یک روز پس از پایان مهلت پاکستان برای اخراج مهاجران غیرقانونی، صدای تکتک دروازۀ خانه یاسمین* را به خود آورد؛ صدایی بلند و کوبنده. این وکیل خانواده در حال تهیۀ صبحانه برای چهار فرزند، شوهر و دو مهمان زن در اسلامآباد بود. پس از اینکه او دروازه را باز کرد، هشت افسر پلیس پاکستانی به داخل هجوم آوردند، هر گوشه از خانۀ او را بازرسی کردند و همۀ آنها، از جمله پسر یک سالهاش، را دستگیر کردند.
او در یک مصاحبۀ تلفنی به زنتایمز میگوید که پولیسهای پاکستانی «اسناد ما را خواستند و ما اسنادی را که از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل دریافت کرده بودیم، نشان دادیم.» یاسمین میگوید که پولیس گفت: «ویزای شما تمام شده است و همۀ شما بازداشتید.» او میگوید: «به آنها التماس کردم که بگذارند لباس اطفالم را بر تنشان کنم، اما آنها به من اجازه ندادند.» پلیس همه را به بازداشتگاه برد.
چند ساعت بعد از بازداشت یاسمین و خانوادهاش، پسر یک سالهاش دچار صرع شد. یاسمین تنها پس از داد و فریاد زیاد اجازه یافت او را به شفاخانه انتقال دهد.
ما چهل نفر، شامل زن و کودک، در یک اتاق بودیم که فقط دو تختخواب داشت. یسرا*، دختر پانزدهسالۀ یاسمین، توضیح میدهد که خانمهای مسن روی تختها و بقیه روی زمین سرد و مرطوب نشسته بودند. او میافزاید: «هیچکس لباس گرم نداشت و ما از سرما به خود میلرزیدیم. اطفال از سرما و گرسنگی گریه میکردند. معدهام هم از گرسنگی درد میکرد. آنها ما را تمام مدت گرسنه نگه داشتند.» پولیس پاکستان اعضای خانوادۀ یاسمین را به مدت ۲۴ ساعت بدون آب و غذا بازداشت کردند و سپس به اردوگاه اخراج پناهندگان فرستادند.
تجربۀ آنها بخشی از یک روند بزرگ برخورد شدید و نگرانکنندۀ حکومت پاکستان با پناهندگان است. در بیانیهای که در ۲۸ نوامبر از سوی دیدهبان حقوق بشر منتشر شد، هشدار داده شد که مقامات پاکستان مرتکب «خشونت گسترده»ای علیه پناهجویان افغانستان در پاکستان شدهاند تا آنها را مجبور به بازگشت به افغانستان کنند. به گفتۀ این نهاد حقوق بشری، این خشونتها شامل بازداشتهای دستهجمعی، مصادرۀ اموال و احشام و از بین بردن اسناد هویتی پناهجویان مقیم این کشور است. الین پیرسون، مدیر آسیایی دیدهبان حقوق بشر گفت: «مقامات پاکستانی یک محیط اجباری را برای افغانستانیها ایجاد کردهاند تا آنها را مجبور به بازگشت به محیط خطرناک در افغانستان کنند.»
این بحران در اوایل اکتبر زمانی آغاز شد که حکومت پاکستان اعلام کرد که قصد دارد مهاجران غیرقانونی افغانستانی را، که داوطلبانه کشور را ترک نمیکنند، تا اول نوامبر اخراج کند. تخمین زده میشود که این تصمیم دولت پاکستان حدود ۱.۳ میلیون پناهندۀ بدون مدرک را، که در حال حاضر در این کشور اقامت دارند، در معرض اخراج قرار دهد. به گفتۀ کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد (UNHCR) و سازمان بینالمللی مهاجرت (IOM)، برخی از این پناهندگان درحال بازگشت بودند: از اواسط سپتامبر ۲۰۲۳، ۳۷۵ هزار پناهنده به افغانستان برگشتهاند، در این میان بیست هزار نفر کسانیاند که اخراج شدهاند. بر اساس گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و سازمان بینالمللی مهاجرت، ۹۲ درصد از بازگشتهگان «ترس از دستگیری» توسط پولیس پاکستان را دلیل بازگشت خود عنوان کردهاند.
بر اساس بیانیۀ مشترک کانون بینالمللی وکلا (IBA) و نهاد حقوق بشر کانون بینالمللی وکلا (IBAHRI)، گزارشها حاکی از دستگیری و حبس پنج وکیل زن در پاکستان است. علاوه بر این، بیست قاضی زن با خطر آنی رد مرز به افغانستان روبهرویند.
تا قبل از سقوط دولت جمهوری در افغانستان، یاسمین و خانوادهاش هرگز فکر نمیکردند مجبور شوند به پاکستان فرار کنند. قبل از آگست ۲۰۲۱، او دفتر حقوقی کوچک خود را در ولایت هرات داشت؛ جایی که او و پنج وکیل زن دیگر به زنان کمک میکردند تا از شوهران خشن خود طلاق بگیرند. زمانی که طالبان کنترل افغانستان را به دست گرفتند، زنان وکیل مجبور به ترک حرفۀ خود شدند و همزمان زندگی آنها هم توسط طالبان و هم شوهرانِ موکلانِ سابقشان به خطر افتاده بود. این زمانی بود که یاسمین تصمیم گرفت افغانستان را ترک کند. او در ماه می ۲۰۲۲ سرانجام با ویزای مریضی وارد پاکستان شد. چند ماه بعد، پاکستان درخواست او را برای تمدید ویزا رد کرد و مدت کوتاهی پس از آن ویزای او منقضی شد. ولی او میگوید که نمیتواند به افغانستان برگردد.
فاطمه*، ۲۷ ساله، به زنتایمز میگوید: «همه کشورشان را دوست دارند، اما وقتی کشور شما تبدیل به زندانی برای شما میشود از آن فرار میکنید. حالا افغانستان برای زنان مانند زندان است و هر روز که میگذرد زندگی برای زنان در کشور غیرممکن میشود.» فاطمه در اردوگاهی در نزدیکی مرز تورخم به سر میبرد؛ جایی که بیش از هزار خیمه برای فراهم کردن سرپناههای موقت برای بازگشتکنندگان برپا شده است.
فاطمه، پس از اینکه پدرش در یک حملۀ انتحاری در جولای ۲۰۱۸ کشته شد، افغانستان را ترک کرد. پدر او افسر ریاست امنیت ملی بود. او میگوید: «زندگی ما با مرگ پدرم تغییر کرد. ما هرگز احساس امنیت نکردیم و تصمیم گرفتیم به پاکستان پناهنده شویم.» در پنج سال گذشته، او همراه با خانوادهاش در محلۀ حیاتآباد پیشاور زندگی میکردند؛ جایی که فاطمه توانست با کار در یک سالن زیبایی نیازهای مالی خانوادۀ پنجنفرۀ خود را تامین کند.
پولیس پاکستان عمۀ او را همراه با سه پسرش دستگیر کرد. آنها بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و به زور اخراج شدند. فاطمه میگوید: «با شنیدن داستان آنها ترسیدیم و تصمیم گرفتیم برگردیم.» فاطمه میگوید که «گذراندن یک هفته در خیمه سخت بود.» خانوادۀ او فقط ده هزار افغانی کمک نقدی از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و چند وعدۀ غذایی از سازمانهای مختلف دیگر و طالبان دریافت کردند. شرایط بهویژه برای فاطمه سخت است، زیرا او نانآور خانوادۀ خود است و طالبان تابستان گذشته حرفۀ زنانۀ او (آرایشگری) را غیرقانونی اعلام کرد. اکنون، فاطمه نگران آینده است. او میخواهد راهی برای بازگشت به پاکستان بیابد؛ جایی که او میگوید هنوز در آن میتواند کار پیدا کند.
سرنوشت زنانی مانند فاطمه، یکی از نگرانیهای ویژه برای فولکر ترک، رئیس حقوق بشر سازمان ملل متحد، است: «زنان و دخترانی که به افغانستان برگردانده میشوند آسیبپذیرند. سیاستها و فرمانهای رژیم طالبان آنها را از ادامۀ تحصیل بالاتر از صنف ششم، کار در بیشتر بخشها، دسترسی به پارکها و سایر فضاهای عمومی محروم کرده است. افزون بر این، زنان و دختران با محدودیتهای گستردۀ دیگری در زندگی روزمره و عمومی مواجه خواهند شد.»
ولکر ترک از پاکستان خواسته است که «از افرادی که ممکن است در افغانستان با آزار و اذیت، شکنجه، بدرفتاری یا سایر آسیبهای جبرانناپذیر مواجه شوند، از جمله زنان و دختران، مقامات دولتی سابق و پرسنل امنیتی، اقلیتهای قومی و مذهبی، فعالان حقوق بشر، مدافعان و فعالان جامعۀ مدنی و کارکنان رسانهها محافظت کند.»
زارا* به مدت سه هفته میشود که از ترس اخراج اتاق خود در پاکستان را ترک نکرده است. او به عنوان یک قربانی خشونتهای خانوادگی که در اواخر سال ۲۰۲۱ از افغانستان گریخته بود از زمانی که پاکستان مهلت اخراج را اعلام کرد، خوب نخوابیده است. او میگوید: «دیروز صاحبخانه به من گفت که باید جای جدیدی برایم پیدا کنم. هیچکس به یک زن جوان و تنها خانه نمیدهد. هر شب کابوس دستگیری و تبعید به افغانستان را میبینم.» زارا، ۲۸ ساله، در یک مصاحبۀ تلفنی توضیح میدهد: «اگر من اخراج شوم، طالبان ممکن است من را بکشند یا مجبور به ازدواج با یکی از جنگجویان خود کنند.»
او در جوانی یتیم شد و تحت سرپرستی کاکایش قرار گرفت. کاکایش تصمیم گرفت او را به عقد پیرمردی درآورد. او در آن زمان سیزدهساله بود. وقتی با ازدواج مخالفت کرد، کاکایش او را لتوکوب کرد. سرانجام، زارا با فکر خودکشی از خانۀ کاکایش فرار کرد. هنگامی که او سعی کرد خود را جلو موتری پرتاب کند، فردی او را نجات داد و به او کمک کرد تا در یک خانۀ امن، که توسط وزارت امور زنان حمایت میشد، زندگی کند. در طول دوازده سال گذشته، او در آن خانۀ امن، امنیت و معیشت داشت. اکنون آن خانۀ امن توسط طالبان بسته شده است.
بلافاصله پس از سقوط دولت در ۲۰۲۱، طالبان تمام خانههای امن برای زنان را بستند. جنگجویان طالبان به خانۀ امن در کابل که زارا در آن همراه با شانزده زن دیگر زندگی میکردند، رفتند. اما زارا و سه دختر جوان دیگر بهنحوی موفق میشوند به پاکستان فرار کنند. امروز، او در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت نام کرده است و در انتظار اسکان مجدد در کشور ثالث است، هرچند ویزای توریستی او منقضی شده است.
ترس و استرسی که زارا ابراز میکند، با مریم*، کارمند سابق وزارت داخله در افغانستان، مشترک است. مریم ۲۶ ساله به زنتایمز میگوید: «زندگی به عنوان یک زن جوان در پاکستان بسیار دشوار است. من وظیفه ندارم و وابسته به مقدار پول هستم که پدرم از افغانستان میفرستد. من هر دقیقه در ترس و استرس رد مرز شدن زندگی میکنم. اگر به افغانستان رد مرز شوم، ممکن است مجبور شوم با یک عضو طالبان یا پیرمردی که ممکن است چندین برابر سن من باشد، ازدواج کنم.»
مریم در قمندانی پولیس در ولایت قندوز کار میکرد که طالبان قدرت را به دست گرفتند. او و خانوادۀ هفتنفرهاش به امید رسیدن به ترکیه به ایران گریختند. اما بسته بودن مرز ایران و ترکیه همراه با مشکل یافتن کار در ایران، خانوادۀ او را مجبور به بازگشت به افغانستان کرد.
مریم میگوید: «زمانی که به قندوز برگشتیم، از قمندانی امنیۀ ولایت یک تماس تلفنی دریافت کردم. میخواستند من سر کار برگردم. من برای بازگشت به کار بسیار هیجانزده بودم. اما این امید کوتاهمدت بود. بعد از اینکه تمام کارهای اداری را تمام کردم، به من گفتند که نمیتوانم آنجا کار کنم، زیرا یک زن هستم. این خیلی من را ترساند. فکر کردم، اگر آنها نمیخواستند من کار کنم، چرا با من تماس گرفتند؟ میتوانست یک تله باشد.» او نگران شد و خیلی زود ویزا گرفت و به پاکستان گریخت.
اگرچه یاسمین، وکیل سابق خانواده، توانست از یک انجمن بینالمللی وکلا کمک بگیرد تا خانوادهاش را قبل از رد مرز شدن به افغانستان از چنگال پولیس پاکستان آزاد کند، اما خانوادۀ او هنوز در ترس زندگی میکند. دختر نوجوانش، یسرا، میگوید کابوسهای دستگیری دوباره را میبیند.
در آن سوی مرز در افغانستان، فاطمه مطمئن نیست که چه تصمیم بگیرد، زیرا تصمیم او آیندۀ خانوادهاش را تعیین میکند: «من آینده را برای مردم افغانستان، اعم از زن و مرد، تاریک میبینم. فرقی نمیکند دکاندار باشید یا فروشنده، هیچ آرامش و آسایشی برای شما وجود ندارد. آنها زندهاند، اما زندگی نمیکنند.»
یادداشت:
- ن. احمد، نام مستعار خبرنگاری آزاد در افغانستان است.
- بهمنظور حفظ امنیت افراد، در این گزارش از نامهای مستعار استفاده شده است.


