مهاجران و پناهندگان افغانستانی برای ماندن در ایران با مشکلات روزافزونی مواجه هستند. این کشور نه تنها مهاجرانی را که مدارک آنان مرتب نیستند جمعآوری و اخراج میکند، بلکه مقامات ایرانی از آسیبپذیری مهاجران افغانستانی سو استفاده کرده و با زور و اجبار از آنان رشوه میگیرند.
در ایجاد محدودیتها برای مهاجران افغانستانی تنها ساختار و قوانین سختگیرانهی جامعهی میزبان نقش نداشته، بلکه شرایط نامطلوب اقتصادی و ابرتورم جاری در این کشور، استفادهی ابزاری از مهاجران در رقابتهای داخلی گروههای سیاسی و دیگر مواردی از این دست آنان را با سختیهای زیادی مواجه کردهاند. در کنار اینها، هزینههای اقامتی و دریافت خدمات کنسولی از سفارت افغانستان دغدغهها و مشکلات اصلی این مهاجران است. هزینههای دالری که سفارت و کنسولگریهای افغانستان از این مهاجران بابت خدمات کنسولی دریافت میکند و نیز هزینههای متعدد و روزافزونی که نهادهای مختلف جامعهی میزبان از مهاجران میگیرد، کارد را به استخوان این مهاجران رسانیده است.
توّرم و گرانی کالاهای اساسی در ایران، و سقوط آزاد ارز (تومان) در برابر دالر درحالی صورت گرفته است که از یکسودستمزدها افزایش چندانی نداشته و از سوی دیگر، امواج جدید مهاجرتی ناشی از برگشت مجدد طالبان به قدرت سیاسی، بخشهای مهمی از چرخهی اقتصادی این مهاجران را با مشکلات زیادی مواجه کرده است. به این معنا که تورم و گرانیهای روزافزون در ایران، مردم این کشور را به شدت عصبانی ساخته و در بسیاری از موارد، برای بدرفتاری، دیوارِ کوتاهتر از مهاجران سراغ ندارند.
از سوی دیگر، کارفرمایان از حضور گستردهی مهاجران افغانستانی که از ترس طالبان و یا برای پیداکردن شغلی وارد این کشور شدهاند، سواستفاده کرده و آنان را مجبور میکنند که با دستمزدهای بسیار ناچیز، بدون هیچ نوع حقوق و حمایت قانونی، بدون بیمه و در نبود امنیت و مصونیت شغلی کار کنند. البته این تنها مشکل اقتصادی- شغلی این مهاجران نیست بلکه هزینههای سنگین و دالری که این مهاجران برای دریافت خدمات کنسولی یا برای تجدید پروندههای اقامتی پرداخت میکنند، بر مشکلات زندگی پرمشقت مهاجران افزوده است. در ادامه، هریک از این هزینهها به صورت موردی و با توجه به درآمدهای این مهاجران که عمدتا کارگران یدی هستند، به بررسی گرفته میشود:
دریافتهای دالری سفارت افغانستان در تهران از مهاجران
دولت قبلی و حاکمیت فعلی افغانستان، بدون درنظرداشت شرایط و اوضاع اقتصادی جامعهی ایران و نیز بدون ملاحظهی محدودیتهای زندگی این مهاجران در ایران، هزینههای سنگینِ دالری را در بدل ارایهی خدمات کنسولی مانند صدور و تمدید پاسپورت، صدور و تایید وکالتنامه، صدور و تایید نکاحخط، صدور و تایید حصر وارثت، تایید و صدور تذکره، تثبیت هویت، تایید موالد و مرگومیر و امثال آن بر مهاجران افغانستانی مقیم ایران وضع کردهاند. هرچند این هزینهها در شرایطی وضع شده بود که نرخ هر دالر آمریکایی در بدل تومان ایرانی در حدود ۵ الی ۱۰ هزار تومان بوده است، اما در دو سال اخیر نرخ دالر در برابر تومان روند افزایشی داشته و تا مرز هر دالر به ۷۰ هزار تومان نیز رسیده است. این درحالی است که تمام هزینههای کنسولی که در سفارت جمهوری اسلامی افغانستان و کنسولگریهای آن در ایران از بابت خدمات کنسولی دریافت میشود، به دالر است.
مقایسهی درآمد این مهاجران و هزینههای خدمات کنسولیْ ما را در درک بهتر مشکلات مهاجران کمک میکند. غیر از هزینههای سفر به تهران یا شهرهایی که افغانستان در آن دفاتر کنسولی دارد، هزینههایی که معمولا مهاجران برای خدمات کنسولی میپردازند چنین است:
۱ـ هزینهی صدور پاسپورت ۱۵۰ دالرآمریکایی،
۲ـ هزینهی تمدید پاسپورت ۱۰۱ دالر آمریکایی،
۳ـ هزینهی صدور مجدد پاسپورت ۲۴۰ دالر آمریکایی،
۴ـ صدور وکالتنامه ۱۲۰ دالر آمریکایی،
۵ـ عزل وکیل ۱۲۵ دالر آمریکایی،
۶ـ اقرارخط و حصر وراثت هر کدام ۱۲۵ دالر آمریکایی،
۷ـ نکاخخط و طلاقخط نیز هرکدام ۵۰ دالر آمریکایی.
سایر خدمات کنسولی نیز هزینههای هنگفت دالری را بر مهاجران تحمیل میکند. در برابر این هزینههای هنگفت دالری، کارگر ساده در یک ماه به طور متوسط حدود ۷ میلیون تومان (معادل ۱۲۰ دالر امریکایی- البته تبادل ارز بسیار ناپایدار و در نوسان است) عاید دارد. از آنجایی که اوسط تعداد اعضای هر خانوادهی مهاجر ۶ نفر تخمین شده و کمتر خانوادهای بیش از یک کارگر دارد، لذا بیش از نصف عاید سالانهی هر خانوادهی مهاجر افغانستانی در ایران مصرف هزینههای کنسولی میشود.
در حالی که مهاجران انتظار دارند هزینهها کنسولی کاهش یابد و حاکمان به معاش ناچیز کارگران همچون چشمهی عایداتی نگاه نکنند، چند ماه قبل گروه طالبان هزینههای خدمات کنسولی را تا ۵ برابر بیشتر از آنچه بیان شد افزایش داده بود. اما با شکایتها و اعتراضات فعالین جامعهی مهاجر این هزینه دوباره به حالت اول و در مواردی کمی بالاتر برگشت. در حکومت جمهوری نیز بارها کمپینهای دادخواهی در شبکههای اجتماعی چون فسبوک و ایکس (تویتر سابق) و… انجام شده بود و نیز برخی از مهاجران با مسوولان مربوطه مذاکره کرده بودند اما نتیجهای مطلوب برای مهاجران نداشت. این درحالی است که نرخ دالر در برابر تومان از آن زمان تا کنون تا چهار برابر افزایش یافته است.
مهاجران افغانستان در ایران نه تنها در تقبل هزینههای سنگین دالری برای دریافت خدمات کنسولی مورد بیمهری دولتهای قبلی و حاکمیت فعلی افغانستان قرار داشته بلکه این جمعیت مهاجر در سایر عرصهها نیز از سیاستگذاری و برنامهریزیهای دولت افغانستان به دور مانده است. نسل دوم و نسل سوم مهاجران در بحران هویتی به بسر میبرند. اینها نه در جامعهی مقصد (یعنی ایران) ادغام شدهاند و نه با زنجیرههای فرهنگی و ارزشی جامعهی مبدا پیوند لازم را دارند. بخش عمدهی نسلهای دوم و سوم مهاجران به دلایل مختلف بیسواد و کمسواد ماندهاند. افزون بر آن، دهها مشکل دیگر فرا راه زندگی مهاجران وجود دارد که دولت افغانستان میبایست با تعامل و مذاکره با دولت جمهوری اسلامی ایران برای حل و یا کاهش آنها اقدام میکرد. دولتهای افغانستان با وصف دریافت میلیاردها دالر کمکهای خارجی در زمینهی مشکلات متذکره و دهها دیگر مشکلِ پیدا و پنهانِ مهاجران اقدام ملموس و نتیجهبخش نداشتهاند. صرف نظر از مشکلات متعّددی که ریشه در ساختارها و قوانین جامعهی میزبان و شرایط اقتصادی ناشی از تحریمها دارد، ادارهی فعلی افغانستان باید با کاهش چشمگیر هزینههای کنسولی (که اگر اقدام کنند میتوانند) کمک حداقلی را به این جامعهی آسیبدیده انجام دهند.
پرداختهای مهاجران به دولت ایران
پرداختهای متعدد و روزافزون و بدون حق اعتراض، به دولت ایران نیز از مشکلات اصلی مهاجران است. بهطور مثال پرداختهایی به نام «صدور و تمدید کارتِ کار» حتا برای کسانی که تازه با ویزای سیاحتی وارد میشوند و اقدام به تمدید ویزا میکنند نیز الزامی شده است. یعنی کسی که کار هم نمیکند ملزم به گرفتن کارت کار در بدل یک میلیون تومان است. در کنار این، پرداختهای متعدد و گوناگون به نام گرفتن کد فراگیر، تایید سیمکارت، تمدید ویزای سیاحتی و خانواری، تمدید آمایش، برگهی حمایت تحصیلی، مجوز انتقال میاناستانی، مجوز خروج و مراجعت، هزینهی سرشماری، هزینهی شهرداری، ثبتنام در مکاتب، رفتوآمد میانشهری، تایید موالید و مرگومیر، ازدواج و طلاق، آزادکردن وسایل توقیفی و دهها مورد دیگر برای این مهاجران جبری بوده و کسی حق اعتراض یا درخواست خدمات در برابر این پرداختها را نیز ندارند.
بنابراین به طور کلی یک خانوادهی مهاجر مثلا ۶ نفره هر سال حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان از این لحاظ باید هزینه کنند. البته این هزینهها ربطی به پرداخت دریافت خدمات عمومی مثل آب و برق ندارد و اینها هزینههاییاند که در هیچ جای محاسبه نشده و فقط به خاطر محضِ حضور این مهاجران اخذ میشوند.
خلاصه مهاجران افغانستانی در ایران برای یک زندگی نبستا آرام و عادی با مشکلات فراوان و متعدد مواجهاند. از این میان، هزینههای اقامتی و پرداختها برای خدمات کنسولی کارد را به استخوان این مهاجران رسانیده است. این در حالی است که مهاجران نهاد و تشکیلات فعال نداشته و هیچ مرجع حمایتی و قانونی به شمول سازمانهای بینالمللی در برابر این سختیها از آنان حمایت نمیکند. براساس برآوردها، هرخانوادهی مهاجر بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از درآمدهای خود را صرف هزینههای اقامتی و دریافت خدمات کنسولی میکنند. این هزینهها در حالی صورت میگیرد که گروههای حاکم در افغانستان برای بهبود زندگی این مهاجران و یا برای بازگشت آبرومندانهی آنان هیچ برنامهای نداشته و همچنین باتوجه به ضعف حاکمیت داخلی و حضور دیپلوماتهای ضعیف که عمدتا پس از احراز پستهای دپیلوماتیک در ایران، در دانشگاههای ایران تحصیلاتشان را ادامه دادهاند، از حقوق خصوصی این مهاجران نیز دفاع نتوانستهاند.
در عینحال، دولت ایران، علاوه بر اجرای طرح موسوم به «طرح ۱۰۰ میلیون تومانی» که گویا اختیاری بوده و برای افزایش حقوق زندگی مهاجران به اجرا گذاشته شده است؛ سالانه به بهانههای مختلف و به اجبار مبالغ هنگفتی از این مهاجران میگیرند. بنابراین، از دولت ایران و ادارهی طالبان انتظار میرود که با توجه به دخلوخرچهای این مهاجران، برای کاهش هزینههای اقامتی آنان برنامههایی در نظر بگیرند.


