با ورودم به اتاقش، باعجله پنجره را باز می‌کند و می‌گوید: «خانه‌ بوی گند مواد مخدر گرفته است.‌ شب و روزش معلوم نیست. وقتی به خانه می‌آید، بدنش بوی تعفن ‌می‌دهد. ‌اگر سخت‌گیری می‌کنم، می‌آید ‌داخل‌ اتاق مواد می‌کشد.»  

سیما* زنی با قد میانه، چشم‌های کوچک بادامی و صورت پر از چین و چروکش از پنجره ‌به دور‌دست‌ها خیره می‌شود و می‌افزاید: «با این مرد ۲۷ سال زندگی کردم و هیچ روز خوشی ندیدم.» 

او ۴۶ ساله ‌و مادر هفت فرزند است. سیما نمی‌داند شوهرش چه زمانی به مواد مخدر معتاد شده بود‌‌، اما هشت سال قبل باخبر شد‌‌ که با معتادان دیگر ‌بیرون از منزل مواد مخدری به نام «شیشه» مصرف می‌کند.  

سیما می‌گوید، مواد مخدر به اعصاب و روان شوهرش آسیب زده است. هر زمانی که نشئه می‌کند و یا اصلاً مواد مخدر ندارد که نشئه کند، او و کودکانش را لت‌و‌کوب می‌کند: «همیشه کودکانم را لت می‌کند. دخترانم از بس از پدرش می‌ترسند‌ به افسردگی دچار شده‌اند. او مرا هم‌چنان می‌زند‌ که گاه چند شب از درد خوابم نمی‌برد.» 

سیما بعد از قدرت‌گیری طالبان که‌، نسبت به سابق، از کارش درآمد کمتری به دست می‌آورد و پولی برای تأمین هزینۀ مواد‌مخدر برای شوهرش باقی نمی‌ماند،‌ با خشونت بیشتر از سوی او مواجه می‌شد. تا اینکه تصمیم گرفت به یکی از حوزه‌های پولیس طالبان در شهر هرات مراجعه و از شوهرش شکایت کند. او در بهار سال ۱۴۰۱ ‌نخست به‌طور شفاهی و بعد به‌گونۀ مکتوب از شوهرش شکایت کرد، ولی طالبان به شکایت او، به ‌این دلیل که ‌زن بود، توجهی نکردند: «مرد‌ تقریباً میان‌سالی با ریش بلند و مندیل سیاه پشت میز نشسته بود. وقتی گفتم شوهرم من و کودکانم را لت‌وکوب می‌کند، لطفاً به شکایتم رسیدگی کنید و اینکه یا او باید اصلاح شود‌ یا طلاق می‌خواهم، طالبِ پشتِ میز با عصبانیت گفت، قاتل خو نیست، اعتیاد دارد، ترک خواهد کرد. شما زن‌ها هم زیاد پشت گپ می‌گردید.» 

سیما به‌خاطر ‌دسترسی نداشتن به عدالت، مجبور است‌ که همچنان تحت شکنجۀ شوهرش زندگی کند. اما او در این نبرد تنها نیست، مرضیۀ* ۲۵ ساله، زن‌ دیگری‌ است که در نظام طالبانی دنبال عدالت است. والدین او در کودکي بر اثر یک حادثۀ ترافیکی کشته شد‌ند و او با برادران مادرش‌ زندگي می‌کند. اما وقتی به‌ ۲۰ ‌سالگي رسید، ‌از آنها خواست که سه جریب زمین ‌میراث ‌‌پدرش‌ ‌را به او برگردانند، زیرا می‌خواست زندگي مستقل ‌خود‌ را داشته باشد.  

برادران مادرش اما از بازگرداندن ‌میراث خانوادگي او به او امتناع ورزیدند. مرضیه سه سال انتظار کشید، ولی به‌رغم ندادن میراث پدري‌اش، شاهد بد‌رفتاری از سوی آنها نیز بود‌؛ چیزی که مرضیه را وادار کرد‌ تا به‌طور رسمی و مکتوب‌ از آنها شکایت کند. اولین شکایت‌ مکتبوب او در ماه جوزای سال ۱۴۰۰ صورت گرفت. دعوای او با برادران مادرش بر سر میراث پدری‌اش ‌در حال بررسی بود‌ که گروه طالبان به قدرت ‌بازگشتند. او باز هم مدتی صبر کرد، ولی دوباره در اوایل سال ۱۴۰۱ به ادارات طالبان جهت رسیدگی به دادخواستِ خود مراجعه کرد.  

دوباره به او اجازه داده نشد‌ تا جهت بررسی شکایتش وارد اداره شود و ‌در ماه حمل ۱۴۰۲، وقتی آخرین‌بار به این اداره سر زد، با او رفتاری بدتر از قبل صورت گرفت‌. او می‌گوید، با وجودی که این‌بار توانست وارد اداره شود، ولی ورق شکایتش از سوی طالب موظف رسیدگی به شکایات‌ پاره شد: «‌یکی از مسئولان آن اداره‌، بدون اینکه ‌به من نگاه کند، به ورق ‌نگاهی انداخت و آن را پاره کرد و [سپس] با عصبانیت به من گفت [از اداره] بیرون شوم.» 

مرضیه مدتی دنبال وکیل‌مدافع زن بود، اما هیچ وکیل‌مدافع زنی اجازۀ فعالیت و پیشبرد دعوای حقوقی زنان را در افغانستان نداشت، چیزی که او را کاملاً نا‌امید‌ کرد. 

سیمین* یکی از وکلای‌مدفع زن در افغانستان است. او می‌گوید، به‌شمول خودش، اکثریت زنانی که در بخش قضا و سارنوالی کار می‌کردند، حالا خانه‌نشین شده‌اند. او که تا قبل از حاکمیت طالبان مدت پنج سال قضایای حقوقی مربوط‌به زنان را در محاکم پیش می‌برد‌، می‌گوید، در نبود قانونی که حقوق زنان‌ را به رسمیت بشناسد و فقدان حکومت حامی و مدافع ‌زنان، دسترسی آنها به عدالت هم به صفر رسیده است: «‌وقتی زنان به سارنوالی و محاکم ‌طالبان برای پیشبرد قضایای خود‌ مراجعه می‌کنند، قضایای آنان مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و این ‌روند بطئی و بی‌توجهی، ‌موجب سرگردانی و سرخوردگی ‌زنان شده است.» 

او می‌افزاید،‌ بارها شاهد ‌بوده‌ است که زنان به ادارات قضایی و سارنوالی طالبان راه داده نمی‌شوند. چیزی که باعث شده است‌ برخی از زنان خشونت ‌علیه خود‌ را تحمل کنند و به‌منظور دسترسی به حقوق خود به ‌ادارات این گروه ‌مراجعه نکنند. مثال روشن آن زندگي فرزانۀ* ۱۶ ساله است‌ که پدرش او را ‌به‌اجبار ‌به نامزدی‌ مردی که فرزانه از او ‌متنفر است درآورده ‌است، در حالی که هیچ راهی برای فسخ این نامزدي نیافته است. 

او می‌گوید، عدالت برای زنان وجود ندارد و صدای زنان هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود. به همین دلیل، ‌دعوای حقوقی آنها نیز ‌به جایی نمی‌رسد: «‌وقتی ‌می‌بینم که پشتیبانی برای رسیدگی به شکایتم ندارم، منصرف می‌شوم.» 

او تجربۀ تلخی از زندگی مشترک دوست نزدیک خود دارد. زمانی که یکی از دوستان او از شوهرِ خشونتگر خود به طالبان شکایت برد، ‌از خود او تعهد گرفته شد که بار دیگر از شوهرش شکایت نکند، وگرنه مجازات خواهد شد: «‌به او گفته شده بود، خودت ملامت هستی، به زندگی و خانه‌ات برس. در حالی که آن دختر همه‌روزه تحت شکنجۀ شوهرش قرار داشت‌.» فرزانه هیچ ‌امیدی به آینده ندارد و چشم‌انداز پیش رویش را تاریک می‌بیند. 

براساس گزارش نهاد حقوق بشری «روا‌داری»، ‌که در ماه جون ۲۰۲۳ منتشر شد، ‌‌از زمان تسلط دوبارۀ طالبان بر افغانستان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی تا ماه جون سال ۲۰۲۳ میلادی، زنان قربانی خشونت در زیر سلطۀ طالبان با چالش‌ها و موانع زیادی در دسترسی به عدالت مواجه بوده‌اند. 

یافته‌های این گزارش که از طریق مصاحبه با وکلای‌مدافع، مدافعان حقوق بشر، کارمندان پیشین نهادهای عدلی و قضایی، قربانیان خشونت و خبرنگاران محلی در ۲۶ ولایت کشور جمع‌آوری شده، نشان می‌دهد: «موازین محاکمۀ عادلانه» در محاکم طالبان به‌صورت گسترده نقض می‌شود و زنان و اقلیت‌های مذهبی در دسترسی به عدالت با چالش‌هایی جدی روبه‌رویند. 

* سمیرا محمدی نام مستعار خبرنگاری در افغانستان است. 

Leave a comment