ثریا محبوب* 

ترنسجندرها با تبعیض‌های گسترده در سراسر افغانستان روبه‌رویند. از آنها ‌با تعبیر موهن و زنندۀ «ایزک» یاد می‌کنند. اینکه این اصطلاح چگونه وارد جامعه شده است، دقیق معلوم نیست، اما برخی‌ها، مانند  آرتمیس اکبری، فعال حقوق ال‌جی‌بی‌تی، معتقدند که این کلمه ریشۀ عبری داشته و از واژۀ «آیزک» مشتق شده است. کلمۀ آیزک در لغت‌نامۀ دهخدا به کرم درخت یا کرم شب‌تاب گفته می‌شود که برای یافتن جفت در طول شب از خود نور ساطع می‌کند. اصطلاح «کرم»، دیدگاه منفی و تبعیض‌آمیز اکثریت مردم را علیه افراد متعلق به این گروه اجتماعی به نمایش می‌گذارد. اکثریت مردم آنها را دچار انحراف جنسیتی، بیمار، غیرطبیعی و آلوده‌کنندۀ جامعه تلقی می‌کنند. اما‌ تراجنسیتی بودن یک بیماری نیست، بلکه نوعی ناسازگاری جنسیتی است. 

براساس تعریف سازمان صحت جهانی، افراد تراجنسیتی (به‌اختصار «ترنس»)، شامل افرادی می‌شود که حس می‌کنند جنسیتی که دارند با جنسیتی که در بدو تولد به آن‌ها اختصاص داده شده است تطابق ندارد (حقی، ۱۳۹۰). یعنی ‌نوعی ناسازگاری در میان هویت جنسی و هویت زیستی این افراد وجود دارد. این اختلال و ناساگاری ‌امری طبیعی و جهان‌شمول است و در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، قوانین‌، ترنس‌ها و علایق و خواسته‌های آنان را به‌رسمیت شناخته و ترنس‌ها به‌عنوان یک «هویت‌ جنسی» مستقل شناخته می‌شوند. افراد ترنس هم در میان مردان و هم در میان زنان وجود دار‌د که مهم‌ترین نشانه‌های آن داشتن علایق، تمایلات و نشانه‌های جنس مخالف در خود و دل‌زدگی از جنسیت زیستی خویشتن است (مردانی، ۱۳۹۸). تراجنسیتی یک بیماری شناخته نمی‌شود، بلکه به‌عنوان ‌نوعی نارسایی جنسیتی تلقی می‌شود، که به دلیل تفاوت بین هویت جنسی و جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد یا ویژگی‌های فیزیکی مرتبط با جنسیت، ناراحتی‌ها و دل‌زدگی‌هایی را از جنسیت زیستی خویش تجربه می‌کنند (حقی، ۱۳۹۰). 

اثرها و ویژگی‌های تراجنسیتی می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. برای برخی از افراد، این احساس تعارض ممکن است بر روی تصورات و رفتارهای آنها تأثیر بگذارد. یک فرد مبتلا به ناهنجاری جنسی ممکن است به ‌تغییر جنسیت اقدام کند، یا این اختلال یا «هویت ترنس» خویش را علنی کند، یا ممکن است ‌هویت جنسی خود را پنهان کند و یا ممکن است در ظاهر فیزیکی خود تغییراتی ایجاد کند. از جانب دیگر، ویژگی‌هایی چون: کنجکاوی و داشتن تمایل برای کسب اطلاعات در مورد جنس مخالف، نارضایتی جنسی، سردرگمی و دلزدگی نسبت‌به جنسیت خویش، رفتارهای مشابه با جنسیت مخالف، طرز پوشش متمایل به جنس مخالف، افسردگی و انزوا‌گزینی و… در میان ترنس‌ها مشاهده می‌شود (مردانی، ۱۳۹۸). 

در افغانستان نیز، مانند بسیاری از جوامع، به‌ویژه کشورهای توسعه‌نیافته، صرف دو جنس (زن و مرد) ‌به‌رسمیت می‌شود و در مورد ماهیت و واقعیت اقلیت جنسی (تراجنسیتی یا ترنس‌ها) آگاهی لازم وجود ندارد و افزون بر به‌رسمیت نشناختن قانونی‌ـ‌حقوقی ترنس‌ها، انواع‌ تبعیض‌ها ‌‌در مورد ‌آنان روا ‌داشته می‌شود و انواع چالش‌ها ‌فراروی آنها ایجاد می‌شود‌. ترنس‌ها در افغانستان، در یافتن کار و استفاده از فرصت‌های اشتغال، دسترسی به‌ آموزش، مشارکت در اجتماع، سیاست و اقتصاد، ازدواج، تغییر جنسیت‌ و ‌موارد بسیار دیگر با مشکلات بنیادی درگیرند. تنها، حقوق اجتماعی و قانونی آنان ضایع نمی‌شود، بلکه به‌گونۀ مستمر مورد هتک حرمت، تمسخر، توهین و تهدید، اجبار، لت‌وکوب، طرد و … نیز قرار می‌گیرند. از جانب دیگر، بنابه فرهنگ خشن، قبیله‌ای و مردانه در این کشور، ترنس بودن در گفتارهای عامیانه و ‌عمومی به‌مثابه ‌یک «شرم‌» و ‌یک «فحش‌» مطرح است. 

در ادامه به بررسی تبعیض‌های ساختاری علیه این اقلیت جنسی می‌پردازیم و اینکه این تبعیض‌ها چه مشکلات و چالش‌هایی را فراروی زندگی این اقلیت جنسی به‌وجود آورده است. 

۱. ساختار خانواده و تبعیض علیه ترنس‌ها 

‌ساختار خانواده در افغانستان‌ مردانه، پدرسالارانه، محیط آن مشحون از فرهنگ قبیله‌ای و ‌اقتصاد خانواده مبتنی بر کشاورزی و دامداری است. در چنین خانواده‌هایی، اعضای مرد، اعضای قوی تلقی می‌شوند و از درآمدهای بالا و جایگاه‌های برتر برخوردارند و اعضای زن، ضعیف تلقی می‌شوند و فاقد درآمد و اشتغال‌اند و درنتیجه، ‌جایگاه و منزلت‌شان فروتر است. با این حال، ترنس‌ها قبل از ورود به جامعه با تبعیض، نابرابری، تمسخر و بی‌مهری خانواده مواجه‌اند. زیرا‌ ترنس‌ها‌ معمولاً ضعیف‌الجثه و شکننده‌اند و شخصیت غیرخشن دارند. تلقی خانوادۀ با فرهنگ قومی‌ـ‌قبیله‌ای ‌‌این ‌است که چنین افرادی‌ ‌نیروی جنگی‌‌ و ‌‌سرمایۀ اقتصادی شمرده نمی‌شوند و به‌گونه‌ای باعث سرشکستگی خانواده‌های خود نیز دانسته می‌شوند. بنابر‌این، افرادی با چنین ویژگی‌هایی که مورد تمسخر اجتماعی نیز قرار گیرند، در خانواده نیز با تبعیض و بدرفتاری مواجه‌اند. یعنی، ساختار خانواده در جامعۀ افغانستان علیه تراجنسیتی‌هاست و بی‌مهری و نابرابری علیه این اقلیت از خانواده آغاز می‌شود. ‌تبعیض و بی‌مهری در خانواده سبب ‌آسیب‌ها و پیامدهای‌ ‌فردی‌ و روانی مانند: سرخوردگی، بی‌نشاطی، عقده‌مندی، ناامیدی، کاهش اعتماد‌به‌نفس و احساس بی‌ارزشی، و باعث آسیب‌ها و پیامدهای اجتماعی‌ای چون: نداشتن فرصت‌ها و امکانات مشارکت در جامعه، بیگانه‌پنداری، نداشتن سرمایۀ اجتماعی، فقدان ‌حمایت از سوی خانواده در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می‌شود.  

۲. ساختار اجتماعی و تبعیض علیه ترنس‌ها  

ساختار اجتماعی جامعۀ افغانستان نیز ‌مانند ساختار خانواده، مردانه، خشن، قومی‌ـ‌قبیله‌ای، سنت‌گرایانه و ضد‌تفاوت‌هاست. ساختار اجتماعی این کشور، افزون‌‌بر ویژگی‌های بیان‌شده، به‌شدت انتساب‌گرا و با تقسیم‌بندی بیرون‌گروهی و درون‌گروهی است. در چنین ساختارهایی، اقلیت‌ها در کل مورد تبعیض قرار دارند. اما‌ اقلیت جنسی تراجنسیتی در معرض همۀ انواع تبعیض‌ها و نابرابری‌ها قرار می‌گیرند. ‌در این کشور، هویت‌های انتسابی مانند: قوم، زبان، مذهب، جنسیت و غیره غیرقابل تغییر است و جامعه، پیش از تولد، جایگاه‌ها و ارزش افراد را معین می‌کند‌. به این دلیل ترنس‌ها ‌در فرهنگ و گفتمان مسلط ‌اجتماعی منفور و مطرود است و ساختارهای اجتماعی و قشربندی سخت و نامنعطف آن ‌اجازۀ تغییر جنسیت یا آشکارسازی تمایل افراد را به‌غیر از جنسیتِ انتسابی آنان ‌نمی‌دهد. ساختارهای اجتماعی و فرهنگی این جامعه، ترنس‌ها را افراد ناقص، مجرم، منحرف، ضعیف و … تلقی می‌کند. چنین برچسپ‌هایی سبب می‌شود که این ‌‌اقلیت اجتماعی از آموزش، اشتغال، ازدواج، سفر، آزادی‌های مدنی‌ـ‌سیاسی و… محروم شوند.  

۳. ساختارهای حقوقی و تبعیض علیه ترنس‌ها 

ساختار حقوقی‌ـ‌قانونی افغانستان نیز تاحد‌ زیادی بر ساختار اجتماعی‌ـ‌فرهنگی این کشور بنا یافته است. بنابراین، در این کشور در مورد نقش و جایگاه قانونی و حقوقی ترنس‌ها هیچ بخش، بند‌ و ماده‌ای وجود ندارد. ‌به‌رسمیت‌نشناسی حقوق، آزادی‌ها و امتیازات ‌جمعیت کثیری از افراد، مصداق بارز تبعیض و ستم همه‌جانبۀ جنسیتی و نقض آشکار حقوق بشر‌ است. نظام حقوقی، مانند نظام اجتماعی این کشور، رفتارهای مجرمانه و تبعیض‌آمیز علیه این اقلیت جنسی را، که صرف به دلیل «هویت جنسی‌شان» اعمال می‌شود، محکوم نکرده است و چنین تبعیض‌ها و اجحاف‌هایی را، که روزمره علیه این اقلیت در همۀ بخش و ابعاد زندگی روی می‌دهد، ‌مردود ندانسته است. نظام حقوقی از تغییر جنسیت یا حتی تغییر پوشش و ظاهر افراد، که تمایل به پوشش و ظاهرسازی جنسیت دیگر دارند، نیز حمایت نمی‌کند. با وجود چنین خالیگاه‌های قانونی و تبعیض‌های حقوقی‌ای است که مردم‌ بی‌محابا علیه ترنس‌ها عمل می‌کنند. ترنس‌ها، در فقدان حمایت قانونی، مانند مجرم‌های خطرناک از مردم فراری و از ‌حقوق بشری و شهروندی‌شان محروم‌اند و ‌جسارت مبارزه برای احقاق حقوق شهروندی و بشری‌شان‌ را‌ ‌ندارند. 

در فرجام می‌توان گفت ترنس‌ها، یک واقعیت زیستی و اجتماعی‌اند. در طول تاریخ بشر و ‌جوامع انسانی متفاوت افرادی بوده‌اند که هویت جنسی و هویت زیستی‌شان متعارض بوده است. یعنی با آن جنسیتی که متولد و شناخته شده‌اند، سازگاری نداشته و از جنسیت خویش روگردان بوده‌اند. کشورهای توسعه‌یافته، این واقعیت را پذیرفته و این جوامع با چنین تفاوت‌های کنار آمده‌اند. حتی در جوامع جدید و باز، تذکر جنسیت در مدارک و اسناد را حذف و یا اختیاری کرده‌اند. اما در کشورهایی مانند افغانستان، تراجنسیتی‌ها با چالش‌های بزرگی روبه‌رویند. این چالش‌ها از ساختارهای این جوامع ناشی می‌شود؛ ساختارهایی که علیه ترنس‌ها، دو‌جنسیتی‌ها و دگرباشان ‌است. ساختارهایی که تفاوت‌ها را بر‌نمی‌تابد و هویت انتسابی و زیستی را غیرقابل تغییر می‌داند. اما در فرهنگ مردانه، خشن و قبیله‌ای افغانستان مشکل ترنس‌ها فراتر از به‌‌رسمیت نشناختن است، زیرا‌ آزار و اذیت، تمسخر، طرد، توهین، برچسپ‌ها، انسداد و… از تجربیات همه‌روزه ترنس‌هاست؛ امری با تسلط طالبان بر افغانستان، به‌گونۀ همه‌جانبه تشدید نیز شده است.  

منابع: 

حقی، سعید. (۱۳۹۰). روان‌شناسی بالینی، تهران: فرهنگ نو. چاپ سوم. 

مردانی، یاسین. (۱۳۹۸). دگرباشان جنسی، تهران. کویر. چاپ اول. 

* ثریا محبوب، نام مستعار ماستر حقوق و فعال حقوق اقلیت‌های جنسی در افغانستان است. 

Leave a comment