رستم سیرت*
مناقشه بر سر آب رود هیرمند میان گروه طالبان و ایران به نمایش مردانگی تمامعیار میان سربازان این دو رژیم مذهبی بدل شده است. در این نمایش مردانه، قربانیان اصلی که زنان در دو سوی مرزاند و بار سنگین کمبود آب و پیامدهای آن را بر دوش میکشند، نادیده گرفته میشوند.
فرمول جهانی برای حل مناقشات آبی میان کشورهایی که در بالای دریاها (upstream) قرار دارند و کشورهایی که در پایین دریاها (downstream) قرار دارند، وجود ندارد و کشورها بر اساس معاهدات دوجانبه آبها را باهم تقسیم میکنند. با اینکه مناقشات، به دلیل تغییرات در سطح بارانها و مقدار آب دریاها، برای دایم حل نمیشوند، اما معاهدات دوجانبه میان کشورها میتوانند از تنشها جلوگیری کنند. یکی از نمونههای موفق این معاهدات، معاهدۀ آب رود سند میان هند و پاکستان است که با وجود جنگهای بینالمللی میان این دو کشور همچنان بر جای خود باقی مانده و از تنشها کاسته است. افغانستان بهعنوان کشوری که رودخانههای زیادی از آن سرچشمه گرفته و به کشورهای همسایه سرازیر شده است، تنها با ایران بر سر تقسیم آب رود هیرمند معاهده امضا کرده است. این معاهده توسط موسی شفیق و عباس هویدا، نخست وزیران دو کشور در دوم حوت/اسفند ۱۳۵۱ امضا شده بود. معاهدۀ نامبرده و توافقات متعاقب آن تصریح میکند که نزدیک یکسوم آب متعلق به ایران و دوسوم آن متعلق به افغانستان است. با این حال، هر دو طرف یکدیگر را به نقض معاهده و پایبند نبودن به مفاد این معاهده متهم میکنند.
زنان دو سوی مرز قربانیان اصلی کمآبی و محروم از تصمیمگیری در مورد آن:
مناطق شمال شبهقارۀ هند، بخشهایی از آسیایی میانه و آسیای غربی، بهشمول افغانستان و ایران، با خشکسالیهای طولانی دست و پنجه نرم میکنند که زندگی ساکنان این بخش از جهان را با مشکل روبهرو کرده و باعث نزاعها میان کشورها نیز شده است. اما زحمت تهیه و حمل آب برای خانوارها بهصورت مضاعف بر دوش زنان است. زنان و دختران کمسن و سال مجبورند مسافتهای طولانی را طی کرده و بشکههای سنگین پر آب را حمل کنند که بر معیشت و صحت آنها تأثیر منفی میگذارد. این وضعیت بهویژه دختران جوان را، که اغلب مسئول تهیۀ آب برای خانوادههایشاناند، بیشتر متأثر میکند. از جمله مانع دسترسی آنها به آموزش میشود و فرصتها برای انجام کارهای خلاق و یادگیری مهارتهای مهم زندگی را از آنها میگیرد. در سیستان و بلوچستان ایران دختران بلوچ روزانه ۲ کیلومتر را یکبار با دبههای خالی و بار دیگر با دبههای پر طی میکنند تا مقداری آب به خانههایشان ببرند؛ پدیدهای که در ایران به نام «کولبری آب» مشهور شده است. هرچند کولبری آب در افغانستان به رسانهها گزارش نشده است، اما در تابستانهای خشک در ولایاتهای شمالغربی مانند بادغیس هر سال مردمان زیادی از خانه و کاشانههایشان مجبور به مهاجرت داخلی میشوند. در پاکستان ۷۲٪ آب مورد نیاز خانوادهها توسط زنان اغلب از جاهای دور تهیه میشود. دختران کولبر آب در درازمدت (بهویژه در بزرگسالی)، بهخاطر حمل ظروف سنگینِ آب در جوانی، از دردهای مفصلی پاها، کمر و گردن رنج میبرند.
در بحبوحۀ منازعه روی آب دریای هلمند، تأثیر آن بر زنان از سوی گروه طالبان و حکومت مذهبی ایران نادیده گرفته میشود. در این جوامع مردسالار، زنان در فرایندهای تصمیمگیری در مورد مدیریت و تقسیم آب میان دو کشور به حاشیه رانده شدهاند. نه رژیم طالبان و نه دولت ایران زنان را در مناصب مهم قدرت نمیگمارند یا آنها را در بحثهای مهم در مورد مدیریت آب و حل منازعات ناشی از کمبود آب درگیر نمیکنند.
دورنمای مشارکت زنان در مدیریت آبها
مردسالاری حاکم در مدیریت مؤسسات آب این کشورها مستلزم بررسی عمیق و دگرگونی هنجارها و فرهنگ نهادی است. مطالعات روی تصمیمگیریها در مورد مدیریت آب در شمال هند نشان داده است که مشارکت زنان در مدیریت آب و تصمیمگیریها و راهحلهای پایدار بسیار مهم است.i دیدگاهها، تجربیات و بینشهای زنان مؤسسات مدیریت آب را بهبود بخشیده و اثربخشی کلی سیاستها را افزایش میدهد. این مطالعه نشان میدهد در مناطقی که زنان در تصمیمگیری نهادهای مدیریت آب سهیم بودهاند افراد و خانوادههای طبقۀ پایین، کارگر و کمدرامد بیشتر مستفید شدهاند. بدون در نظر گرفتن نقش زنان در رسیدگی به کمبود آب و تغییرات اقلیمی، هرگونه پاسخی به این چالشها احتمالاً مؤثر نخواهد بودii. در تصمیمگیریها در مورد آب، مردان بیشتر به کشاورزی توجه دارند و کمتر آب را برای مصارف خانوادهها و نظافت تخصیص میدهند. از آنجایی که بار اصلی تهیۀ آب برای خانوارها در کشورهای منطقه به دوش زنان است، اشتراک زنان در نهادهای مدیریت و توزیع آب باعث خواهد که میان تخصیص آب برای کشاورزی و آشامیدن و نظافت تعادل ایجاد شود.
در حالی که گروه طالبان و ایران درگیر نمایش مردانگیاند، بحث دربارۀ دیدگاهها و نگرانیهای زنان در این کشورها، که قربانیان اصلی کمبود آب، خشکسالی و تغییرات آب و هوایند، امری ضروری است. از آنجایی که مشکلات کمبود آب در منطقه بیشتر میشود و ممکن است باعث شکلگیری مناقشاتی میان کشورهای مختلف شود، زنان باید در فرایندهای تصمیمگیری مرتبط با مدیریت آب فرامرزی مشارکت داشته باشند. مشارکت آنها میتواند به راهحلهای فراگیرتر و مؤثرتری بینجامد که به نیازها و چالشهای فرا روی این جوامع پاسخ گوید. در عین حال زنان در این کشورها نباید در مناقشات مردانه میان حکومتها و جریانهای ناسیونالیست، که زنان را به حاشیه راندهاند، سهیم شوند.
مناقشۀ جاری آب بین طالبان و ایران بر سر رودخانۀ هیرمند، نیاز فوری به اولویت دادن به رویکردهای زنانه در مدیریت آب را برجسته میکند. زنان، که در زمان کمآبی سنگینترین بار را به دوش میکشند، نباید در فرایندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری نادیده گرفته شوند.
*رستم سیرت، پژوهشگر حوزهٔ روابط بینالملل است.


