فردوس اندیشمند* 

قبل از اینکه طالبان در ماه عقرب ۱۴۰۱ فرهاد*‌ ۲۳ ساله را ‌بازداشت کند، او دانشجوی سمستر ششم رشتۀ دندان‌پزشکی در دانشگاه طبی کابل بود.‌ ‌زمانی که طالبان دختران بالاتر از صنف‌های ششم را از رفتن به مکتب و دانشگاه‌ها به‌کلی منع کردند، او و شماری از فعالان، استادان دانشگاه‌ها و دانشجویان در داخل و خارج افغانستان سکوت خود را شکستند و با استفاده از رسانه‌های اجتماعی بر این عملکرد آنها اعتراض کردند. فرهاد‌ در شبکه‌های اکس (تویتر)، فیسبوک و اینستاگرام خود نوشت: «رهبری که خودش در تاریک‌خانه‌ها و تروریستگاه‌های پاکستان زندگی کرده باشد، مسلماً نمی‌گذارد تا فرزندان افغانستان درس بخوانند. بنائاً وظیفۀ مردم است تا به پا خیزند و حقوق خود را بستانند. تعلیم حق تمام انسان‌ها‌ست، طوری که اسلام و قرآن مردم را به تعلیم فراخوانده است. به یاد داشته باشید که حق داده نمی‌شود، گرفته می‌شود.» 

این پیام او بازدید‌کنندگان زیادی داشت و شماری دیگر از منتقدان طالبان نیز در مقابل قوانین سخت‌گیرانۀ طالبان در کمنت‌ها ابراز خشم کرده بودند، اما در این میان یکی از دوستان دنیای مجازی فرهاد ‌با طالبان ارتباط داشت. استخبارات طالبان ساعت ۳ بعد از ظهر به وقت افغانستان فرهاد را از داخل محوطۀ دانشگاه طبی کابل با خشونت سوار موتر کردند و به ریاست ۴۰ استخبارات طالبان بردند: «دو نفر ‌با لباس عادی پیش دانشکدۀ ما آمدند و به من گفتند فرهاد تو هستی؟ من گفتم بله.‌ یکی از آنها با سیلی محکم به رویم زد و با حقارت به من گفت، تو در فیسبوک چه چتییات می‌گی؟» 

 خانوادۀ فرهاد تا دو هفته‌ از این ماجرا خبر نداشتند. با آنکه برخی از دانشجویان و کارمندان دانشگاه او را در هنگام بازداشت دیده بودند، اما از ترس چیزی به خانواده‌اش نگفتند، تا اینکه خانوادۀ او به دانشگاه رفتند و از سوی ریاست دانشگاه اطلاع یافتند که فرهاد در توقیف طالبان است. پدر فرهاد، که بیمار بود، با شنیدن این خبر دچار حملۀ قلبی ‌شد و جان سپرد. 

بزرگان محله‌ای که فرهاد در آن زندگی می‌کند، چندین‌بار برای آزادی او همراه با علمای دین به معاونت ریاست‌الوزرا، محکمه و سایر ارگان‌های عالیۀ دولت طالبان مراجعه کردند و خواهان آزادی او شدند، اما تلاش آنها هیچ نتیجۀ موثری که باعث آزادی یا حداقل کاهش مجازات او گردد، در پی نداشت. جرمی که گروه طالبان به فرهاد نسبت داده بودند، اهانت به رهبر این گروه و دولت آنها، جاسوسی برای خارجی‌ها و سوءاستفاده از موقعیت اجتماعی در برهم زدن نظم عامه بود. در اولین بازجویی که شب اول از فرهاد صورت گرفته بود، دو سرباز و یک ملا، با استفاده از شکنجه‌های جسمی شدید و تهدید‌های لفظی، از او می‌پرسیدند که جاسوس کدام سازمان خارجی است و توهین کردن به امیرالمؤمنین را با دریافت چند دالر انجام داده است. شکنجه‌ای که فرهاد در ریاست چهل استخبارات متحمل شده بود‌ شامل لت‌وکوب، بستن راه تنفس و بی‌خوابی دادن‌ بود. او ‌مدت سه هفته در ریاست چهل تحت شکنجه و بازجویی قرار داشت و سپس بدون محاکمه به زندان پول چرخی انتقال داده شد.  

فرهاد  در گفتگو با زن‌تایمز می‌گوید، در ریاست چهل آب و غذای کافی نمی‌دادند و در یک سلول انفرادی به می‌برد: «در یک شبانه‌روز به من تنها یک وقت غذا می‌دادند که آن هم اندک آب و نان بود. بعداً در زندان یگان روز دو وقت غذا می‌دادند و یگان روز یک وقت. به ما می‌گفتند که نان نیست و نمانده است. ‌اگر هم می‌آوردند خیلی کم می‌آوردند.» 

‌اتاقی که فرهاد در زندان پلچرخی تجربه کرده است هم تاریک و هم نمناک بوده است که در آن او چندین‌بار دچار بیماری شده است، ولی ‌در جریان بیماری به هیچ‌گونه ‌دارو و درمان دسترسی نداشته است. در ‌هنگام بازداشت ‌هیچ‌یک از اعضای خانوادۀ او حق دیدار با او را نداشتند. پیگیری برای پروندۀ او نیز هیچ نتیجۀ ملموسی در پی نداشت‌: «من از هیچ‌یک‌ از اعضای خانواده خبر نداشتم. برایم محاکمه دایر نشد، وکیل مدافع و  خانواده‌ام حق پیگیري پرونده‌ام را نداشتند.» 

منفک شدن از دانشگاه و آزادی با قید ضمانت 

فرهاد پس از سپری کردن نزدیک به هشت ماه با‌ فرمان عفو رهبر ‌گروه طالبان به مناسبت عید قربان در  ماه سرطان ۱۴۰۲ با قید ضمانت از توقیف آزاد شد.   

آزادی فرهاد با قید ضمانت بوده است و او و برادرش نزد ادارۀ استخبارات طالبان بایومتریک شده‌اند. تمام شبکه‌های اجتماعی او حذف شده‌اند و به او گفته شده است‌ که چنین عملی اگر دوباره از او سر بزند سرنوشت بدی در انتظارش خواهد بود. مرگ پدر و منفک شدن از دانشگاه، دو هزینۀ گزافی بود‌ که فرهاد پرداخته است، اما شکنجه‌هایی که او در زندان متحمل شده است به تن و روان او آسیب شدیدی وارد کرده است: «از همه چیز بیزار شده‌ام، شب‌ها کابوس می‌بینم، به‌خصوص وقتی شنیدم پدرم به‌خاطر ظلم طالبان فوت کرده است، واقعاً ‌برایم غیرقابل‌تحمل بود.» 

صلاح‌الدین*‌ ۲۵ ساله‌ که یک سال پس از رهایی از زندان طالبان آثار شکنجه بر بدن او پیداست، دانشجوی سابق رشتۀ شرعیات دانشگاه کابل است. او‌ یک روز پس از اینکه در ماه عقرب ۱۴۰۰ در اعتراض به عملکرد جنگجویان گروه طالبان در جنگ پنجشیر همراه با برخی از مردم کابل در این شهر ‌تظاهرات کرده بود از سوی استخبارات طالبان بازداشت شد. 

خانواده‌اش در ولایت پنجشیر زندگي می‌کردند، ولی او به‌خاطر تحصیل دانشگاهی‌اش در کابل با دو تن دیگر در یک اتاق دانشجویی سپری می‌کرد. استخبارات طالبان هم او و هم دو هم‌اتاقی‌اش را دست و چشم بسته بازداشت کردند و به ریاست ۴۰ کابل انتقال دادند؛ جایی که در آن او‌ و هم‌اتاقی‌هایش را به‌شدیدترین شکل ممکن شکنجه کردند. صلاح‌الدین در گفتگو با زن‌تایمز آن لحظات را وحشتاک توصیف می‌کند و می‌گوید: «هر دفعه که ملاهای طالبان برای شکنجه می‌آمدند، اول با ضرب و شتم شلاق شروع می‌کردند و بعد سرم را بین پلاستیک می‌کردند و در اخیر به آلۀ تناسلی‌ام وزنه‌می‌آویختند. در هنگام شکنجه همواره مرا به مرگ تهدید می‌کردند. دو نفر دیگر نیز، که یکی ‌از بغلان ‌و دیگری از کاپیسا بودند، همراه من در ریاست ۴۰ یکجا بودند و شکنجه می‌شدند.» 

او پس از رهایی از توقیف از دانشگاه منفک شد و‌ به اتهام همکاری با جبهۀ مقاومت نام او در فهرست سیاه طالبان قرار گرفت‌. استخبارات طالبان او را نیز ‌بایومتریک کرده است. بنابراین اگر دوباره‌ از او اندک تخلفی سر یزند، عواقب بسیار خطرناکی در انتظار او خواهد بود.  

گروه طالبان در دو سال سلطۀ‌شان بر افغانستان همواره منتقدان خود را سرکوب کرده است. افغان‌ویتنس (Afghan Witness) یک نهاد بین‌المللی حامی حقوق بشر در دو سال گذشته ۳ هزار و ۳۲۹ مورد نقض حقوق بشر را در افغانستان ثبت کرده است. در گزارش این نهاد آمده است‌ که طالبان در دو سال گذشته حق زندگی و آزادی را به‌شکل جدی نقض کرده‌اند. 

این نهاد همچنین گفته است که یک هزار و ۹۷۷ مورد نقض حقوق بشر به‌شمول قتل، بازداشت‌های خودسرانه و شکنجۀ مردم توسط طالبان صورت گرفته است.‌ افغان‌ویتنس ۷۰ مورد از سرکوب تظاهرات خیابانی دختران و زنان را تایید کرده و ۶۷ گزارش از بازداشت فعالان مدنی و معترضان را از جنوری ۲۰۲۲ تا جولای ۲۰۲۳ ‌ثبت کرده‌ است. 

جواد*، ۱۹‌ساله، با شش تن دیگر در دهم محرم ۲۸ سرطان ۱۴۰۲‌ زمانی از سوی افراد طالبان بازداشت شد‌ که با ‌جمع بزرگی از عزاداران در دشت برچي کابل در حال سینه‌زنی بودند. جواد می‌گوید، جنگجویان طالبان این گروه عزاداران محرم را نخست با فیر‌های هوایی و لت‌وکوب متفرق ‌و در پایان آنها را بازداشت کردند: «در بازجویی به ما گفته شد‌ که شما در مقابل مجاهدین زبان درازی می‌کنید و می‌خواهید از اینجا ایران جور کنید. آنها با ختم صحبت‌های‌شان ما را با شلاق می‌زدند.» 

در جایی که آنها نگهداری می‌شدند، یک اتاق سرد و تاریک بوده‌ و غذای کافی و آب برای‌شان فراهم نبوده است. به جواد و همراهانش ۱۵ شلاق زده شده است و سرانجام پس از گذراندن دو هفته در توقیف، به ضمانت بزرگان قومی‌ آزاد شدند.   

جدی‌ترین مشکلاتی که این اشخاص با آن روبه‌رو می‌باشند‌ وضعیت جسمی و روانی نامناسب آنهاست که ناشی از شکنجه و زندان، نیز درج نام آنها در فهرست سیاه استخبارات طالبان و بایومتریک آنها و سلب شدن حق دریافت ‌پاسپورت‌ می‌باشند. در اعلامیه‌ای که ریاست پاسپورت طالبان به تاریخ ۹ اسد ۱۴۰۲منتشر کرده است، گفته شده «افرادی که از سوی محاکم طالبان محکومین شناخته شده‌اند حق دریافت پاسپورت را ندارند، آنها در افغانستان هم فرصت‌های تحصیلی و کاری خود را از دست داده‌اند و هم نمی‌توانند به گونۀ قانونی از افغانستان خارج شوند.» 

فرهاد که ‌از فردای آزادي خود از زندان طالبان در پی ترک افغانستان است، هنوز موفق نشده است‌‌ پاسپورت بگیرد: «من از این کشور و از یکجا بودن با اینگونه مردم بیزارم و باید بروم.» 

یادداشت:  

  • ‌به‌منظور حفظ امنیت افراد، در این گزارش از نام‌های مستعار استفاده شده است. 
  • فردوس اندیشمند، نام مستعار خبرنگاری در افغانستان است. 

Leave a comment