اشاره: فوزیه وحدت، از سال ۲۰۰۸ وارد کار رسانهای شد و تا سال ۲۰۲۱ در این زمینه فعالیت داشت.
او، همزمان با کار رسانهای، مدت دو سال در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بهعنوان کمیشنر ولایتی کمیسیون شکایت انتخاباتی ایفای وظیفه کرده است.
وحدت، پس از قدرتگیری دوبارۀ طالبان در افغانستان و کشته شدن همسرش، مجبور به ترک افغانستان شد و پس از آن «جنبش زنان مقتدر افغانستان» را تأسیس کرد.
زنتایمز، با توجه به مشارکت خانم وحدت در ساماندهی حرکتهای اعتراضی زنان افغانستان پس از طالبان و نقش او در تأسیس جنبش یادشده و پایداری او در دفاع از حقوق زنان افغانستان، گفتگو کرده است، که در ادامه میخوانید:
زنتایمز: نزدیک به دو سال از حاکمیت طالبان در افغانستان میگذرد، چه شد که شما با شماری از زنان دیگر دست به اعتراض زدید و سرانجام چرا ناچار به ترک وطن شدید؟
وحدت: متأسفانه چیزی که فکرش را نمیکردیم به وقوع پیوست. در پانزدهم آگست سال ۲۰۲۱ میلادی جمهوریت سقوط کرد و کنترول افغانستان به دست رژیم طالبان افتاد. اعتراضهای زنان نیز از همینجا آغاز شد. سه روز بعد از پانزدهم آگست اولین اعتراض زنان بگونۀ سهنفره در ارگ ریاست جمهوری صورت گرفت. بعد از آن، اعتراضات خودجوش در هرگوشه و کنار کشور شکل گرفت و زنان افغانستان از تمامی گروهها تحت نامهای مختلف در افغانستان و حتا بیرون از افغانستان صدا بلند کردند.
من نیز در جمع بانوان معترض بودم. از روز اول و از اولین اعتراض، که سهنفره انجام شد، ما در برابر طالبان صدا بلند کردیم. من خبرنگار بودم و در یکی از تلویزیون ها کار میکردم. از سوی دیگر صدای اعتراض زنان در برابر طالبان و سیاستهای آنان بودم. زندگی من بهخاطر سهم گرفتن در اعتراضات دگرگون شد. شوهرم را از دست دادم و سپس ناگزیر به ترک کشور شدم، اکنون نیز در شهر برلین آلمان بهسر میبرم.
زنتایمز: از آنجایی که ما در جریان هستیم شما در رأس جنبش مقتدر زنان افغانستان هستید که پس از رویکار آمدن طالبان شکل گرفت، این جنبش کدام اهداف را دنبال میکند؟
وحدت: زمانی که حرکتهای خودجوش زنان معترض در کابل و ولایات شکل گرفت، شمار زنان معترض به صدها تن میرسید وقتی ما میخواستیم در یک ساحه اعتراض کنیم، پیشتر از ما افراد طالبان خبر میشدند و به آنجا میرسیدند. از اینرو ما به دستههای جداگانه تقسیم شدیم تا بتوانیم بهتر و سادهتر هماهنگ شویم و طالبان از طرحهای ما باخبر نشوند. اینگونه که جنبش زنان مقتدر افغانستان شکل گرفت و هدف ما این بود که در برابر ظلم، استبداد، نابرابری و سیاستهای طالبان برای حذف کلی زنان از جامعه اعتراض کنیم و خواهان عدالت شویم.
زنتایمز: اعضای این جنبش چه کسانی هستند، چگونه در این شرایط ناگوار به هم اعتماد و فعالیت میکنید؟
وحدت: طیفهای مختلف در جنبش زنان مقتدر افغانستان وجود دارند که عضو این گروه هستند؛ فعالان حقوق زن، حقوق بشر، دانشجویان، دانشآموزان، کارمندان دولت، کارمندان نظامی، اکثریتشان خانمها هستند که عضویت این جنبش را دارند. ما تنها در کابل نه بلکه در تمام ولایات حضور و فعالیت داریم. اعضای جنبش زنان مقتدر در اسلامآباد، برلین و کابل حضور دارند. شما در جریان هستید که دو تا از زنان معترض عکسهایی از رئیس الوزرا، سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان و ملا هیبتالله را در برابر یک مکتب به آتش کشیدند. این خطرناکترین کاری بود که در برابر یک گروه تروریستی با وجود شکنجهها و زندانی شدنها از سوی زنان صورت گرفت. در پی اینهمه اعتراضها و فعالیتها شماری از بانوان زندانی شدند و من شوهرم را از دست دادم. طالبان زنان را، پس از زندانی کردن، وادار میکنند تا با استخاباراتشان کار کنند. این برای جنبش زنان یک تهدید است. به همین لحاظ ما اجازه نمیدهیم که دختران ما کارهای خطرناکی را انجام دهند که زندگیشان به خطر بیفتد.
زنتایمز: آیا موردی وجود دارد از کسانی که پس از بازداشت وادار شده باشند با استخبارات طالب کار کنند؟
وحدت: مواردی وجود دارد که متأسفانه نمیتوانم نام ببرم، اما میتوانم بگویم یک تعداد از دختران ما را وادار کرده بودند که همراهشان کار کنند. متأسفانه ما این دختران را نمیتوانیتم دو باره به گروه خود بیاوریم و سایر دختران خود را به خطر بیندازیم. این موارد هست و ما آگاهی داریم و آرزو داریم که دیگر چنین اتفاقاتی نیفتد.
زنتایمز: آیا از وضعیت زنان زندانی آگاهی دارید و شما چه اقداماتی را بهمنظور حمایت از آنان انجام دادهاید؟
وحدت: خوشبخانه هیچ عضو جنبش ما فعلاً در زندان نیست. خانم ساعی و نرگس سادات، که عضو جنبش زنان مقتدر افغانستان بودند، در همین اواخر از زندان آزاد شدند. جزئیات دقیق نداریم که چه تعداد خانمها هنوز در زندانهای طالبان به سر میبرند و وضعیتشان چگونه است. خانمهای زیادی هستند که به اتهامهای مختلفی زندانی شدهاند. حتا به اتهام یک پست انتقادی در فیسبوک زندانی شدهاند. تعداد دقیق آنها معلوم نیست. در جمع آنها زنان نظامی پیشین نیز هستند. این زندانیان توسط طالبان به فجیعترین نوع شکنجه میشوند. شما درجریان هستید که استاد مشعل در زندان طالبان شکنجه شد و اکنون در بیمارستان است.
زنتایمز: آیا امکان دارد، که در کنار زنان معترض و نظامیان پیشین، کسانی دیگری نیز زندانی باشند که رسانهها از آنها آگاهی نداشته باشند؟
وحدت: این موارد خیلی وجود دارد، جامعۀ ما سنتی است. حتا همین دخترانی که با ما در اعتراضها شرکت میکردند، وقتی زندانی میشدند، خانوادههای آنان تا یکیـدو هفته نمیخواستند موضوع زندانی شدن دخترانشان رسانهای شود. به ما میگفتند که عزت و آبروی ما میرود. طالب یک گروه تروریستی است که نه به عزت کسی توجه میکند و نه به ناموس کسی، طالب اصول و مقررات ندارد. این واقعاً برای ما ناراحتکننده بوده است که، بعد از چند هفته، ما خانوادهها را بالأخره قناعت میدادیم که بگذارند موضوع زندانی شدن دخترانشان را با رسانهها شریک کنیم.
زنتایمز: بزرگترین چالشها در برابر فعالیتهای جنبش زنان مقتدر چه چزهاییاند و چگونه باید برطرف شوند؟
وحدت: موارد متعددی هست که مانع اعتراضات زنان میشوند که مهمترین آنها خود طالب است. موجودیت طالب و رفتار خشن طالب مانع اعتراضات زنان افغانستان میشود. بهخصوص اکنون فهمیدهاند که نقطۀ ضعف زنان زندانی ساختن آنهاست که متأسفانه از این موضوع استفاده میکنند.
زنان افغانستان در دو جبهه میجنگند؛ هم در برابر موانع از سوی خانوادهها و هم برای حقوق اولیۀ خود که تحصیل، کار و آزادی است. خانوادهها از این ترس که دخترانشان زندانی شوند، به آنان اجازۀ اعتراض نمیدهند. یک مانع خود طالب و یک مانع جامعۀ سنتی است. مردان افغانستان نیز، بهصورت واقعی، در کنار زنان ایستاد نشدند. همچنین فکر میکنم باور و عقیدهای به حقوق زنان وجود ندارد؛ اگر میداشت، زمانی که مکاتب بسته شد، دانشگاه بسته نمیشد، هر مرد خانواده در کنار خواهر، همسر و دختر خود ایستاد میشد. متأسفانه هیچکس صدای خود را بلند نکرد؛ هر تصمیمی که طالب گرفت قناعت کردند: مکتب بسته شد، دانشگاه، کلپ، پارکها و همۀ جاهایی که زنان در آنجا حضور داشتند به روی آنان بسته شدند. امروز جامعۀ جهانی ما را تنها گذاشته است. ما بدون هیچ نوع حمایت سیاسی، معنوی و مالی از سوی گروههای مدنی و حلقات سیاسی و تمام کسانی که لازم بود در کنار زنان افغانستان ایستاده شوند، با دستان خالی در برابر یک گروه تروریستی، در حالی که حمایت مرد خود را هم نداریم، مبارزه میکنیم.
زنتایمز: چگونه در بیست سال تجربۀ دموکراسی رویکرد مردان در مسایل حقوق زنان تغییری نکرد؟
وحدت: متأسفانه بیست سال تجربۀ دموکراسی هم واقعی نبود؛ همهچیز بگونۀ نمادین بود، تمثیل دموکراسی بود. شما میدیدید که مثلاً در یک اداره اگر ۳۰ نفر مرد کار میکردند فقط 3 نفر از آن زنان بودند. فقط به این خاطر که سهم جندر مراعت شود، تعدادی از زنان را استخدام میکردند تا پولهای پروژههایی را که در این راستا به افغانستان سرازیر میشد، از دست ندهند. پایهها و ریشههای دموکراسی در آن زمان قوی و مستحکم نبود.
زنتایمز: دو سال میشود که زنان از مبارزاتشان دست نکشیدهاند، اما مبارزات فراگیر و سرتاسری نبودند. بهنظر شما برای گسترش این مبارزات چه کارهایی باید انجام شود؟
وحدت: من فکر میکنم برای مردم باید آگاهی داده شود. تا زمانی که آنان از حق و حقوقشان باخبر نشوند، ما نمیتوانیم این اعتراضات را گسترده بسازیم و در برابر طالب همۀ مردم را بسیج کنیم. جامعۀ جهانی باید در کنار زنان ایستاد شود. گروههای ما به حمایتهای مالی، مادی و معنونی نیاز دارند. ما بهجز واتساپ و انترنت به هیچ امکاناتی دسترسی نداریم که با این امکانات اندک هنوز هم بسیار توانستهایم کار کنیم. باید مردم در کنار زنان ایستاد شوند.
زنتایمز: نهادهای حقوق بشر چگونه میتوانند از زنان افغانستان حمایت کنند؟
وحدت: متأسفانه نهادهای حقوق بشر نخواستند ما را حمایت و کمک کنند؛ در جایی که صدا بلند میکردند، بلند نکردند. بهشمول یوناما، عفو بینالملل و نهادهایی که حامی حقوق زنان و حقوق بشر هستند. جامعۀ جهانی، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر و حقوق زن ماهانه میلیاردها دالر گرفتند و هنوز هم میگیرند و بزرگترین دسترخوان را پهن کردهاند، اما کوچکترین کاری برای زنان افغانستان انجام ندادهاند. ما بارها با سازمان ملل نشستیم و مشکلات خود را گفتیم. آنها به ما وعدۀ همکاری دادند، اما متأسفانه در مقابل ما بدتر از طالب عمل کردند. از نام زن استفاده کردند، از نام حقوق بشر استفاده کردند، پول گرفتند، اما بهجز پخش چند تا اعلامیه هیچ کاری برای زنان افغانستان انجام ندادند.
زنتایمز: زنان معترض دنبال چگونه یک نظام سیاسی هستند؟
وحدت: زنان افغانستان دنبال یک نظام مردمی است که همۀ اقوام در آن دخیل باشند و هیچکسی از آن نظام بیرون نباشد. جایگاه زنان در آن مشخص باشد. انتخابات شفاف باشد. متأسفانه در جمهوریت هم نظام تقریباً تکقومی بود. به سایر اقوام کرسیهای بیصلاحیت داده شده بود. حالا اگر جامعۀ جهانی درصدد این باشد که همانند دورۀ جمهوریت یک حکومت را شکل بدهد که زنان و مردم در آنجا سهم نداشته باشد، باز هم نتیجهاش همین خواهد بود که همهچیز دوباره سرنگون خواهد شد.
زنتایمز: چرا زنان افغانستان نتوانستد نهادهای مستقل سیاسی بزرگ و قدرتمند را تأسیس کنند؟
وحدت: ما فعلاً روی همین چتر کار میکنیم؛ میخواهیم اعتراضات زنان افغانستان را واحد بسازیم تا صدای آنان از سوی جامعۀ جهانی شنیده شود. میخواهیم در نشستهای جهانی که روی موضوع افغانستان برگزار میگردند، شرکت کنیم و دربارۀ سرنوشت زنان افغانستان و آیندۀ سیاسی افغانستان صحبت کنیم. هرچند شماری از زنان شناخته شده از دورۀ پیش از طالبان نیز هستند، اما ما نمیتوانیم بر آنها اعتماد کنیم. آنان بهخاطر منافع شخصی خود به نام زنان و حقوق زنان پروژه گرفتند و کار نکردند. از این رو ما زنان در صدد این هستیم تا یک چتر واحد برای رسیدن به اهداف خود ایجاد کنیم.
زنتایمز: در کنار اعضای جنبش زنان مقتدر، که در داخل و خارج از افغانستان فعالیت میکنند، آیا برخی از چهرههای سیاسی زنان دورۀ جمهوریت نیز در این جنبش فعالیت میکنند؟ شما دربارۀ آنان چه نظر دارید؟
وحدت: زنانی که از اعضای فعال جنبش زنان مقتدر نیستند اما از آدرس ما میخواهند فعالیت کنند، هیچکسی آنها را بهعنوان نماینده قبول ندارد. شماری از آن زنان همزمان در کنار طالبان هستند و از این وضعیت نفع میبرند و در برخی از فرصتها به نفع طالبان صحبت میکنند. من بهصراحت میگویم که محبوبه سراج از آدرس زنان افغان به نفع طالبان کار میکند. او حق ندارد از آدرس زنان در نشستها شرکت کند و جایزه بگیرد. یا خانم فوزیه کوفی، با شمار دیگر از نمایندگان، پشت پردههای دوحه سرنوشت زنان افغانستان را معامله کردند؛ پول و پروژه گرفتند و اکنون نیز در کنفرانسها شرکت میکنند. او هرگز نمایندۀ زنانی که با دستان خالی در جادهها در برابر طالبان میایستند و اعتراض میکنند شده نمیتواند. ما میان زنان و دخترانی که در جادهها اعتراض میکنند، ظرفیتهای بالایی داریم که میتوانند از خود و حقوق خود دفاع کنند و از زنان نمایندگی کنند.
زنتایمز: آیا زنانی را که شما بهگونۀ مثال از آنها نام گرفتید، در کنفرانسها شرکت میکنند و به نام زنان امتیاز میگیرند؟
وحدت: بلی آنان هنوز به نام زنان افغانستان امتیاز میگیرند. ما آنان را قبول نداریم. ما با خودشان نیز صحبت کردهایم. عکسهایشان را در صفحات مجازی پخش کردیم و گفتیم که این زنان نمایندۀ ما نیستند و ما از جامعۀ جهانی خواهش کردیم که بگذارند زنان معترض خود از حقوقشان دفاع کنند و به نمایندگی از خود صحبت کنند. در دو کنفرانس اخیر چند تن از زنان معترض توانستیم در این نشستها شرکت کنیم. خانم هدا خاموش در نشست اتریش شرکت کرده بود و از زنان معترض نمایندگی کرد. فکر میکنم باید از خود زنان معترض، که در جادهها اعتراض میکنند در نشستها دعوت صورت گیرد.
زنتایمز: بهنظر شما، زنان معترض چگونه میتوانند توجه جامعۀ جهانی را جلب کنند تا از آنها حمایت صورت گیرد و اعتراضهایشان نیز نتیجۀ مثبتی داشته باشد؟
وحدت: دقیقاً نمیتوانیم بگویم که اعتراضات زنان افغانستان نتیجهبخش نبوده است. من فکر میکنم یکی از نتایج اعتراضهای ما این است که طالبان در طول دو سال هنوز بیسرنوشتاند. هرچند جامعۀ جهانی هفتۀ ۴۰ میلیون دالر به طالبان کمک میکند، اما هیچ کشوری تا هنوز آنان را به رسمیت نشناخته است.
ما فقط میتوانیم اعتراض کنیم، در داخل و در خارج از کشور، اینگونه میتوانیم توجه جامعۀ جهانی را جلب کنیم. از این بیشتر ما هیچ امکاناتی نداریم. ما در این اواخر به آدرس دبیرکل سازمان ملل متحد، شورای امنیت و پارلمان کشورهای عضو سازمان ملل نامه فرستادیم. ما از این راهها کوشش میکنیم توجه جامعۀ جهانی را به وضعیت ناگوار زنان افغان جلب کنیم.
زنتایمز: در این نزدیکیها برخی از زنان در داخل کشور با انتشار اعلامیهای از طالبان حمایت کردند و خواستار فعالیت و ادامۀ کار سازمان ملل در افغانستان یا یوناما شدند، نظر شما در اینباره چیست؟
وحدت: این زنان شامل چهرههایی هستند مانند محبوبه سراج، نگینه یاری، و یک خانم دیگر که این نامه را امضا کرده بودند. اینها در کنار طالبان هستند و نفعشان را در کنار طالبان میبینند و از گذشته نیز بطور غیرمستقیم با طالب و امریکا سروکار داشتند و معاملات پشت پرده انجام میدادند. اینها نمایندۀ زنان افغانستان شده نمیتوانند. شما در صفحات مجازی متوجه واکنش تند مردم در برابر این زنان شدهاید.
ما هرگز به طالبان پیامی نداریم و هیچ خواهشی از آنها نخواهیم داشت، اما خواست ما از جامعۀ جهانی این است که در کنار زنان افغانستان بایستد. از حقوق زن و حقوق بشر، که سالهای سال از آن سوءاستقاده کردند، حمایت کند و بهصورت واقعی در کنار مردم افغانستان بایستد و نگذارد میلیونها نفر در افغانستان در آتش جنگ و بدبختی بسوزند. از مردان افغانستان نیز میخواهیم در کنار زنان بایستند تا صف مبارزۀ ما برای تأمین حقوق زنان طولانی و محکم شود.


