لاله شمس* 

سما*، ۲۷ ساله، در اوج جوانی از ادامۀ زندگی ناامید شده است. او در ماه میزان ۱۴۰۱ از مرز سپین بولدک ‌به‌گونۀ قاچاقي وارد خاک پاکستان شد. قبل از قدرت‌گیری طالبان، او  در یک ادارۀ خارجی برای حقوق زنان کار می‌کرد، ولی بعد از سقوط جمهوریت، تهدید‌های زیادی متوجه او بود و‌  مجبور شد‌ به‌تنهایی افغانستان را ترک کند. 

سما ‌و دو هم‌اتاقی‌اش در ‌آپارتمانی یک‌اتاقه ‌زندگي می‌کنند؛ اتا‌قی که حتا ‌بستر خواب مناسبی ‌ندارد. این سه دختر بر روی ‌یک فرش نازک بدون تخت و تشک ‌می‌خوابند. دو هم‌اتاقی سما ویزا‌ی پاکستان را دارند، ولی سما حتا ویزا هم ندارد، به همین دلیل به‌ندرت از خانه‌ خارج می‌شود. 

یک سال در خانه بودن، دوری از خانواده، بی‌سرنوشتی و بازداشت همه‌روزۀ پناهجویان از سوی دولت پاکستان اموری است‌ که سما را دچار روان‌پریشی کرده است؛ چیزی که بدون مصرف دارو قابل کنترول نیست.‌ او در گفتگو با زن‌تایمز می‌گوید‌ ‌دچار ترس و اضطراب شدیدی ‌است؛ چیزی که خواب چشمان او را ربوده است: «‌چند بار تصمیم گرفتم از ساختمان ‌پایین بپرم، ولی یک چیزی مانعم می‌شده. بعضی وقت‌ها به فکرم می‌آید که بهتر است‌ داروی اعصابم را همه یکجا بخورم تا بمیرم. خیلی خسته‌ام.» 

سما تا حالا از سوی نظامیان پاکستانی بازداشت نشده است، اما اگر آنها بدانند که او بدون ویزا به سر می‌برد، قبل از اخراج اجباري او را جریمۀ نقدی گزافی خواهد کرد و احتمالاً ‌از یک هفته تا دو ماه ‌بازداشت خواهد شد. به گزارش رسانه‌ها، اوضاع پناهجویان در این کشور به‌حدی آشفته است‌ که طی دو سال اخیر سه تن از جوانان دست به خودکشي زده‌اند. 

در هشتم سنبلۀ ۱۴۰۲ نزدیک ساعت دوی بامداد مریم سادات، دختر ۲۴ ساله ‌خود‌ را از منزل پنجم بلاک‌های رهایشی منطقۀ بی ۱۷ اسلام‌آباد به پایین انداخت و به زندگی‌اش پایان داد. پیکی عزیزی، مادر مریم‌ در صحبت با زن‌تایمز می‌گوید که دخترش در سه ماه اخیر به افسردگي شدیدی دچار شده بود، ولی آنها سعی داشتند‌ ‌حال او را بهتر کنند: «‌پنج منزل را دویده پایین رفتم. دخترم با خون و خاک یکی بود. بغلش کردم دستش شکسته بود و از گوش‌ها و د‌ماغش خون می‌آمد. گفتم دخترم چرا این کار را کردی؟ چرا خودت را پایین انداختی؟ فقط به طرفم می‌دید، زنده بود، اما بسیار کم. یک دقیقه بعد در آغوشم جان داد.» 

بعد از خودکشی مریم، پولیس پاکستان جسد او را برای سیزده ساعت در طب عدلي نگهداشت و خانواده‌اش اجازه نداشت ‌او را ببیند. مادر مریم می‌گوید، وقتی جسد دخترش به دست‌شان رسید نیز پولیس اجازۀ باز کردن سر تابوت را به آنها نداد. 

خانوادۀ مریم سادات می‌گوید، ‌آنها از یک سال پیش برای ادامۀ ‌کارهای پناهندگی‌شان از افغانستان به اسلام‌آباد منتقل شده بودند و پروندۀ مهاجرت آن‌ها مشمول برنامۀ موسوم به «پی‌۲»ی آمریکا بوده‌ که برای اسکان مجدد خانواده‌های آسیب‌پذیر راه‌اندازی شده است. اما رسیدگی نشدن به‌ پروندۀ پناهندگی و مشکلات پناهندگان باعث شد‌ این دختر جوان به افسردگي شدید دچار شود و سرانجام خود‌کشی کند.  

آناهیتا*، خواهر مریم سادات که از نبود خواهرش غم عمیق در دل دارد، در صحبت با زن‌تایمز می‌گوید، در روز‌های اخیر که به مرگش نزدیک می‌شد، او ‌با کسی حرف نمی‌زد‌: «گوشه‌نشین و تنها شده بود. من که شب و روز با او در یک اتاق بودم، ‌نفهمیدم او چنین قصدی دارد.» 

مریم ماه قبل از خودکشی‌اش با پسر یکی از ‌نزدیکان‌شان نامزد شده بود و قرار بود زندگی جدیدش را آغاز کند. این خانواده در میزان ۱۴۰۱ از ‌مرز تورخم وارد پاکستان شده بود‌: «‌بارها خطی و حضوری با سازمان ملل تماس گرفتم و از مشکلاتی که داشتیم شکایت کردم. گفتم وضعیت دخترم خراب است و به ما کمک کنید، اما آن‌ها فکر کردند ما دروغ می‌گوییم.» 

در ماه سرطان ۱۴۰۲ دو جوان مهاجر افغانستانی که بعد از قدرت‌گیری طالبان مجبور به ترک کشور شده بودند و ‌در پاکستان زندگي می‌کردند، دست به خودکشی زدند.  

در اول سرطان ۱۴۰۲ ‌یک پسر ۲۱ ساله به نام صائم خود‌ را از بلاک‌های گلبرگ گرین‌شهر اسلام‌آباد به پایین انداخت ‌و جان داد. او دانشجوی رشتۀ انجنیری در دانشگاه پولی‌تخنیک کابل بود، که خانواده‌اش به دلیل تهدیدات امنیتی یک سال قبل از مرز تورخم به پاکستان پناه آوردند. احمد*، برادر صائم می‌گوید آنها صائم را به‌خاطر افسردگي‌اش نزد چندین داکتر نیز برده بودند، ولی مشکلات پناهندگی باعث شد‌ که دست به خودکشی بزند: «‌او در اتاقش بود، اما من از دهلیز می‌توانستم صائم را ببینم. فقط ‌یک دقیقه مصروف شدم و وقتی به اتاق دیدم، او آن‌جا نبود. ‌رفتم دیدم در اتاق نیست‌، با‌عجله و ترس طرف بالکن دویدم. او وقت خودش را به پایین انداخته بود.» 

این خانواده نیز‌ از یک‌و‌نیم سال به این‌سو منتظر بودند‌ تا به درخواست پناهندگی‌شان رسیدگی شود‌ و به کشور دیگر منتقل شوند، اما هیچ پیشرفتی در روند رسیدگی دیده نمی‌شد‌. 

در ۱۸ سرطان ۱۴۰۲ یک پسر ۲۴ ساله به نام ذکریا بلوچ در منزلش خود‌ را حلق‌آویز کرد. او بیشتر از یک‌و‌نیم سال می‌شد‌ که در پاکستان مهاجر بود و مشکلات  اقتصادي زیادی داشت. 

سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) پیش از این در یک گزارش‌ گفته بود که در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ حدود ۳،۶ میلیون افغانستانی به کشور‌های مختلف مهاجر شده‌اند. بر اساس گزارش این سازمان در میان این پناهجویان، ۷۰ درصد از آن‌ها به ایران، ۱۸ درصد به پاکستان و ۱۱ درصد دیگر به ترکیه پناه برده‌اند. 

رسانه‌های پاکستانی نیز به تاریخ ۳۱ سنبله ۱۴۰۲ خبر دادند‌ که ‌دادگاه عالی اسلام‌آباد دستور داده است‌ ‌افغانستانی‌هایی که از سازمان ملل مدرک دارند‌ نباید بازداشت شوند.‌ در حکم ۲۱ صفحه‌ای این دادگاه‌‌ همچنین آمده بود که پس از تأیید وضعیت پناهندگی یک پناهجو از سوی کمیشنری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهند‌‌گان (UNHCR) ‌و احراز جریان پناهند‌‌گی او به کشورهای دیگر‌، ‌نباید ‌‌توقیف و زندانی ‌شود. 

هدیه* پناهجوی مقیم یکی از محله‌های مهاجر‌نشین ‌اسلام‌آباد پاکستان به زن‌تایمز گفت‌ که کارمندان کمیشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نه‌تنها  در این کشور در رسیدگی به پروندۀ آنها کمک نمی‌کند، بلکه رفتار مناسبی هم ندارد: «‌من یک بار بی‌حد خسته شده بودم و به نمایندۀ سازمان ملل از پشت تلفون گفتم، در صورتی که شما به من وقت ملاقات ندهید و مشکلات مرا درک نکنید، من خود را از بین می‌برم. کارمند این سازمان‌ گفت اگر می‌خواهی فردا خودت را اعدام کنی، ‌همین امروز این کار را بکن. حتا شوهرت را نیز با خودت اعدام کن.» 

یادداشت: 

– لاله شمس، نام مستعار یک خبرنگار افغانستانی است. 

– به‌منظور حفظ امنیت افراد، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده است. 

Leave a comment