وضعیت مردم

بانک جهانی در گزارش اخیر خود، برای اقتصاد افغانستان آینده‌ی تیره‌ای پیش بینی کرده و گفته است که این کشور به دلیل عدم رشد تولید ناخالص داخلی و کاهش کمک‌های خارجی با رکود شدید اقتصادی مواجه است. این رکود به این معنا است که درآمد سرانه‌ی افغانستان در سال ۲۰۲۵ همان چیزی خواهد بود که در سال ۲۰۲۲ بوده است و این نشان از افزایش فقر و بدبختی در کشور است. سازمان ملل متحد در تازه‌ترین برآورد خود اعلام کرده است که در افغانستان از هر سه نفر یک نفر از وعده‌ی غذایی بعدی خود اطمینان ندارد.

هر چند که فقر و ناداری قبل از قدرت‌گیری طالبان نیز وجود داشت، اما از زمان بازگشت دوباره‌ی این گروه به قدرت، وضعیت به طور قابل توجهی بدتر شده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، در پاسخ به گزارش بانک جهانی، اظهار داشت که «آینده‌ی اقتصاد افغانستان تاریک نیست، ]بلکه[ گذشته‌ی اقتصاد افغانستان تاریک بود».

آنچه کاملا روشن است این است که عامل اصلی تشدید فقر در کشور سیاست‌های طالبان است. سیاست آپارتاید جنسیتی این گروه که زنان را در حبس خانگی قرار داده، در حقیقت نیمی از جمعیت کشور را از تامین معیشت‌شان باز داشته و خانواده‌هایی را که سرپرستی آن‌ها به عهده‌ی زنان بوده است، به گرسنگی و فقر محکوم کرده‌اند. بسیاری از کسب‌وکارهای تحت رهبری زنان در سراسر کشور متوقف شده است. طالبان فعالیت‌های همچون حمام‌های زنان، آرایشگاه‌ها و مغازه‌های خیاطی زنان را ممنوع کرده‌اند. این در حالی است که زنانِ دست‌فروش و حتا زنانِ گدا مدام در خیابان‌ها مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. بر اساس محاسبه‌ی برنامه‌ی انکشافی سازمان ملل، ممنوعیت کار زنان توسط طالبان هر سال حداقل یک میلیارد دلار به کشور زیان می‌رساند که این مقدار پنج درصد تولید ناخالص داخلی کشور است.

هم‌چنان سیاست سرکوب‌گرانه‌ی طالبان معیشت کارگران را در بخش‌های مختلف ازبین برده است: هنرمندان، خوانندگان، نوازندگان و سازندگان آلات موسیقی از کار منع شده‌اند. رهبر طالبان در فرمان اخیرش، رسما سیستم بازنشستگی کشور را منحل کرده و آن را غیراسلامی دانسته است. طالبان قبل از صدور این فرمان نیز پرداخت تقاعدی بازنشستگان و نیز کمک‌هزینه‌ی افراد دارای معلولیت را متوقف کرده بودند، سیاست‌هایی که بیش‌ترین آسیب را به محروم‌ترین قشر جامعه وارد کرده و باعث فزایش فقر شده است.

با همه‌‌ی این‌ها، مخرب‌ترین سیاست طالبان، تخریب سیستم آموزشی کشور و زوال منابع انسانی بوده است. آنان تحصیل زنان و دختران بالاتر از صنف ششم را منع کرده و در تلاش‌اند تا آموزش مدرسه را به جای آموزش مدرن گسترش دهند. این گروه تا کنون صدها مدرسه‌ی جدید در سراسر کشور تاسیس کرده که هدف آن طالبانیزه‌کردن جامعه است. تاثیرات سیاست‌های مخرب طالبان بر سیستم آموزشی افغانستان نه تنها امروز فاجعه‌بار است، بلکه نسل‌های آینده‌ی افغانستان را نیز متاثر خواهند کرد.

راه حل طالبانی

 سیاست طالبان برای کاهش این فقر شدید و قحطی چیست؟ طالبان حکومت‌‌داری را مجبورکردنِ مردم به انجام مناسک مذهبی می‌دانند و تصور می‌کنند که وظیفه‌ی حکومت آنان، بازداشتن مردم از آنچه آنان گناه می‌دانند است. مجبورکردن زنان برای پوشاندن صورت و مجبورکردن مردان به نتراشیدن ریش از سیاست‌های اجباری طالبان بالای مردم است. این سیاست طالبان در اظهارات مقامات ارشد این گروه به روشنی دیده می‌شود. باری رییس‌الوزرای این گروه خطاب به مردم فقیر افغانستان گفته بود که در پیشگاه خدا گریه و زاری و از او طلب کمک کنند. در کنار این توصیه، طالبان مدام از مردم می خواهند که برای آمدن باران، به نمازهای دست‌جمعی بپیوندند و از خدا بخواهند که به قحطی و خشک‌سالی پایان دهد. آنان همچنان گناه مردم و خشم خدا را عامل فقر گسترده و بدبختی مردم می‌دانند و آن را وسیله‌ای برای سرکوب مردم قرار می‌دهند. 

در ایدیولوژی طالبان، کارکرد اصلی حکومت تضمین نجات مردم در زندگی پس از مرگ است. به همین دلیل است که طالبان وزارتی به نام امر به معروف و نهی از منکر دارند. رهبر طالبان در دو سخنرانی صوتی اخیر خود تاکید کرده است که در اجرای قوانینِ خدا بر روی زمین سازش نخواهد کرد. او حتا تاکید کرد که طالبان در اجرای شریعت، به ویژه سنگ‌سار کردن زنان در ملای عام به عنوان نشانه‌‌ی ایمان راسخ، سخت‌گیرانه‌تر عمل خواهد کرد.

در حالی که اکثر مردم کشور از فقر و گرسنگی رنج می‌برند، طالبان از کمک‌های بشردوستانه برای تحکیم قدرت خود استفاده می‌کنند. علاوه بر این، مقامات طالبان به احتکار ثروت و غارت منابع توسط یک سیستم مالیاتی بسیار سخت‌گیرانه مشغول هستند، سیستمی که حتا مورد تحسین نهادهای بین‌المللی نیز قرار گرفته است. این سیستم مالیاتی طالبان، در حقیقت یک سیستم اخاذی است که هدف آن چور و چپاول از یکی از فقیرترین مردم روی زمین است. جالب این‌جاست که طالبان هیچ خدماتی در ازای مالیاتی که می‌گیرند، به مردم ارایه نمی‌دهند. در عوض، مالیات مردم  را برای سرکوب، ساختن مدارس و مساجد  و پیشبرد سیاستِ طالبانیزه‌کردنِ جامعه استفاده می‌کنند. 

تا زمانی که امارت فقر و فلاکت طالبان در قدرت است، هیچ امیدی به بهبود کشور وجود نخواهد داشت. ادامه‌ی سلطه‌ی طالبان فقط افزایش فقر و گرسنگی‌ست. تمایل طالبان به اجرای دقیق آنچه قانون خدا می‌نامند به معنای بدترشدن وضعیت اجتماعی و اقتصادی در افغانستان و عمیق‌تر شدن فقر و بدبختی مردم است. برای پایان‌دادن این کابوس، چاره‌ای جز تلاش فعالانه برای پایان‌دادن ملاسالاری طالبان و ساختن آینده‌ی سکولار و دموکراتیک وجود ندارد؛ آینده‌ای که در آن تصمیم‌های سیاسی بر اساس نیازهای جامعه گرفته ‌شود، نه بر اساس ملاحظات زندگی پس از مرگ.

Leave a comment