زهرا*، ۲۴ ساله، نزدیک شش ماه پیشتر از اولین زلزلۀ هرات (۱۵ میزان ۱۴۰۲) عمل جراحی همورویید را سپری کرده بود؛ زلزلهای که در آن قسمتی از خانۀ آنها فرو ریخت و مادرش در آن از ناحیۀ سر و پا زخمی شد. همچنین سبب شد که خانوادۀ ششنفري او ۲۱ شب را زیر خیمه بگذرانند. آنها در شهر هرات در منطقهای زندگي میکردند که فقط یک دستشویی عمومي در آن وجود داشت و روزانه دهها تن برای استفاده از آن صف میکشیدند.
زهرا روزانه نمیتوانست به دستشویی برود و بعضی از شبها هم، بهخاطر آزار و اذیت مردان و یا بهخاطر تراکم جمعیت، با آنکه ساعتها در صف میایستاد، نمیتوانست از آن استفاده کند. او بعد از اینکه یک شبانهروز نتوانست به دستشویی برود، به یبوست شدید مبتلا شد که به خونریزی و نیز عفونت در بدنش انجامید: «از قبل بیماری همورویید داشتم. یبوست سبب شد که از درد به خود بپیچم و نتوانم روی زمین بنشینم.» زهرا بعد از دچار شدن به درد شدید، مجبور شد نیمهشب به دستشویی برود. او ساعت یک با خواهر کوچک پانزدهسالهاش به سوی دستشویی میرفت که سه مرد جوان، بهمنظور آزار و اذیت جنسی، راهشان را گرفتند: «آنها به ما فحش دادند و گفتند شما جنده نباشید این وقت شب تنها بیرون نمیآیید. خواهرم دستم را کشید که برویم. خیلی ترسیده بود. در همان لحظه یک بچه مرا تیله کرد و افتادم؛ زود بلند شدم و فرار کردیم.» بهخاطر این اتفاق، خواهر کوچک زهرا دچار حملۀ عصبی شد که ساعتها نتوانست به حالت عادی برگردد: «زبانش بند میآمد و دچار لرزش شدید شده بود و مادرم دور او کمپل پیچیده بود. بعد از آن شب همیشه گریه میکند، میترسد و در خواب هم کابوس میبیند. همین دیشب باز هم دچار حملۀ عصبی شد.»
زهرا و خواهرش آن شب خیلی ترسیده بودند که مبادا آن مردان به سراغ آنها بیایند، زیرا آنها تنها خانوادۀ زیر خیمه در آن محل بودند که در میان پنج تن اعضای خانوادهاش هیچ مردی وجود نداشت. زهرا در طول شب از درد نخوابید و شب دیگر که قرار بود دوباره به دستشویی برود، متوجه حضور یک مرد کنار خیمۀشان شد که لحظهبهلحظه داخل خیمۀ آنها با چراغدستی نور میانداخت. زهرا دیگر نتوانست به دستشویی برود و از خیمه خارج شود؛ چیزی که روز سوم بعد از آن اتفاق باعث شد زهرا بار دیگر زیر تیغ جراحی برود و عمل دشوار همورویید را سپري کند: «بهخاطر فشار در ناحیۀ مقعد، رودۀ بزرگم دوباره دچار پارهگی شد. خیلی خونریزی داشتم. برای همین دوباره عمل شدم. قبضیت برای من خیلی خطرناک است و نباید دچارش شوم.»
بیبیشیرین*، ۳۸ ساله، زنی از روستای باریکآب در ولسوالی زندهجان ولایت هرات است. او و همسرش، بعد از اولین رخداد زلزله در روستایشان، توانستند فقط چهار فرزندشان را نجات دهند. آنها اولین روزشان را در یک میدان خاکی سپري کردند، در حالی که نه خیمه داشتند و نه دستشویی. هنوز یک روز کامل نگذشته بود که او در کمر، مقعد و زیر شکم درد شدیدی تجربه و حس کرد که چیزی از بین پاهایش خارج شد و بدنش را تر کرد. او فهمیده بود که قاعدگیاش نزدیک است و احتمال میداد که، بهخاطر استرس و ترس، زودتر اتفاق افتاده باشد. به همین دلیل، به دنبال تکهای بود که برای جلوگیري از خونریزي از آن استفاده کند.
بیبیشیرین به سوی خرابۀ خانۀشان حرکت کرد و وقتی رسید دید که همهجا را خاک و خشت گرفته است. بعد از چند دقیقه پس زدن خاک، پیراهن شوهرش را یافت. او در گفتگو با زنتایمز میگوید که جایی نبود تا از آن استفاده کند: «در گوشهای بین خاکها نشستم و چادرم را دور خودم پیچیدم تا تکه را درون شلوارم بمانم که چیزی شبیه گوشت بین پاهایم حس کردم. دستم که به آن خورد، چنان دردی احساس کردم که برای لحظاتی نفسم بند آمد.» جای امنی نبود تا او ببیند آن چیست که از بدنش خارج شده است و نمیدانست هم چه کاری باید بکند: «بعد از چند روز با زن همسایه به یکی از خرابهها رفتم و دیدم که یک تکه گوشت و یک چیز سفید دیگر شبیه روده از رحمم خارج شده است.» احتمال میداد که علت آن ضربهای باشد که هنگام زلزله و در مسیر خروج از خانه بر او وارد شده بود؛ در لحظه دیوار بر بدنش فرو ریخت که به دشواری توانست خود را نجات دهد: «خونریزی بهخاطر همین بود. بهخاطر آنچه بین پاهایم حس میکردم، نمیتوانستم آرام و قرار داشته باشم. دسترسی به داکتر هم وجود نداشت و ناچار با دستم آن را داخل بدنم فرستادم، ولی دیگر بعد از آن یک لحظه نفس راحت نکشیدم؛ درد تا مغز استخوانم رسید.»
بعد از دو هفته از اولین زلزله در هرات، دستشویی سیار به روستای بیبیشرین رسید، هرچند بدبختانه رفتن به دستشویی هم درد او را کاهش نمیداد، زیرا بدنش میکروبی شده بود و نیاز به درمان داشت. او اما بعد از گذشت بیشتر از یک ماه هم به داکتر زن دسترسی پیدا نکرد.
بر اساس آخرین ارزیابیهای سازمان ملل، زمینلرزههای هرات ۴۸ هزار و ۳۴۷ خانواده را در ۳۸۲ روستای ولایت هرات بهصورت مستقیم تحت تأثیر قرار داده است که شمار آن به ۲۷۵ هزار تن میرسد.
هرچند آمار دقیقی از کمبود دستشویی سیار برای این تعداد افراد زلزلهزده در دست نیست، اما این امر برای زنان، بهویژه افرادی مانند زهرا و بیبیشرین، فاجعهبار بوده است. به تاریخ ۲۳ میزان، زمانی که سومین زلزلۀ ۶.۳ ریشتری اتفاق افتاد، معصومه* و مادرش با زخمی در پا رفته بودند که از خانۀشان در شهر هرات لباس تمیز و نوار بهداشتی بردارند. آن روز معصومه پریود شده بود و برای جلوگیری از خونریزی به نوار بهداشتی نیاز داشت. او میگوید: «سرعت زلزله زیاد بود و دیوارها ترک برداشته بودند. میخواستم دروازه را باز کنم که به دیوار کوبیده شدم. مادرم بهشدت میلرزید. وقتی اوضاع آرامتر شد، زود از خانه بیرون شدیم. وضعیت مادرم بدتر شده بود، به همین دلیل، پدرم او را به شفاخانه برد.»
پدر معصومه مادرش را به شفاخانه رساند و معصومه به خیمۀشان برگشت، اما نمیتوانست جایی برای استفاده از نوار بهداشتی بیابد، زیرا چهار برادر جوانش زیر خیمه بودند. او به دستشویی، که کمی دورتر از خیمۀشان قرار داشت، رفت، ولی مردم در صف طولانی آنجا منتظر رفع حاجت بودند. معصومه تا شب منتظر ماند تا با مادرش، بهمنظور استفاده از دستشویی، به یکی از خانههای دوردست برود: «نبود نان و آب و سرپناه مناسب سر جایش، در آن وضع بزرگترین مشکل، نبود دستشویی بود. در طول روز فقط یک پیاله آب مینوشیدم که به دستشویی نیاز پیدا نشود. تمام روز ناچار از یک نوار بهداشتی استفاده کردم که خیلی اذیتم کرد.» از طرف دیگر، زمین نمناکی که بر آن خیمه را استوار کرده بودند، درد کمر او و پای مادرش را افزایش داده بود، به اندازهای که تا صبح نتوانستند بخوابند: «شفاخانه بیماران عاجل داشت و مادرم را زود مرخص کردند. هر دو از درد مینالیدیم و چارهای جز تحمل نداشتیم.»
بر اساس گزارش دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل اوچا (۲۵ عقرب ۱۴۰۲)، زمینلرزه به مراکز صحی در هرات آسیب رسانده و این امر نگرانیهایی را در مورد گسترش بیماریها ایجاد کرده است. این نهاد میافزاید که برای تامین غذا، خدمات بهداشتی، آب آشامیدنی صحی و بقیۀ موارد ضروري تا ماه مارچ سال ۲۰۲۴ میلادی به حدود ۱۷۳ میلیون دالر نیاز دارند. اوچا گفته است که نهادهای امدادرسان این مبلغ را بهمنظور رسیدگی به وضعیت ۲۷۵ هزار نفرِ آسیبدیده از زمینلرزههای پیاپی هرات نیاز دارند.
یادداشت:
– لیلا ماندگار، خبرنگاری در افغانستان است.
– بهمنظور حفظ امنیت افراد، در این گزارش از نامهای مستعار استفاده شده است.


