زنتایمز این گزارش را با همکاری پروژهٔ فولر و واکفری تهیه کرد که در ماه پیش (جون)، توسط شاخص سال ۲۰۲۳ بردهداری جهانی واکفری منتشر شد.
رخسار*، دختری نوجوان است که زمانی آرزو داشت داکتر شود و شوهر تحصیلکردهای پیدا کند که از کار او حمایت کند. این قبل از ممنوعیت تحصیل دختران در مقاطع متوسطه و لیسه از سوی طالبان بود. همچنین قبل از آنکه پدر این دختر ۱۵ساله او را مجبور به نامزدی با یک مرد مسنتر کند.
رخسار، ساکن شهر غربی هرات، گفت: «گاهی با خودم فکر میکنم که بهتر است… از خانه فرار کنم.»
با این حال رخسار میگوید که او میترسد فرار از خانه منجر به دستگیری او توسط طالبان شود و او را در وضعیت بدتری قرار دهد.
تجربۀ رخسار منحصربهفرد نیست. به گفتۀ کارشناسان داخلی و سازمانهای بینالمللی فعال در کشور، از زمانی که طالبان قدرت را به دست گرفتند و دختران را از مکاتب متوسطه و لیسه محروم کردند، گزارشها نشان میدهند که ازدواجهای زودهنگام و اجباری بهمراتب افزایش یافتهاند.
پدر رخسار در ماه دسامبر او را به نامزدی پسر شریک تجاری خود، که یک فروشندۀ موتر ۲۲ساله بود، درآورد. رخسار گفت که با بسته بودن دروازههای مکتب و دانشگاه به روی دختران، پدرش ازدواج را تنها گزینه برای او میدانست تا از خطر ازدواج اجباری نجات یابد. گریه و زاری او از سوی پدرش با خشونت پاسخ داده شده است. او در مصاحبهای گفت: «هر بار که به این ازدواج اعتراض میکنم، پدرم مرا بهشدت لتوکوب میکند.»
رخسار، که قرار بود عروسیاش در ماه جون برگزار شود، افزود: «مادرم هم نمیتواند به من کمک کند، زیرا خودش در ۱۴سالگی ازدواج کرده است. من واقعاً چیزی در مورد ازدواج نمیدانم، هنوز هم با گودیگکهایم بازی میکنم. من هیچ راهی برای خروج از این وضعیت ندارم.»
حتی قبل از تسلط طالبان، ازدواج کودکان در افغانستان رایج بود. بر اساس دادهها در سال i۲۰۱۷، حدود ۲۸ درصد از زنانِ ۲۰ تا ۲۴ساله، قبل از رسیدن به ۱۸سالگی، و ۴ درصد، قبل از رسیدن به ۱۵سالگی، ازدواج کرده بودند. دولت سابق افغانستان دستکم سن ازدواج را برای دختران ۱۶ سال تعیین کرده بود، اما حتی این بهندرت اجرا میشد. اما سرکوب آزادیهای زنان و دختران، سلب حق کار و تحصیل آنها از سوی طالبان و همچنین بدتر شدن چشمانداز اقتصادی و وضعیت بشردوستانه، سبب افزایش نرخ ازدواج زودهنگام و اجباری در سراسر کشور شده است.
نیکولت والدمن، مشاور ارشد سازمان عفو بینالملل، در مصاحبهای گفت: «شمار و شدت سیاستهای سختگیرانۀ طالبان در مورد زنان و دختران با گذشت زمان افزایش مییابد. این بدان معناست که احتمال هر گونه بهبودی در روند ازدواج کودکان، ازدواجهای زودهنگام و اجباری در افغانستان بسیار ضعیف بهنظر میرسد.»
سلام الجنابی، سخنگوی یونیسف در افغانستان، گفت که گزارشهای فزایندهای مبنی بر اینکه «والدین فقیر مجبور به اقدامات ناخوشایندی برای زنده نگه داشتن خانوادههایشان شدهاند، وجود دارد» ـاقداماتی چون مبادلۀ دختران در برابر جهیزیه و فروش نوزادان دختر.
شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، میگوید قوانین و ساختارهایی که برای حمایت از زنان و کودکان تدوین شده بودند، با روی کار آمدن دوبارۀ طالبان، «دیگر وجود ندارند.»
خانم اکبر که اکنون مدیر اجرایی نهادی بهنام «روادری»، سازمان گزارشدهنده در مورد نقض حقوق بشر در افغانستان، گفت: «شرایط بد اقتصادی خانوادههای فقیر و فرهنگی که ازدواج کودکان را اجازه میدهد، منجر به افزایش ازدواجهای اجباری و ازدواجهای کودکان دختر در افغانستان شده است.»
اما ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گزارشها دربارۀ افزایش ازدواجهای زودهنگام را رد کرد و گفت که مردم فرزندان خود را مجبور به ازدواج نمیکنند. او در یک مصاحبۀ تلفنی گفت: «ما هیچ ارقامی در اینباره نداریم، اما تبلیغات در اینباره درست نیست.» او افزود: «میزان آگاهی مردم نسبتبه [ازدواج کودکان و ازدواج اجباری] بالاست و فرزندان خود را به ازدواج نمیدهند… ازدواج اجباری اصلاً امکانپذیر نیست.»
طالبان با صدور فرمانی دربارۀ حقوق زنان گفت: «هیچکس نمیتواند زنان را با اجبار یا فشار مجبور به ازدواج کند»ii. با این حال، در ماه می گذشته، سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان به صدای آمریکا گفت که دختران را میتوان پس از رسیدن به سن بلوغ «به ازدواج درآورد».iii
بر اساس اظهارات گروههای حقوق بشر و برخی از دخترانی که با آنها در این گزارش مصاحبه شده است، این تنها سیاستهای طالبان نیست که دختران را مجبور به ازدواجهای زودهنگام میکند، بلکه خود اعضای این گروه نیز دست به ازدواجهای اجباری میزنند. ازدواج اجباری اعضای طالبان با زنان و دختران سبب شده است که برخی از خانوادهها، بهعنوان یک اقدام پیشگیرانه، دختران خود را قبل از ۱۸سالگی به ازدواج بدهند.
فاطمه*، ۱۴ساله، در روستایی در ولسوالی کنگ در جنوبغربی ولایت نیمروز زندگی میکند. او در مصاحبهای گفت که سال گذشته، پس از اینکه شایعاتی در مورد ازدواج اجباری طالبان با دختران زیر ۱۸ سال پخش شد، «پدرم مرا بهخاطر آن نامزد کرد.»
او در فبروری ۲۰۲۲ ازدواج کرد و به شهر زرنج، مرکز نیمروز نقل مکان کرد تا با همسر و خانوادهاش زندگی کند. او در خانۀ شوهرش با آزار و خشونت روبهرو شد. او میگوید: «من خیلی جوان بودم. من از خانم خانه بودن و انجام کارهای خانه چیزی نمیفهمیدم. مادر شوهرم بهخاطر اینکه نمیتوانستم کارهای خانه را انجام دهم، مرا شکنجه میکرد.»
رفتهرفته وضعیت او بدتر شد. فاطمه به یاد میآورد که شوهرش او را، حتی زمانی که هفتماهه باردار بود، مورد لتوکوب قرار میداد. اگرچه شوهرش چند ماه پیش برای کسب درآمد بهعنوان کارگر به ایران رفت، اما فاطمه گفت که او همچنان در اسارت خانوادۀ شوهرش مشغول بزرگ کردن نوزاد خود است. او گفت: «آرزو میکنم هیچکس دیگری درد و رنجی را که من میکشم تجربه نکند.»
دخترانی که مجبور به ازدواج میشوند احتمال بیشتر وجود دارد که با بردگی خانگی و سایر اشکال کار اجباری در داخل و خارج از خانه روبهرو شوند. آنها آزار و خشونت خانگی، تجاوز به همسر (marital rape)، عوارض دوران بارداری و زایمان را تجربه میکنند و سلامت روان آنها بیشتر آسیب میبینند.
شهزاد اکبر میگوید: «پیامدهای [ازدواج اجباری] نهتنها برای صحت جسمی و روانی این دختران، بلکه برای نسلهای آینده ویرانگر خواهد بود.»
یک پزشک مشغول در بخش صحت روانی در ولایت هرات، که نخواست نامش فاش شود، در تماسی تلفنی گفت که شمار بیشتری از زنان و دختران، که از اختلالات روانی شدید رنج میبرند، به شفاخانهها مراجعه میکنند که در بسیاری از موارد در نتیجۀ ازدواج اجباری است.
وی با اشاره به افزایش ازدواجهای اجباری و زودهنگام گفت: «این وضعیت ناگوار باعث افزایش تعداد مراجعهکنندگان ما شده است.» او میافزاید: «محدودیتهای طالبان بر کار و تحصیل زنان آنها را در موقعیت آسیبپذیری قرار داده است… (آنها) قیمت سیاستهای طالبان را میپردازند.»
آرزو* ۱۷ساله که در نوامبر سال گذشته توسط کاکایش بهخاطر جلوگیری از ازدواج اجباری از سوی طالبان به ازدواج داده شد، گفت که با او مانند «یک برده» رفتار میشود و اکنون از افسردگی شدید رنج میبرد. او در مصاحبهای از ولایت سمنگان گفت: «من با کسی ازدواج کردهام که نمیتوانم با او زندگی کنم و هیچ راه گریزی هم ندارم.» او ادامه داد: «من هر روز بیشتر از او متنفّر میشوم. زندگی من توسط این مرد تباه خواهد شد.»
آرزو گفت که او دایم ضرب و شتم، تجاوز و تهدید به مرگ را تحمل میکند و خانوادۀ همسرش، با وجود وضعیت روانی بد او، از بردن او به داکتر خودداری میکند. او میگوید: «از روزی که ازدواج کردم، بدنم مثل شمع آب میشود. حافظهام ضعیف شده است. فراموشکار شدهام. هیچچیزی یادم نمیماند و با کسی صحبت نمیکنم. فایدهای ندارد.»
به رسمیت شناختن رابطۀ تنگاتنگ میان منازعات سیاسی و بردهداری نوین در افغانستان، حیاتی است. با توجه به آیندۀ مبهم افغانستان، شهروندان این کشور به حمایت و اقدامات مستمر جامعۀ بینالمللی بهمنظور ایجاد ثبات و حاکمیت قانون نیاز دارد. در کوتاهمدت، نیاز فوری به اقدامات بشردوستانه برای حمایت از همۀ افراد درمعرضخطر و تقویت آنها، مکانیسمهای نظارت و گزارشدهی در سراسر این کشور وجود دارد.
یادداشت: برای حفظ امنیت مصاحبهشوندگان، در این متن از نامهای مستعار استفاده و با ستاره مشخص شده است.


