی. ما نمی‌گذاریم که تو این‌طوری به دل خود زندگی کنی».

او که پنج ماه قبل خانواده‌ی شوهرش را ترک کرد، حالا نمی‌تواند کرایه‌ی خانه‌اش را بپردازد: «ماهانه ۸۰۰ افغانی کرایه‌ی خانه می‌دهم. صاحب خانه که می‌آید می‌گوید‌ که یا کرایه بدهم و یا بروم. من که ندارم. اگر برادرشوهرم خانه‌ام را ازم نمی‌گرفت، اکنون درین وضعیت نبودم».

این زن جوان نیز به عنوان صفاکار کار می‌کند. اما همین کار هم به سختی پیدا می‌شود. او می گوید به خاطر مشکلاتی که پس از مرگ شوهرش دیده است موهایش سفید شده و مشکل روانی پیدا کرده است: «در هفته یک روز کار می‌کنم و این مصارف خانواده را پوره نمی‌کند. بیچاره که می‌شوم، گریه می‌کنم. بیخی عصبی شده‌ام. همانند دیوانه‌ها شده‌ام. نمی‌دانم درین وضعیت من با این کودکان خرد سالم چه کار کنم».

وزارت شهدا و معلولینِ طالبان در ماه آگست ۲۰۲۳ گفت که در حال حاضر ۶۳۸ هزار و ۹۵۴ معلول، بیوه و اطفال بی‌‌سرپرست در کشور ثبت نام شده است. از میان حدود ۱۸۰ هزار معلول، نزدیک به ۱۵۰ هزار نفرشان مرد و حدود ۳۰ هزار تن دیگر شان زن هستند. این وزارت هم‌چنان گفته است که برای کمک به این افراد در یک سال گذشته از ۱۳.۵ میلیارد افغانی بودجه‌ی تعیین‌شده به این وزارت، ۷۵ درصد آن به نیازمندان توزیع شده است. این در حالی است که اکثر زنان سرپرست و بیوه که با زن‌تایمز صحبت کرده هیچ کدام شان معاش معین نگرفته‌اند.

گل‌ناز که حالا با دخترانش در یک خانه‌ی کهنه‌ی یک‌اتاقه زندگی می‌کنند، نگران آینده‌ی تاریک است. او نمی‌داند که به دخترانشچطور غذا پیدا کند: «در این دو هفته حتا یک‌بار هم برای اولادهایم غذا نپختیم، فقط نان خشک خورده‌ایم. نمی‌فهمم که در آینده می‌توانیم غذایی پیدا کنیم یا نه».

* بنا به  دلایل امنیتی نام‌ها را مستعار نوشته‌ایم.

Leave a comment