شهاب آریایی* 

قمرگل*، یازده‌ساله و ساکن یکی از روستاهای دور و دشوارگذر ولسوالی زیباک ولایت بدخشان‌، به‌خاطر فقر ‌و نبود مراکز صحی قابل‌دسترس، دردهای طاقت‌فرساي دورۀ بارداري‌اش را با ترياك درمان مي‌كند. او در خانه‌ای زندگی می‌کند که محوطه‌اش در و دیوار ندارد و در سرمای زمستان، با شوهر و یگانه فرزندش‌ در آشپزخانۀشان می‌خوابند. می‌گوید ‌‌در زمستان ‌توانایی خرید مواد سوخت اضافی برای گرم کردن اتاق‌شان را ندارند، به ‌همین خاطر ترجیح می‌دهند شبانه‌‌روز‌های سرد را در آشپزخانه بگذرانند؛ آشپزخانۀ ‌گلی که در و دیوار و سقف ‌‌دودآلود و سیاه دارد. سیاهی‌ای‌‌ که با اندک بادی به زمین و، به گفتۀ ماه‌بیگم*، بسیاری از ‌شب‌ها‌ ‌روی چشمان ‌نوزاد‌ش می‌ریز‌د‌. 

زن‌های همسایه به قمرگل‌ ‌مشوره داده‌اند که برای تسکین درد کمرش از تریاک استفاده کند. زن‌هایی که خود ده‌ها سال ‌از این مواد استفاده کرده‌‌ و به این نتیجه رسیده‌اند که تریاک نسبت‌به دواهای تجویزشده از سوی داکتران مؤثریت بیشتری دارد، اما بی‌خبر از اینکه ‌زندگی‌شان را تباه ساخته‌اند و ‌در سیاه چالی افتاده‌اند که بیرون شدن از آن ممکن نیست. 

یک منبع در ریاست صحت عامه ولایت بدخشان، می‌گوید: «۳۵ تا ۴۰ درصد زنان ولسوالی‌های سرحدی، به‌ویژه شغنان، واخان، خواهان و زیباک‌ این ولایت، ‌به‌نحوی از تریاک استفاده می‌کنند و بیشتر آنها، به‌دلیل استفادۀ مداوم از آن، معتاد شده‌اند؛ مانند قمرگل که بدون استفاده از تریاک توانایی برخاستن ‌ندارد و می‌گوید که اگر روزی ‌مواد به او نرسد نمی‌تواند از پس انجام کارهای خانه‌اش برسد. شوهر قمرگل‌ کارگر روزمزد است و با پولی که از این طریق به‌دست می‌آورد برای همسر معتاد‌ش تریاک خریداری می‌کند، هرچند قمرگل ‌روزهایی را نیز تجربه کرده است که به‌دلیل نبود کار در بازار، شوهرش دست‌خالی به خانه برگشته و او مجبور شده است ‌برای دریافت تریاک به خانۀ کسانی سربزند که درد مشترک دارند: «وقتی که تریاک پیدا کنم، دردهایم آرام می‌شود، اما در نبود تریاک مثل یک جسد بی‌جان می‌شوم.» این بانو با نگرانی می‌گوید نمی‌خواهد فرزندانش مانند خود او معتاد ‌بار بیایند: «‌این مواد هم برای خودم ضرر دارد و هم برای طفلی که در بطن دارم؛ وقتی ‌به دنیا بیاید ‌معتاد می‌شود و حالت ‌امروز من ‌فردا سر او می‌آید.» 

آن‌سوتر از منزل مسکونی قمرگل، به خرابه‌ای برمی‌خوریم که راهنمای ما ‌از زندگی سیاه یک زوج در آن حکایت می‌کند. او ‌می‌گوید: «در این مخروبه یک فامیل معتاد زندگی می‌کند که چند ماه پیش می‌خواست یک کودک خود را بفروشد‌.‌» در حویلی زنی را می‌بینیم که در گوشه‌‌ای آتش افروخته است تا برای فرزندانش غذا بپزد. این خانم، که خود‌ را حمیرا* و ۳۱ساله معرفی می‌کند، با گلوی ‌بغض‌آلود می‌گوید: «وقتی ازدواج کردم، به‌خاطر [درمان] درد‌هایی که در بارداری داشتم، همه گفتند تریاک استفاده کن خوب می‌شی. حالی با شوهر و اولاد‌م ‌استفاده می‌کنیم.» 

تریاک به حمیرا، مادر سه فرزند‌، ‌نیروی کاذب می‌بخشد و برای همین است که می‌گوید: «در نبود تریاک، نیرو و حوصلۀ انجام کار را ندارم.» دردناک‌تر از اعتیاد حمیرا، استفادۀ کودکان او از ‌تریاک است که ‌معصومانه و بی‌خبر از پیامدهای تباه‌کنندۀ آن کنار پدر و مادر نشسته دود ناشی از تریاک را استشمام می‌کنند و شب‌ها، برای اینکه ‌آرام بخوابند، به اندازۀ کمتر از یک نخود تریاک می‌خورند: «امروز بسیار‌ پشیمانیم و کاش معتاد این مواد نمی‌شدیم؛ از آغاز اعتیاد‌مان تا حالا زندگی برای ما بی‌معنا شده و هرگز رفاه و لذتی‌ ندیدیم.» این خانم، با اشاره به دلیل روآوری خود به تریاک، می‌گوید: «پس از آنکه عروسی کردم، به استفاده از تریاک روی آوردم؛ هر وقت که مریض می‌شدم باید تریاک استفاده می‌کردم.» 

اکثریت استفاده‌کنندگان تریاک خانواده‌های فقیر و بی‌بضاعت‌اند و بخش‌ بزرگی از درآمد روزانۀشان را خرج تریاک می‌کنند. مردم ‌دربسیاری‌ از ولسوالی‌های بدخشان، به‌ویژه ‌شغنان، زیباک، اشکاشم، واخان، خواهان، یمگان، کران و منجان، نسی، شکی و کوف‌آب ‌کمردردی، سردردی، سرفه، ریزش و بی‌خوابی را به‌وسیلۀ تریاک ‌درمان می‌کنند. 

حدود نیم قرن جنگ در افغانستان، پیامدهای به‌شدت وحشتناکی مانند اعتیاد برای زنانی مانند قمرگل و حمیرا دارد که هنوز فرصت رسانه‌ای شدن آنها فراهم نشده است. ‌مردم در ‌ولسوالی‌های مرزی بدخشان وقت‌هایی را به یاد دارند که در یک روز پنج تا هشت عضو یک خانواده را، که در نبود مواد مخدر جان باخته‌اند، به خاک سپرده‌اند. 

یکی دیگر از قربانیان ترک، گلنسا*ی ۲۷ ساله است. او که آروز داشت، پس از پایان دورۀ مکتب، در دانشکدۀ ‌طب‌ درس بخواند، ‌امروزه ‌برای درمان خودش داکتر نمی‌یابد. فقر‌ و روستانشینی او را زار و ضعیف ساخته که به‌سختی می‌تواند از جای خود برخیزد. او نیز مانند سایر هم‌روستایی‌هایش از تریاک همچون مسکن استفاده می‌کند و ‌درمان سرفه و ریزش فرزندانش نیز تریاک است. هیچ مرد و زنی را ‌نمی‌توان یافت که مقابل چالش‌های زندگی بایستد ‌و مبارزه کند؛ همه تسلیم تریاک شده‌اند و تمام ملامتی‌ها را به ‌بی‎بضاعتی و فقر نسبت می‌دهند. می‌گویند اگر فقیر نبودند زندگی به‌مراتب عالی داشتند؛ تحصیل کرده بودند و آیندۀ فرزندان‌شان را ‌‌چنین تباه نمی‌ساختند. 

فرزانه*، چهل‌ساله، ‌در ‌ده‌سالگی در خانوادۀ پدر به استفاده از تریاک عادت کرده بود و از سی سال به این‌سو از تریاک استفاده می‌کند. هنگامی که کودک بود، پدر و مادرش از تریاک استفاده می‌کردند و فرزانه بی‌آنکه بداند استفاده از این مواد عواقب خطرناکی دارد، از آن ‌استفاده می‌کرد تا ‌آهسته‌آهسته ‌معتاد شد و پس از فوت پدر ومادرش به روز‌ی رسید که تمام زندگی برادرانش را در برابر به‌دست آوردن تریاک به معامله گرفت. علایم ضرب و شتم در چهرۀ او به‌وضوح دیده می‌شود: «برادرانم هر وقت که تریاک نمی‌یافتند، مرا زیر مشت و لگد می‌انداختند و ‌شکنجه‌ام می‌کردند. امروز یک گرده‌ام از کار افتاده است.» او با حسرت می‌افزاید: «آروز دارم که خودم و فرزندنم تداوی شو‌یم‌.» 

قیمت تریاک که طی دو سال گذشته نود درصد افزایش یافته است، این روزها به‌‌سختی قابل دریافت است. یک کیلو تریاک این روزها در بازارهای بدخشان دوازده تا پانزده‌ هزار افغانی به فروش می‌رسد، در حالی که دوسال پیشتر همین مقدار بین هشتصد تا هزار افغانی بود. به گفتۀ بزرگان این ولسوالی، هرچه تریاک ارزان باشد، مرده بیشتر دارند، زیرا استفادۀ بیش‌از‌حد ‌تریاک از عمر آدم می‌کاهد و سیستم ایمنی انسان را زودتر فلج می‌سازد. اما پس از قدرت‌گیری دوبارۀ طالبان قیودات فراوانی در حوزه‌های مختلف اجتماعی وضع شده است و باشندگان این ولسوالی‌ها که تفاوت مذهبی با این گروه دارد، محدودیت‌های بیشتری را تجربه می‌کنند. هرچند خرید و فروش تریاک در بسیاری از بازارهای بدخشان بی هیچ ‌مانعی جریان دارد و حتا کار و بار قاچاق  و خرید و فروش آن‌ را فرماندهان طالب به‌دست دارند، اما در ولسوالی‌های اسماعلیه‌نشین ‌استفاده از تریاک جرم است. به همین دلیل درد معتادان چند برابر شده است و زنان و مردان معتاد‌، با گذشتن از هفتخوان رستم، به چند گرام تریاک آن‌هم با پرداخت قیمتی گزاف ‌دست می‌یابند. 

‌استفاده از تریاک در این ولسوالی‌ها‌ پدیده تازه‌ای نیست، ‌بلکه مردم ‌استفاده از تریاک را از پدر و پدر‌کلان‌های خود به ارث برده‌اند. گذشتگان این مردم، به‌خاطر سکونت در مناطق دشوارگذر، ‌تا همین چند سال پیش از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی از قبیل بازار، راه‌، مکتب و مرکز صحی محروم و مجبور بودند برای تهیۀ موارد موردنیاز خود هفته‌ها ‌‌پیاده سفر کنند تا به مرکز ولایت برسند‌. 

ذکیه*، ۲۹ ساله و دارای سه فرزند ‌می‌گوید که چهار سال پیش پس از آن رو‌ به استفاده از تریاک آورد که به بیماری کمر‌دردی مبتلا شد و پس از مراجعه به ‌چندین داکتر و گرفتن دواهای زیادی که نتیجۀ درمانی مثبت ‌نداشت به استفاده از تریاک روی آورد. شوهر ذکیه در یکی از نانوایی‌های فیض‌آباد کار می‌کند. پرداخت کرایه، مصارف زندگی و ‌مصارف کودکانش‌، و بدتر از آن خرید تریاک ‌کمر او را خم کرده است. او می‌گوید: «مبلغ زیادی از درآمد ماهانه‌ام را، که نه هزار افغانی است‌، مصرف خرید تریاک برای همسرم می‌کنم.» این خانواده در کنار درد فقر و اعتیاد، از آزار و اذیت کودکان‌شان در مکتب به‌شدت درد می‌کشند و، به قول ذکیه، دانش‌آموزان به یگانه‌پسرش در مکتب در این مورد ‌طعنه می‌دهند. پسر او هشت‌ساله است و صنف دوم یکی از مکاتب در شهر فیض‌آباد می‌باشد که او نیز به استفاده از تریاک عادت کرده است‌. با اینکه خانوادۀ ذکیه مانند بسیاری‌های دیگر در روستاهای دور زندگی نمی‌کند و از سه سال به این‌سو از خواهان به فیض‌آباد نقل مکان کرده است، اما می‌گوید که توانایی پرداخت فیس داکتر و خرید دوا را ندارند و برای همین ترجیح می‌دهند که با استفاده از تریاک فرزندانش را تداوی کند. در فیض‌آباد شفاخانۀ ولایتی موجود است، اما از دوسال به این‌سو، به‌خاطر ‌حمایت نشدن از سوی سازمان‌های صحی و مؤسسات فعال در این حوزه، توانایی عرضۀ خدمات سالم را ندارد. داکتران سابقه‌دار این شفاخانه‌ وظایف دولتی‌شان را ترک کرده‌اند و دوا و تجهیزات صحی کافی در اختیار ندارد. روزانه صدها بیمار به این شفاخانه مراجعه می‌کنند، اما مجبور‌‌ند دارو‌های خود را از داروخانه‌های شخصی خریداری کنند. این وضعیت سبب شده است که مانند ذکیه صدها بیمار دیگر ترجیح بدهند که بیماران‌شان را با تریاک‌ درمان کنند. 

هرچند به‌تازگی ارقامی که بتواند آمار معتادان زن در این ولایت را اعلام کند به ثبت نرسیده است، اما خانم سیده سعدی، مسئول بخش آگاهی‌دهی در ریاست مبارزه علیه مواد مخدر بدخشان در حکومت پیشین می‌گوید: «سروی سال ۲۰۱۲ دفتر مبارزه با جرایم مواد مخدر ملل متحد نشان می‌دهد که بدخشان ۲۶هزار معتاد به انواع مواد مخدر دارد که از این میان ۴ هزار تن از آنها را زنان تشکیل می‌دهند.» این آمار به یازده سال پیشتر بر‌می‌گردد، اما نگرانی‌هایی وجود دارد که طی سال‌های پسین، به‌ویژه در دو سال سلطۀ طالبان این رقم به هشت تا ده هزار زن رسیده باشد؛ زیرا محدودیت‌ها و قیودات شدیدی که علیه زنان وضع شده است، به شیوع انواع بیماری‌های جسمی و ‌روانی در میان ‌زنان و دختران انجامیده که بسیاری‌ از این افراد‌ در چنین حالت مجبور می‌شوند به انواع مواد مخدر از جمله تریاک، که دسترسی به آن در این ولایت آسان‌تر است، پناه ببرند. 

یادداشت: 

– شهاب آریایی، نام مستعار خبرنگاری در افغانستان است. 

-‌ به‌منظور حفظ امنیت افراد، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده است‌.

Leave a comment