وقتی پدر تهمینه* متوجه شد که طالبان در آستانۀ بازگشت به قدرت است، بهسرعت او را به عقد ازدواج مردی درآورد که خانوادهاش با طالبان ارتباط داشتند. او در هفدهسالگی به خانۀ شوهرش در ولسوالی دند غوری ولایت بغلان در شمال افغانستان رفت.
در آن خانواده او از آغاز مورد آزار و اذیت قرار گرفت؛ شوهرش اغلب به اصرار پدر خود او را با مشت و لگد لتوکوب میکرد و اعضای خانوادۀ جدیدش نیز او را مورد تمسخر، تحقیر و آزار قرار میدادند.
وقتی شوهر تهمینه در کمین راهزنان قرار گرفت و کشته شد، زندگی برای او غیرقابلتحملتر شد. پدرشوهرش اصرار داشت تهمینه، که در آن زمان مادر پسری دوماهه بود، با پسر دیگر او، یعنی برادر هشتسالۀ شوهرش، ازدواج کند. وقتی او امتناع کرد، گلوی نوزاد او را برید. تهمینه میگوید: «وحشت و خشمی را که تجربه کردهام آنقدر طاقتفرسا بوده است که نمیخواهم زندگی کنم.» تهمینه نمیتواند به اجرای عدالت امیدوار باشد، زیرا پدرشوهرش با طالبان روابط نزدیک دارد.
آمار خشونت علیه زنان در افغانستان پیش از تسلط طالبان (آگست ۲۰۲۱)، بالا بود و با به قدرت رسیدن دوبارۀ این گروه، وضعیت بسیار بدتر شد. تمام دستاوردهای قانونگذاری که در دو دهۀ نظام جمهوری برای حمایت از زنان به دست آمده بود، بهسرعت از بین رفت. اکثریت قریب به اتفاق ۶۰ تن زن مصاحبهشونده برای این گزارش از ۱۷ ولایت افغانستان گفتهاند که مورد خشونت از جمله شکنجۀ فیزیکی، آزار کلامی و نیز کار اجباری قرار گرفتهاند. از بین آنها فقط ۸ تن شکایت رسمی درج کردهاند.
هدر بار، معاون بخش حقوق زنان در دیدهبان حقوق بشر، میگوید: «این وحشتناک، ولی غیرتعجبآور است که خشونت علیه زنان، پس از تسلط طالبان، افزایش یافته است. یکی از اولین اقدامات طالبان ـیکی از فوریترین اولویتهای آنهاـ از بین بردن هدفمند کل سیستمی بود که برای حفاظت از زنان و دختران در برابر خشونت ایجاد شده بود. این سیستم به زنان و دختران نوید خودمختاری، توانایی انتخاب و مطالبۀ حقوق خود را میداد ـ طالبان نمیتوانند این امر را تحمل کنند.» او افزود: «دیدگاه آنها این است که زنان و دختران دارایی خویشاوندان مرد خودند، کاملاً در خدمت آنهایند و باید از زندگی عمومی حذف شوند ـ آنها تا حد زیادی به آن دست یافتهاند.»
در واقع، با توجه به محدودیتهای رسمی ایجادشده برای آزادی حرکت زنان، آنان اکثراً در خانهها و تحت تسلط همسران غالباً خشونتگر خود به دام افتادهاند. از میان کل زنان مصاحبهشونده، دو تن از آنان اقدام به خوکشی کردهاند و از هر پنج تن زن، یک تن گفته است که به خودکشی فکر کرده است.
شفیقه*، دختر ۱۸ سالۀ اهل شهر فیروزکوه ولایت غور، توضیح میدهد که چگونه مجبور به ازدواج با مرد بسیار مسنتر از خود شده است که دارای یک زن و چهار فرزند بزرگ بوده است: «گاهی فرزندانش مرا میزدند و وقتی به شوهرم شکایت میکردم، میگفت اشکالی ندارد. حتماً کار اشتباهی انجام دادهای.» شفیقه ادامه میدهد: «یک بار که با همسر دیگرش دعوا کردم، او با استفاده از شاخههای درختان داخل حیاط مرا بهشدت کتک زد. تمام بدنم کبود شده بود و یک هفته درد داشتم.»
او میافزاید: «از زندگی خیلی خسته شدم.» او که دچار یاس و سرخوردگی است، قرصهایی را که در خانه پیدا میکند جمعآوری کرده میخورد. هرچند این امر هنوز سبب مرگ او نشده است، اما حالش بد شده و درنتیجه، قرصها را استفراغ کرده است. پس از بهبود وضعیت او، شوهرش او را بهخاطر بازی با آبرویش، بهشدت مورد ضرب و شتم قرار داده است.
بر اساس شاخص زنان، صلح و امنیت (WPS)، افغانستان به عنوان بدترین کشور برای زنان در جهان رتبهبندی شده است. این شاخص که وضعیت زنان را در ۱۷۷ کشور اندازهگیری میکند، شاخصهایی مانند شرکت در اقتصاد، اجتماع و مشارکت سیاسی و همچنین دسترسی به عدالت و امنیت را در نظر میگیرد.
در گزارش ایندکس آمده است: «افغانستان در این شاخص با ۰.۳۷ امتیاز دارای پایینترین رتبه است؛ کشوری زیر سلطۀ رژیم سرکوبگر طالبان که توانایی زنان برای دسترسی امن و منصفانه به عدالت را بهشدت محدود کرده است.»
گزارش سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر (جنوری ۲۰۲۴) به «فقدان شفافیت در مورد چهارچوب قانونی قابلاعمال در مورد شکایات خشونت مبتنی بر جنسیت علیه زنان و دختران در افغانستان، از جمله اینکه کدامیک از بخشهای ادارۀ حاکم مسئول اقدام برای تأمین عدالت در ارتباط با این شکایات میباشد» اشاره و تأکید میکند: «بسیاری از بازماندگان بنابر گزارشها ترجیح میدهند، به خاطر ترس از مقامات کنونی، از طریق مکانیسمهای حل اختلاف سنتی به دنبال راه چاره باشند.»
«جهنمی برای زنان»
فانوس*، عضو یک خانوادۀ دهنفری در ولایت جوزجان، دانشجوی علاقهمند به تحصیل بود که دورۀ لیسانس خود را در یک دانشگاه خصوصی به اتمام رساند. پس از فارغالتحصیلی، او بهزودی در یک پروژۀ توسعهای برای خود کار یافت.
او به دستاوردها و حرفۀ خود افتخار میکرد. اما استقلال او زمانی که طالبان زنان را از کار در سازمانهای غیردولتی، سازمان ملل و بسیاری از نقشهای دیگر منع کردند، ناگهان پایان یافت. بهخاطر ترس از امنیتِ فانوس، که کارمند دولت قبلی بود، او را مجبور به نامزدی با مردی کردند که هرگز ندیده بود و در ترکیه زندگی میکند.
هر بار که او خواستار پایان یافتن این نامزدی شده است، پدر و برادرانش این دختر ۲۳ ساله را مورد لتوکوب قرار دادهاند و مادرش نیز از حمایت او خودداری کرده است. ناامیدی فانوس بهحدی بود که او مچ دست خود را با چاقو برید و قبل از اینکه خواهرش متوجه کار او شود، از هوش رفت. او با لحنِ یأسآمیز و همراه با عصبانیت میگوید: «زنان حق ندارند کار کنند، شریک زندگی خود را انتخاب کنند یا به تحصیل دسترسی داشته باشند. افغانستان به جهنمی برای زنان بدل شده است. در این شرایط سخت و تاریک، نمیتوانیم از مشکلات خانوادگی خود به کسی شکایت کنیم، زیرا برای آنها کتک زدن زنان عادی است.»
ریچاد بنت، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر، در گزارش تازۀ خود به شورای حقوق بشر (ژنو، ۲۹ فبروری ۲۰۲۴)، گفت: «زنان و دختران از زندگی عمومی حذف میشوند، مخالفتهای مسالمتآمیز تحمل نمیشود، خشونت و تهدید خشونت بدون مجازات برای کنترل و القاء ترس در جمعیت استفاده می شود.» به گفتۀ او نیمی از جمعیت افغانستان عملاً حقوق بشری خود را بهصورت کامل از دست دادهاند.
او در این گزارش با اشاره به نقض فزایندۀ حقوق زنان و دختران توسط طالبان، از جمله اجرای سختگیرانۀ قوانین پوشش آنها، گفت که ماهیت نهادینهشده، سیستماتیک و گستردۀ «تبعیض مبتنی بر جنسیت» بینظیر است و تا سطح آزار و اذیت جنسیتی افزایش مییابد و بهعنوان «آپارتاید جنسیتی» توصیف میشود.
شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، میگوید: «از نظر طالبان، لازم نیست زنان به دنبال گزینههای قانونی و مراجعه به دادگاه باشند. حتی اگر آنها با خشونت در خانواده مواجه شوند، یا مواجهاند باید بهطور خصوصی و در درون خانواده دنبال راه حل باشند.» او میافزاید: «طالبان هیچ نقشی برای سیستم قضایی در حمایت از زنان در برابر خشونت قائل نیست.»
کارشناسان سازمان ملل نیز افزایش آمار ازدواج کودکان را با قدرتگیری دوبارۀ طالبان مرتبط میدانند که دختران را بهویژه در معرض خشونتهای جنسی و جنسیتی قرار داده است، در حالی که عاملان آن بدون مجازات میمانند.
نازنین* در پانزدهسالگی گرفتار زندگیای شد که انتخابش نکرده بود؛ او در سیزدهسالگی مجبور به نامزدی شد و در چهاردهسالگی ازدواج کرد. نازنین در شهر شبرغان جوزجان زندگی میکند و به دخترانی حسادت میکند که در کوچهپسکوچههای نزدیک خانهای که او در آن با شوهر شانزدهسالهاش آهنپاره خرید و فروش میکنند، در حال بازیاند. او در مورد شوهرش میگوید: «نیمی از درآمدی را که به دست میآورد برای خرید سیگار مصرف میکند و بقیه را به پدرش میدهد. او به من پولی نمیدهد، در حالی که به آن نیاز دارم.» در نتیجه با اینکه نازنین اولین فرزندش را باردار است، اجازۀ استراحت ندارد. او باید هر روزه از چاه روستا دو بشکۀ دهلیتری آب بکشد. او که هر شب نگران آیندۀ خود و طفل متولدنشدهاش است، میگوید: «بعضی وقتها به ترک خانه فکر میکنم؛ فکر میکنم که به کجا میتوانم بروم و چه کسی دستم را میگیرد و زندگی بهتری برایم فراهم میکند. [میبینم] هیچکس را ندارم.»
یادداشت:
- مهتاب صافی* و مهسا الهام* نامهای مستعار گزارشگران زنتایمز در افغانستان است.
- برای حفظ هویت افراد، در این گزارش از نامهای مستعار از استفاده شده است.


