قدریه و عتیق را به یاد دارید؟ همان دلباختگانی که خبر سنگسار آنها در اوایل ماه اسد سال ۱۴۰۲ در برخی از رسانه‌های افغانستان منتشر و‌ در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌‌دست شد؟ 

به‌تازگی، دو منبع نزدیک به خانواده‌های قدریه و عتیق، در مصاحبه به زن‌تایمز می‌گویند که محکمۀ طالبان در اوایل ماه جدی حکمش را در مورد‌ این دو صادر ‌و آنها را به تحمل ۵ سال زندان محکوم کرده است. تا کنون جرم این زن و مرد و حکم ‌محکمه از سوی طالبان اعلام نشده است. زن‌تایمز برای تأیید این موضوع حداقل چهارده بار به سخنگویان محلی طالبان و سخنگویان ارشد این گروه، از جمله ذبیح‌الله مجاهد، تماس گرفته است، اما طالبان از دادن اطلاعات در این مورد سرباز زده‌اند. 

در عدم پاسخگویی طالبان، گزارشگران زن‌تایمز از طریق انجام مصاحبه با خانواده‌، اقوام، دوستان، همکاران و همسایگان عتیق و قدریه، از ماه آگست سال ۲۰۲۳ تاکنون داستان این زوج را دنبال کرده است. برای حفظ هویت افراد، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده ‌است. 

داستان عشق قدریه و عتیق چگونه آغاز شد؟ 

قدریه هنوز هفده‌ساله و دانش‌آموز لیسه بود که خانواده‌اش او را به ازدواج پسر خاله‌اش درآوردند. ازدواج او از نوع «بدل‌» بود و به همین دلیل، حق انتخابی برای قدریه باقی نمانده بود. یکی از دوستان مکتب قدریه می‌گوید: «او به این ازدواج رضایت نداشت: هم شوهرش را دوست نداشت و هم علاقه داشت که درس بخواند و یک وکیل شود.» 

پس از ازدواج، همسر قدریه او را به یکی از ولسوالی‌های دیگر بغلان می‌برد؛‌ جایی که برای او امکان شرکت در امتحان کانکور و آزمودن بختش برای وکیل شدن‌ وجود نداشت. قدریه ناگزیر به جبر سرنوشت تن در می‌دهد و مادر می‌شود. در کنار بزرگ کردن فرزندانش، او یک دورۀ تربیت معلم را می‌گذراند و سپس در یکی از مکاتب مصروف کار ‌می‌شود. 

چندی بعد، آنها دوباره به شهر پلخمری، مرکز ولایت بغلان، کوچ می‌کنند که پدر و مادر قدریه نیز آنجا زندگی می‌کردند. پس از مدتی، قدریه در یک مکتب دخترانه برای خود کار پیدا می‌کند؛ جایی که عتیق ۳۵ ساله آنجا سر‌معلم بوده است. چندی بعد، همسر قدریه، به خاطر بیکاری، راه مهاجرت به ایران را در پیش می‌گیرد. 

چندین منبع از دوستان و همکاران قدریه می‌گویند که این زمانی بود که رابطۀ عاشقانه میان قدریه و عتیق ‌آغاز شد. یکی از دوستان نزدیک قدریه می‌گوید: «‌قدریه روزها را در نبود شوهرش با سه کودکش می‌گذراند. شب‌های پر از دلتنگی و ناامیدی، باعث شد تا دلبستگي‌اش به عتیق زیاد شود و در نهایت تصمیم بگیرد‌ به پای عشق خود بماند.» 

محمد‌اعظم، همسر قدریه، می‌گوید که دوازده سال از ازدواج او با قدریه می‌گذرد و آنها با هم زندگی خوشی داشته‌اند و هرگز تصور نمی‌کرده‌ است که قدریه او را به خاطر دلبستگی به مردی دیگر‌ رها کند. 

پدر و مادر قدریه، در اولین مصاحبۀ‌شان با زن‌تایمز مدعی بودند که عتیق‌ قدریه را فریب داده و او را اختطاف کرده است. عبدالخلیل رحمانی، پدر قدریه، می‌گوید که ماجرا از ۱۴ سرطان ۱۴۰۲ شروع شد؛ روزی که قرار بود قدریه از شاگردانش امتحان بگیرد و برگردد، اما آن شب قدریه به خانه برنگشت. رحمانی می‌گوید که پس از دو روز جستجو‌ متوجه شدند که عتیق‌ او را فریب داده و به کابل برده است. پس از آن، او علیه عتیق به طالبان شکایت می‌کند. فوزیه، مادر قدریه، نیز می‌گوید که دخترش به رضایت خود نرفته بود، بلکه ممکن است با «تعویذ و طومار اختطاف» شده باشد. 

نجیب‌الله صدیقي، پدر عتیق اما روایت دیگری دارد. او ‌مدعی است که عتیق و قدریه با هم رابطه نداشتند،‌ بلکه عتیق می‌خواست به قدریه کمک کند تا از خشونتی که از سوی خانواده‌اش بر او اعمال می‌شد، نجات یابد. او مدعی است که محمد‌اعظم، همسر قدریه او را تلفنی طلاق داده و زمانی که قدریه می‌خواست این طلاق را در محکمه رسمی کند، پدرش مانع ‌کار او می‌شود و با تهدید اجازه نمی‌دهد که قدریه برای سرنوشت خودش تصمیم بگیرد. پدر عتیق مدعی است که خانوادۀ قدریه حتی قصد کشتن او را داشتند تا مانع طلاق گرفتن او شوند؛ گفته‌هایی که از سوی خانوادۀ قدریه رد شده است. 

آقای صدیقی، برای تأکید بر ادعای خود، ‌صدای ضبط‌شده‌ای از قدریه را با زن‌تایمز شریک کرده است که در آن‌ قدریه خود‌ را معرفی می‌کند؛ صدایی که، به گفتۀ آقای صدیقی، در زندان ضبط شده است. در این فایل صوتی یک دقیقه و ۲۶ ثانیه‌ای، قدریه ادعا می‌کند: «مدت دو سال قبل شوهرم مرا توسط تلفون طلاق داده بود. پدرم را در جریان گذاشتم، پدرم مرا لت‌و‌کوب نموده گفت صد طلاق بدهد و ده سال دیگر هم نیاید، به نامش بنشین. بارها موضوعِ خط [طلاق] گرفتنم را یاد کردم، [اما] لت‌و‌کوب و تهدید به مرگ کردند.» از روی فایل صوتی به نظر می‌رسد که گفته‌های قدریه دیکته‌شده باشد و ‌او از روی چیزی در حال خوانش باشد.  

پدر قدریه، پس از شنیدن صدای قدریه، تأیید می‌کند که رابطه‌ای میان عتیق و قدریه وجود داشته است، به‌حدی که یک بار همسر عتیق به خانۀ پدر قدریه آمده و از او خواسته بود‌ مانع این رابطه شود. یکی از همسایگان قدریه نیز می‌گوید: «یک بار در کوچه قال‌ماقال شد. زن عتیق آمده بود به جان قدریه. به او می‌گفت: تو بی‌شرم و بی‌حیا. نمی‌شرمی، اولادار زن استی، چرا با شوهر من گپ می‌زنی؟» 

بازداشت به اتهام ارتکاب جرایم اخلاقی 

حتی قبل از قدرت‌گیری طالبان، در حکومت افغانستان‌ فرار از منزل ‌به‌عنوان یکی از مصادق «جرایم ‌اخلاقی» جرم‌انگاری شده‌ ‌و برای آن ‌مجازات در نظر گرفته شده بود. در سال ۲۰۱۲، دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرد که ۹۵ درصد از دختران و ۵۰ درصد از زنان زندانی در افغانستان، متهم به فرار از منزل و زنایند‌. اما بر اساس گزارش این نهاد‌،‌ بسیاری از این زنان و دختران قربانی خشونت خانوادگی و ازدواج اجباری بودند؛ چیزی که در مورد قدریه نیز صدق می‌کند. 

پیامد اجتماعی انتخاب فردی  

هرچند رابطۀ میان قدریه و عتیق را می‌توان یک عمل یا انتخاب فردی دانست، اما همین عمل یا انتخاب فردی از نظر گروه طالبان جرمی بزرگ تلقی می‌شود که نه‌تنها متهمان (قدریه و عتیق) در ارتباط با آن مجازات می‌شوند، بلکه خانوادۀ آنها نیز زیر فشار جامعۀ محافظه‌کار قرار خواهند گرفت. با توجه‌به ‌ماهیت و ساختار سنتی‌ـ‌‌قبیله‌ای ‌جامعۀ افغانستان، اتهام یا جرم پیش‌ و بیش از اینکه شخصی تلقی شود، اجتماعی‌ـ‌قبیله‌ای پنداشته می‌شود و افراد و خانواده‌ها به ترتیبِ دوری و نزدیکی خونی ‌‌‌به فرد متهم یا مجرم از آن آسیب می‌بینند یا خود را در معرض آسیبِ حیثیتی احساس می‌کنند. در این سلسله‌مراتب البته که ‌زن و خانوادۀ او است که بیشترین فشارها را از سوی وابستگان و قبیله تحمل و بیشترین آسیب‌ها را می‌بینند.‌ 

یکی از دوستان قدریه می‌گوید که بعد از آشکار شدن قضیۀ دستگیری قدریه و عتیق، خانوادۀ قدریه خیلی منزوی شده است. مادرش خیلی کم در مراسم‌های اجتماعی قریه شرکت می‌کند. این دوست قدریه که در منطقۀ آنها زندگی می‌کند،‌ می‌گوید که بسیاری از اقوام قدریه‌ با خانوادۀ او قطع رابطه کرده‌اند: «آنها به این خاطر ‌رفت و آمدشان را قطع کردند که چرا قدریه را نکشتند؟» 

پدر قدریه می‌گوید که قدریه بارها گفته ‌که پشیمان است: «می‌گوید اشتباه کردم، پدر بسیار اشتباه کردم. بد کردم پدر جان، من خانه‌ام را خراب کردم و اولاد‌م را بی‌سرنوشت. اما حالا که هر قدر بگوید که اشتباه کردم، فایده نمی‌کند؛ آبروی رفتگی دگر به‌جای نخواهد شد.» 

فوزیه، مادر قدریه، که از ناحیۀ یک دست خود دارای معلولیت است، می‌گوید ‌زمانی که خبر گم شدن قدریه پخش شد‌، همۀ اقوام و همسایه‌های‌شان، او و خانواده‌اش را سرزنش و تحقیر می‌کنند: «خدا این حال و روزی را که سر من آورده سر‌ دشمن نیاره!» فوزیه می‌گوید که کوچکترین فرزند قدریه دو‌ساله است و همیشه سراغ مادرش را می‌گیرد: «روز تا شام اولاد‌ش داد می‌زنند که ببو جان، مادرم را بگو که بیاید.» او ادامه می‌دهد: «تمام روز ‌نان و ‌آب نمی‌خوریم؛ ‌فقط خون می‌خورم.»  

قدریه و عتیق ‌اکنون بیش از ۲۰۰ روز می‌شود که زندانی‌اند. یکی از منابعی که از وضعیت قدریه آگاه است، می‌گوید که قدریه‌ در زندان چندین بار از سوی طالبان لت‌و‌کوب شده است و وضعیت صحی خوبی ندارد. این منبع می‌گوید که در آخرین مورد در ماه قوس طالبان قدریه را به جرم دست داشتن در اعتراضاتی در داخل زندان، ۱۵۰ شلاق زده‌اند. 

* فرشته غنی در تهیۀ این گزارش همکاری کرده است.  

Leave a comment