مقدمه  

ایران ‌از زمان اشغال افغانستان توسط قوای شوروی در ۱۹۷۹ تا کنون پذیرای بیشترین جمعیت مهاجر از افغانستان می‌باشد. این کشور هر‌از‌گاه شاهد موجی از فشارهای دولتی و گاه مهاجر‌ستیزی عمومی نیز بوده است. در پی سقوط دولت جمهوری اسلامی در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، جمعیت افغانستانی‌‌های ساکن ایران افزایش یافته است. مدتی است که در این کشور کمپین ضد افغانستانی به راه افتاده و در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی نفرت‌پراکنی علیه افغانستانی‌ها به‌صورت گسترده انجام می‌شود. این تبلیغات در مواردی منجر برخوردهای فیزیکی و حمله به خانه‌های مهاجران و آزار و اذیت خودسرانه نیز شده است. علاوه بر این، این روزها محدودیت‌های دولتی و فشارهای شدید اجتماعی بر مهاجران (با مجوز و بی‌مجوز اقامت) افزایش یافته و روزانه افغانستانی‌های فاقد مدرک اقامتی در دسته‌های هزاران‌نفری اخارج می‌شوند‌. این در حالی است که ایران کنوانسیون ۱۹۵۱ حمایت از پناهندگان و پروتکل ۱۹۷۶ آن را پذیرفته است. در این مقاله به عوامل و زمینه‌‌های افغانستانی‌ستیزی در ایران پرداخته شده است. از طرفی هم گزارش‌ها از دادخواهی شماری از نویسندگان و هنرمندان ایرانی در راستای حمایت از افغانستانی‌ها منتشر شده است. پرسش اصلی این نوشتار این است که چه عوامل و زمینه‌هایی باعث افغانستانی‌ستیزی در ایران شده است؟ 

در یک دسته‌بندی کلان عوامل و زمینه‌های افغانستانی‌ستیزی در ایران را به دو دسته سازماندهی‌شده و غیر‌سازماندهی‌شده تقسیم کرد. دستۀ نخست بیشتر نقش عامل را ایفا می‌کنند و دستۀ دوم بیشتر زمینه محسوب می‌شوند تا عامل.  

۱. عوامل افغانستانی‌ستیزی 

به‌نظر می‌رسد بخشی از مخالفان بیرونی و درونی حکومت، نشنالیست‌ها و برخی از مقامات دولتی ایران همه به ‌صورت سازماندهی‌شده، ولی با اهداف متفاوت به مهاجر/افغانستانی‌ستیزی دامن می‌زنند.  

طیفی از مخالفان نظام ایران، احتمالاً با هدف برهم زدن نظم اجتماعی، خروج اوضاع از کنترل دولت و تضعیف نظام ایران به هر ابزاری از جمله مهاجرستیزی متوسل می‌شوند. همچنین اپوزیسیون داخلی ایران یعنی جناح موسوم به «اصلاح‌طلبان» به‌منظور تضعیف پایگاه اجتماعی تیم حاکم (محافظه‌کاران) در انتخابات پارلمانی پیش رو و اثبات ناتوانی‌ آنها در مدیریت امور، افغانستانی‌ستیزی را ابزار مناسبی تشخیص داده‌اند. نشنالیست‌های ایرانی که گرایش راسیستی دارند تحت هر شرایطی حضور افغانستانی‌ها در ایران را غیر‌قابل تحمل می‌دانند و به تبار و فرهنگ افغانستانی نگاه منفی دارند. حضور افغانستانی‌ها برای ملی‌گرایان ایرانی‌ هنوز یادآور تصرف اصفهان در ۱۷۲۲ توسط شاه‌محمود هوتکی و انقراض سلسلۀ صفوی است. همچنین برخی نمایندگان پارلمان/مجلس ایران، مقامات اداری استان‌/ولایت‌ها و مسئولان مرکزی برای فرافکنی مشکلات اقتصادی و یا کسب محبوبیت در حوزه‌های انتخابیۀ فقیرنشین، به افغانستانی‌ستیزی متوسل می‌شوند.  

وجه مشترک تبلیغات ضد افغانستانی گروه‌های پیش‌گفته، ارائۀ اعداد و ارقام غیر‌واقعی در مورد جمعیت افغانستانی‌ها در ایران، تعداد زاد‌ و ولد آنها، تعداد فرزندان‌شان در مکاتب و دانشگاه‌ها و ابراز نگرانی‌های مبالغه‌آمیز در مورد آیندۀ ایران وحتی سخن از اشغال احتمالی ایران توسط افغانستانی‌ها‌ست. به‌عنوان مثال، روزنامۀ جمهوری اسلامی، که از سوی اصلاح طلبان ایران مدیریت می‌شود، به تاریخ ۱۹ تیر/سرطان سال جاری در تیتر نخست خود نوشت: «جنوب‌ تهران در اشغال افغانستانی‌ها؛ این، یک موضوع کاملاً امنیتی است.» موضع این روزنامه واکنش‌های گسترده مخالفان و موافقان را در پی‌داشت و در تشدید افغانستانی‌ستیزی مؤثر بود. 

مشرق نیوز، دیگر رسانۀ ایرانی، به تاریخ ۱۰ مهر/میزان در راستای تبیین غیرواقعی بودن افغان‌هراسی نوشت: «‌در مهر ۱۴۰۲ نیز به‌یکباره شاهد استفاده از زرادخانۀ فیلم‌های آرشیوی مختلف برای ملتهب کردن فضا و ترساندن مردم از مهاجرین هستیم و متأسفانه برخی روزنامه‌های رسمی و خبرنگاران نیز آتش تهیۀ این امر را فراهم می‌کنند و امنیتی‌سازی پدیدۀ مهاجرین را دامن می‌زنند.»  

روزنامۀ هم‌میهن در ۱۹ مهر/میزان سال روان گزارش تحقیقی دربارۀ افغانستانی‌هراسی ‌در ایران را منتشر کرد و نوشت: «افراد ناشناس با حساب‌های کاربری غیرواقعی، یک‌شبه تشکیل شده‌اند و با انتشار یا بازنشر فیلم و کلیپ‌های مختلف، به این موج دامن می‌زنند. برخی از ویدئوها کاملاً ساختگی است و نوع تولید محتوای منظم و مستمر، نشان می‌دهد که اینها کار مردم عادی نیست و اخبار و اطلاعات علیه این افراد در فضای مجازی، سازمان‌دهی‌شده به‌نظر می‌رسد. آنها حتی شایعه‌پراکنی هم می‌کنند و می‌گویند که طالبان می‌خواهد در ایران نمایندۀ مجلس داشته باشد.»  

گزارشگر روزنامۀ هم‌میهن همچنان اذعان کرد که شروع برخوردهای خشونت‌آمیز با مهاجران افغان نظیر آنچه در روز ۱۳ مهر/میزان ۱۴۰۲ در شهر اقبالیۀ قزوین رخ داد، ریشه در اظهار نظرهای مسئولان دولتی ایران دربارۀ مهاجران نیز داشته است.  

برخی از رسانه‌های ایرانی در افغانستانی‌هراسی تا جایی پیش رفتند که خطر شورش افغانستانی‌ها در ایران را مطرح کردند. انصاف نیوز به تاریخ ۱۶ تیر/سرطان ۱۴۰۲ به نقل از یک روزنامه‌نگار ایرانی نوشت: «‌اگر افغانستانی‌های ساکن ایران تصمیم به شورش بگیرند کار ما تمام است.» چنین اظهار نظر‌ها در عین حالی که مضحک و تمسخر‌آمیز است، ولی در افزایش اعمال فشار بر مهاجران و ایجاد ترس و نگرانی در مردم ایران از حضور افغانستانی‌ها بی‌تأثیر نبوده است.  

۲. زمینه‌های افغانستانی‌ستیزی 

افزایش جمعیت مهاجران در دو سال اخیر، افزایش تورم و تنگنای معیشتی مردم ایران در سال‌های اخیر، ترجیح صاحبان مشاغل و برخی صنایع در استفاده از کارگران افغانستانی، رشد نسبی سطح زندگی تعدادی از مهاجران، تنش‌های مرزی و جدال‌ها بر سر حق‌آبۀ ایران از رود هیرمند، مشاجره‌های کاربران فضای مجازی دو کشور، تردد گروهی افغانستانی‌ها با لباس وطنی در برخی شهر‌های ایران و ناتوانی دولت ایران در ساماندهی مهاجران را می‌توان به‌عنوان بسترها و زمینه‌های افغانستانی‌ستیزی در ایران در نظر گرفت.  

در حالی که مردم ایران از افزایش تورم و تنگنای معیشتی به دلایل مختلف از جمله خشک‌سالی، تحریم‌های خارجی و سوء‌مدیریت داخلی رنج می‌برند، افزایش جمعیت مهاجران افغانستانی و رفاه نسبی تعدادی از آنها، حساسیت‌برانگیز شده و زمینه‌تأثیرگذاری تبلیغات سازماندهی‌شده را فراهم کرده است. رغبت کارفرمانیان ایرانی در استفاده از نیروی کار افغانستانی، به دلیل کار خوب با دستمزد پایین و بدون بیمه و پاداش‌های مناسبتی، نوعی بدبینی و رقابت بین کارگرانی ایرانی و افغانستانی ایجاد کرده است. طیف فقیر جامعۀ ایران به مهاجران افغانستانی به چشم رقیب و حتی عامل بی‌کاری خود نگاه می‌کنند.  

بهبود سطح رفاه تعدادی از مهاجران افغانستانی ساکن ایران، استفاده از وسیلۀ نقلیۀ شخصی، کار به‌عنوان پزشک و یا سهم در مدیریت بخشی از بازار و تولید پوشاک، نیز باعث حساسیت، اقشار فقیر جامعۀ میزبان شده است. تصوری که از افغانستانی‌های ساکن ایران خلق شده بود، تنها کارگری ساده در مشاغل شاقه بود، اما در طی دو دهۀ گذشته و با وجود موانع قانونی، درصد کمی از نسل دوم افغانستانی‌ها توانسته‌اند، کار و کاسبی بهتری را ایجاد و مدیریت کنند. ضمن اینکه بخشی از خانواده‌های مهاجر ساکن ایران از درآمدهای فرزندان و بستگان‌شان در اروپا و آسترالیا مصرف می‌کنند، ولی آنچه برای همسایه‌های ایرانی‌شان نمود پیدا می‌کند این است که با دست بازتر مصرف می‌کنند.  

درگیری‌های مرزی بین ایران و طالبان و همچنین نارضایتی ایران از طالبان در مورد حق‌آبۀ ایران از رود هیرمند نیز باعث شده است که افغانستانی‌ستیزی تشدید شود. برخی از نمایندگان و کاربران فضای مجازی استدلال می‌کنند که افغانستانی‌های ساکن ایران بیشتر از آبی که باید از رودخانۀ هیرمند به ایران سرازیر شود، آب مصرف می‌کنند. خط و نشان کشیدن متقابل مقامات ایرانی و طالبان موجب شد که کاربران فضای مجازی نیز درگیر این موضوع شده و شکاف بین دو جامعه عمق بیشتری پیدا کند. گروهی از افغانستانی‌ها نیز هستند که به قصد سیاحت، زیارت و یا تجارت به‌صورت موقت به ایران رفت و آمد کرده از اماکن زیارتی، تفریحی و گردشگری ایران بازدید می‌کنند. این دسته که اصلاً مهاجر نیستند و با لباس‌های وطنی در ایران گشت‌وگذار می‌کنند، باعث شده است که مردم ایران بدون تفکیک بین آنها و مهاجران، نسبت‌به پوشش و حضور آنها در اماکن مثل متروی تهران، دریاچۀ چیتگر، پارک ملت مشهد و میدان امام اصفهان و جز آن حساسیت نشان دهند. 

 افزون بر این‌ها، ایران دارای قانون جامع مهاجرت نیست و در طول چند دهۀ گذشته، به دلیل بحران در افغانستان و عراق، پناهجویان از این دو کشور را به‌صورت موردی، با برنامه‌های مقطعی و انواع برگۀ تردد و اقامت پذیرش کرده‌ است. یکی از نقایص مدیریت، ‌توزیع نکردن مهاجران افغانستانی در نقاط مختلف ایران است؛ مهاجران افغانستانی عمدتاً در شهرهای مشهد، تهران، کرمان، شیراز و اصفهان متمرکز شده‌اند. این در حالی است که در ولایت‌/‌استان‌هایی مانند: آذربایجان، کرمانشاه، لرستان و جز آن هیچ شهروند افغانستان حضور ندارد. تمرکز ‌مهاجران‌ در چند شهر از دیگر عوامل غیر‌ارادی حساسیت‌زا محسوب می‌شود. برخی از کارشناسان ایرانی از توزیع نامتوازن افغانستانی‌ها در استان‌ها/ولایات مختلف به «اضافه‌وزن اجتماعی» تعبیر کرده‌اند. در این اواخر نهادی به نام «سازمان ملی مهاجرت» در ایران ایجاد شده است تا مهاجران و اتباع خارجی را به‌صورت یکپارچه مدیریت کند، هنوز پیشرفتی در کار آن دیده نمی‌شود.  

نتیجه‌گیری 

تعامل دولت و مردم ایران با شهروندان افغانستانی مقیم ایران در طی بیش از چهار‌دهۀ گذشته توام با فراز و فرودهایی بوده و نوعی افغانستانی‌ستیزی پنهان و گاه آشکار همواره وجود داشته است. موج اخیر افغانستانی‌هراسی در این کشور طی چند ماه گذشته، پس از آن تشدید گردید که جمعیت افغانستانی‌های ساکن ایران در پی بازگشت طالبان به قدرت افزایش یافت. افغانستانی‌ستیزی اخیر تا حد‌ زیادی معلول عوامل سازماندهی‌شده و بسترها و زمینه‌های برنامه‌ریزی‌ناشده می‌باشد. در این میان تبلیغات مخالفان نظام ایران، اپوزیسیون داخلی، نشنالیست‌ها و طیفی از مقامات دولتی با اهداف سیاسی و به‌صورت سازماندهی‌شده بر افغانستانی‌هراسی و افغانستانی‌ستیزی متمرکز بوده است.  

از جانب دیگر، مشکلات اقتصادی ایران، ترجیح کارفرمایان ایرانی در استفاده از نیروی کار افغانستانی، درگیری‌های مرزی بیان ایران و طالبان، جدال‌های لفظی دو طرف، بهبود سطح زندگی تعدادی از مهاجران ساکن ایران و ضعف در برنامه‌ریزی و مدیریت دولتی، زمینه‌ها و محرک‌های غیر ارادی افغانستانی‌ستیزی محسوب می‌شوند.‌ بنابراین، با توجه به چشم‌انداز تاریک سیاسی و اقتصادی کشور و پابرجا بودن زمینه‌ها و عوامل مهاجرستیزی در ایران، دورنمایی خوبی برای افغانستانی‌های ساکن در ایران دیده نمی‌شود. هرچند افغانستانی‌ستیزی از سوی افکار عمومی به‌صورت مقطعی و موجی در کش و قوس خواهد بود، اما به نظر می‌رسد که محدودیت‌های قانونی و رسمی بر همۀ افغانستانی‌های ساکن ایران تشدید شود.‌ با وجود این، نخبگان فکری، فعالان مدنی، هنرمندان،  نویسندگان و فرهنگیان دو کشور می‌توانند برای تلطیف فضا اثرگذارتر عمل کنند.  

* امید شرافت، نام مستعار یک استاد سابق دانشگاه در کابل و محقق روابط بین‌الملل است. 

Leave a comment